به گزارش ایسنا، در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ ( ۳۱ شهریور ۱۳۵۹)، عراق اقدام به تهاجم نظامی گستردهای علیه سرزمین جمهوری اسلامی ایران کرد. در همان روز ، ایران با اعمال محدودیتهایی در خصوص آزادی کشتیرانی در خلیج فارس، از خود واکنش نشان داد.
در ژوئن ۱۹۸۲( خرداد ماه ۱۳۶۱)، بعد از اینکه ایران نیروهای عراقی را به نحو موفقیتآمیزی از سرزمینش عقب راند، به نوبه خود، عملیات نظامی را در سرزمین دشمن پیگیری کرد. عراق به این منظور که ایران را وادار به پذیرش پیشنهادات صلحش کند، تصمیم گرفت که صدور نفت ایران از طریق دریا را قطع کند. در این راستا، مرحله به مرحله پایانههای نفتی، سکوهای استخراج و نفتکشهای حامل نفت ایران را هدف حملات هوایی خود قرار داد.
واکنش ایران، تشدید بازرسی کشتیهای بیطرف به منظور شناسایی قاچاق جنگی به مقصد عراق بود. به علاوه، نقض تعهد بیطرفی از سوی برخی دولتهای حاشیه خلیج فارس ایران را کم و بیش مجبور به حمله به نفتکشهایی کرد که عازم این کشورها بوده و یا از آن کشورها بارگیری کرده بودند.
در نهایت، ورود بخش عمدهای از ناوگان جنگی ایالات متحده به خلیج فارس و در نتیجه، تشدید بحران در منطقه، موجب اقدامات محدود نظامی علیه اهداف ایران گردید. در این راستا زمینه اقدامات به تدریج به منطقه دریایی کشانده شد که مسائل حقوقی پیچیدهای را به دنبال داشت.[۱]
محدودیتهای وارد بر آزادی کشتیرانی
در جریان چند ماه اول جنگ تحیملی، وزارت راه و ترابری و نیز سازمان بنادر و کشتیرانی ایران به ابتکار فرماندهی کل نیروی دریایی، چندین اطلاعیه خطاب به دریانوردان صادر کردند. بر اساس این اطلاعیهها، ایران به منظور کنترل کشتیرانی، یک منطقه جنگی در طول سواحل خود در خلیج فارس ایجاد و اقدام به محاصره دریایی عراق کرد.
منطقه جنگی ایران
این منطقه که در تاریخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ ( ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹) اعلام شد، آبهای بین ساحل ایران و یک خط را که با ترسیم خطوط مستقیمی، تقریباً ۱۲ مایلی جنوب جزایر ابوموسی و سیری را به جنوب “Cable Bank Light”[۲] و ۱۲ مایلی جنوبشرقی جزیره فارس وصل میکرد،دربرمیگرفت.[۳] این جزایر، جنوبیترین جزایر ایران در خلیج فارس هستند، لذا بر خلاف ادعاهایی که شده است،[۴] ایران هرگز منطقه جنگی خود را به تنگه هرمز توسعه نداده ، بلکه در تاریخ ۱۲ اکتبر ۱۹۸۰ ( ۲۰ مهر ماه ۱۳۵۹)، تعهد خود را به بار نگه داشتن تنگه مزبور جهت کشتیرانی، مورد تأکید مجدد قرار داد.[۵]
ایران با ایجاد این منطقه جنگی، دو هدف متفاوت را دنبال میکرد: هدف اول تأمین امنیت ایران بود؛ ایران قصد داشت با ایجاد منطقه جنگی، از ساحلش در برابر تعدی و تجاوز احتمالی کشتیها و به مخاطره افتادن امنیت ملی، حفاظت کند. به این دلیل کشتیهای خارجی که خواستند از منطقه مزبور عبور کنند، بایستی قبلاً از مقامات صلاحیت دار درخواست مجوز میکردند.
بر این اساس کشتیهایی که می خواستند وارد یک بندر ایرانی شوند، میبایستی قبل از عبور از رأسالکوه در مدخل تنگه هرمز، با مقامات بندرعباس تماس گرفته و خط سیر کشتی را به اطلاع آنها برسانند.[۶]
کشتیهایی که مقصد آنها بندر یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس بود، به دلایل امنیتی سابق الذکر، تحت مقررات شدیدتری بودند، لذا هر کشتی که چنین قصدی داشت، موظف بود که قبل از ورود با مرکز فرماندهی نیروی دریایی ایران تماس گرفته، اطلاعاتی مانند مبدأ حرکت، مقصد، مسیر، سرعت، زمان حرکت و تمام مشخصاتی را که تشخیص بعدی کشتی را فراهم ساز، در اختیار آنان بگذارد.[۷]
در هر دو مورد، هدف این بود که مقامات، قادر به تشخیص کشتیهای دشمن شده و مانع نزدیکی آنها به منطقه جنگی شوند.
دومین هدف ایران، تضمین کشتیرانی بینالمللی بود. همان طور که به کرات گفته شد، تردد در منطقه مزبور، به علت وقوع عملیات جنگی، میتوانست برای کشتیرانی بینالمللی خطراتی در برداشته باشد. ایران بدون اینکه قصد ایجاد منطقه ممنوعه را داشته باشد، به کشتیهای خارجی توصیه میکرد که با استفاده از خطوط کشتیرانی خارج از منطقه مزبور، از منطقه جنگی اجتناب ورزند تا به این واسطه از هرگونه خسارات احتمالی که ممکن بود در عبور از منطقه به آنها وارد شود، رفع مسئولیت کند.[۸] پس از آنکه در مورد خطرات احتمالی هشدار لازم داده میشد، ضرر و زیان احتمالی به کشتیهایی که اصرار به کشتیرانی از طریق منطقه مزبور را داشتند، به عهده خودشان بود.
به منظور تأمین ایمنی کشتیهایی که مبدأ و یا مقصدشان بنادر ایرانی بود، فرماندهان چنین کشتیهایی بایستی تضمین میدادند که قبل از انجام هر عملی، هماهنگیهای لازم را با نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران به عمل آورند و در عین حال وضعیت و موقعیتشان را در خلیج فارس هر یک ساعت یک بار به بندر ایرانی مربوطه اطلاع دهند.[۹]
منطقه جنگی ایران مشابه منطقه جنگیای بود که توسط ژاپن، طی جنگ با روسیه در سال ۱۹۰۴ به منظور دور نگه داشتن کشتیرانی بینالمللی از سواحل ژاپن، به عرض ۱۰ مایل ایجاد شده بود.[۱۰] منطقه مزبور با مناطقی که هم در جنگهای بینالمللی و هم در جنگ «فالکلند» و منطقهای توسط عراق در ۷ اکتبر ۱۹۸۰ (۱۵ مهرماه ۱۳۵۹) ایجاد شده، تفاوت داشت.[۱۱]
در این موارد هر کشتیای که اقدام به ورود به آن مناطق را ( که معمولاً مناطق ممنوعه نامیده میشوند) میکرد، به خودی خود به عنوان کشتی دشمن و متجاوز تلقی شده، سزاوار حمله بدون اخطار قبلی بود. ایجاد چنین منطقهای، عملی غیرقانونی و مغایر با اصل آزادی کشتیرانی بوده و در تعارض با مفهوم بیطرفی است.
«تا آنجا که منطقه جنگی اعلام شده هدفش تضمین امنیت در آبهای نزدیک سرزمین ایران میباشد، این امر نیز از نظر حقوقی قابل اعتراض نیست.»[۱۲]
به واقع «اهداف دفاعی ایران در اعمال محدودیت نسبت به مناطق نزدیک ساحل خود و مداخله محدودش در خطوط کشتیرانی بینالمللی هم، به این نظریه منتهی میشود که اقدامات ایران معقول بوده و لذا تحت چنین شرایطی قابل توجیه است.»[۱۳]
منابع:
در خصوص گاه شمار جنگ و حوادث عمده آن رجوع کنید به:
P .Balta (c.d.) Le Conflit Iran-Irak ۱۹۷۹-۱۹۸۹ notes et Etudes documentaries, no.۴۸۸۹ (۱۹۸۹-۱۴).[1]
[۲] . تخته سنگی است که بر روی آن چراغ دریایی تعبیه شده است.
[۳] . اطلاعیه به دریانوردان ، شماره ۵۹/۱۷-۱۳ شهریور ۱۳۵۹
[۴] نکاه کنید به :
S.H.amin , international and Legal Problems of the Gulf (۱۹۸۴). Pp.۵۳ ff Taken Up by N.Ronzitti, “Passage through international staits in the Time of international Armed conflicts: in International Law at the Time of its Condification. Essays in Honour of Roberto Ago (۱۹۸۷) , Vol II,P.۳۷۳
[۵] نامه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به دبیر کل سازمان ملل متحد ، سند شماره ۲۲۶/۱۴/S سازمان ملل
[۶] اطلاعیه به دریانوردان ، شماره ۵۹/۲۲ – ۲۵ آبان ۱۳۵۹
[۷] همان ، شماره ۵۹/۱۷ – ۳۱ شهریور ۱۳۵۹
[۸] همان ، شماره ۵۹/۱۷ ، ۳۱ شهریور ۱۳۵۹
[۹] همان ، شماره ۵۹ / ۲۰ – ۱۲آبان ۱۳۵۹
[۱۰] R.J. Dupuy- D. Vignes (eds ) , traite du nouveau droit de la mer (۱۹۸۵) , p۱۰۹۹.
[۱۱] R.leckon , “ The Iran-Iraq Conflict in the Gulf: the Law of war Zoned:, Internationaland Compat=rative Law Quarterly. Vol. ۳۷ . pp ۶۳۷ ff
[۱۲] F.V.Russo , Jr, “Neutrality at sea in Transition. States Practice in the gulf War as Emerging International Customary Law:, Ocean Development and International Law, Vol .۱۹ (۱۹۸۸). P.۳۸۹
[۱۳] R.Lecckon, op.cit,Supra, note ۱۰
انتهای پیام




نظرات