نشست بینالمللی میرداماد صبح امروز شنبه، ۱۷ اردیبهشت در دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان برگزار شد، غلامحسین ابراهیمی دینانی، استاد فلسفه داشنگاه تهران در این نشست با اشاره به اینکه میرداماد از بزرگترین و ناشناختهترین فیلسوفان است، اظهار کرد: این متفکر بزرگ، کتب بسیار ارزشمندی دارد که متأسفانه به خوبی و به درستی خوانده نشده است، چراکه ایشان قدری مشکلنویس بوده و به علت احاطه به زبان عربی، نثری سخت داشته است.
او ادامه داد: گفته میشود شاگرد را از استاد میتوان شناخت، اما در این مورد ملاصدرا که شاگرد میرداماد بوده و فلسفه و حکمت را نزد او آموخته و اندیشه او نشاندهنده عمق اندیشه استاد است، بیش از استاد خود شناخته و خوانده شده است.
ابراهیمی دینانی با اشاره به مباحث عمیق مطرح شده توسط میرداماد بیان کرد: میرداماد برخلاف صدرالمتألهین قائل به اصالت ماهیت است. او اعتقاد دارد با اصالت وجود، انسان به ابهام میرسد، اما ماهیت به وجود تعیُن میدهد و آن را از ابهام خارج میکند و میرداماد برای رهایی از این ابهام اصالت ماهیت را مطرح میکند.
این استاد فلسفه اضافه کرد: میرداماد در زمینه مبحث حدوث دهری، دفعی و تدریجی، حرکت قطعیه، توسطیه و عالیه مباحثی مطرح میکند که پیش از او مطرح نبود و این نشاندهنده نبوغ و عمق اندیشه اوست. اگرچه دو ویژگی در شخصیت میرداماد قابل تشخیص است؛ باور به خود و دیگری زبان و بیان سخت.
او تاکید کرد: با این وجود، اهل فلسفه باید میرداماد را همراه با اساتید خود از نو بخوانند و بازشناسی کنند، چنانکه در این مسیر بهدور از راحتطلبی قدم بگذارند و جدی باشند، ابواب جدید اندیشه عمیق میرداماد برآنها گشوده میشود.
به گزارش ایسنا، آیتالله سید مصطفی محقق داماد، استاد دانشگاه شهید بهشتی نیز در پیامی به این نشست گفت: میرفندرسکی و میرداماد از دیار فندرسک استان گلستان، چنان حوزه اصفهان را متحول کردهاند که این حوزه مرکزیت یافت و طلاب از کل ایران برای کسب دانش به این حوزه مهاجرت میکردند.
او ادامه داد: عظمت میرداماد در چند نکته است؛ اول اینکه جامعه منقول و معقول است، به این معنا که هم فقیه است، هم محدث و هم حکیم و مثل برخی از علما تنها در حکمت ورود نکرده است. این موضوع از رسالههای فقهی به جا مانده از او عیان است.
استاد دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اینکه میرداماد مؤسس مکتبی به نام حکمت یمانی است، گفت: او را معلم ثالث خواندهاند، چراکه حکمت و دانشی را خود بنیان نهاد و رشد داد که ملاصدرا بنمایه حکمت متعالیه را از حکمت یمانی میرداماد گرفته است.
او اضافه کرد: میرداماد در حکمت یمانی، حکمت مشاء، اشراق، کلام شیعه، آموزههای دینی شیعی، روایات اهل بیت و آیات قرآن بهره برده و همه اینها را در قالب یک جریان فکری تنظیم کرده است و بیشترین امتیاز این حکمت در مقایسه با سایر جریانهای فکری بهره بردن از روایات اهل بیت در این اندیشه است.
آیتالله محقق داماد تصریح کرد: متاسفانه آثار میرداماد کمتر خوانده میشود، چراکه ابنسینا و ملاصدرا هر دو بسیار زیبا مینویسند و در آثار خود نظم دادهاند که این نکته در آثار میرداماد کمتر به چشم میخورد.
سید مهدی امامی جمعه، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان نیز در این نشست گفت: میرداماد از بزرگترین فیلسوفان تاریخ جهان اسلام است و تفکر و فلسفه در عالم اسلام قابل تقسیم به دو بخش قبل و بعد از او است، اما حق و حقوقاش آن طور که باید ادا نشده است.
او ادامه داد: از نظر میرداماد نقش فلسفه، نقش آتش زنهای است که با ایجاد برق و شوک، افراد و وضع موجود را تکان بدهد، چراکه فلسفه برای پویایی و حرکت است و با ایستایی، رکود و پذیرش وضع موجود در هیچ زمانی سر سازگاری ندارد و مدام خواستار حرکت به سمتی مطلوب و متعالی است.
امام جمعه با اشاره به اینکه فلسفه، نظام اندیشهای برای تعالی است و به همین دلیل ملاصدرا فلسفه را سفر میداند، گفت: انسان عادت به سکون و ماندگاری دارد و این فلسفه است که با ایجاد شک و سوال او را به پویایی و حرکت وا میدارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان با اشاره به وضعیت اجتماعی زمانه میرداماد، بیان کرد: میرداماد در مقدمه کتاب صراط المستقیم از تراکم فتنهها و تجمع رنجها صحبت میکند؛ از به محاق رفتن خردمندان و اینکه علم دوستان خود را از دست داده و ظاهرگرایی و قشریگری ایجاد شده است. او اولین کسی است که متوجه ظاهرگرایی دینی و اخباریگری شکل گرفته در زمانه خود میشود و درباره آن هشدار میدهد و این یکی از مهمترین شاخصههای فیلسوف بودن و پیشرو بودن میرداماد است.
او اضافه کرد: عقلانیت عنصر محوری مباحث میرداماد است. میشود گفت او غیرتمندانه از ساحت عقل دفاع میکند و کوچکترین بیحرمتی به عقل را نمیپذیرد. از جمله از مولوی که در اشعار خود پای استدلالیان و عقلگرایان را چوبین مینامند شکوه کرده و به او پاسخ میدهد که برای دیدن پای آهنین عقل باید به سراغ افرادی مثل خواجه نصیرالدین طوسی رفت.
استاد فلسفه و کلام دانشگاه اصفهان ادامه داد: میرداماد در جایی امتیاز و برتری خود نسبت به ابنسینا و فارابی را بیان میکند و میگوید من با حکمت یمانی رویش و زایشی جدید در علم ایجاد کردم، پراکندگیها را جمع کردم و به مبارزه با جاهلیت فکری پرداختم. در اینجا منظور میرداماد از جاهلیت نه نادانی، بلکه جریانهای فکری منحرف ریشهداری است که ایجاد میشوند و بزرگترین ضربه را به علم، تفکر و اندیشه میزنند و مبارزه با این جاهلیت تنها از عهده فیلسوف و حکیم برمیآید. این مواردی که میرداماد بهعنوان امتیاز خود نسبت به دیگران و ویژگیهای حکمت یمانی مطرح میکند در واقع وظایف فیلسوفان و حکما در همه اعصار است که تنها کسی چون میرداماد به آن عمل کرده است.
امامی جمعه با اشاره به اینکه به میرداماد لقب ناقد فلسفه یونانی داده بودند، تاکید کرد: میرداماد هم نسبت به سنت رایج گذشته و نسبت به فلسفه یونانی نقد میکرد، آن هم نقد حرفهای، نه صرفا رد و انکار بلکه نقد به معنای پذیرش بخشهای مطلوب و جدا کردن بخشهای ضعیف و معرفی حکمتی بجای آن.
انتهای پیام




نظرات