ایران از سویی در اقلیم گرم و خشک قرار دارد و به صورت طبیعی نزولات طبیعی در کشور یکسوم میانگین جهانی است و از سوی دیگر وضعیت برداشت طی چند دهه اخیر بالاخص در دهه گذشته به دلیل افزایش چاههای غیرمجاز، شرایط دشواری برای چاههای آب زیرزمینی به وجود آمده است و اغلب این چاهها در بخش کشاورزی که بیشترین مصرف و کمترین بهرهوری را دارد، مورد استفاده قرار میگیرد.
آب را میتوان جزو منابع تجدیدپذیر تقسیمبندی کرد ولی توجه به عرضه و تقاضای آب میتواند نشان دهد که کشور در چه وضعیتی از منابع آبی قرار دارد. در طول زمان، منابع آب تجدیدپذیر کشور رو به کاهش بوده و کاهش بارندگیهای سالانه در طول سالهای اخیر، گرم شدن زمین و افزایش تبخیرها و خشک شدن برخی تالابها و دریاچهها سبب کاهش توان عرضه شده و از طرف دیگر افزایش سطح زیرکشت، افزایش سطح کشت آبی نسبت به دیم، افزایش مصرف بخش صنعت و نیز افزایش جمعیت، نیاز طرف تقاضا را بیشتر کرده است و قرار گرفتن ایران در اقلیم گرم و خشک، نشان میدهد که منابع آبی نسبت به قبل با محدودیتهای جدیتری مواجه است.
بحران آب به صورت خزنده در حال پیشروی است و در تعارض رفتاری نظام اجتماعی و منابع موجود گرفتار رهایی شده است و بالا بودن نسبت برداشت آب به منابع تجدیدپذیر که بیش از ۸۰ درصد است و ایران جایگاهی در بین کشورهای با سرانه برداشت بالا با بیش از هزار مترمکعب در سال دارد، نشان از وضعیت نامتعادل در عرضه و تقاضای آب در کشور است.
بیش از ۸۰ درصد منابع آب تجدیدپذیر کشور مصرف میشود که ۹۰ درصد همین میزان مورد استفاده بخش کشاورزی قرار میگیرد. سهم بالای کشاورزی از آب فقط مختص ایران نیست اما نکته مهم تفاوت در میزان تولیدی است که به ازای مصرف این میزان آب انجام میشود که همان بهرهوری آب نامیده میشود. از آنجایی که بهرهوری نشاندهنده میزان محصولی است که به ازای مصرف یک واحد نهاده به دست میآید، در بخش کشاورزی نیز تولید محصول به ازای هر لیتر آب مصرف شده، محاسبه میشود.
متاسفانه علاوه بر بهرهوری پایین آب در بحث کشاورزی، شاهد تلفات و هدررفت در بحث انتقال و توزیع آب به خصوص در بخش کشاورزی سنتی قابل توجه است و این در حالی است که آبهای زیرزمینی به عنوان یک منبع مهم آبی و پایداری سرزمنیی در سالها و دهههای اخیر، بیلان منفی را تجربه کرده و کمترین زیان خالی شدن سفرههای زیرزمینی، خالی شدن روستاها از سکنه، مهاجرت روستائیان به حاشیه شهرها و مهمتر از این دو، کاهش کشاورزی است اما شهرها نیز مصون از هدررفت آب نیستند.
بر اساس اعلام شرکت آب و فاضلاب استان زنجان، آب بدون درآمد در استان در بخش شهری ۲۲.۶ درصد و در بخش روستایی ۴۳.۱ درصد است که ۵۰ درصد این هدررفت به علت فرسودگی شبکه، شکستگیها، نشت و ... است. از نظر این شرکت آب بدون درآمد عبارتست از اختلاف بین حجم آب ورودی به سیستم (شبکه توزیع) و مصارف مجاز با درآمد طی یک سال که دارای سه بخش هدررفت واقعی، هدررفت ظاهری و مصارف مجاز بدون درآمد است. هدررفت واقعی به حجمی از آب گفته میشود که به صورت واقعی (فیزیکی) از شبکههای توزیع هدر میرود و شامل نشت از شبکههای توزیع، نشت از خطوط انتقال، نشت و سرریز مخازن و نشت از انشعابات مشترکان است.
هدررفت ظاهری نیز به حجمی از آب گفته میشود که مصرف شده است ولی به دلایل متعددی از جمله خطای کنتورهای مشترکان اندازهگیری نشده است. این هدررفت شامل خطای تجهیزات اندازهگیری، انشعابات غیرمجاز و خطای قرائت و انتقال دادهها میشود. مصارف مجاز بدون درآمد هم به مصارفی گفته میشود که استفاده از آن مجاز است ولی درآمدی برای شرکتهای آب و فاضلاب ندارد، مانند مصارف فرآیندی در تاسیسات آب و فاضلاب، مصارف آتشنشانی و ...
اما شهر زنجان مشکل دیگر غیراز هدررفت آب دارد، بالاآمدگی آب در جنوب شهر زنجان و به دنبال آن تخریب معابر، آسیب رساندن به خانهها، نشست زمین و هدررفت منابع آبی، از جمله آسیبهایی است که این بالاآمدگی آب به وجود آورده است.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای زنجان اعلام کرده بود که ۲۵ درصد شهر زنجان درگیر مشکل بالا آمدن آبهای سطحی است و احداث کانالهای انتقال رواناب و اصلاح شبکه آن، حفر چاه، احداث زهکشی و اصلاح شبکه توزیع از راهکارهای رفع این معضل است و در حال حاضر این معضل برای مطالعه به مشاور سپرده شده تا بتوان بر اساس اطلاعات دقیق تصمیمگیری کرد.
در دنیای امروز دیگر جنگ بر سر نفت نیست و اگر جنگی دربگیرد، بر سر منابع آبی خواهد بود. تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت زمین، مصرف بیرویه، بهرهوری پایین، هدررفت ظاهری و باطنی و بسیاری از موارد دیگر میتواند دلیلی باشد تا سیاستگذاران حوزه آب و مردم قدر قطره قطره آب را بدانند و مسئولان در اسرع وقت تصمیمی بگیرند تا دوباره شاهد شُرشُر آب زیر پوست شهر، چه به لحاط بالاآمدگی و چه به لحاظ فرسودگی شبکه نباشیم.
انتهای پیام




نظرات