به گزارش ایسنا، در یادداشتی در روزنامه اطلاعات آمده است: «قصد امروز از نوشتن «محک»، ارزیابی موجزی از مصاحبهها و نظریهپردازیهایی است که بعد از درگذشت «مهسا امینی»، هممیهن ما، از سوی روزنامهنگاران، تحلیلگران و استادان علوم سیاسی و اجتماعی منتشر شده است.
در کشور ما پارهای خبرها به چند علت یا دلیل سخت به باور عمومی مردم میرسد.
علت اول: خبرها بهخصوص اخبار حوادث اغلب دیر و غیر شفاف به اطلاع مردم میرسد. آن قدر غیر شفاف که موجی از شایعات گوناگون به صورت خبرهای تخریبی به خصوص از رسانههای بیگانه در خارج کشور به خورد مردم داده میشود و در محاورههای عمومی جامعه به شکلگیری شایعات میانجامد و همین شایعات که بر مبنای اطلاعات ناقص، جهتدار و غلط در افکار عمومی انعکاس مییابد، بالقوه میتواند عامل نارضایتی در سطوح مختلف قرار گیرد. در مورد اطلاعرسانی از چگونگی درگذشت هممیهن ما «مهسا امینی» نیز همین روال طی شده است. حاصل آن، ضربه سنگینتر به اعتماد عمومی جامعه و بسترسازی مرجعیت خبری و اطلاعرسانی برای مجموعه رسانههای معاند جمهوری اسلامی شده است.
علت دوم کاستیها و حفرههای گوناگون در مجموعه ارتباطات کارساز - و نه تبلیغاتی - دولت و مسئولان با مردم به صورت رسمی و غیر رسمی است.
اولین پیامد آن، ذهنیت «بیاعتمادی» است که به نسبتهای گوناگون از درون خانوادهها تا گروهها و قشرهای اجتماعی شکل میگیرد و منتشر میشود تا آنجا که ممکن است اصل «باورداشتن» در روابط اجتماعی به شکل «تظاهر» جلوه کند! این چرخه معیوب اطلاعرسانی در کشور ما و در جامعهای که بخش بزرگی از آن گرفتار مشکلات سخت معیشتی است، موجب میشود تا بسیاری از آحاد جامعه و به خصوص اقشار جوان که مدام از سوی رسانههای بیگانه زیر بمباران القاء یأس و ناامیدی قرار دارند، در انتظار جرقهای از حادثهای باشند تا خود را با فریاد اعتراض تسکین دهند.
نگاهی به گفتهها و نوشتههای اغلب روزنامهنگاران و صاحبنظران نشان میدهد که محور اصلی نقدهای آنها بر این جمله استوار است که باید باور کنیم بعد از گذشت بیش از چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی، در ایران و جهان، هم «زمان» و هم «زمانه» تغییر و تحول یافته است. اگر در مدیریت کلان در سطوح گوناگون آن و در روشهای برنامهریزی و اداره کشور به چنین رویکردی از واقعیتهای فردی و اجتماعی رسیده باشیم، لاجرم نیازمند تغییراتی در نحوه مدیریت کشور هستیم.
یکی از استادان جامعهشناسی دانشگاه تهران در مصاحبه ۳۰ شهریور خود با روزنامه اعتماد، در تحلیل شرایط کنونی و تفاوت آن با گذشته، میگوید: «در گذشته برخی از این راهبردها نتیجهبخش بود. مثلاً ماجرای سال ۸۸ را به رویکردهای ضد اسلامی ارتباط دادند و تا حدودی بحث را جمع کردند اما این رویکرد امروز حتی طرفداران اصولگرایان را نیز قانع نمیکند. در خوشبینانهترین حالت، مخاطبان قبلیشان را حفظ میکنند و مخاطب جدیدی جذب نمیکنند. کاری که صداوسیما میکند، فرقی با رویکرد ایران اینترنشنال ندارد هر دو تنها به دنبال بمباران تبلیغاتی هستند. هیچکدام به دنبال شفافسازی نیستند. گفتگوهای عمیق را در هر دو رسانه هم نمیبینیم. در حالی که باید لایههای موضوع از منظر علمی، طبقاتی، اقتصادی، سیاسی و ... بررسی شود. رسانه آزاد تلاش میکند دیالوگهای متفاوتی را شکل دهد نه اینکه فقط بمباران تبلیغاتی کند. به این دلیل است که بهرغم اینکه صداوسیما خود را مدام تکثیر میکند و از دو کانال به ۱۰۰ کانال رسیده اما نتوانسته مخاطبان خود را گسترش دهد، بلکه مخاطبان و مرجعیت خود را از دست داده است.»
نکته دیگر را در نقش ویژه فضای مجازی باید دانست. در همان نوشتار آمده است:
فضای مجازی بدون بهرهمندی از یک ساختار مرکزی، در حال ایفای یک نقش ویژه در شکل دهی به تنوع معنا در جامعه ایرانی است. فضای مجازی یک ورژن ثابت در دفاع از حاکمیت یا نقد حاکمیت ندارد بلکه لایههای متعدد رخدادها را جستوجو میکند و جالب اینجاست که اتفاقات اصلی در این قلمرو شکل میگیرد که صداوسیما به آن بیاعتنا است.»
در ادامه نگارش نقدها در این نوشته از محک، توجه خوانندگان را به نقش تغییرات نسلی معطوف میکنیم. درمصاحبه یکی از بانوان متخصص حوزه رسانه در روزنامه اعتماد، دوشنبه ۱۱ مهر جلب میکنم که گفته است: «… این اعتراضات عجیب نیست، سالهاست در خصوص وقوع آن هشدار میدهم، این نسل در ویدئوگیمها مبارزه و پیروزی را تمرین کرده است.»
استاد دانشگاه در نقد شرایط کنونی میگوید: « ... اعتراضها که از سوی جوانان بیان میشود، آنها زندگی خوب را نه فقط برای خود، بلکه برای پدران و مادرانشان و همه نسلهای ایرانی میخواهند.»
در نوشته زیر چنین آمده است: « ... نکته جالب آن است که اصلیترین تعداد معترضان و منتقدان به شرایط کنونی را، گروه سنی تشکیل میدهد که در دهههای پس از انقلاب به دنیا آمده و در تمام سالهای رشد و آموزشپذیریشان، در اختیار سیستم تربیتی و آموزشی کشور بودهاند ... به نظر میرسد بین معترضان و حکومت، یک زبان مشترک برقرار نیست. هر کدام از زاویه نگاه خود به مسائل نگاه میکنند، هر کدام حرف خود را میزنند و راه خود را میروند!»
بخشی از ایرانیان مقیم خارج، شبکههای معاند ماهوارهای، دولتهای غربی و رژیم صهیونیستی نیز در این رخدادها نقشآفرینی کردهاند که در نوشته آینده به آنها پرداخته خواهد شد.
عیار نقدها را باید سنجید و باز نقد کرد تا از این طریق هم حقیقت مکشوف شود و هم آرامش به دست آید.
به قول لسان الغیب «حافظ»:
«نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
تا همه صومعهداران پی کاری گیرند.»
انتهای پیام



نظرات