به گزارش ایسنا، روزنامه آرمان امروز نوشت: «عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است حاکمیتی که فرهنگی باشد به مردم خودش با دید مثبت نگاه میکند و اتفاقی که بر سر فوت مهسا امینی افتاد در واقع جرقهای بود بر انباشت ناراحتیها، عقدهها و مطالباتی که مردم و بهویژه جوانان و زنان داشتند.
در ادامه گزیده سخنان محمد صدر را میخوانید.
- این اعتراضات یک ریشه طولانی دارد که باید به آنها بپردازیم تا به طور دقیق بفهمیم و متوجه شویم که چه اتفاقی دارد در کشور میافتد.
- اساسا بینش یا رویکرد حکمرانی میتواند بر سه نوع فرهنگی، امنیتی یا سیاسی باشد: «بینش فرهنگی» خوشبینانه، «بینش امنیتی» بدبینانه و «بینش سیاسی» واقعبینانه است. حاکمیتی که فرهنگی باشد به مردم خود با دید مثبت نگاه میکند، همه مردم را از خودش میداند و آنها را دوست دارد و همه را طرفدار کشور میبیند. بینش امنیتی، درست عکس این است. نگاه بینش امنیتی به مردم منفی است و آنان را به عنوان فاسد، گناهکار، جاسوس و دنبال براندازی حکومت نگاه میکند. بینش سیاسی، واقعگرایانه است و سعی میکند واقعیتی را که در جامعه وجود دارد، ببیند و درک کند.
- همیشه به این فکر بودهام که ما در سیاست داخلی باید بینش فرهنگی داشته باشیم، یعنی به مردم خودمان با دید مثبت نگاه کنیم و همه را خوب بدانیم. در سیاست خارجی نیز باید بینش سیاسی و امنیتی داشته باشیم، یعنی هم واقعگرا باشیم و هم حداقل خوشبین نباشیم؛ چرا که ما در سیاست خارجی با «رقیب» و شاید بعضا «دشمن» مواجه بودهایم.
- در جمهوری اسلامی ایران این بینش فرهنگی که بینش خوشبینانه است، خوشبختانه در یک سال یا دو سال اول انقلاب کاملا پیاده شد. یعنی تا قبل از شروع جنگ و جنایتهایی که منافقین داشتند و شروع به ترور و آدمکشی کردند، حاکمیت ایران یک حاکمیت فرهنگی است که همه مردم - حتی مخالفین - را از خودش میداند. اگر در آن شرایط رادیو و تلویزیون را بررسی کنید، میبینید تلویزیون در اختیار همه مردم و حتی مخالفین بود.
- این جملات را در مجمع تشخیص هم گفتهام که ما باید بینش امنیتی حاکمیت را تغییر بدهیم و به طرف بینش فرهنگی و نگاه مثبت و خوب بیاییم. یعنی در واقع باید استراتژی نظام «لبخند به مردم» باشد نه اینکه «اخم به مردم».
- وضعیت الان صداوسیما طوری است که آدمی مثل فردوسیپور را که به گفته خود تلویزیون، برنامههای او بسیار جذاب بود و خیلی بیننده داشت، کنار میگذارند.
- راه حل همان است که ما بینش امنیتی را به بینش فرهنگی تبدیل کنیم. همین قضیهای که اتفاق افتاد و دل همه سوخت و همه از این اتفاق ناراحت و رنجور شدند، اگر عاقلانه با آن برخورد شده بود خیلی راحت میشد آن را جمع کرد. مثلا آقای رئیسی با خانواده آن مرحوم صحبت کرد و تسلیت گفت و گفت او مثل دختر من است. همین قضیه را باید ادامه میدادند و از طرف دیگر شروع به کار عاطفی میکردند. از آن طرف باید بلافاصله با چند نفری که این قضیه را ایجاد کردهاند برخورد کرده و بعد هم نتیجه تحقیقات را زودتر مطرح میکردند.
- علت اصلی اعتراضها همان برخورد غیر عاقلانه است.
- این تفکر که ما حجاب را به جای اینکه با بعد فرهنگی برای مردم حل کنیم با داغ و درفش بخواهیم حل کنیم، همان تفکر امنیتی است. حکومت نمیتواند با زور مملکت را اداره کند. باید قانع کنند و سیستم اقناعی به وجود بیاید. مثلا سر همین قضیه حجاب، چه قدر در این کشور کار فرهنگی شد؟
- من غیر از اینکه دستگیری دانشجویان را اشتباه میدانم، دستگیری آقای تاجزاده و محمدرضا جلاییپور را که من آنها را میشناسم، اشتباه میدانم. اینها کسانی بودهاند که براندازان و ضد انقلاب دائما به آنها فحش میدادند. من اصلا نمیدانم با چه منطقی اینها را دستگیر میکنند. من هیچکدام از اینها را به نفع نظام نمیدانم. آرزو میکنم یک عقلانیتی در بخش امنیتی کشور حاکم شود و انشاءالله بخش امنیت کشور هم بینشش را عوض و به بینش فرهنگی تبدیل کند.»
انتهای پیام



نظرات