براساس این پژوهش آمده است، از آنجا که علم در جهت رفع نیازهای بازار و صنعت کاربرد پیدا میکند، به تبع آن فرهنگ علم نیز تغییر میکند. محققان در پژوهشی با عنوان «تحول فرهنگی در علم؛ از علم دانشگاهی تا علم پسادانشگاهی» مطرح کردهاند که نظام علمی و دانشگاهی به عنوان یکی از مهمترین مؤلفههای توسعه علمی، به میزان تولید علم و دانش و فرهنگ به کارگیری آن بستگی دارد.
این پژوهش توسط محمد امین قانعیراد دانشیار مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، امیر ملکی دانشیار گروه جامعهشناسی دانشگاه پیامنور و زهرا محمدی دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه پیامنور انجام شده که نشان میدهد، علم در گذر زمان و در بستر اجتماعی دستخوش تغییراتی شده است؛ یعنی فکرها، ایدهها، عقاید، قاعدهها، هنجارها، ارزشها، اهداف و سبکها درباره کار و بار دانش دگرگون شده است و طرز نگاه و الگوهای ذهنی و رفتاری کنشگران و ذینفعان اعم از دانشگاهیان، پژوهشگران و مخاطبان آنها در مورد ماهیت دانش، کارکردها و معیارهای آن متحول شده است.
در واقع علم محصور در دانشگاهها پا به عرصه جامعه نهاده و سایر نهادهای اجتماعی در تولید و توسعه آن نقش ایفا میکنند و به این دلیل فرهنگ علم نیز تغییر کرده است. فرهنگ علم، موردی مجزای از رفتار و الگوهای رفتاری معمول و متداول در جامعه است و دارای باورها، ارزشها و معیارهای خاص خود است.
ارزشها، انگیزه و علایق کنشگران، عرصه علم را جهت داده و در مسیر مشترکی که ارتقاء دانش است، سوق میدهد. از این رو علم با تلاش مشترک کنشگران عرصه علم و با رعایت ارزشها و هنجارهای خاص آن توسعه مییابد. علم در تعریف جامعهشناختی مجموعهای از سازمانها از جمله دانشگاهها، دانشکدهها، سازمانهای تحقیقاتی، مجلات و مجاری ارتباطی، افراد، کنشهای علمی و هنجارهای کنش را شامل میشود.
علم دانشگاهی یک نهاد اجتماعی دارای فرهنگ مستقل است
علم دانشگاهی براساس آنچه که جامعهشناسان سنتی مطرح میکنند، یک نهاد اجتماعی دارای فرهنگ مستقل است که باورها، ارزشها و معیارهای خاصی دارد. در واقع علم یک پدیده عقلانی، همگانی، غیر اجتماعی و یکبعدی است؛ یا عبارتی علم یک شناخت تخصصی ناب و بیتأثیر از علایق فردی و گروهی است.
علم به منزله نظام معرفتی روشمندی است که مشتمل بر گزارههای آزمونپذیر است. بدین معنا که علم دارای هویت مستقل از دیگر حوزههای معرفتی بشر و محیط فرهنگی خود است. علم دانشگاهی فعالیتی مستقل و نهاد علم، مستقل از سایر نهادهاست که علم در درون رشتههای علمی انفرادی در دانشگاهها تولید میشود.
محرک اصلی توسعه دانش، کنجکاوی و جستوجو به خاطر خود علم است که با رعایت آداب علم به پیش میرود. انتشار نتایج تحقیقات و کشفیات جدید برای شهرت تولیدکنندگان علم اهمیت زیادی دارد و رابطه آن با نیازهای اجتماعی ضعیف است. دانشگاه یک مؤسسه و سازمان حرفهای مربوط به علم است که علم عمدتا در آن مراکز تولید و توزیع میشود.
قسمت عمده علم دانشگاهی، علم ایدهآلی است که از آب و رنگ اجتماعی سیاسی و فرهنگی به دور است. نمونه بارز آن در جامعهشناسی کلاسیک علم دیده میشود که با هنجارهای درونی رفتار عالمان را تحت تأثیر قرار میدهد.
جوامع در طی زمان مراحل مختلفی از جمله مدرنیته، صنعتی شدن، توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را متناسب با ویژگیهای زمینهای خود طی کرده یا میکنند و اکنون مرحله جدیدی برای جوامع به وجود آمده است که در این مرحله، تحت تأثیر انقلاب الکترونیکی و تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات، بر امواجی از جهانی شدن و در هم تنیدگی جوامع و بازارها به دوره فرامدرن و جامعه اطلاعاتی پرتاب میشوند.
در دوره فرامدرن پدیدههای جدیدی ظهور میکند و به تبع تحولاتی در زمینههای مختلف از جمله در حوزه علم ایجاد میشود و علم را وارد مرحله جدیدی تحت عنوان «پسادانشگاهی» میکند. زیر سوال رفتن ایده استقلال علم و پیوند آن با نهادهای غیردانشگاهی از یکسو و افزایش فارغ التحصیلان دارای آموزش در زمینه امور پژوهشی و برخی از مهارتهای تخصصی و عدم امکان جذب آنها در درون ساختار دانشگاهی از سوی دیگر، سبب شد تا شیوههای جدیدی از تولید علم فراتر از مرزهای دانشگاهی شکل گیرد.
با برقراری پیوند بین علم و جامعه، مراکز رسمی نیز در کنار دانشگاهها به فعالیت علمی پرداخته و پژوهشگران در آزمایشگاهها، صنعت و دفاتر مشاورهای مشغول به کار شدند. در نتیجه تعداد اماکنی که در آنها پژوهش کیفی میتوانست انجام شود، افزایش پیدا کرد. این افراد و سازمانهای آنها، منابع فکری و زمینه اجتماعی شیوه جدیدی از تولید دانش را شکل دادند. توسعه حمل و نقل و فناوری اطلاعات ظرفیت تعامل این مکانها را فراهم کرد و به ترکیب دانش و مهارت انجامید.
در بازکاوی علم دانشگاهی، اول اینکه رشتههای علمی به هم مرتبط اند و ممکن است تولید علم در درون یک رشته جامعیت پیدا نکند و کارایی لازم را نداشته باشد. دوم اینکه ممکن است ثروت و منافع بیش از شهرت علمی انگیزه ایجاد کند. سوم اینکه همیشه آداب علم رعایت نمیشود، برای مثال کنشگران علم، خالی از علایق خود نیستند و ممکن است در تفسیر علم نقش داشته باشند.
در نهایت امروزه علومی که در جهت رفع نیازها کاربرد دارند، اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. به دنبال خدشهدار شدن استقلال معرفت علمی، نسبیگرایی در علم مطرح شد. در این صورت علم توسط جامعه و با منطق زندگی روزمره کشف میشود. علم به عنوان برج عاج محصور در دانشگاه نیست و فعالیت علمی به محلیگرایی تنزل مییابد و گفتمان جای واقعیت را میگیرد.
تحولات سریعی که در اواخر قرن بیستم با فناوری ارتباطات رخ داد، موجب شد تا علم فراتر از مرزهای دانشگاهی توسعه یابد و نهاد علم با سایر نهادهای اجتماعی از جمله اقتصاد و سیاست رابطه تنگاتنگی داشته باشد. بنابراین علم و دانش به منظور کاربرد و به شیوه پژوهشی و فرارشتهای در نهادهای متنوع صنعت، تحقیق و توسعه و با توجه به نتایج علمی مورد تقاضا تولید میشود. در اینجا تجاریسازی تحقیقات اجتناب ناپذیر است و پژوهشگران در مقابل وجوه دریافتی از دولت یا نهادهای سفارشدهنده طرحها، مسئولیت اجتماعی دارند.
آموزش از نخبهپروری به سمت متوسطگرایی پیش میرود
آموزش نیز از نخبهپروری به سمت متوسطگرایی و فراگیرشدن پیش میرود که با گسترش آموزش عالی، بخشی از هزینهها توسط دانشجویان تأمین میشود و دانشگاه باید متناسب با نیاز و تقاضای دانشجویان عمل کند. دانشجویان نیز در ازای پرداخت شهریه انتظار موفقیت تحصیلی و بازار کار مناسب دارند.
نکته دیگر در این زمینه، تغییر رابطه استاد و دانشجو از شاگردپروری به رابطه تولیدکننده- مصرفکننده است که اساسا الگوی آموزش یک طرفه، جای خود را به فرآیند یاددهی- یادگیری در جهت توسعه مهارتهای لازم به منظور بقاء در بازار و برآمدن از عهده شرایط رقابتی میدهد و در این حالت، از استاد اسطوره زدایی میشود.
علاوه بر این آموزش به سمت غیرحضوری و مجازی پیش میرود که خود در جامعهپذیری علمی تأثیر میگذارد. به طور کلی هنجارهای معرفتشناختی که از درون نهاد علم رفتار کنشگران علم را کنترل میکرد تا تولید علم به خوبی پیش برود، جای خود را به منطق بازار داده است تا انتظار کارفرمایان برآورده شود. با مقایسه علم دانشگاهی و پسادانشگاهی وضعیت فرهنگ علم از فرامادیگرایی به سمت مادیگرایی پیش میرود و ارتباط علم با سایر نهادهای اجتماعی این تحولات را پیچیدهتر میکند.
این پژوهش در فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات فرهنگی ایران در سال 1392 منتشر شده است.
انتهای پیام



نظرات