محمد جعفر یاحقی، مدیرعامل خردسرای فردوسی ۱۲ دیماه، در این مراسم که با حضور علیرضا قیامتی، محمود فتوحی، نغمه دادور و تعدادی از استادید ادبیات برگزار شد، اظهار کرد: ۲۰ سال از تاسیس خردسرای فردوسی میگذرد اما به جرأت میتوان گفت فعالیتهای غیررسمی مرتبط با فردوسی و شاهنامه از ۵۰ سال پیش وجود داشته است. برای مدت زیادی رویای چنین کاری را داشتیم تا اینکه بالاخره هسته اولیه این بنیاد در دانشکده ادبیات و زبان فارسی دانشگاه فردوسی شکل گرفت. با توجه به اینکه یک فضای خلأ در اندیشه روشن و روحیه نشاط در خراسان احساس میشد و شاهنامه اثری بود که پیامها و محتوای بسیار زیادی را دارا بود برای تاسیس این نهاد بهترین گزینه ممکن مطرح شد.
وی ادامه داد: فردوسی نیز بهعنوان شخصی بزرگ و مهم در تاریخ ادبیات کشورمان، فردی بود که با سختیها و رنجهای بسیاری روبهرو شد اما در نهایت شجاعت به خرج داد و ایستادگی کرد. امروزه این رسالت بر تمامی مردم ایران است که از فرهنگ و زبان فارسی پاسداری کنند، چراکه زبان ما، پرچم فرهنگ ایرانی محسوب میشود. اگر در این راه تمام تلاش خود را داشته باشیم، هویت و تمام آنچه را که داریم را حفظ کردهایم. هویت ایرانی با شاهنامه و اندیشه قومی و ملی استوار میشود بنابراین به این زیست آزاد و سرشار از نشاط تمایل داریم و با توجه به اینکه روحیه حماسی در خون ما ایرانیان همواره جریان داشته است لازم است تنبلی و کاهلی را کنار بگذاریم.
مدیرعامل خردسرای فردوسی افزود: در این میان لازم است که مردم اهل خراسان توجه بیشتری به این موضوع نشان دهند، چراکه حدود ۸۰ درصد از حماسههای ملی از این منطقه سرچشمه گرفته است. فردوسی پرچمدار تمامی حماسهسرایان و حماسهبینانی است که امروزه ما هستیم و امیدوارم در ادامه نیز بتوانیم این پرچم را محکم و مستقل به دست آیندگان بسپاریم.
یاحقی با اشاره به اهمیت پاسداری از فرهنگ ایرانی گفت: از زمان افتتاح خردسرای فردوسی فعالیتهای بسیاری صورت گرفته است؛ مانند برگزاری جلسات ادبی و چاپ فصلنامهای به نام پاژ که تا امروز بالای ۵۰ شماره از آن به صورت منسجم منتشر شده است.

شاهنامه یک ابرمتن است
در ادامه محمود فتوحی رودمعجنی، استاد ادبیات و زبان فارسی دانشگاه فردوسی مشهد در رابطه با خوانش شاهنامه در عصر صفوی اظهار کرد: از زمان حکومت صفویه تا به امروز چیزی حدود ۲ قرن و نیم میگذرد و ارتباط مردم آن دوره با شاهنامه را نمیتوان تنها در یک گزاره خلاصه کرد. اگر بخواهیم شاهنامه را در دوران صفوی در یک چشمانداز روشن بررسی کنیم، ۱۰۰ سال نخست یا همان دوره اول از ظهور شاه اسماعیل تا ورود شاه عباس و دوره دوم حکومت صفویه که رو به ضعف و زوال است را شامل میشود. شاه اسماعیل سرداری به نام سلطان محمد استاجلو داشت؛ استاجلو یکی از ایلهای ترکمان است که امروزه در شرق ترکیه قرار دارد و در آن زمان بخشی از خاک ایران را شامل میشده است.
وی ادامه داد: سلطان محمد، حافظ شاهنامه بود و در جریان جنگهای مختلف با صدایی رسا به خواندن شاهنامه میپرداخت تا اینکه در جنگ چالدران کشته شد. شاه اسماعیل در آن دوران تنها ۱۱ سال سن داشت که تحتتاثیر صدای سلطان محمد استاجلو قرار میگرفت و از همان زمان شاه اسماعیل زیستن همراه با شاهنامه را آغاز کرد. درست ۲ سال قبل از مرگش در کارگاه سلطانیه واقع در تبریز که بزرگترین هنرمندان ایران مانند هرات در آنجا فعالیت داشتند تدوین شاهنامه طهماسبی آغاز شد. نگارش شاهنامه طهماسبی در سال ۹۲۸ هجری قمری آغاز شد و در سال ۹۴۸ هجری قمری به پایان رسید. این اثر حدود ۲۸۴ پرتره یا تکنگاره را شامل میشود که یک برگ از آن در یکی از حراجهای لندن به مبلغ ۱۲ میلیون دلار به فروش رسید.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به جایگاه شاهنامه در ارتش صفویه بیان کرد: در زمان شاه اسماعیل که ارتش حکومت صفوی مشغول جنگ و درگیری بودند و ترکمانان نیز بخشی از قلمروی ایران محسوب میشدند، با صدای شاهنامه به سمت جلو پیش میرفتند. شیبکان ازبک در سال ۹۱۳ هجری قمری تحت فشار لشکر صفوی بودند و تقاضا میکنند تا شاهنامه فردوسی به زبان ترکی ترجمه شود، چراکه آنها دیده بودند که سپاهیان شاه اسماعیل در میدان نبرد با خواندن ابیات شاهنامه دارای روحیه مردانه میشوند. اگر نگاهی به نحوه اسمگذاری خاندان صفوی بیندازیم شاهد نفوذ پررونق شاهنامه خواهیم بود، چراکه نسل قبلی شاه اسماعیل از نامهای ایرانی برخوردار نیستند اما اسمهایی مانند فرنگیس، طهماسب و سام میرزا برای فرزندان خود انتخاب میکند.
فتوحی رودمعجنی تصریح کرد: حضور پررنگ شاهنامه در دوران صفویه در قهوهخانهها و همچنین خوانش آن در میدانهای شهری مشهود است. به نقل از یک پژوهشگر و سایر منابع فردی به نام ملا مومن یکهسوار با یک قبا و کلاه مخصوص در قهوهخانهها شروع به شاهنامهخوانی میکرد و مردم به او پول میدادند. شاه عباس اول به صورت مرتب سالیانه مبلغ ۴۰ تومان را بهعنوان مقرری برای او تعیین کرده بود که تنها شاهنامه بخواند. یکهسوار بعد از پرداخت هزینه قهوهخانه و مالیات مبلغی را که برایش باقی مانده بود را بین درویشها تقسیم میکرد. اصفهان بهعنوان مرکز شعر ایران آن زمان و شاهنامهخوانی که قسمتی از آن محسوب میشد، افرادی که از صدا و لحن خوبی برخوردار بودند در قهوهخانهها شروع به خوانش میکردند.
وی با اشاره به جایگاه فردوسی در نزد یکی از اهل فلاسفه گفت: ملاصدرا به عنوان فیلسوف بزرگ شیعه درمورد فردوسی در کتابش اینگونه سخن میگوید: «و قال فردوسی القدوسی فی دیباجه کتابه» و در بیت معروف «جهان را بلندی و پستی تویی / ندانم چهای، هر چه هستی تویی» صفت «قدوسی» را به شخص فردوسی نسبت میدهد.
این استاد زبان و ادبیات فارسی اضافه کرد: در سفرنامههای معروفی مانند شاردن نیز به خوانش شاهنامه در میادین و قهوهخانهها نیز اشاره شده است.
فتوحی با اشاره به تفاوت جایگاه شاهنامه در دوران صفوی و پهلوی گفت: در دوره حکومت صفوی حس ایرانی بودن در میان مردم درحال تقویت بود و آنها با متن احساس نزدیکی داشتند. در زمان پهلوی متن به مثابه امری مقدس تعبیر میشد. شاهنامه یک ابرمتن است و اینگونه از آثار ادبی هیچگاه از فضای فرهنگی و اجتماعی خارج نمیشوند بلکه این حکومتها، فرقههای جدید و گفتمانهای زودگذر هستند که باید نسبت خود را ابرمتنها تعیین کنند.
در ادامه ابراهیم احمدی، مدرس زبان و ادبیات فارسی اظهار کرد: گوسانها، شاهنامهخوانان، نقالان و عاشیقها در تاریخ ایران مردمانی کوشا بودند که دانسته یا ندانسته به باروری درخت افسانهها، آیینها و قصههای ادبیات مکتوب و فولکلور یاری فراوان رساندند. بیگمان قبل از اینکه شاهنامه فردوسی موضوع پژوهش دانشگاهی و علمی در ایران شود قرنها بنمایه عمل هنرمندان شاهنامهخوان بوده است.
وی ادامه داد: در سیر تحول شاهنامهخوانی که خود میراثی از خداینامههای گوسانان پارتی و فارسی در سدههای پیش از اسلام است نقلها و آوازهای مناطق گوناگون نقش مهمی را بر عهده داشتند. از چهارگوشه ایران شاهنامهخوانان این اثر را به لحن مخصوص اقلیم خود زمزمه کردهاند و به امروز رساندند. در داستانهای شاهنامه میتوان به درکی از جامعهشناسی و ذوق ادبی و هنری مردمان نواحی گوناگون ایران پی برد. در این میان مردم خراسان از ارج و احترامی دیگر همواره برخوردار بودند و هستند.

شاهنامه پیش از آنکه حماسهای ملی باشد، حماسهای انسانی است
در ادامه علیرضا قیامتی، یک شاهنامهپژوه اظهار کرد: شاهنامه شناسنامه فرهنگی ایرانیان محسوب میشود. فلسفه وجودی خردسرای فردوسی نیز گسترش و استحکام اندیشههای ایرانی و فرهنگ شاهنامه هم در جامعه خودمان و هم در جامعه جهانی است. با توجه به فعالیت مرکزهای این موسسه در داخل کشور و سایر کشورها میتوان گفت پایگاههای فرهنگ و زبان ایرانی و فارسی مستحکم است. ما در این راه باید تلاش کنیم رگههای ایرانی را فریاد بزنیم. شاهنامه و آیینهای ایرانی بهعنوان پرچم هویتی ما به آسانی به دست نیامده است. فردوسی در زمانهای این اثر را سرود که سخن گفتن از ایران و اساطیر ایرانی با بیمهری روبهرو میشده است.
وی افزود: ابومنصور عبدالرزاق توسی که بنیانگذار شاهنامه ابومنصوری بود در چنین روزگاری به واسطه ریختن زهر در غذایش از بین رفت و افرادی که فعالیتهای مشابه داشتند همگی به نوعی یا حضورشان کمرنگ شد و یا حتی کشته شدند. در وضعیتی که شاهنامه را گناهنامه تلقی میکردند عده زیادی میپنداشتند که فردوسی نباید در مورد ایران و ایرانی صحبت کند و یا بنویسد. نظامی نیز پس از سرودن خسرو و شیرین تحت فشار زیادی از سوی اطرافیان و مردم قرار گرفت.
قیامتی خاطرنشان کرد: شاهنامه پیش از اینکه حماسه ملی ایرانیان باشد حماسه بشری، صلح و انساندوستانه است. رادی و جوانمردی در سرتاسر شاهنامه هویدا است؛ بهعنوان مثال در داستانی که خاقان چین اسیر میشود در کنار نکوهش جنگ میخواهد که با اسرا با احترام برخورد شود و حتی اگر از بین رفتند نیز در نهایت احترام و بدون مداخله مراسم خاکسپاریشان برگزار شود. در جایی دیگر از شاهنامه، فردوسی با اشاره به کودک همسری از این عمل بهعنوان کاری زشت و اهریمنی یاد میکند و در بخشی دیگر سپردن کار و شغل را به کودکان نکوهش میکند. اگر نگاه دقیقتری به شاهنامه فردوسی بیندازیم با مفاهیم بنیادین و ارزشمند زیادی مواجه خواهیم داشت که هنوز هم جامعه بشری بخش بسیاری از آن را درک نکرده اما فردوسی سالها پیش از آنان سخن گفته است.
انتهای پیام


نظرات