حجتالاسلاموالمسلمین محمد ملکزاده به مناسبت دهه بصیرت در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: با توجه به جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران و دفاع جانانهای که مردم ایران در برابر تجاوز اسرائیل داشتند، جا دارد به نقش بصیرتی مردم در برابر تهدیدات دشمن بیشتر توجه کنیم.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: در شرایط راهبردی پساجنگی این مسئله که چگونه جامعهای که در میدان نظامی مقاوم بوده، در میدان شناختی و ادراکی هم بتوانیم آن را پایدار نگه داریم، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
وی با بیان اینکه در این ارتباط چند سوال اساسی مطرح میشود، تصریح کرد: سؤال اول این است که مهمترین چالشها و تهدیدهای امروز بصیرت عمومی چیست و آیا این چالشها بیشتر ماهیت فرهنگی-رسانهای دارند یا ریشه در مسائل اقتصادی و معیشتی یا حتی ضعف در سیستمهای آموزشی دارند.
ملک زاده در ادامه اضافه کرد: برای پاسخ باید اشاره کنیم که تهدید اصلی امروز در حقیقت ترکیبی و لایهمند است، اما هسته فعّال آن میتواند شناختی و رسانهای باشد که بر بستر اقتصاد، آموزش و مسائل دیگر شکل میگیرد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به اینکه در تهدیدات فرهنگی-رسانهای که در حقیقت مهمترین و فعّالترین ضلع تهدید است، میتوانیم به جنگ روایتها اشاره کنیم، بیان کرد: دشمن در جنگ روایتها کمتر واقعیت را انکار میکند، بلکه بیشتر آن را معناگذاری میکند؛ یعنی تحریف علت، جابجایی مقصر، جابجایی ظالم و مظلوم، مظلومنمایی متجاوز و مسائلی از این دست.
وی افزود: دوم، بحث بمباران اطلاعاتی است که حجم زیادی از اخبار، تحلیلها و شایعات را به سطح گستردهای منتشر میکند، بهطوریکه قدرت تشخیص مردم و مخاطب را فرسوده میکند.
ملک زاده اظهار کرد: گاهی هم بر اساس شخصیسازی، نفوذ صورت میگیرد؛ یعنی دشمن و شبکههای اجتماعیاش سعی میکنند هر فرد را متناسب با ویژگیهای شخصیتیاش مورد هدف قرار دهند.
چالشهای اقتصادی باید به درستی تبیین شود
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تاکید بر اینکه در جنگ ۱۲ روزه، دشمن دقیقاً پس از اینکه در میدان ناکام شد، همین محور را فعال کرد، گفت: نکته دومی که باید به آن اشاره کنیم، بحث چالشهای اقتصادی و معیشتی است که در حقیقت بستر اثرگذاری جنگ شناختی هستند.
وی ادامه داد: فشار معیشتی میتواند بصیرت را از درون تهدید کند؛ نارضایتی اقتصادی، اگر درست تبیین نشود، میتواند باعث بدبینی نسبت به اصل مقاومت شود و این خطرناک است.
ملک زاده با بیان اینکه نکته سوم هم ضعف در واقع آموزشی و تحلیلی افراد است، بیان کرد: موضوع آموزش و سواد رسانهای بسیار مهم است؛ بسیاری از مردم خبر را میخوانند، اما چارچوب تحلیل درست را ندارند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه این خلأ میتواند آنها را به یک مصرفکننده صرف تبدیل کند، افزود: نتیجه هم این است که دشمن از رسانه حمله میکند، از اقتصاد نفوذ میکند و از ضعف آموزش سوءاستفاده میکند و باعث میشود روایتی که خودش میخواهد را در ذهن تثبیت کند.
وی در پاسخ به اینکه که نخبگان فکری، فرهنگی و رسانهای و همچنین رسانههای متعهد چه مسئولیت مشخصی در تقویت بینش و تحلیل جامعه دارند، آیا امروز این نقش به درستی ایفا میشود و مردم چگونه میتوانند رسانهها و گفتمانهای بصیرتافزا را از گفتمانهای گمراهکننده تشخیص دهند، گفت: میتوانیم مسئولیتهای مشخصی برای نخبگان و رسانههای متعهد مطرح کنیم، از جمله اینکه در تولید چارچوب تحلیلی مناسب عمل کنند، صرفاً خبر را منتشر نکنند، بلکه یک تحلیل درست و واقعبینانه به مخاطب ارائه دهند و سطح تحلیل را بالا ببرند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: آنها نباید صرفاً دنبال هیجان باشند؛ متاسفانه بسیاری از رسانههای ما و گاهی مرجعهای اجتماعی برای جذب مخاطب بیشتر، صرفاً سعی میکنند اخبار را در قالب هیجانی مطرح کنند تا مخاطبینشان افزایش یابد، نه اینکه قدرت تحلیل خواننده را تقویت کنند. آنها باید امید عقلانی تولید کنند، نه صرفاً به دنبال تطهیر ضعفها باشند و نه سیاهنمایی کنند، بلکه نسبتسنجی واقعبینانهای بین هزینه و فایده ایجاد کنند، همانگونه که در بحث مقاومت مطرح میشود.
مرز نقد درونگفتمانی و تخریب برونگفتمانی باید روشن شود
ملک زاده تصریح کرد: نکته سوم این است که مرز نقد درونگفتمانی و تخریب برونگفتمانی باید روشن شود؛ نقد بسیار خوب است، اما نباید بهصورت تخریبی و شکننده باشد. همچنین، نخبگان باید زبان مردم را بفهمند؛ فاصله نخبگان و مردم خود میتواند یک تهدید شناختی باشد و لازم است نخبگان با زبان مردم سخن بگویند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پاسخ به این پرسش که آیا این نقش امروز به درستی ایفا میشود یا نه، بیان کرد: باید گفت بخشی از آن ایفا شده و میشود، اما بخشی نیز ضعفهای جدی دارد.
وی با اشاره به اینکه از جمله این ضعفها میتوان به کلیگویی و واکنشهای دیرهنگام اشاره کرد، گفت: این امر باعث میشود دشمن از آن سوءاستفاده کند؛ در مقابل، برخی جریانها و چهرهها در جنگ اخیر نشان دادند که تحلیل آرام، مستند و اخلاقی میتواند جایگاه خود را داشته باشد و بسیار موثر باشد.
ملک زاده بیان کرد: در پاسخ به این پرسش که مردم چگونه میتوانند گفتمان بصیرتافزا را از گفتمان گمراهکننده تشخیص دهند، به نظر میرسد چند شاخص عملی وجود دارد. یکی اینکه ببینیم آیا این رسانه منبع، سند و استدلال درستی دارد یا خیر، یا فقط صرفاً به دنبال سوءاستفاده از احساس مخاطب است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه گفتمان بصیرتافزا معمولاً گفتمانی آرام، مستدل و گاهی تلخ است و صرفاً به دنبال جذب یا خوشنود کردن مخاطب نیست، اظهار کرد: در مقابل، گفتمان گمراهکننده معمولاً هیجانی، دوگانهساز و دوقطبیکننده است و میتوان این ویژگیها را برای تمییز آنها از هم به کار برد.
ملک زاده با تاکید بر اینکه اگر بصیرت به مرحله عمل نرسد، تبدیل به شعار میشود، تصریح کرد: ما باید اقدامات واقعی و در دسترس را در عرصه رسانه، در گفتگوهای روزمره، در زندگی اجتماعی، در حوزه معنوی و اخلاقی و عرصههای دیگر مد نظر قرار دهیم.
وی بیان کرد: در عرصه رسانه، مردم باید توجه کنند که خبری را که از شبکههای اجتماعی دریافت میکنند، فوراً بازنشر نکنند. قبل از بازنشر هر خبر، حتی اگر بر احساساتشان اثر گذاشته و آنها را تحریک کرده باشد، بهتر است چند دقیقه توقف کنند و بررسی کنند که آیا خبر مذکور منبع معتبری دارد یا خیر.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: ما حداقل میتوانیم روایتهای دیگر را نیز در کنار آن خبر ببینیم، صحتسنجی کنیم و ببینیم که آیا واقعاً رویداد مذکور در سایر منابع هم تأیید شده یا تنها از یک منبع نقل شده است. همچنین باید بین خبر، تحلیل و نظر شخصی تمایز قائل شویم؛ گاهی خبری که به نظر میرسد خبر باشد، در واقع نظر شخصی فردی است که آن را منتشر کرده است.
نظر شخصی نباید بهعنوان خبر یا تحلیل واقعی به دیگران منتقل شود
ملک زاده با بیان اینکه این نظر شخصی نباید بهعنوان خبر یا تحلیل واقعی به دیگران منتقل شود، ادامه داد: زیرا ممکن است ناخودآگاه باعث جوسازی نابجا شود، همچنین در گفتگوهای روزمره نیز میتوانیم تمرین کنیم که نظرات مخالف را بدون برچسبزنی بشنویم و بپذیریم.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: در جمعهای خانوادگی و دوستانه نیز سعی کنیم به جای پرداختن به شایعات، به گفتگوهای تحلیلی بیشتر بپردازیم و قدرت تحلیل خود را افزایش دهیم. در سبک زندگی اجتماعی نیز نباید نسبت به مسائل جامعه و مشکلات عمومی بیتفاوت باشیم؛ در واقع، بصیرت ضد بیتفاوتی است.
وی افزود: کسی که بصیر است نمیتواند بیتفاوت باشد و باید حمایت آگاهانهای از رسانهها و چهرههایی داشته باشد که متعهد هستند و در مسیر درست و در سمت درست تاریخ قرار گرفتهاند. در حوزه معنوی و اخلاقی نیز در سنت دینی ما آمده است که بصیرت را بهگونهای تعریف میکند که «نور الله فی قلب من یَشَاء»؛ یعنی نور خداوند آنجاست که او بخواهد. این به این معناست که اگر بخواهیم به بصیرت دست یابیم، باید نیت خود را پالایش کنیم و دنبال منفعت شخصی نباشیم.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تاکید بر عدالت گفت: در قضاوتهایمان، حتی در برابر دشمن، باید عدالت را رعایت کنیم، در مسیر حق با شجاعت بایستیم و در تحلیل خود همراه با عقلانیت حرکت کنیم. اینها مسائلی بسیار مهم هستند که میتوانند بهعنوان تمرینی برای ارتقای بصیرت فردی و اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند.
ملک زاده تصریح کرد: تجربه جنگ ۱۲ روزه نیز واقعاً نشان داد که مردم ایران در میدان عمل، مردمی بصیر هستند؛ جایی که احساس خطر میکنند، به میدان میآیند و پشت نظام میایستند، متحد و منسجم میشوند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه چالش اصلی ما این است که این بصیرت را در جنگ روایتها پایدار کنیم، یادآور شد: اگر نخبگان درست تبیین کنند، رسانهها بهصورت متعهدانه و مسئول عمل کنند و مردم هم تمرین تحلیل روزمره و بصیرتافزایی داشته باشند، قطعاً میتوانند در این مسیر موفق شوند و بصیرت از یک مفهوم انتزاعی به سرمایهای برای امنیت ملی و اجتماعی تبدیل شود.
انتهای پیام


نظرات