به بهانه صدمین سال تاسیس نخستین کتابخانه ملی کشور شامگاه ۱۴ دی دوستداران فرهنگ در کتابخانه ملی رشت گردهم آمدند تا یاد و خاطره ۱۶ نفر از نخستین اعضاء «جمعیت نشر فرهنگ» را گرامی بدارند. یاد و خاطره اعضایی که سنگ بنای نخستین قرائتخانه و سپس کتابخانه ملی را پایه گذاشتند، همچنان در تاریخ فرهنگی ایران ماندگار خواهد ماند.
کتابخانه ملی که در نخستین روزها با اهدای ۱۷۶۵ جلد کتاب کارش را آغاز کرد و حالا در صدمین سال تاسیس، یک میلیون جلد کتاب اهدایی دارد.
این گزارش نگاه متفاوتی دارد به چگونگی احداث نخستین کتابخانه ملی کشور در شهری که از گذشته تاکنون به علم دوستی و فرهنگ شهره بوده و به عبارتی شهر اولینهاست.
در ویژهبرنامه صدمین سال تاسیس کتابخانه ملی، تنها تجلیل از درگذشتگانی نبود که علاوه بر اهدای کتاب، با کمکهای خیرانه خود، خشت خشت نخستین کتابخانه ملی کشور را در رشت بنا نهادند، بلکه تجلیل دوباره از اهالی فرهنگ بود که بیشترین حاضرین خود نیز جزء اهداکنندگان کتاب به این مجموعه غنی بودند و در پایان مراسم ضمن تجلیل از اعضاء هیات مدیره فعلی جمعیت نشر فرهنگ، از «حسین فرهمند» مسنترین کتابدار که ۶۱ سال از عمر خود را در کتابخانه ملی رشت سپری کرده، تجلیل کردند.

حسین فرهمند، عمری را در انبوه کتابها و نسخ خطی و مجلات قدیمی چاپ رشت سپری کرده و حالا خود یک آرشیو زنده در کتابخانه ملی است.
نخستین کتابخانه ملی کشور در مرکز رشت و در جوار عمارت بلدیه قرار دارد. وقتی از طاق ضربی این ساختمان تاریخی که در ابتدای خیابان اعلم الهدی قرار دارد، وارد بنا میشوید، خود سازه نشان میدهد که ساختمان کتابخانه یکپارچه نیست. تاریخچهاش را که مطالعه کنید، معلوم میشود چگونه هربار سالنی به عنوان قرائتخانه، اتاقی برای مخزن نسخ خطی و سالن برای اجتماعات به بنای اصلی اضافه شده است.
ساختمان سه طبقه کتابخانه ملی رشت و عمارت بلدیه همزمان با هم ساخته شدند، آن هم بر گورستان قدیمی مرکز شهر. اولی تماما با کمکهای خیرانه و دومی با بودجه دولتی. اگرچه هر دو ساختمان، پی و آجر و ستون خود را بر قبرستان قدیمی مرکز شهر نهادند اما گویا استخوان و جوهره اندیشه نیاکانی که قرنها پیش در میان ما بودند، ستونهای این بنای فرهنگی را استوار نگه داشتهاند.

از درب کتابخانه که وارد شوید، شکوه پلههایی که به طبقه دوم میرود، معماری نئوکلاسیک اروپایی ابهتی به بنا میدهد. بنایی که معماریاش همچون دیگر بناهای تاریخی مرکز شهر است. اینجا امضای «موسیو دیمتری»، معمار کتابخانه را میتوان بر ستون کنار پلهها دید.
صورتک مرد اشکانی یا نمادی از هاترا(HATRA) که در قرن ۱۲ میلادی وارد اروپا شد. همین صورتک، خاطره معماری یونانی را تداعی میکند که برای ساخت موج شکن به انزلی آمد و در گیلان ماندگار شد و بناهای باشکوهی از جمله گراند هتل، مریضخانه بلدیه و کتابخانه ملی را از خود به یادگار گذاشت.
جلوی پیشخوان ورودی، سندی تاریخی به نمایش درآمده است که صورت عایدات و مخارج یک ساله جمعیت نشر فرهنگ را به سال ۱۳۰۵ نشان میدهد. سندی که با آمار دقیق، شفافیت مالی جمعیتی را نشان میدهد که برای ذره ذره کمکهای خیرانه حساب پس دادند تا همگان بدانند «جمعیت نشر فرهنگ» پولی را که از مردم دریافت کرده، برای چه کاری هزینه کرده است. عایداتی همچون فروش بلیت تئاتر، اعانهای که برای تعمیر مقبره فردوسی جمعآوری شده بود و مخارجی مانند نفت برای روشنایی، خرید اشتراک یک ساله مجلات داخل کشور و آبونمان مجلات فرانسوی همچون «لکتورپورتو» و حتی حقوق ۹ماهه «کریم پادو» که برای کتابخانه کار کرده است.

همین سند کافی است تا یادی کنیم از ۱۶ نفری که در هشتم خرداد سال ۱۳۰۴ خورشیدی در خانه «شیخ احمد سیگاری» جمع شدند. درست در سالهایی که جنبش جنگل، سرکوب شده و کشور در آشوب رفتن سلسله قاجار میجوشید، برخی از بازماندگان جنبش جنگل به فکر تاسیس کتابخانه افتادند، گویی با شکست جنبش مشروطه و جنگل، به این نکته مهم رسیدند که هرگونه تغییر فراگیری مستلزم آگاهی و بینش تمام طبقات اجتماع است. بنابراین جمعیتی را به نام «جمعیت نشر فرهنگ» پایهگذاری کردند. در میان هیات مؤسس، نام محمدعلی تربیت، رئیس وقت اداره معارف، نیز به چشم میخورد که نخستین کتابخانه دولتی را در تبریز بنیان گذاشت. او پیشنهاد داد نام کتابخانه را «تربیت» بگذارند اما کتابخانه ملی رشت نمیخواست دولتی اداره شود (هنوز هم پس از ۱۰۰ سال هیات مدیرهای اداره میشود). این پیشنهاد با مخالفت دیگر اعضا از جمله محمدعلی پیربازاری، وزیر دارایی جنبش جنگل، روبرو شد و نخستین هسته فکری نامش را «جمعیت نشر فرهنگ» انتخاب کرد. نامی که گویای اهداف هم بود.
آن شب شخصیتهای دیگری هم در خانه شیخ احمد سیگاری بودند که هرکدام بهق ول فردوسی «یکی مرد جنگی به از صد هزار». محمدحاتم، رئیس اداره نوغان که بعدها شهردار رشت هم شد، در میان اعضا بود. شاید هم او بود که توانست نظر «سرتیپ فضل الله زاهدی»، فرمانده قشون گیلان و «دبیر رعلایی»، کفیل وقت بلدیه رشت را جلب کند تا بخشی از زمین تسطیح شده قبرستان مرکزی رشت را برای احداث یک کتابخانه عمومی در اختیار «جمعیت نشر فرهنگ» قرار دهند.

آن شب، هرکسی به وسع خویش دست به جیب شد. «۱۸ تومان» نخستین اعانه جمع شده برای احداث کتابخانه بود و «دبیر علائی» هم قبول کرد، زمینی به ابعاد ۹ در ۳۰ متر از زمینهای تسطیح شده قبرستان را که عمارت بلدیه در آن ساخته میشد، در اختیار جمعیت قرار دهد و مبلغ ۳۰۰۰ تومان نیز برای آغاز به ساخت کتابخانه، از بودجه بلدیه کنار گذاشت.
بنای احداث کتابخانه ملی رشت آغاز شد، خشت به خشت، قِران به قِرانی که مردم کمک میکردند، هر وقت بودجه کم میآمد، تئاتری به روی صحنه میرفت و عواید حاصل از فروش بلیت برای ادامه کار هزینه میشد. هرکس شهردار میشد، باز سالانه بودجهای را برای تامین هزینههای کتابخانه در اختیار جمعیت قرار میداد، سنتی که هنوز هم پابرجاست.

از آغاز ساخت کتابخانه ملی تاکنون، علاوه بر بودجه، شهرداری رشت هربار قطعاتی از زمینهای مجاور قبرستان و از جمله حیاط اداره بلدیه را در اختیار جمعیت نشر فرهنگ قرار داد تا ساختمان کتابخانه وسیع تر شود. به همین دلیل است که معماری کتابخانه عجیب بنظر میرسد؛ چهارستون در پیاده راه که بالای آن سالنی بزرگ ساختهاند تا مخزن برای مجلات قدیمی باشد.
جمعیت نشر فرهنگ، اگرچه در ۱۳۰۴ موجودیت یافت، ولی تا ساختمان کتابخانه تکمیل گردد، راه درازی طی شد. از وقتی عمله روزی دو قران بود و بنّا روزی ۹ قران، کار ساختمان سازی شروع شد. ابتدا چند باب مغازه در طبقه نخست ساختند تا بتوانند با اجاره آن هزینههای ادامه ساخت را تامین کنند.

تاریخ احداث کتابخانه را که میخوانیم، نام دو مهندس معمار به چشم میخورد ابتدا «سردار اُف» آلمانی که ساختمان بلدیه را میساخت و همزمان از طرف بلدیه مامور ساخت کتابخانه هم شد. با رفتن وی، مهندس «موسیو دیمیتری کِلتزِک» یونانی الاصل که کار نیمه تمام کتابخانه را به پایان رساند.
مهرماه ۱۳۱۳ خورشیدی و به بهانه جشن هزاره فردوسی، دسته گروه موزیک شهرداری با گروهی از مسئولان شهر جلوی کتابخانه جمع شدند تا افتتاح رسمی کتابخانه ملی را جشن بگیرند.
کتابخانهای که بعدها بسیاری از چهرههای شاخص فرهنگی کشور به دیدنش رفتند؛ علامه دهخدا، ابراهیم پورداود، محمد معین، سعید نفیسی، ملک الشعرای بهار، عباس اقبال آشتیانی و... اما خون دل خوردنهای جمعیت نشر فرهنگ تا قران به قران جمع کنند، آنقدر سخت نبود که وقتی طیارههای روسی، سربازان خود را در گیلان پیاده کردند، پنج سال تمام کتابخانه ملی زیر چکمههای قزاق روس لگدمال شد؛ ساختمان کتابخانه سربازخانه سربازان اجنبی شد. در نخستین روزهای تجاوز روسیه در شهریور ۱۳۲۰، اعضای جمعیت نشر فرهنگ تلاش کردند کتابها را از کتابخانه خارج کنند تا سالم بماند.
بعد از خروج روسها از گیلان، کتابخانه دوباره سامان گرفت، با اعضای جدید با کتابهای اهدایی جدیدتر. با اشتراک نشریاتی همچون «پرورش» که دوره کامل آن در هیچ کتابخانه دیگری پیدا نمیشود. با ۲۸۰۰ جلد کتب و نسخ خطی.

سال ۱۳۳۹ خورشیدی، دوباره شهرداری رشت ۶دانگ زمین متصل به کتابخانه را رایگان در اختیار جمعیت نشر فرهنگ قرار داد تا به بخشهای کتابخانه اضافه شود. سال ۱۳۴۶ نیز دوباره شهرداری قطعه زمین باقی مانده از قبرستان قدیمی را به جمعیت داد و این بار شرکت ملی نفت ایران برای توسعه کتابخانه از جبهه ورودی کمک مالی کرد. این کمکهای مالی دولتی و غیر دولتی برای نگهداری و اداره نخستین کتابخانه ملی کشور در رشت همچنان ادامه دارد.

گرچه اعضای اصلی جمعیت نشر فرهنگ، سالهاست رخ در نقاب خاک کشیدهاند اما فقط حسین فرهمند که ۶۱ سال از عمر خود را وقف کتابخانه ملی کرده و عنوان قدیمیترین کتابدار ایران لقب گرفته با همراهی اعضای فعلی جمعیت نشر فرهنگ عباس شرفی ماسوله، سید مصطفی حسینی، علیرضا طیار، مهدی شهبازی، مریم هدایتی، غلامحسین موحدی، علی اکبر اصغری، محمدحسن قوامی، سعید احمدزاده و حسین رضاپور صدمین سال تاسیس کتابخانه ملی را با برگزاری مراسمی ویژه و پرشور گرامیداشتند.

گزارش از مهری شیرمحمدی
انتهای پیام


نظرات