• دوشنبه / ۱۵ دی ۱۴۰۴ / ۱۳:۵۹
  • دسته‌بندی: صنفی،فرهنگی‌ودانشجویی
  • کد خبر: 1404101509311
  • خبرنگار : 71974

استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه شهید بهشتی:

ایران مصرف‌کننده محصولات مدرن است، اما فرهنگ مدرنیته را نمی‌پذیرد

ایران مصرف‌کننده محصولات مدرن است، اما فرهنگ مدرنیته را نمی‌پذیرد

استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی گفت: جامعه ایرانی آیفون، خودروی مدرن و برج را دوست دارد، اما نظم، قانون‌پذیری و چارچوب‌مندی لازمه مدرنیته را به سختی می‌پذیرد.

به گزارش ایسنا، محمود سریع‌القلم امروز در دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس و در برنامه «سه مانع فرهنگی پیش‌روی توسعه ایران» با بیان اینکه توسعه‌یافتگی به معنای امروز آن یک پدیده جهانی نیست، گفت: توسعه‌یافتگی صنعتی، فناوری و علمی که ما امروز در دنیا می‌بینیم، در غرب اروپا و انگلستان آغاز شده است. اگر به ۱۵۰۰ میلادی بازگردیم، تفاوت‌های تمدنی چشمگیر بین اروپا، خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین وجود نداشت؛ همه جا سیستم‌های پادشاهی و اقتصاد فئودالی حاکم بود و حدود ۹۸ درصد مردم دنیا بی‌سواد بودند. عمده جمعیت جهان کشاورز بودند و امید به زندگی کمتر از ۵۰ سال بود. تفاوت‌های فناوری در دنیا چندان محسوس نبود.

وی با اشاره به کتاب‌هایی که درباره تاریخ توسعه‌یافتگی نوشته شده است، افزود: حدود ۳۰۰ کتاب وجود دارد که به‌طور علمی بررسی کرده‌اند چرا توسعه‌یافتگی از انگلستان و سپس شمال فرانسه و آلمان آغاز شد و بعد به کل اروپا و سپس مناطق مختلف دنیا منتقل شد. بنابراین توسعه‌یافتگی پدیده‌ای ایرانی، آسیایی، آفریقایی یا آمریکای لاتین نیست؛ این پدیده در یک جغرافیای خاص و با روندی تکاملی شکل گرفته و امروز با چهار انقلاب صنعتی به وضعیت فعلی رسیده است.

وی ادامه داد: این نخستین بنیان فکری من است؛ یعنی توسعه‌یافتگی از تبریز، تهران یا هیچ منطقه‌ای از ایران آغاز نشده و متعلق به جغرافیای ما نیست. حتی دانشگاه‌ها و سیستم آموزش مدرن که ما در آن لیسانس، فوق‌لیسانس و دکترا ارائه می‌دهیم، برگرفته از این روند جهانی است و تغییراتی که داده‌ایم، گاهی موجب کاهش کیفیت شده است.

سریع القلم با بیان دومین مفروض خود گفت: توسعه‌یافتگی فقط شامل صنعت، فناوری و محصولات آن نیست. همزمان با این پدیده، دو مفهوم دیگر نیز شکل گرفتند: مدرنیته و سرمایه‌داری. این سه مفهوم مانند سه ضلع یک مثلث با یکدیگر تکامل پیدا کرده‌اند و جلوه‌های آن‌ها در هر کشوری که توسعه‌یافتگی تسری پیدا کرده، دیده می‌شود.

وی توضیح داد: به عنوان مثال، در کره جنوبی شما صنعتی شدن و مدرن شدن را همزمان مشاهده می‌کنید. حتی تجربه‌ای روزمره می‌تواند نشان دهد که مفاهیم مدرنیته و نظم اجتماعی تا چه حد در جامعه نهادینه شده‌اند. دیروز صبح در محله‌ای که زندگی می‌کنم، پشت چراغ قرمز ایستاده بودم؛ تمام خودروها و اتوبوس‌ها بدون استثنا چراغ قرمز را رد کردند و تنها من پشت چراغ ماندم. این نمونه کوچک نشان می‌دهد که توسعه‌یافتگی تنها تولید و صنعت نیست بلکه رفتارها، نظم اجتماعی و فرهنگ مدرن هم بخشی از آن هستند.

وی با بیان اینکه جامعه ایران به‌شدت مصرف‌کننده محصولات مدرن و غربی است اما در پذیرش قواعد و الزامات مدرنیته با چالش جدی مواجه است، اظهار کرد: ما آیفون، خودروی مدرن، برج، دانشگاه، جاده و فرودگاه را دوست داریم، اما نظم، قانون‌پذیری، حساب‌وکتاب و چارچوب‌مندی که لازمه مدرنیته است را به‌سختی می‌پذیریم.

وی با اشاره به اینکه اگر به یک ایرانی بگویید یخچال آلمانی یا یخچال ایرانی با قیمت یکسان، اغلب گزینه آلمانی را انتخاب می‌کند، افزود: این علاقه شدید به محصولات مدرن وجود دارد، اما وقتی به رعایت قانون می‌رسد، مشکل آغاز می‌شود؛ از رانندگی با سرعت‌های غیرمجاز گرفته تا بی‌نظمی اداری و بی‌توجهی به وقت مردم.

مدرنیته بدون فرهنگ آن در ایران وارد شده است

این استاد دانشگاه با بیان اینکه توسعه‌یافتگی ظاهری به کشور آمده اما فرهنگ آن نهادینه نشده است، ادامه داد: ما زیرساخت داریم؛ جاده، بندر، فرودگاه، دانشگاه و برج داریم، اما در همان جاده‌ها افرادی با سرعت‌های بسیار بالا رانندگی می‌کنند، بدون اینکه بدانند چه پیامدهایی ممکن است داشته باشد. یا در اداره‌ها می‌بینیم که ساعت ۹ صبح هنوز کار مردم آغاز نشده است.

سریع‌القلم با تأکید بر اینکه مشکل اصلی ما نپذیرفتن فرهنگ مدرنیته است، تصریح کرد: ما محصولات مدرن را می‌خواهیم اما قواعد آن را نه، و این تناقض، ریشه بسیاری از مشکلات ساختاری ماست.

غلبه اندیشه چپ در دانشگاه‌های ایران

وی با اشاره به اینکه صحبت درباره سرمایه‌داری در ایران همواره دشوار بوده است، اظهار کرد: تاریخ روشنفکری ایران به‌شدت تحت تأثیر اندیشه‌های چپ مارکسیستی، به‌ویژه در دهه‌های ۳۰ تا ۵۰ بوده است. در آن دوره، فرد فرهیخته، اهل کتاب و قلم، غالباً چپ‌گرا تلقی می‌شد.

این استاد اقتصاد سیاسی با بیان اینکه امروز هم در بسیاری از دانشگاه‌های ما اندیشه چپ بر سایر دیدگاه‌ها غلبه دارد، افزود: این اندیشه بر این باور است که همه چیز باید دولتی باشد و دولت باید همه‌کاره جامعه تلقی شود؛ در چنین فضایی، صحبت از سرمایه‌داری بسیار دشوار می‌شود.

مارکسیسم ایرانی؛ غیراروپایی و غیرنظری

سریع‌القلم با اشاره به تجربه‌های شخصی خود گفت: من مارکسیست‌های فرانسوی، اسپانیایی، مکزیکی و برزیلی را از نزدیک دیده‌ام؛ اغلب آن‌ها انسان‌هایی آزادی‌خواه، اهل کتاب، چندزبانه و عمیقاً آشنا با مکاتب فکری مختلف بودند. اما مارکسیسم ایرانی عمدتاً الگو گرفته از شوروی یا چین بوده، نه از سنت اروپایی آن.

وی با بیان اینکه مارکسیست‌های ایرانی کمتر با متون اصلی آشنا بوده‌اند، افزود: بسیاری از فعالان چپ در ایران حتی آثار کلاسیک مارکس، از جمله «سرمایه» را نخوانده بودند و بیشتر فعالیت خیابانی و سیاسی داشتند تا فعالیت نظری.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه مدرنیته همزمان با تکامل سرمایه‌داری رشد کرده است، گفت: من بارها با دوستان اصلاح‌طلب بحث کرده‌ام و گفته‌ام که اگر متون توسعه و دموکراسی را می‌خواندید، متوجه می‌شدید که دموکراسی نتیجه تکامل نظام سرمایه‌داری است.

سریع‌القلم با اشاره به تجربه تاریخی کشورهای غربی بیان کرد: آمریکا در سال ۱۷۷۶ تأسیس شد، اما تا ۱۹۲۴ دموکراتیک نشد؛ پیش از آن، فقط مردان ثروتمند حق رأی داشتند. انگلستان هم با وجود ۷۰۰ سال سابقه پارلمان، تازه در سال ۱۹۲۴ به دموکراسی کامل رسید.

وی افزود: دموکراسی زمانی شکل می‌گیرد که طبقه متوسط به‌وجود آید؛ طبقه‌ای که برای ثبات سیاسی، نهاد، حزب و قواعد اجتماعی می‌خواهد. ما در جهان کشوری نداریم که دموکراتیک باشد اما اقتصاد سرمایه‌داری نداشته باشد.

جدایی اقتصاد و سیاست، دموکراسی را بی‌معنا می‌کند

سریع‌القلم در ادامه با بیان اینکه برخی گمان می‌کنند دموکراسی با میزگرد، ترجمه کتاب و بیانیه سیاسی به‌دست می‌آید، تأکید کرد: تا زمانی که یک کشور از نظر اقتصادی و سیاسی مسیر تکامل طبیعی خود را طی نکند، دموکراسی معنایی نخواهد داشت و جدایی این دو حوزه، عملاً امکان‌پذیر نیست.

این استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه جوهر اندیشه آیزایا برلین را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد، گفت: مادامی که در یک کشور، قدرت اقتصادی از قدرت سیاسی جدا نشود، آزادی متولد نخواهد شد و این یک تجربه روشن و آزموده‌شده بشری است.

وی با اشاره به اینکه سال‌ها با متون نظری غرب و آثار متفکران برجسته سروکار داشته است، افزود: یکی از استادانم به ما آموخت که هر کتاب ۳۰۰ یا ۴۰۰ صفحه‌ای را باید بتوان در یک پاراگراف و حتی یک جمله خلاصه کرد. اگر بخواهیم تمام آثار آیزایا برلین را در یک جمله جمع‌بندی کنیم، همین گزاره است که بدون تفکیک اقتصاد از سیاست، آزادی شکل نمی‌گیرد.

توسعه بدون اقتصاد سالم ممکن نیست

این استاد دانشگاه با بیان اینکه ایرانیان بیش از ۱۷۰ سال است به‌دنبال آزادی و دموکراسی هستند، تصریح کرد: مشکل اصلی اینجاست که ما کمتر با متون توسعه و کمتر با فرآیندهای تاریخی غرب آشنا بوده‌ایم. به همین دلیل، اندیشمندان و سیاستمدارانی مانند محمدعلی فروغی در تاریخ ما نادر هستند؛ افرادی که هم در عمل و هم در تولید متن، این مسیر را به‌درستی درک کرده بودند.

سریع‌القلم با اشاره به اینکه نخستین گام توسعه، سالم‌سازی اقتصاد است، ادامه داد: باید اقتصاد یک کشور به‌گونه‌ای سامان پیدا کند که طبقه متوسط شکل بگیرد. پس از آن، این طبقه به دلیل نیاز به ثبات، کشور را به سمت نهادسازی، قانون‌گرایی و در نهایت دموکراسی سوق می‌دهد.

مدرنیته و سرمایه‌داری؛ دو مفهوم به‌هم‌پیوسته

وی با تأکید بر اینکه مدرنیته و سرمایه‌داری از هم تفکیک‌پذیر نیستند، گفت: این دو مفهوم از مشتقات جدی یکدیگرند. نمی‌توان ادعا کرد که کشوری بدون طی‌کردن این فرآیندها به توسعه دست یابد.

این استاد اقتصاد سیاسی با اشاره به تجربه‌ای شخصی بیان کرد: یک‌بار دانشجویی از دانشگاه تربیت مدرس به من ایمیل زد و گفت که به دیدگاه‌هایم نقد دارد و اصلاً نمی‌خواهد توسعه پیدا کند و ترجیح می‌دهد بر اساس سنت‌های خود زندگی کند. وقتی با او گفت‌وگو کردم، دیدم خودش، همسرش و فرزندش از آیفون استفاده می‌کنند، لپ‌تاپ دارند، با هواپیما و خطوط هوایی مدرن سفر می‌کنند و یخچال خارجی در خانه دارند.

زندگی در جهان مدرن بدون پذیرش منطق آن ممکن نیست

سریع‌القلم با بیان اینکه ما عملاً در دل جهان مدرن زندگی می‌کنیم، افزود: اگر اینترنت، برق یا فناوری‌های مدرن نباشد، زندگی روزمره ما مختل می‌شود. نمی‌توان گفت توسعه و شناخت جهان را نمی‌خواهیم، اما همزمان از تمام فرآورده‌های آن استفاده کنیم.

وی ادامه داد: ما می‌توانیم انسان‌های اخلاق‌مدار، راستگو و متعهد به خدمات اجتماعی باشیم، اما این یک بحث جداگانه است. مسئله اینجاست که منظومه جهانی موجود، منظومه‌ای است که از حدود ۵۰۰ سال پیش در غرب، به‌ویژه از انگلستان آغاز شده و همه فرآورده‌های آن نیز در همان چارچوب شکل گرفته است.

امکان بومی‌سازی وجود دارد، اما نه انکار جهان

این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه کشورهای مختلف گفت: کشورها می‌توانند نسخه‌های بومی خود را طراحی کنند. در ژاپن، نهاد خانواده همچنان حفظ شده است؛ در چین، مدل کسب‌وکار و اقتصاد غربی پذیرفته شده، اما فرهنگ اجتماعی بر پایه کنفوسیوسیسم باقی مانده است؛ در هند نیز ساختار اقتصادی مدرن با سنت‌های بومی و هندو تلفیق شده است.

سریع‌القلم تأکید کرد: این عناصر قابل تفکیک‌اند، اما قابل حذف نیستند. نمی‌توان جهان مدرن را نادیده گرفت و انتظار داشت که توسعه‌ای پایدار شکل بگیرد.

وی با طرح یک نکته چالشی اظهار کرد: بر اساس مطالعاتم در متون دینی و متون غربی، به این نتیجه رسیده‌ام که جهان‌بینی دینی و جهان‌بینی غربی اشتراکات بنیادین اندکی دارند. همین تعارض باعث شده که ما مدام در حال تغییر سیستم و دچار فراز و نشیب‌های فکری و نهادی باشیم.

این استاد اقتصاد سیاسی افزود: ما هم می‌خواهیم متدین باشیم، هم از جذابیت‌های زندگی مدرن لذت ببریم؛ هم به ارزش‌های سنتی پایبند باشیم و هم سبک زندگی غربی را انتخاب کنیم. جمع‌کردن این‌ها با هم کار بسیار دشواری است.

آشفتگی نظری، مانع شکل‌گیری سیستم منسجم

سریع‌القلم در ادامه با بیان اینکه این آشفتگی فکری و تئوریک باعث شده که ایرانیان نتوانند یک سیستم منسجم و پایدار طراحی کنند، گفت: نظام ما ترکیبی از سنت، تاریخ ایران پیش و پس از اسلام، شرق و غرب است، بدون آنکه به یک چارچوب روشن و یکپارچه برسد. در مقابل، کشورهایی مانند چین توانسته‌اند با تفکیک حوزه‌ها، یک سیستم کارآمد و منسجم برای اقتصاد، تجارت، روابط خارجی و صنعت خود ایجاد کنند.

این استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه: ایرانیان در حوزه‌های گوناگون علمی، هنری و فنی در زمره سرآمدان جهان قرار دارند اما در حکمرانی با شکست مواجه شده‌اند، گفت: مسئله اصلی ما ناتوانی انسانی نیست، بلکه ناتوانی در مدیریت سیاسی و نظام حکمرانی است.

وی با اشاره به اینکه ایرانیان در معماری، پزشکی، مهندسی، هنر، موسیقی، تئاتر و کارآفرینی استعدادهای درخشانی دارند، افزود: بدون تردید در تاریخ فلسفه جهان، نمونه‌ای هم‌تراز با سهروردی یا ابن‌سینا به‌سختی می‌توان یافت. در دانشگاه‌ها و مراکز علمی داخل و خارج از کشور نیز ایرانیان از نظر توان علمی و تخصصی در سطح بالایی قرار دارند.
کارآفرینی ایرانیان بی‌نظیر است، اما حکمرانی ناکارآمد مانده است

این استاد دانشگاه با بیان اینکه ارتباط نزدیکی با بخش خصوصی کشور دارد، تصریح کرد: کارهایی که کارآفرینان ایرانی، چه در گذشته و چه در حال حاضر، انجام داده‌اند واقعاً تحسین‌برانگیز و کم‌نظیر است. ایرانیان از نظر ذوق، خلاقیت و توان اجرایی ظرفیت‌های فوق‌العاده‌ای دارند، اما این توانمندی‌ها در سطح حکمرانی به‌درستی به کار گرفته نشده است.

سریع‌القلم تأکید کرد: اگر منصفانه قضاوت کنیم، مشکل ایران کمبود استعداد انسانی نیست؛ مسئله در شیوه اداره کشور و ناتوانی در طراحی یک نظام حکمرانی کارآمد است.

علوم انسانی بدون نگاه میان‌رشته‌ای ناقص است

وی با طرح یک مثال گفت: همان‌طور که یک پزشک سال‌ها آناتومی بدن انسان را به‌صورت شبکه‌ای و سیستماتیک مطالعه می‌کند، علوم انسانی نیز به چنین نگاهی نیاز دارد. جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، اجزای به‌هم‌پیوسته یک کل هستند و نمی‌توان آن‌ها را جدا از هم فهمید.

این استاد اقتصاد سیاسی با اشاره به تجربه دانشگاه‌های آمریکا بیان کرد: در آمریکا دانشکده‌ای با عنوان اقتصاد وجود دارد، اما هم‌زمان روان‌شناسی، سیاست و جامعه‌شناسی هم در آن تدریس می‌شود. حتی از دانشکده مهندسی برق به من نامه زدند که بیایم درباره توسعه اقتصادی درس بدهم، چون معتقد بودند مهندسان هم باید با این مفاهیم آشنا باشند.

تغییر توسعه بدون تغییر عادت‌ها ممکن نیست

سریع‌القلم با تأکید بر اینکه تا زمانی که عادت‌های فکری و رفتاری ما تغییر نکند، توسعه اتفاق نمی‌افتد، گفت: من آگاهانه از واژه عادت استفاده می‌کنم، چون حدود ۹۵ درصد رفتارهای ما عادتی است. فردی نیمه‌شب در کپنهاگ به چراغ قرمز می‌رسد و حتی وقتی خیابان خالی است عبور نمی‌کند، اما در جامعه ما بسیاری بدون مکث رد می‌شوند؛ هر دو رفتار نتیجه عادت است، نه فکر لحظه‌ای.

وی با اشاره به دیدگاه توین‌بی افزود: بزرگ‌ترین وظیفه یک حکومت این است که عادت‌های عقلانی را به شهروندان خود منتقل کند. اگر این کار انجام شود، آن حکومت وظیفه اصلی خود را انجام داده است.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه ما بیش از آنکه آگاهانه زندگی کنیم، با ناخودآگاه خود زندگی می‌کنیم، اظهار کرد: بخش عمده واکنش‌ها، رفتارها و حتی افکار ما ریشه در ناخودآگاه دارد؛ چیزی که از کودکی و حتی از نسل‌های قبل در ما رسوب کرده است. اگر بخواهیم تغییر کنیم، باید این لایه‌های ناخودآگاه را بشناسیم و اصلاح کنیم.

سریع‌القلم با اشاره به دیدگاه‌های یونگ و فروید گفت: به نظر می‌رسد نگاه یونگ واقع‌بینانه‌تر باشد که معتقد است گذشتگان و پیشینه تاریخی ما بر رفتار امروزمان اثر می‌گذارند.

تجربه جهانی؛ شرط ضروری پیشرفت

وی با تأکید بر اهمیت مشاهده مستقیم جهان گفت: سفر کردن و دیدن تجربه کشورهای دیگر بسیار تعیین‌کننده است. یکی از مشکلات ما این است که بسیاری از تصمیم‌گیران کشور جهان را ندیده‌اند. متأسفانه اساتید دانشگاهی ما هم به‌دلیل محدودیت‌ها، کمتر فرصت سفر دارند.

سریع‌القلم افزود: من بیش از ۳۰ بار به چین سفر کرده‌ام و هر بار با شگفتی دیده‌ام که در فاصله‌های کوتاه، چه میزان پیشرفت کرده‌اند. این مشاهده مستقیم بسیار مؤثرتر از صرفاً کتاب خواندن، پادکست شنیدن یا ویدئو دیدن است.

این استاد اقتصاد سیاسی با بیان اینکه یکی از مشکلات جدی ما این است که خودمان را بیش از حد خاص می‌دانیم، گفت: مدام به دنبال علت‌های بیرونی برای عقب‌ماندگی می‌گردیم؛ از حمله اعراب گرفته تا استعمار انگلیس، از شیعه بودن تا نفت‌خیز بودن. همه این‌ها را کنار هم می‌چینیم تا بهانه‌ای پیدا کنیم که چرا پیشرفت نکرده‌ایم.

وی در ادامه با اشاره به تجربه نروژ اظهار کرد: نروژ با جمعیتی حدود ۹ میلیون نفر، ۷۰ سال پیش تصمیم گرفت درآمد نفت را وارد بودجه جاری نکند. امروز این کشور بیش از دو تریلیون دلار ذخیره ارزی دارد و تنها در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، ده‌ها میلیارد دلار سود سرمایه‌گذاری به دست آورده است. این‌ها نتیجه تصمیم عقلانی، حکمرانی منسجم و پرهیز از بهانه‌تراشی است.

توسعه با قربانی‌کردن آینده به پای تاریخ به دست نمی‌آید

این استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه مسئله اصلی کشورها نه «نفت» یا «ژئوپولیتیک»، بلکه نحوه مدیریت آن‌هاست، گفت: نفت به‌خودیِ خود پدیده بدی نیست؛ این شیوه اداره و تصمیم‌گیری درباره نفت است که می‌تواند یک کشور را پیش ببرد یا زمین‌گیر کند.

وی با اشاره به اینکه ایران همواره خود را کشوری با شرایط ژئوپولیتیک خاص معرفی می‌کند، افزود: گفته می‌شود ما در شرق با افغانستان و پاکستانِ بی‌ثبات همسایه‌ایم، در شمال با روسیه، قفقاز و آسیای مرکزی مواجهیم و در غرب و جنوب نیز چالش داریم؛ در حالی‌ که اگر منصفانه نگاه کنیم، ترکیه از نظر جغرافیای سیاسی به‌مراتب پیچیده‌تر از ایران است. ترکیه هم‌زمان باید با اروپا، روسیه، قفقاز، دریای سیاه، مدیترانه و خاورمیانه تعامل داشته باشد و این وضعیت را مدیریت کرده است.

خاص‌پنداری تاریخی، مانع تصمیم عقلانی

این استاد دانشگاه با بیان اینکه ما بیش از حد خود را استثنایی و قربانی تاریخ می‌دانیم، تصریح کرد: مدام می‌گوییم روس‌ها به ما حمله کردند، انگلیسی‌ها توطئه کردند، آمریکایی‌ها نخست‌وزیر تعیین کردند و بنابراین تاریخ بدی داشته‌ایم. این نوع نگاه، ما را در یک روایت منفی و فلج‌کننده نگه می‌دارد.

سریع‌القلم با توصیه به مطالعه تاریخ دیگر کشورها ادامه داد: اگر تاریخ ویتنام، کره، ژاپن و چین را بخوانید، می‌بینید که این کشورها چه فجایع و تجاوزهایی را تجربه کرده‌اند؛ از حملات چین، ژاپن و کره به ویتنام گرفته تا استعمار فرانسه و سپس جنگ ویرانگر آمریکا که میلیون‌ها ویتنامی را به کام مرگ کشاند.

وی با اشاره به دیدار خود با نخست‌وزیر ویتنام گفت: ویتنامی‌ها در مقطعی نشستند و از خود پرسیدند که آیا می‌خواهند با تاریخ تسویه‌حساب کنند یا آینده مردم‌شان را بسازند. چین همسایه ماست و نمی‌توان آن را حذف کرد؛ ژاپن و کره هم همسایه‌اند و باید با آن‌ها زندگی کرد.

این استاد اقتصاد سیاسی افزود: ویتنام به این نتیجه رسید که بدون رابطه عادی اقتصادی با آمریکا، امکان پیشرفت وجود ندارد. بنابراین با مشاوره و برنامه‌ریزی تصمیم گرفت هم‌زمان دو مسیر را طی کند؛ عضویت در سازمان تجارت جهانی و عادی‌سازی روابط اقتصادی با آمریکا.

ویتنام؛ اقتدار سیاسی و عقلانیت اقتصادی

سریع‌القلم با بیان اینکه نتیجه این تصمیم امروز کاملاً روشن است، اظهار کرد: در سال ۲۰۲۴، صادرات ویتنام به آمریکا به حدود ۶۵ میلیارد دلار رسید؛ رقمی معادل چند برابر درآمد نفتی ایران. بسیاری از شرکت‌های بزرگ فناوری در سیلیکون‌ولی در ویتنام شعبه دارند و دولت آمریکا نیز شرکت‌هایش را تشویق کرده بخشی از فعالیت‌های خود را از چین به ویتنام منتقل کنند.

وی تأکید کرد: ویتنام کشوری با نظام سیاسی اقتدارگرا و تحت مدیریت حزب کمونیست است، اما در مسیر توسعه حرکت می‌کند. ممکن است این مدل در ۲۰ یا ۳۰ سال آینده تغییر کند، زیرا با افزایش طبقه متوسط، مطالبات سیاسی نیز افزایش خواهد یافت؛ همان‌طور که چین نیز در بلندمدت نمی‌تواند با ساختار تک‌حزبی باقی بماند.

توسعه، نفی توهم «ظلم دائمی خارجی» است

این استاد دانشگاه با بیان اینکه هیچ کشوری محکوم به عقب‌ماندگی به دلیل دخالت خارجی نیست، گفت: این‌که بگوییم چون در گذشته به ما ظلم شده، پس باید برای همیشه گرفتار بمانیم، یک توجیه نادرست است. بسیاری از کشورها تجربه تصرف، استعمار و تحقیر داشته‌اند، اما با تصمیم عقلانی مسیر خود را تغییر داده‌اند.

سریع‌القلم با اشاره به هند افزود: ما می‌گوییم ایران تنوع قومی دارد، در حالی که هند از نظر قومی، زبانی و مذهبی به‌مراتب متکثرتر است؛ با این حال یک دولت و یک راهبرد کلان تصمیم گرفت کشور را در مسیر پیشرفت قرار دهد. هندِ امروز با هندِ ۲۰ سال پیش قابل مقایسه نیست و پیش‌بینی می‌شود طی چند دهه آینده به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود.

وی با اشاره به تجربه مکزیک گفت: مکزیک کشوری است که بخش بزرگی از خاک خود را از دست داده، بیش از یک قرن حکومت نظامی را تجربه کرده و ساختارهای پیچیده‌ای از نظامیان، اتحادیه‌های کارگری، کلیسا و بخش خصوصی داشته است. اما حدود ۳۵ سال پیش همه این جریان‌ها بر سر یک مسیر توسعه به توافق رسیدند.

این استاد اقتصاد سیاسی در ادامه با بیان اینکه مکزیک امروز سالانه حدود ۶۰۰ میلیارد دلار با آمریکا تجارت دارد، اظهار کرد: این رقم معادل ده‌ها برابر درآمد نفتی ایران است. میلیون‌ها کارگر مکزیکی در زنجیره تولید و کشاورزی آمریکا فعال‌اند و محصولات مکزیکی بخش بزرگی از بازار مصرف آمریکا را تأمین می‌کند. این‌ها نتیجه انتخاب توسعه، تعامل عقلانی با جهان و عبور از روایت‌های بازدارنده تاریخی است.

سرنوشت کشورها را «نحوه تصمیم‌سازی» تعیین می‌کند، نه شعارها

این استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه موفقیت کشورها حاصل ثبات، تصمیم‌سازی عقلانی و اجماع ملی است، گفت: امروز مکزیک به یکی از قطب‌های مهم صنعت خودروی جهان تبدیل شده و شرکت‌های آلمانی، آمریکایی، ژاپنی، کره‌ای و تویوتا خطوط تولید خود را در این کشور مستقر کرده‌اند؛ نتیجه سیستمی که ثبات ایجاد کرده و تصمیم‌های روشن گرفته است.

وی با اشاره به اینکه در علوم انسانی حدود ۳۰۰ نظریه وجود دارد، افزود: از روان‌شناسی تا روابط بین‌الملل، نظریه‌های متعددی داریم، اما به‌نظر من مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین نظریه‌ها، نظریه‌های تصمیم‌سازی هستند؛ اینکه یک کشور تصمیم می‌گیرد چه مسیری را برود، با چه کسی همکاری کند، از چه کسی فاصله بگیرد و منابع خود را چگونه تخصیص دهد.

مکزیک تصمیم گرفت فقیر نماند

این استاد دانشگاه با بیان اینکه مکزیکی‌ها آگاهانه تصمیم گرفتند فقیر نمانند، تصریح کرد: آن‌ها پذیرفتند که کشوری فقیر در همسایگی آمریکا نمی‌تواند دوام بیاورد و باید رشد کند. این تصمیم، پایه بسیاری از تحولات بعدی شد.

سریع‌القلم با اشاره به رئیس‌جمهور فعلی مکزیک اظهار کرد: رئیس‌جمهور کنونی مکزیک فردی بسیار تحصیل‌کرده، دارای دکترای تخصصی و استاد دانشگاه است. زمانی که دونالد ترامپ اعلام کرد خلیج مکزیک باید «خلیج آمریکا» نامیده شود، رئیس‌جمهور مکزیک با متانت و منطق حقوقی پاسخ داد.

وی با بیان اینکه رئیس‌جمهور مکزیک با استناد به نقشه‌های تاریخی نشان داد بخش‌هایی از خاک فعلی آمریکا در گذشته متعلق به مکزیک بوده است، افزود: او تأکید کرد که این نوع اظهارات نه بر مبنای منطق و تاریخ، بلکه بر پایه قدرت نظامی مطرح می‌شود. سپس به‌صورت رسمی به گوگل نامه نوشت و اعلام کرد که تغییر نام خلیج مکزیک در نقشه‌ها وجاهت حقوقی ندارد.

این استاد اقتصاد سیاسی با تأکید بر اینکه سرنوشت کشورها محصول شیوه تصمیم‌سازی آن‌هاست، گفت: اگر می‌خواهیم بفهمیم چرا دریاچه ارومیه خشک شد، باید ببینیم چه کسی، در کدام نهاد و بر اساس چه منطقی مجوز کاشت گسترده محصولات پرمصرف آبی را صادر کرد و چه تصمیمی بدون توجه به اکوسیستم گرفته شد.

سریع‌القلم افزود: مسئله اصلی این است که تصمیم‌ها چگونه گرفته می‌شوند، چه کسانی در آن دخیل‌اند، با چه میزان مشورت و بر چه مبنای کارشناسی.

وی با اشاره به تاریخ معاصر ایران بیان کرد: گاهی از خود می‌پرسم اگر دکتر محمد مصدق و محمدرضاشاه می‌توانستند با یکدیگر تعامل و تفاهم کنند، مسیر تاریخ ایران چگونه رقم می‌خورد. هر دو ایرانی بودند، اما نتوانستند به یک توافق حداقلی برای اداره کشور برسند و نتیجه آن، هزینه‌ای سنگین برای ایران بود.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه ناتوانی در کنار آمدن و تفاهم، چه در سطح فردی و چه در سطح ملی، پیامدهای عمیق دارد، افزود: این مسئله یکی از ریشه‌های مزمن مشکلات ماست.

سریع‌القلم با اشاره به وضعیت تحلیل مسائل کشور گفت: اگر به سخنان مسئولان نگاه کنیم، هر روز فهرست جدیدی از مشکلات مطرح می‌شود؛ اما مسئله این نیست که مشکلات متعدد داریم، بلکه این است که نمی‌دانیم ریشه اصلی کجاست.

وی با طرح مثالی پزشکی توضیح داد: اگر پزشکی بگوید ۶۵ علت برای سرگیجه یک بیمار وجود دارد، بیمار باید بپرسد علت کانونی چیست. در مسائل کشور هم باید همین کار را انجام دهیم؛ ۲۰ یا ۳۰ مشکل را در یک چارچوب کنار هم بگذاریم و ببینیم مسئله محوری کدام است.

ریشه بحران در فرهنگ تصمیم‌گیری است

این استاد اقتصاد سیاسی در ادامه با بیان اینکه بدون تشخیص ریشه‌ای، هیچ اصلاحی ممکن نیست، تأکید کرد: من معتقدم اساس و ریشه بخش بزرگی از مشکلات ما در فرهنگ است؛ در فرهنگ تصمیم‌گیری، فرهنگ مسئولیت‌پذیری و فرهنگ عقلانیت. تا زمانی که این لایه اصلاح نشود، پرداختن به فهرست بلند مشکلات، ما را به توسعه نخواهد رساند.

وی با تأکید بر اینکه ریشه بسیاری از مسائل توسعه‌نیافتگی در ایران نه در عوامل بیرونی بلکه در باورها و الگوهای رفتاری روزمره نهفته است، گفت: باورهای ما تعیین می‌کند چگونه فکر می‌کنیم، چگونه با یکدیگر قرار می‌گذاریم، چگونه اختلاف‌ها را حل می‌کنیم و چگونه در موقعیت‌های ساده اجتماعی رفتار نشان می‌دهیم.

وی با بیان اینکه مسئله نه به جغرافیا، نه به تاریخ، نه به حمله اعراب، نه به غرب و نه به هیچ عامل بیرونی دیگری بازمی‌گردد، افزود: این‌ها همگی مشتقات هستند؛ اصل ماجرا به باورها و رفتارهای ما برمی‌گردد. اینکه با کسی قرار می‌گذاریم ساعت پنج همدیگر را ببینیم، اما ساعت پنج و چهل‌وپنج دقیقه می‌رسیم، نه عذرخواهی می‌کنیم، نه توضیح می‌دهیم و نه حتی قبلش پیام می‌دهیم، ریشه در همین باورها دارد.

این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه‌ای شخصی اظهار کرد: من شاهد موقعیتی بودم که فردی بدون در نظر گرفتن نوبت دیگران انتظار داشت کارش زودتر انجام شود و وقتی به او تذکر داده شد، تعجب کرد. این نوع برخورد نشان‌دهنده افکار و رفتار ماست؛ همان‌طور که در تصادفات خیابانی، به جای یک گفت‌وگوی محترمانه و شهروندی، شاهد پرخاشگری و توهین هستیم.

اختلاف‌ها؛ از تقابل تا گفت‌وگوی شهروندی

سریع‌القلم با بیان اینکه حل اختلاف در جامعه ما آموزش داده نشده است، تصریح کرد: مگر نمی‌شود وقتی دو خودرو با هم تصادف می‌کنند، افراد پیاده شوند، سلام کنند، کارت شناسایی بدهند، پلیس را خبر کنند و بدانند که هرکدام ممکن است روزی به درد دیگری بخورند؟ ما شهروند یک جامعه هستیم، اما زبان و رفتار شهروندی را تمرین نکرده‌ایم.

وی با اشاره به تجربه‌ای در یک مجمع بین‌المللی گفت: فردی را دیدم که بدون رعایت ابتدایی‌ترین آداب اجتماعی، رفتاری انجام می‌داد که تصویر نامناسبی از ایرانی‌ها ارائه می‌کرد. به او تذکر دادم که اینجا همه‌جا دوربین دارد و رفتار تو به‌عنوان رفتار یک ایرانی دیده می‌شود. این‌ها مسائلی است که از کودکی باید آموزش داده شود.

این استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل با تأکید بر اینکه بسیاری از مشکلات ما به نبود آموزش مهارت‌های زندگی بازمی‌گردد، گفت: اینکه چگونه با هم همکاری کنیم، چگونه به انسجام فکری برسیم و چگونه کارها را هماهنگ پیش ببریم، آموزش ندیده‌ایم. این‌ها از علل کانونی توسعه‌نیافتگی ما ایرانی‌هاست.

سریع‌القلم با بیان اینکه من می‌توانم ده‌ها مورد را مطرح کنم، اما در نهایت چند عادت کلیدی تعیین‌کننده هستند، افزود: تا زمانی که روی این عادت‌ها کار نکنیم، اتفاق خاصی در توسعه کشور رخ نمی‌دهد. نخستین و مهم‌ترین آن‌ها، پذیرش تفاوت‌های فکری است.

وی با اشاره به اینکه هر انسان حاصل فرایندی است که طی کرده، توضیح داد: اینکه در چه خانواده‌ای بزرگ شده، کجا تحصیل کرده، چه تجربیاتی داشته و چگونه فکر می‌کند. هیچ‌کس نمی‌تواند دیگری را مجبور کند مثل او بیندیشد. این تربیت باید از خانواده، مدرسه، رسانه و دانشگاه آغاز شود.

تجربه آموزش مهارت‌های زندگی در دانشگاه

این استاد دانشگاه با اشاره به دوران تحصیل خود در آمریکا بیان کرد: اولین کلاسی که در دانشگاه گذراندم، درس «مهارت‌های زندگی» بود؛ کلاسی اجباری بدون کتاب و امتحان. در همان جلسه اول، استاد از دانشجویان پرسید آیا تا به حال دروغ گفته‌اند. سه هفته فقط درباره چرایی دروغ گفتن صحبت کردیم و در طول ترم، مفاهیم بنیادین رفتار انسانی را بررسی کردیم.

سریع‌القلم در ادامه تأکید کرد: اگر ما از سنین پایین آموزش مهارت‌های زندگی، احترام متقابل و پذیرش تفاوت‌ها را جدی نگیریم، انتظار توسعه پایدار و انسجام اجتماعی، انتظاری غیرواقع‌بینانه خواهد بود.

این استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی با ادامه تشریح ریشه‌های رفتاری توسعه‌نیافتگی در ایران، گفت: یکی از محورهای اصلی آموزش مهارت‌های زندگی، موضوع دروغ و راستگویی است؛ در کنار آن وفاداری، اهمیت دادن به زمان و حتی آداب غذا خوردن قرار دارد. این موارد شاید در خانواده، به‌ویژه از سوی مادران، به ما گفته شده باشد، اما در محیط دانشگاهی و به‌صورت آکادمیک مورد بحث قرار می‌گیرد و به سطح تحلیل فکری می‌رسد.

چه کسی باید مهارت‌های زندگی را آموزش دهد؟

وی با طرح این پرسش که چه نهادی باید این مهارت‌ها را آموزش دهد، افزود: مسئله اساسی ما این است که تفاوت‌های فکری یکدیگر را نمی‌پذیریم. بخشی از این مشکل به میراث فرهنگ چپ و مارکسیستی بازمی‌گردد که ریشه در اتحاد جماهیر شوروی داشت و به جامعه ما آموخت اگر با کسی مخالف هستیم، به‌جای بحث و استدلال، به او برچسب بزنیم.

سریع‌القلم با اشاره به تجربه تاریخی احزاب چپ در ایران بیان کرد: اگر بیانیه‌های حزب توده در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ را مطالعه کنید، می‌بینید که به‌جای گفت‌وگو، دیگران با القابی مانند بورژوا، امپریالیست یا وابسته خطاب می‌شدند. این رویکرد هنوز هم در بخشی از رسانه‌های ما وجود دارد؛ مخالفت فکری به‌جای استدلال، با برچسب‌زنی پاسخ داده می‌شود.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه هنوز هم اگر با کسی اختلاف نظر داشته باشیم، سریع به دنبال یک لقب برای او می‌گردیم، تصریح کرد: در فضای رسانه‌ای ما، اگر کسی مخالف باشد، به‌راحتی با برچسب‌هایی مانند فاشیست یا وابسته کنار گذاشته می‌شود. این دقیقاً همان دلیلی است که چرا ما تفاوت‌های فکری یکدیگر را نمی‌پذیریم.

سریع‌القلم با بیان خاطره‌ای از دوران تحصیل خود گفت: در رشته‌ای که درس می‌خواندم، استادی داشتم که بعدها پنج سال دستیارش شدم. یک‌بار مرا به اتاقش دعوت کرد و گفت از روی نامت فهمیدم ایرانی هستی. گفت قبلاً هم دانشجوی ایرانی داشته، اما تو زیاد سؤال می‌پرسی و بعضی از سؤالاتت برای من مفید است. ما ۳۳ سال اختلاف سنی داشتیم، اما به من گفت بیا دستیار من شو، چون تفاوت نگاه تو باعث می‌شود من مسائل را جور دیگری ببینم.

وی افزود: آن استاد نگفت چون متفاوت فکر می‌کنی، آدم بدی هستی؛ بلکه گفت تفاوت تو باعث رشد من شده است. اگر همه انسان‌ها یک‌جور فکر کنند، دنیا چقدر بی‌معنا می‌شود. با این حال، ما در ایران هنوز نتوانسته‌ایم مسئله پذیرش تفاوت‌های فکری را حل کنیم.

این استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل با انتقاد از دوگانه‌سازی رایج در جامعه گفت: شما در کشور ما بارها شنیده‌اید که اگر کسی متفاوت فکر می‌کند، می‌گویند یا نادان است یا وابسته. گویی گزینه سومی وجود ندارد. این در حالی است که کشوری با چنین پیشینه فرهنگی، با ابن‌سینا، فارابی، سهروردی و هزاران دیوان شعر، هنوز نتوانسته با تفاوت فکری کنار بیاید.

وی ادامه داد: حتی خارج از کشور هم این مسئله را دیده‌ام. افرادی که ده‌ها سال در آمریکا زندگی کرده‌اند، در رشته‌های مهندسی ده‌ها اختراع ثبت کرده‌اند، اما تحمل شنیدن یک نظر متفاوت را ندارند. این روحیه باعث می‌شود ما نه بتوانیم حزب تشکیل دهیم، نه به هم گوش بدهیم و نه با هم گفت‌وگوی سازنده داشته باشیم.

سریع‌القلم تأکید کرد: نپذیرفتن تفاوت‌های فکری در تاریخ ما به حذف یکدیگر منجر شده است. چون نمی‌توانیم جمعی فکر کنیم، در نهایت به حذف طرف مقابل روی می‌آوریم و همین مسیر را ادامه می‌دهیم.

وی با اشاره به عامل دیگری از مشکلات رفتاری جامعه گفت: مسئله بعدی، قاعده‌مندی است؛ قاعده‌مندی در رفتار، کردار و عملکرد. گمان من این است که ما ایرانی‌ها در ناخودآگاهمان این احساس را داریم که اگر طبق قاعده عمل کنیم، به ما زور گفته‌اند و ما زیر بار زور نمی‌رویم.

این استاد دانشگاه افزود: مثلاً در رانندگی، وقتی محدودیت سرعت تعیین می‌شود، برخی احساس می‌کنند پلیس می‌خواهد به آن‌ها زور بگوید، پس هر طور دلشان بخواهد رانندگی می‌کنند. در حالی که مشکل فقط رعایت قانون نیست؛ مسئله این است که تخلف، مجازات مؤثر هم ندارد.

سریع‌القلم با بیان مثالی از کلاس درس خود در آمریکا گفت: از دانشجویان پرسیدم چرا بالاتر از سرعت مجاز رانندگی نمی‌کنید؟ گفتند نه از ترس جریمه، بلکه چون می‌خواهیم آدم‌های قانون‌مداری باشیم. البته اگر هم تخلف کنند، سیستم به‌سرعت واکنش نشان می‌دهد؛ پیامک جریمه می‌آید، امتیاز گواهینامه کم می‌شود و در صورت تکرار، حتی گواهینامه برای همیشه باطل می‌شود. این یعنی مجازات واقعی.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: هیچ‌کس نمی‌گوید آنجا همه‌چیز کامل است، اما رعایت قاعده و اجرای قانون جدی گرفته می‌شود. تا زمانی که ما قاعده‌مندی را در رفتار فردی و اجتماعی نپذیریم، نمی‌توانیم انتظار نظم، توسعه و پیشرفت پایدار داشته باشیم.

این استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی، با اشاره به ضعف قاعده‌مندی در جامعه ایران، گفت: در ایران خیلی راحت می‌توان قواعد را رعایت نکرد و مجازاتی هم وجود ندارد. دانشگاه‌ها از گذشته سنتی داشتند که اگر کسی می‌خواست رئیس دانشکده شود، حداقل باید دانشیار باشد، اما گاهی می‌بینید فردی بدون داشتن شرایط لازم، رئیس دانشکده می‌شود و اگر کسی سؤال کند که این برخلاف آیین‌نامه است، پاسخ می‌دهند مصلحت است.

وی افزود: ما دائماً تبصره به همه چیز اضافه می‌کنیم و بدون قاعده نمی‌توان انتظار توسعه داشت.

سریع‌القلم با اشاره به تجربه‌ای از دوران لیسانس گفت: وقتی درس «آپریشن ریسرچ» داشتیم، به کارخانه‌ای برده شدیم که نحوه تولید هواپیما را نشان دهند. آن زمان ۱۸ ساله بودم و دیدم که ۳۰ هزار تولیدکننده قطعه در ۳۵ کشور با هم همکاری می‌کنند تا هواپیما ساخته شود. 

وی تأکید کرد: بدون قاعده، چنین همکاری‌های گسترده امکان‌پذیر نیست و قاعده‌مندی اساس توسعه است. هر زمان که قاعده نباشد، فساد و هدررفت منابع رخ می‌دهد؛ نمونه آن پروژه‌ای است که نیم میلیارد دلار سرمایه ملت به راحتی هدر رفت، در حالی که با این پول می‌شد جاده‌های کشور را بهبود بخشید و باز هم پول باقی می‌ماند.

وی با ذکر تجربه‌ای از انگلیس توضیح داد: در یک مهمانسرا در لندن، پیش از ورود، می‌بایست برگه‌ای را امضا می‌کردیم و رعایت قواعدی مانند خارج نکردن کفش از پا الزامی بود. این نظم و قاعده‌مندی باعث شده است که افراد به قوانین احترام بگذارند و نظم عمومی حفظ شود.

سریع‌القلم افزود: قاعده‌مندی در ایران به دلایل روانی و تاریخی مشکل دارد؛ در زمینه مالیات، رانندگی، حکمرانی و مدیریت، بسیاری از مردم نمی‌توانند قوانین را رعایت کنند.

این استاد دانشگاه به ضعف تعلق اجتماعی در ایران نیز اشاره کرد و گفت: ما به همدیگر تعلق نداریم. مثلاً وقتی کسی در جاده یا پارکینگ می‌خواهد از موقعیت استفاده کند، دیگران سعی می‌کنند جلو بیفتند و هیچ حسی از همکاری یا هموطنی ندارند. در خارج از ایران، افراد مراقب رفتار خود هستند و نسبت به دیگران احساس مسئولیت دارند، اما ما نسبت به شهروندان هم‌وطن خود این حس تعلق و مسئولیت را نداریم.

سریع‌القلم با بیان اینکه در ایران اولویت فرد بر سیستم است، گفت: بسیاری از زندگی‌ها بدون برنامه و سیستم پیش می‌رود. ما برای آینده ۴۰ ساله خود برنامه‌ریزی نمی‌کنیم و فعالیت‌هایمان براساس تصمیم‌های فردی و لحظه‌ای است. حتی در برنامه‌ریزی‌های کاری، اگر شرکتی سیستم نداشته باشد، تصمیم‌ها پراکنده و غیرمنطقی است و نتیجه آن عدم بهره‌وری و هدررفت منابع خواهد بود.

لزوم سیستماتیک بودن در زندگی شخصی و اجتماعی

وی تأکید کرد: همه امور باید بر اساس سیستم و حساب و کتاب پیش برود. همان‌طور که اگر یک نهال به‌صورت سیستماتیک مراقبت شود، رشد می‌کند، انسان‌ها و سازمان‌ها نیز باید بر اساس قواعد و برنامه منظم عمل کنند. وقتی کارها بر اساس تشخیص فردی و بدون سیستم انجام شود، نتیجه‌ای جز بی‌نظمی، هدررفت منابع و پیامدهای منفی اجتماعی نخواهد داشت.

استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی، با اشاره به ضعف نظام‌مندی و تخصصی‌گری در ایران، گفت: ارزش‌گذاری، سیستم و قاعده‌مندی هنوز در بسیاری از بخش‌های کشور رعایت نمی‌شود. حتی وقتی مسئولان به سطوح بالای مدیریتی می‌رسند، بسیاری بدون رعایت معیارها و آیین‌نامه‌ها منصوب می‌شوند و برای توضیح، تنها گفته می‌شود مصلحت است. این بی‌قاعدگی، مانع توسعه پایدار است.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه ما هنوز فرهنگ استفاده از فکت (Fact) در فارسی توسعه نیافته است، تصریح کرد: بسیاری از مردم بدون اطلاع و تجربه، با اطمینان صحبت می‌کنند. آموزش این که تنها درباره موضوعی اظهار نظر کنیم که از آن اطلاع داریم، اهمیت فرهنگی و اجتماعی بالایی دارد و می‌تواند از آشفتگی فکری جلوگیری کند.

سریع‌القلم با اشاره به «آشفتگی تئوریک» در جامعه ایران گفت: بسیاری از افراد زندگی‌شان برنامه مشخص ندارد و مسائل مختلف را به‌صورت پراکنده انجام می‌دهند. این عدم تمرکز، مدیریت و تصمیم‌گیری مؤثر را دشوار می‌کند. این آشفتگی باعث می‌شود حتی در سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی، منابع محدود کشور به‌صورت غیرکارآمد صرف شود. نمونه آن، سرمایه‌گذاری ۹۰ میلیون دلاری ایران در تولید لبنیات در ونزوئلا است که به دلیل سوءمدیریت، نتیجه مطلوب نداشته است.

وی با اشاره به چالش‌های فرهنگی و روانی افزود: به نظر می‌رسد ایرانی‌ها بیشتر تمایل دارند افراد ضعیف یا کم‌توان را دور خود جمع کنند و از افراد توانمند فاصله بگیرند. این رفتار مانع شکل‌گیری سیستم‌های منظم و تخصصی در دانشگاه، بخش خصوصی و محافل اجتماعی می‌شود. در بسیاری از شرکت‌ها، توانایی و تخصص معیار اصلی نیست، بلکه روابط و قدرت فردی غالب است.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه فاکتور IQ ایرانی‌ها جزو بالاترین در جهان است، گفت: اما IQ تنها کافی نیست؛ ترکیبی از IQ، EQ و AQ باعث می‌شود افراد توانمند واقعی باشند. حساس بودن به محیط، آگاهی از خود، دقت در انتخاب واژه‌ها و رفتار مناسب با دیگران، بخشی از مهارت‌هایی است که بر IQ افزوده می‌شود و نتیجه آن موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی است.

سریع‌القلم در ادامه بر اهمیت تخصص‌گرایی تأکید کرد و گفت: بسیاری از فعالیت‌ها در ایران بدون رعایت تخصص انجام می‌شوند، در حالی که توسعه واقعی نیازمند هماهنگی بین تخصص، سیستم و قاعده‌مندی است. تنها با رعایت این سه مولفه می‌توان انتظار پیشرفت پایدار داشت.

استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی، با تأکید بر ضرورت تخصص‌گرایی در حوزه اندیشه و تصمیم‌سازی، گفت: بدون هیچ نیت سیاسی و صرفاً از منظر علمی عرض می‌کنم که یکی از مشکلات جدی ما این است که هر فردی، فارغ از رشته و تخصصش، درباره همه موضوعات اظهار نظر می‌کند؛ از اقتصاد جهانی و ژئوپلیتیک گرفته تا تاریخ ایران، تشیع، خاورمیانه، روسیه، آمریکا و چین.

وی با بیان اینکه امروز می‌بینیم پزشکی که متخصص کودکان است، درباره مسائل کلان جهانی تحلیل می‌دهد، افزود: این فرد در حوزه خودش محترم است، اما چرا باید در چنین طیف گسترده‌ای از موضوعات تخصصی اظهارنظر کند و در مقابل، دانشگاه‌ها، دولت و رسانه‌ها سکوت کنند؟ این سکوت به این معناست که جامعه نسبت به این مسئله بی‌حس شده و دیگر برایش مهم نیست که آیا گوینده در حوزه‌ای که درباره آن حرف می‌زند، تخصص دارد یا نه.

سریع‌القلم ادامه داد: من خودم بارها به دانشجویان گفته‌ام که در فلان حوزه کار نکرده‌ام و برای پاسخ، آن‌ها را به استادان متخصص دانشگاه تهران یا دانشگاه علامه ارجاع داده‌ام. این یعنی تخصص‌گرایی. اما ما در عمل به‌جای افراد متخصص، به دنبال افراد وفادار هستیم و همین مسئله پیامدهای سنگینی برای کشور دارد.

این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه کشورهای دیگر گفت: اگر به ژاپن، آلمان یا حتی امارات نگاه کنید، می‌بینید که چقدر به سمت تخصص‌گرایی حرکت کرده‌اند. یک مؤسسه تحقیقاتی در امارات با من تماس گرفت و گفت می‌خواهیم مدیرانمان را آموزش دهیم تا بفهمند اقتصاد جهانی و ژئوپلیتیک به کدام سمت می‌رود، در شرایط بحران چگونه فکر کنند و بتوانند روندهای آینده جهان را پیش‌بینی کنند.

وی افزود: برای آن‌ها چندین پاورپوینت آماده کردم و پنج روز با مدیرانشان کار کردیم. هفت سناریو برای آینده جهان طراحی شد؛ از بحران‌های اقتصادی و ژئوپلیتیک گرفته تا تایوان، ونزوئلا، ایران و اسرائیل. این نشان می‌دهد حتی کشوری مانند امارات، که نه آلمان است و نه قدرتی سنتی، به‌طور جدی به تحلیل تخصصی آینده فکر می‌کند.

سریع‌القلم با مقایسه این تجربه‌ها با وضعیت داخل کشور تصریح کرد: در تمام دوران حرفه‌ای‌ام در ایران، حتی یک‌بار هم نشده کسی از ما بپرسد نظر تخصصی‌تان درباره آینده چیست. در حالی که در کشورهایی مثل استرالیا، از من و جمعی از متخصصان دعوت شد تا درباره آینده چین، نقاط قوت و ضعف آن و سناریوهای پیش‌رو با نخست‌وزیر و کابینه گفت‌وگو کنیم. آن‌ها گفتند از میان متخصصان جهانی، ۲۰ نفر انتخاب شده‌اند تا تحلیل‌هایشان شنیده شود.

وی در ادامه به یک ویژگی فرهنگی دیگر اشاره کرد و گفت: ما تمایل داریم ویژگی‌های منفی افراد را برجسته کنیم و کمتر به نقاط قوت آن‌ها توجه کنیم. این خصلت ریشه تاریخی دارد. اگر خاطرات دکتر عالیخانی، وزیر اقتصاد دهه ۴۰، را بخوانید، می‌بینید که چگونه به‌دلیل موفقیت‌هایش، به‌تدریج تخریب شد و در نهایت کنار گذاشته شد.

سریع‌القلم افزود: این ویژگی را از دوره امیرکبیر به این‌سو در تاریخ خودمان می‌بینیم. ما وقتی موفقیت کسی را می‌بینیم، به‌جای استفاده از آن، دچار آزار ذهنی می‌شویم و به فکر تخریب می‌افتیم. این مسئله ربطی به نظام سیاسی ندارد، بلکه یک مسئله تاریخی و فرهنگی است که باید حل شود.

این استاد دانشگاه با اشاره به میراث فکری ایران گفت: ما مفاخر بزرگی داریم؛ کتابی مثل «کیمیای سعادت» که شاید کمتر ملتی در دنیا نظیر آن را داشته باشد، اما این آثار کجای زندگی روزمره ما حضور دارند؟ چقدر بر رفتار و تصمیم‌های ما اثر گذاشته‌اند؟ اغلب این آثار صرفاً به‌عنوان تزئین در کتابخانه‌ها مانده‌اند.

سریع‌القلم در ادامه با تأکید بر اهمیت تفکر تحلیلی گفت: امروز شرکت‌ها، دولت‌ها و مؤسسات بزرگ دنیا به دنبال تفکر تحلیلی هستند؛ یعنی توانایی کنار هم گذاشتن متغیرهای مختلف و ساختن معنا از آن‌ها. به‌عنوان نمونه، وقتی دونالد ترامپ اعلام کرد که ایران باید غنی‌سازی صفر داشته باشد، من مجموعه‌ای از داده‌ها را کنار هم گذاشتم و به این جمع‌بندی رسیدم که این موضع‌گیری می‌تواند مقدمه یک اقدام نظامی باشد. این نوع تحلیل، حاصل کار با داده و تفکر سیستماتیک است، نه اظهارنظرهای احساسی و غیرتخصصی.

استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی، با اشاره به ارزیابی‌های خود از وضعیت جهانی و ایران اعلام کرد: ایران اگر در سیاست خارجی خود تجدید نظر نکند و منابع جدید درآمدی تأمین نکند، با پیامدهای جدی مواجه خواهد شد. وی گفت: ایران ممکن است برای همیشه موقعیت ژئوپولیتیک خود را از دست بدهد و منابع ملی آن برای توسعه آینده کشور کافی نخواهد بود و ساختارهای عمرانی کشور مستهلک باقی می‌ماند.

نیاز ایران به سرمایه‌گذاری خارجی و رفع تحریم‌ها

سریع القلم با بیان اینکه ایران به حدود ۴۵۰ میلیارد دلار برای حل مسائل کلان کشور نیاز دارد، افزود: این منابع در داخل کشور وجود ندارد و باید از طریق سرمایه‌گذاری خارجی تأمین شود. برای جذب سرمایه خارجی، تحریم‌ها باید برداشته شود و سیاست خارجی ایران مسیر جدیدی پیدا کند.

وی توضیح داد: سیستم تصمیم‌گیری کشور در دایره‌های محدودی عمل می‌کند و تبادل اندیشه با افراد کلیدی و بین‌المللی بسیار محدود است. به گفته وی، این محدودیت‌ها بر ظرفیت حل مشکلات ملی اثرگذار است و نیازمند بازنگری در نحوه مدیریت و تصمیم‌گیری است.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه در دو و نیم ماه گذشته شش کنفرانس در چهار کشور مختلف و ۶۱ ملاقات داشته است، گفت: یکی از دستاوردهای این ملاقات‌ها، درک اهمیت ارتباط مستقیم و دریافت اطلاعات از افراد با تجربه در مسائل بین‌المللی بوده است. تجربه نشان داده است که مطالعه کتاب و داده‌های اینترنتی به تنهایی کافی نیست و تعامل مستقیم با کارشناسان و فعالان بین‌المللی بسیار ارزشمند است.

سریع القلم در این باره گفت: در جلسات با افراد آشنا به سیاست آمریکا و شرکت‌های بزرگ فناوری، اطلاعات مهمی به دست آورده‌ام که می‌تواند برای تحلیل دقیق سیاست خارجی و اقتصادی ایران مفید باشد.

وی با اشاره به ضرورت بازنگری در مفروضات فردی و ملی اظهار کرد: افراد و مدیران باید به طور مداوم مفروضات خود را مورد بازبینی قرار دهند. سریع القلم افزود: این موضوع نه تنها در مسائل روزمره زندگی بلکه در سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری‌های کلان کشور اهمیت دارد.

وی همچنین تجربه شخصی خود در پرواز از شیراز به تهران را مثال زد و گفت: با گفت‌وگو با یک مسافر، توانستم بسیاری از پیش‌فرض‌های وی را بازبینی کنم و این تجربه نشان می‌دهد که پرسشگری و تعامل مستقیم، ابزار مؤثری برای یادگیری و اصلاح تحلیل‌هاست.

تحلیل تجربه‌های سیاسی آمریکا و ایران

سریع القلم با یادآوری تجربه مذاکرات ایران با رؤسای جمهور آمریکا بیان کرد: من در کنگره ای در اسفند ۱۴۰۳ اعلام کردم اگر ایران تا اردیبهشت با آمریکا به توافق نرسد، اگر ایران تا اردیبهشت با آمریکا به توافق نرسد، ممکن است پیامدهای جدی داشته باشد. تحلیل‌های من نشان می‌دهد برخی از ارزیابی‌ها و ذهنیت‌ها در آمریکا مبتنی بر مفروضات سخت‌گیرانه است و پذیرش ایران در سطحی که انتظار می‌رود، دشوار خواهد بود.

وی در ادامه افزود: ترامپ در دوره اول خود اشتباهات زیادی داشت، اما در دوره بعدی با آشنایی بیشتر به مسائل و جلسات، تصمیمات بهتری گرفت. سریع القلم تأکید کرد که تجربه‌های بین‌المللی و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد ایران نیازمند استراتژی هوشمندانه‌تر و بازنگری در سیاست خارجی خود است.

این استاد دانشگاه گفت: توانمندی‌های تحلیلی (Analytical Thinking) یعنی توانایی دسترسی به دقیق‌ترین داده‌ها و استفاده از آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک. فعالیت‌های دانشگاهی و علمی باید با تعامل مستقیم با دنیای واقعی و افراد با تجربه تکمیل شود تا تحلیل‌ها دقیق و کاربردی باشند.

این استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی، با تأکید بر اهمیت پرسشگری به‌جای قضاوت، گفت: ما در جامعه خود عادت کرده‌ایم درباره موضوعاتی که داده و شناخت کافی از آن نداریم، قضاوت کنیم و این رفتار به درگیری، سوءتفاهم و ناکارآمدی در حکمرانی منجر می‌شود.

وی با بیان تجربه‌ای شخصی افزود: در سفری هوایی، با فردی گفت‌وگو داشتم که تصور می‌کرد من سال‌ها در آمریکا زندگی کرده‌ام. وقتی توضیح دادم چنین نبوده، متوجه شدم قضاوت او مبتنی بر پیش‌فرض‌هاست، نه سؤال. این مقام دانشگاهی تصریح کرد: به او گفتم به‌جای قضاوت، می‌توانستی سؤال کنی؛ سؤال درباره دین، هویت یا تجربه زیسته. ما اما اغلب از آخر شروع می‌کنیم و مستقیم قضاوت می‌کنیم.

سریع‌القلم با اشاره به تسری این رفتار به سطح مدیریت کشور گفت: همین الگو در حکمرانی هم وجود دارد؛ مسئولان در سخنرانی‌ها صحبت می‌کنند و ما بلافاصله تفسیر می‌کنیم که منظورشان فلان فرد یا فلان نهاد بوده است. وی افزود: آیا تا به حال دیده‌اید در آلمان، صدراعظم سخن بگوید و مخاطب تصور کند منظور او وزیر اقتصاد یا فرد خاصی است؟ دلیلش این است که آن‌ها اصولی مانند پرهیز از استدلال احساسی و گفت‌وگوی شفاف را رعایت می‌کنند.

وی تأکید کرد: این موضوع یک پروژه عظیم ملی است و اگر صداوسیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای پژوهشی کشور به‌طور جدی روی آن کار کنند، می‌توان از سطح فرد به سازمان و از سازمان به جامعه رسید و به‌جای وفاداری به اشخاص، وفاداری به کشور و نهادها را تقویت کرد.

این استاد دانشگاه با اشاره به ریشه‌های تاریخی رفتارهای اجتماعی در ایران گفت: ما با سنت‌های تاریخی خود پیش می‌رویم؛ کشوری که هزاران سال پادشاهی داشته و «قبله عالم» بوده است. اگر برای انسان و شأن فردی جا باز نکنیم، دچار بن‌بست می‌شویم.

وی با طرح پرسشی افزود: غریزه چیست؟ به نظر من، در کشور ما علاقه شدیدی به سمت و قدرت وجود دارد. این غریزه قدرت و ثروت، بسیار قوی‌تر از اندیشه است. سریع‌القلم ادامه داد: برای من به‌عنوان یک پژوهشگر اجتماعی سؤال است که با وجود این همه آموزه‌های اخلاقی و دینی، چرا این ارزش‌ها در رفتار و تصمیم‌گیری ما نمود کافی ندارد.

الگوهای جهانی؛ قدرت، محدود اما مسئولیت‌پذیر

سریع‌القلم با اشاره به نمونه‌های تاریخی گفت: نلسون ماندلا پس از یک دوره ریاست‌جمهوری گفت همین برای من کافی است و هدفم گذار از آپارتاید به جمهوریت بود. یا جورج واشینگتن، نخستین رئیس‌جمهور آمریکا، پس از دو دوره، پیشنهاد دوره سوم را نپذیرفت و ترجیح داد به زندگی شخصی و کشاورزی بازگردد.

وی افزود: این علاقه به قدرت، اگر کنترل نشود، پیامدهای جدی دارد. هرچند این بحث گسترده است، اما به مسئله مهم‌تری متصل می‌شود و آن تفاوت «ریاست» با «مدیریت» است.

این استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل با تأکید بر نقش مدیران ارشد گفت: من معتقدم تغییر همیشه از بالا آغاز می‌شود. دانشگاه خوب، نیازمند رئیس دانشگاه خوب است؛ بنگاه اقتصادی موفق به مدیر توانمند وابسته است و حتی سرنوشت فرزندان، تا حد زیادی به تصمیم والدین بازمی‌گردد.

وی با اشاره به تجربه شخصی خود بیان کرد: مادرم زمانی که هشت ساله بودم، گفت آینده از آنِ کسی است که زبان انگلیسی بداند و مرا در بهترین مؤسسه زبان آن زمان ثبت‌نام کرد. من آن زمان چیزی نمی‌فهمیدم، اما تصمیم درست مدیریت خانواده مسیر آینده را تغییر داد.

سریع‌القلم با اشاره به تجربه چین گفت: رهبری و مدیریت یک فرد، چین را از فقر مطلق به اقتصادی با تولید حدود ۱۹ تریلیون دلار رسانده است. وقتی به چین می‌روید، از میزان پیشرفت آن شگفت‌زده می‌شوید.

وی در ادامه به کتاب «یک کلمه» نوشته مستشارالدوله اشاره کرد و گفت: حدود یک‌ونیم قرن پیش گفته شد که سرنوشت ما در گرو یک واژه است و آن واژه «قانون» است. با وجود این همه دانشگاه، تحصیل‌کرده و بیش از یک‌ونیم تریلیون دلار درآمد نفتی، هنوز نتوانسته‌ایم مسئله قانون را حل کنیم.

فرهنگ با نصیحت اصلاح نمی‌شود؛ قانون تعیین‌کننده است

این استاد دانشگاه با تأکید بر نقش قانون اظهار کرد: آیا می‌توان با توصیه اخلاقی و گفتاردرمانی، فرهنگ جامعه را تغییر داد؟ اگر افسر راهنمایی کنار جاده بایستد و از رانندگان خواهش کند سرعت غیرمجاز نروند، نتیجه‌ای ندارد؛ اما اگر هر پنج کیلومتر کنترل و جریمه قطعی باشد، رفتار تغییر می‌کند.

وی افزود: وقتی قانون اجرا شود، کسی بالای سرعت مجاز رانندگی نمی‌کند. توسعه، نظم اجتماعی و اصلاح فرهنگ، بدون قانون و اجرای قاطع آن ممکن نیست.

این استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی، با اشاره به تجربه خود در کشورهای توسعه‌یافته گفت: تجربه سنگاپور نمونه‌ای از مدیریت قانون‌محور و شفاف است. سنگاپور دارای بالاترین سطح شفافیت بانکداری، محیط زیست سالم و نظم اجتماعی است و شهروندان و مدیران به شدت به قوانین احترام می‌گذارند.

وی توضیح داد: در سنگاپور حتی نگه داشتن آدامس در خیابان غیرقانونی است و رعایت قانون در کوچک‌ترین جزئیات مانند دفع زباله به شدت کنترل می‌شود. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که ساختارسازی مبتنی بر اعتماد و قوانین روشن، کلید موفقیت یک کشور است.

سریع‌القلم با بیان اصطلاح «کلسیفیکیشن» (سخت و اکسیده شدن ساختارها) گفت: ایران در بسیاری زمینه‌ها گرفتار این وضعیت شده است؛ سیاست‌ها، روش‌ها و مدیریت‌ها با افراد قفل شده‌اند و زمینه تغییر و نوآوری بسیار محدود است. برخلاف چین که سرنوشت سیستم را به سرنوشت افراد گره نزد، در ایران تغییرات همواره به شخص وابسته شده و سیستم انعطاف کافی ندارد.

وی تأکید کرد: برای ایجاد تغییر واقعی، ابتدا باید افراد در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری خود تغییر کنند. بدون تغییر در رأس، اصلاح سیاست‌ها و مدیریت بنگاه‌ها و نهادها غیرممکن است.

سریع‌القلم تجربه دوره پهلوی را مثال زد و گفت: زمانی که تصمیمات کلان کشور به یک فرد واگذار می‌شد، اشتباهات زیادی رخ می‌داد. تصمیم جمعی نه تنها اشتباهات را سریع‌تر اصلاح می‌کند، بلکه توان انرژی تغییر را در کشور افزایش می‌دهد.

وی با اشاره به تجربه‌های تاریخی ادامه داد: مدیریت متمرکز و فردمحور، مانند آنچه در سال‌های ۱۳۵۱ در ایران رخ داد، منجر به محدود شدن امکان مشارکت عمومی و خلاقیت می‌شود.

سریع‌القلم تأکید کرد: توسعه یافتگی تصادفی نیست و پیروی از اصول ثابت انسانی و اجتماعی، پایه پیشرفت پایدار است. تجربه زوج‌ها، جوامع و کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که موفقیت حاصل رعایت اصول مشخصی است و نه اتفاقی یا تصادفی.

وی گفت: این اصول شامل تصمیم‌گیری الیت‌ها، شفافیت ساختارها، قانون‌مداری و توانمندسازی افراد است و رعایت آن‌ها می‌تواند مسیر توسعه ایران را هموار کند. 

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha
avatar
دیروز ۱۴:۴۳

نتیجه مثلث توسعه مدرنیته و سرمایه داری شد جنبش ۹۰ درصد در آمریکا یعنی ۹۰ درصد ثروت جامعه دست کمتر از ده درصد جامعه بود و این جنبش خیلی سریع در آمریکا و والستریت سرکوب شد! خسته نمیشید اینقدر تزهای شکست خورده غرب رو که خودشون توش موندن برای ما تکرار !

avatar
دیروز ۱۴:۴۷

سالهاست که ژاپن و کره جنوبی رو توی سر ما میزنید حالا ویتنام و مکزیک هم اضافه شد چرا هیچ وقت از کشورهای آفریقایی نمیگید که ۲۰۰ ساله زیر نظر انگلیس و فرانسه و آمریکا پیشرفت نمیکنند مثل ژاپن ؟؟!چرا افغانستان بعد ۲۰ سال اشغال و دست آمریکا بود، اینه؟؟؟!