مهرداد ملکزاده در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به اینکه در این فصل چند هدف عمده دنبال میشود، ادامه داد: باستانشناس پس از یک یا دو فصل کاوش، دستکم باید بتواند به دو پرسش اساسی پاسخ دهد، نخست اینکه مجموعهای که با آن مواجه است، از نظر نهشتههای فرهنگی، بناها و بافتها متعلق به چه دورهای است و دوم اینکه این مکان چه کارکردی داشته و چه اتفاقی در آن رخ میداده است آیا نیایشگاه، کاروانسرا، مسجد، معبد، کاخ، کوشک یا یک شهر بوده است.
وی با اشاره به سابقه طولانی کاوشهای باستانشناختی در تپه هگمتانه، افزود: از سال ۱۳۶۲ تاکنون، ۱۲ فصل کاوش توسط دکتر صراف در بخشهای مختلف تپه انجام شده است. پس از آن چهار فصل کاوش به سرپرستی زندهیاد دکتر مسعود آذرنوش انجام شد و همچنین اساتید مطرح باستانشناسی مانند محمدرحیم رنجبران، علی هژبری، یعقوب محمدیفر و رضا نظریارشد نیز در این محوطه فعالیت داشتهاند و بنده نیز افتخار داشتم در سه تا چهار فصل به صورت مستقل به عنوان سرپرست در این محوطه کار کنم.
ملکزاده با تأکید بر اینکه با وجود این حجم از کاوشها، هنوز به دو پرسش بنیادین پاسخ داده نشده است، گفت: متأسفانه هنوز مشخص نیست تاریخگزاری نهایی این مجموعه چیست و اینکه دقیقاً چه فعالیتهایی در این محوطه انجام میشده است، مردمانی که بانی این تپه بودهاند و امروز آثاری از آنها در هگمتانه دیده میشود، در این مکان چه میکردهاند؟
وی با اشاره به تجربیات فصل بیستودوم کاوشهای خود در سال ۱۳۹۹ در هگمتانه، اظهار کرد: در آن فصل، با هدف دستیابی به کهنترین نهشتههای فرهنگی، یک کارگاه عمیق در کف چال شتر خواب و یک کارگاه پیشرونده در کف کارگاه مرکزی ایجاد کردم.
این باستانشناس اضافه کرد: پیشتر بدون استناد به مدارک باستانشناختی، چنین پنداشته میشد که نخستین رج مجموعه بناهای خشتی هگمتانه مستقیماً روی خاک بکر قرار گرفته است اما من به این فرض باور نداشتم چرا که مستنداتی وجود داشت که سازههای معماری منظم هگمتانه، روی خاک بکر نیستند.
ملکزاده در توضیح مفهوم خاک بکر گفت: در اصطلاح باستانشناسی، خاک بکر به لایهای اطلاق میشود که هیچ نشانهای از دخل و تصرف انسانی و مواد فرهنگی در آن وجود نداشته باشد، نه آثار سطحی، نه استخوان و نه هیچ نشانهای از حضور انسان، این بستر طبیعی، پیش از شکلگیری نخستین استقرار انسانی است.
وی با بیان اینکه تاکنون لایهنگاری کامل در تپه هگمتانه مشخص نشده است، افزود: هدف از لایهنگاری این است که از بالاترین لایهها تا رسیدن به خاک بکر، توالی استقرارها به صورت دقیق مشخص شود، اتفاقی که متأسفانه در هگمتانه رخ نداده است، به عبارت دیگر ما هنوز نمیدانیم هگمتانه دارای چه لایههایی است و توالی استقراری آن چگونه تعریف میشود.
سرپرست تیم فصل بیستوچهارم کاوش باستانشناسی هگمتانه با اشاره به نمونههای شناختهشده باستانشناسی، گفت: در محوطههایی مانند سیلک یا گودینتپه، لایهها به صورت مشخص و شمارهگذاری شده تعریف شدهاند اما چنین نظام لایهنگاری در هگمتانه شکل نگرفته است.
ملکزاده تأکید کرد: هدف، خواسته و انگیزه ما از ادامه کاوش در هگمتانه این است که بتوانیم به این دو پرسش اساسی پاسخ دهیم، اینکه خاک بکر کجاست، توالی استقراری چگونه است، کهنترین لایهها متعلق به چه دورهای هستند و دورهبندی و چارچوب زمانی استقرار در هگمتانه بر چه اساسی قابل تعریف است.
وی با اشاره به تمرکز کاوشهای پیشین بر معماری منظم تپه هگمتانه، بیان کرد: دکتر صراف به دلیل توجه ویژهای که به این معماری منظم و شگفتانگیز داشت، پس از شناسایی الگوی پیمون و مدولاسیون معماری در فصل پنجم کاوش، تمام همت خود و همکارانشان را صرف گشودن بخشهای مختلف تپه و بازشناسی این معماری کرد.
این باستانشناس ادامه داد: به این ترتیب عرصه وسیعی از تپه باز شد و ما به این معماری منظم دست یافتیم، بیآن که بدانیم دقیقاً با چه بنایی مواجه هستیم و کارکرد آن چیست، بخش قابل توجهی از بناهایی که امروز دیده میشود، حاصل کاوشهای دکتر صراف است، در حالی که اکنون با ادامه کاوشها در لایههای پایینتر، همچنان با سفال، استخوان و شواهد فرهنگی مواجه هستیم و هنوز به خاک بکر نرسیدهایم.
ملکزاده با اشاره به محدودیتهای اجرایی و اعتباری برای کاوشهای باستانشناسی اظهار کرد: با وجود شرایط خاص آبوهوایی و مشکلات موجود، ناچاریم به مسئله کمبود بودجه نیز اشاره کنیم، با اینکه تپه هگمتانه به ثبت جهانی رسیده است، انتظار میرود وزارت میراث فرهنگی، معاونتهای تخصصی و همچنین استان توجه بیشتری به این محوطه داشته باشند و اعتبارات بیشتری به این موضوع اختصاص یابد.
وی ادامه داد: سال ۱۳۹۹ در فصل بیستودوم کاوش، ۹ کارگر در اختیار داشتیم، در حالی که در دوره دکتر صراف، تا ۱۵۰ کارگر در این محوطه فعالیت میکردند. با این روند، نگرانکننده است که در فصلهای آینده حتی با کاهش بیشتر نیروی انسانی مواجه شویم و این شرایط بخشی از مشکلات اقتصادی است که پژوهشهای علمی در ایران با آن دستوپنجه نرم میکنند.
سرپرست تیم فصل بیستوچهارم کاوش باستانشناسی هگمتانه با تأکید بر استمرار تلاشهای علمی با وجود این محدودیتها، بیان کرد: باستانشناسان به این شرایط عادت دارند و امیدواریم امسال نیز در حد مقدورات، بتوانیم به نتایج قابل قبولی در هگمتانه دست پیدا کنیم.
ملکزاده در پاسخ به پرسشی درباره نتایج کاوشهای پیشین هگمتانه، تصریح داد: بر اساس آنچه گفته شده، این محدوده بخشی از شهر تاریخی همدان بوده است، بخشهایی از تپه هگمتانه همچنان زیر خانههای مردم و بخشهایی زیر بازار قرار دارد و هنوز قسمتهایی از عرصه تپه در زیر بازار فعلی واقع شده است.
این باستانشناس اضافه کرد: این محدوده در گذشته به محله سرقلعه شناخته میشد و بخش مرتفعتر آن که به سمت کلیسا میرود، در میان اهالی قدیم همدان با نام قلعه شاهداراب شناخته میشد.
وی با اشاره به مصوبه مجلس شورای ملی در دهه ۱۳۳۰، گفت: در آن زمان مقرر شد بخشهایی از شهرهای تاریخی غرب ایران که عرصههای محوطه باستانی آنها زیر ساختوسازهای معاصر قرار گرفته بود، خریداری و آزادسازی شود، این اقدام در کنگاور انجام شد و با خرید و تخریب خانهها، محوطهای شکل گرفت که زندهیاد کامبخشفر آن را تپه ناهید مینامید و امروز معبد آناهیتا در آن قرار دارد.
ملکزاده تصریح کرد: در بیستون نیز دهکده زراعی خریداری و آزاد شد و ابتدا هیئت آلمانی و سپس دکتر مهدی رهبر در آنجا کاوش کردند، در همدان نیز از دهه ۱۳۳۰ اراده مردم و مجلس شورای ملی بر این بود که بقایای زیست باستانی شهر شناسایی شود.
سرپرست تیم فصل بیستوچهارم کاوش باستانشناسی هگمتانه با اشاره به اهمیت تپه هگمتانه در ارتباط با جایگاه مادها، گفت: هگمتانه به عنوان پایتخت مادها شناخته میشود، هر چند برای باستانشناسان امروزی، یافتن پایتخت مادها به معنای کلاسیک آن چندان اولویت ندارد و تمرکز اصلی بر درک تطور فرهنگ و شیوههای زندگی است اما در ایران همچنان به دلیل ضرورت نگاه تاریخ فرهنگی، این پرسش که پایتخت مادها کجا بوده، اهمیت دارد.
وی ادامه داد: در همین راستا، زمینها، املاک و خانههای معاصر خریداری و تخریب شدند و زندهیاد محمد مهریار پیش از انقلاب مسئولیت تخریب بناهای معاصر را بر عهده داشت، وقوع انقلاب موجب وقفهای جدی در این روند شد اما با وجود جنگ و مشکلات آن دوره، از سال ۱۳۶۲ کاوشها از سر گرفته شد و در سالهای ۶۲، ۶۴، ۶۷ و ۶۸ چهار فصل کاوش انجام شد.
به گفته ملکزاده، در نخستین سال پس از جنگ، دکتر صراف چهار فصل کاوش در این محوطه انجام داد و سپس از سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ به صورت پیوسته در این محوطه فعالیت کرد، تا حدی که معماری شاخصی که امروز در محوطه هگمتانه دیده میشود، اصطلاحاً به معماری یا لایه دکتر صراف معروف است.
این باستانشناس با اشاره به تغییر مدیریت پژوهشکده باستانشناسی در سال ۱۳۷۹ گفت: در این سال، دکتر ناصر نوروززاده چگینی جای خود را به دکتر مسعود آذرنوش داد و وی با نگاه خاص خود سرپرستی کاوشها را بر عهده گرفت، دکتر آذرنوش در سالهای ۱۳۸۳، ۱۳۸۴، ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ چهار فصل کاوش در هگمتانه انجام داد اما متأسفانه در پایان فصل چهارم دارفانی را وداع گفت و فرصت انتشار نتایج کاوشها را نیافت.
ملکزاده در تشریح یکی از مهمترین ابهامات هگمتانه، گفت: ما در هگمتانه با یک مجموعه معماری شگفتانگیز مواجه هستیم که باید مشخص شود دقیقاً چیست، اگر اینجا شهر بوده تعریف ما از شهر چیست، آیا این واحدهای معماری با ابعاد حدود ۱۷.۵ در ۱۷.۵ متر که بهصورت قرینه تکرار میشوند، خانههای مردم بودهاند، در حالی که هیچ نشانهای از مطبخ، اجاق یا سازههای حرارتی که لازمه زندگی روزمره است، در آنها دیده نمیشود.
سرپرست تیم فصل بیستوچهارم کاوش باستانشناسی هگمتانه با اشاره به دیدگاههای مطرح شده در این زمینه، گفت: رمی بوشارلا، باستانشناس فرانسوی و دکتر آذرنوش، در بازدیدهایی که از این محوطه داشتند، این فضا را به عنوان یک سربازخانه تفسیر کردند، شخصاً معتقدم این مجموعه میتواند بافت مدیریت فعالیتهای اقتصادی بوده باشد، چیزی که بعدها میتوان آن را بازار نامید، احتمالاً خیابانها، راستههای بازار و فضاها، تیمچهها و حجرهها بودهاند و این دیدگاه نیز شواهدی در حمایت از خود دارد.
وی با اشاره به ثبت جهانی تپه هگمتانه، این رویداد را فرخنده اما مسئولیتزا توصیف کرد و افزود: جهانی شدن هگمتانه اتفاق مهمی بود، این ثبت از یک سو موجب خوشحالی جامعه باستانشناسی و علاقمندان به این حوزه شد و از سوی دیگر مسئولیت ما را چند برابر کرد، چرا که این اتفاق همچون شمشیری دولبه است.
ملکزاده بیان کرد: میتوان گفت به تعبیری چشم جهانیان به هگمتانه دوخته شده است، هر فردی در هر نقطهای از دنیا، اگر فهرست آثار ثبت شده در یونسکو را باز کند به نام هگمتانه میرسد و اگر علاقهمند باشد آن را دنبال میکند.
وی با تأکید بر نگاه پرسشمند جامعه علمی جهانی درباره هگمتانه، بیان کرد: در جهان، با پژوهشگرانی مواجه هستیم که هدفمند کار میکنند و به شدت پرسشمند هستند، آنها انتظار دارند مستندات جدی و قابل اتکا ارائه شود، اینکه این محوطه دقیقاً چیست، چه اتفاقی در آن رخ داده، ما چه کاری انجام میدهیم، وضعیت حفاظت چگونه است، مرمت چگونه پیش میرود و پژوهشها بر چه اساسی انجام میشود.
ملکزاده ادامه داد: امیدواریم درکی که با ثبت جهانی هگمتانه ایجاد شده، استمرار داشته باشد و با کمک نهادهای ذیربط از جمله استانداری، فرمانداری و شهرداری همدان و همچنین وزارت میراثفرهنگی و ادارهکل میراثفرهنگی استان، توجه بیشتری به این محوطه صورت گیرد.
وی خاطرنشان کرد: امیدواریم با حمایتهای بیشتر بتوانیم هر ساله کاوشهای باستانشناختی را در هگمتانه ادامه دهیم و در نهایت مجموعهای فربه، مستند، محکمهپسند و در تراز علمی جهانی ارائه کنیم، مجموعهای که به روشنی پاسخ دهد هگمتانه چیست و چه جایگاهی در تاریخ و فرهنگ ایران و جهان دارد.
انتهای پیام


نظرات