این کارگردان سینما در گفتوگویی با ایسنا با اشاره به آنچه در جریان ناآرامیهای روزهای گذشته در شهرهای مختلف کشور از جمله زادگاهش دزفول رخ داده، بیان کرد: دوران عجیبی را پشت سر میگذاریم و فکر نمیکردیم اصلا چنین روزهایی را ببینیم که مثلا مسجد و حسینیه و حرم سبز قَبا در دزفول و یا سنگ مزار شهید غلامعلی رشید را به آتش بکشند، اما وقتی در تمام شهرهای کوچک بین عملکردها شباهت وجود دارد، معلوم است که آنچه اتفاق افتاده، سازماندهیشده بوده و وقتی در شهرها در دست عدهای سلاح میبینیم معلوم است که این سلاح توزیع شده است. دولت باید خیلی مراقب باشد چون مردم در فشار شدیدی هستند و میخواهند اعتراض کنند ولی اعتراضشان هم مصادره میشود.
او با بیان اینکه «در کنار اینها خسارتهای زیادی به وجود آمده که برای درست شدن آنها به پول نیاز است و همه از جیب ملت میرود» ادامه داد: فقط حیرتانگیز است که چطور مراکز اطلاعاتی ما حمله پیشدستانه نکردند و نمیدانستند چنین اتفاقی قرار است رخ دهد. اگر هم میدانستند، چرا اجازه دادند این وضعیت پیش آید؟
یک اتفاق تقریبا بیسابقه پس از ۴۰ و اندی سال
باشهآهنگر بیان کرد: نوع خشونت در کشتن افراد کاملا نشان میدهد که یک نگاه فاشیستی پشت آن بوده و هضمش در کشور ما اصلا ساده نیست. چنین اتفاقهایی در ایران تا الان کمسابقه بوده و پیشتر در دهه ۶۰ از این اتفاقها داشتیم مثل آتش زدن اتوبوس در شیراز که به کشته شدن هفت نفر منجر شد یا بریدن سر در جاهای دیگر، ولی اینکه ۴۰ و اندی سال بعد در یکی دو شب، حتی در شهرهای کمجمعیت و بین راهی کشور یک اتفاق به یک شکل بیفتد تقریبا بیسابقه است و مثل یک اعلام عملیات سراسری میماند.
مردم بالاخره چه کار کنند؟
کارگردان فیلمهای «ملکه» و «سینما متروپل» همچنین گفت: شاید اگر اطلاعات جمعآوری شوند، این نتیجه به دست آید که خسارات واردشده در این مدت از خسارات جنگ ۱۲ روزه بیشتر بوده چون این بار روح و روان مردم آسیب زیادی دید. دولت باید خیلی مواظب باشد چون مردم بالاخره چه کار کنند؟ باید به یکی حرفشان را بگویند. چگونه بگویند؟ هر چه خواهش و تمنا میکنند که ما کارگریم، کارمند دون پایهایم، بازنشستهایم و ...، هر چه میگویند فایده ندارد. روز به روز دلار بالا میرود و تمام قیمتها به دلار است و حقوقشان به ریال. ای کاش آن حقوق را هم به دلار میگرفتند؛ شاید دیگر اعتراضی نبود. این وظیفه سنگینی برای دولت است و باید پاسخگو باشد. اینکه فقط گفته شود ما میدانستیم و گفتیم و ناترازی وجود دارد برای مردم جواب نمیشود چون دیگر نمیتوانند بپذیرند. تحمل فشار بیشتر از این هم برایشان وجود ندارد و راه و چارهای ندارند. یکی بیاید بگوید کسی که بیچاره شده چه کار باید کند؟
باشهآهنگر در بخشی دیگر از این گفتوگو اظهار کرد: از طرف دیگر دستور سراسری حمله به روح و روان و حیثیت مردم و مراکز اقتصادی به هیچ وجه قابل پذیرش نیست، نه فقط در ایران، بلکه در همان آمریکا هم کسی این را نمیپذیرد. این میزان خشونت در هر جامعهای قابل پذیرش نیست و دود آن هم در نهایت به چشم مردم میرود. خود من عصر روز شنبه (۲۰ دی) که اطلاعی از آنچه به آن فراخوان میگفتند، نداشتم همسرم را که حالش مساعد نبود به درمانگاه بردم و در میانه راه ماندیم، طوری که نه راه پس داشتیم و نه راه پیش. وقتی هم رسیدیم درمانگاه، در حیاط درمانگاه گاز اشکآور افتاده بود و مشکلاتی برای پرسنل و همراهان که بیرون مانده بودند ایجاد شد.
اگر خبرها زودتر به مردم میرسید نیازی نبود به جای دیگر مراجعه کنند
این فیلمساز درباره مسئلهای که تحت عنوان «بیرسانگی مردم» عنوان میشود، گفت: مرجعیت رسانهای در داخل از دست رفته و علم آن در ایران دچار مسئله است. هر وقت بحرانی درست میشود ما عقب میمانیم و باید مداوم بدویم تا برسیم. در جنگ ۱۲ روزه هم همینطور شد و هر بار که اتفاقی میافتد کلا مرجعیت رسانهای ما دیر به راه میافتد، وقتی هم به راه میافتد، در مقابل رسانههای بیرون از کشور یا منفعلانه عمل میکنند یا مدام باید به آنها پاسخ دهند و آنچه را آنها گفتهاند اصلاح کنند. اگر زودتر خبرها و تصاویر و اطلاعات به مردم برسد نیازی نیست که مردم به جای دیگری رجوع کنند. این مرجعیت رسانه در ایران نه تنها حل نشده بلکه روز به روز به دلیل رشد شبکههای مجازی عقبتر هم مانده است.
او با اشاره به مصائب قطع اینترنت، اخلال در کار و کاسبی مردم، آسیب به دستگاههای خودپرداز و اینکه حتی بعضی نانواییها بدون پول نقد نان به کسی نمیدهند، ابراز امیدواری کرد، شرایط به نحوی پیش برود که مردم هر چه سریعتر بتوانند به کار و کاسبی خودشان بپردازند.
چه کسی بابت خونهای ریختهشده پاسخ میدهد؟
باشهآهنگر در پایان این گفتوگو در پاسخ به اظهارنظر اخیر مسعود پزشکیان - رئیسجمهوری - خطاب به چهرههای هنری و ورزشی و همراهی برای عبور از طوفان این روزها گفت: هنرمندان باید تشخیص دهند که چه مطلبی مینویسند و به بازتاب پیامهایشان فکر کنند. نمیشود که یکسری، جوانها را تحریک کنند و آنها به خیابان بیایند که بعد هم یا به دست این طرف کشته میشوند یا آن طرف. این وسط چه کسی بابت این همه خون ریختهشده پاسخ میدهد؟ من معتقدم الان آرامش مسئلۀ بسیار واجبی برای کشور است و با این شیوۀ فعلی نمیشود سِره را از ناسره تشخیص داد. وقتی در یک جریان اعتراضی، چنین حجمی از خسارت به کشور وارد میشود دود آن به چشم مردم میرود در حالی که اطمینان دارم مردم اینقدر کار خشن انجام نمیدهند.
انتهای پیام


نظرات