سینا قربانی با بیان اینکه رسانههای ضد ایرانی، عملاً لُخت شده و وارد فاز عملیات روانی تمامعیار علیه ذهن جامعه ایرانی شدهاند، اظهار کرد: محور این عملیات، برجستهسازی مداوم خبر «احتمال جنگ آمریکا علیه ایران» و نمایش پیدرپی تصاویر حرکت ناوهای هواپیمابر و تجهیزات نظامی است و آنچه اجرا میشود، نه خبررسانی، بلکه تزریق سیستماتیک اضطراب و ناامنی روانی است و این جریان تلاش میکند، مخاطب ایرانی را از یک ناظر آگاه به موجودی مضطرب، فرسوده و آماده تسلیم یا رفتار هیجانی تبدیل کند.
وی افزود: هدف اصلی این رسانهها، برهمزدن تعادل روانی جامعه است؛ جامعهای که هر روز با این سؤال بیدار شود که «امروز جنگ میشود یا نه؟» دیر یا زود تمرکز، ثبات عاطفی و توان تصمیمگیری منطقی خود را از دست میدهد.
این تحلیلگر رسانه تصریح کرد: وقتی خبر «حرکت ناو»، «تقویت حضور نظامی» یا «افزایش احتمال درگیری» با ادبیات آخرالزمانی و تیترهای پرآبوتاب عرضه میشود، مخاطب نه با واقعیت میدانی، بلکه با سناریوی ساختهشده در اتاق خبر مواجه است؛ سناریویی که هدفش تولید ترس مزمن است، نه فهم واقعیت.
وی ادامه داد: بنابراین، در این چارچوب، انسان ایرانی به چشم «واحد افکار عمومی» دیده میشود که باید شکسته و شکلدهی شود، نه انسانی با حق دانستن و تحلیل مستقل.
قربانی یادآور شد: تاکتیکهای بهکارگیری شده در این عملیات روانی کاملا کلاسیک، اما در عین حال بیرحمانهاند، که بزرگنمایی، اولین حربه است. هر مانور، هر جابهجایی تجهیزات، بهعنوان «گام تعیینکننده در آستانه جنگ» به ذهن مردم ایران فروخته میشود و سپس تکرار فرسایشی وارد عمل میشود؛ همان تیتر با چند تغییر جزئی، در قالبهای مختلف، شبکههای مختلف و زمانهای مختلف تکرار میشود تا حتی بیتفاوتترین مخاطب هم در ناخودآگاهش احساس خطر دائمی بسازد.
به گفته این تحلیلگر رسانه، انتخاب گزینشی نیز ستون دیگر این عملیات است، فقط بخشهای تهدیدآمیز اظهارات مقامات برجسته میشود و هرچیز که از هزینههای جنگ، بازدارندگی، مخالفتهای داخلی و بینالمللی یا پیچیدگی واقعی صحنه حکایت کند، حذف یا به حاشیه رانده میشود.
این فعال رسانهای در مازندران خاطرنشان کرد: در کنار اینها، سناریونویسی تخیلی به میدان میآید؛ تحلیلهایی که با قطعیت از «ساعت صفر حمله»، «اولین اهداف بمباران» و «نقشه جنگ» حرف میزنند، بدون آنکه پشتوانه اطلاعاتی جدی داشته باشند، که این سناریوها ذهن مخاطب را از واقعیت به جهان فانتزی «فاجعه قریبالوقوع» پرت میکند و در ادامه تاکتیک القای فوریت، این بسته را کامل میکند: ادبیاتی پُر از «هر لحظه ممکن است»، «آستانه درگیری مستقیم» و «ثانیهشماری برای برخورد» سیستم عصبی جامعه را در حالت آمادهباش دائمی نگاه میدارد؛ حالتی که در بلندمدت به فرسودگی، بیحسی و ناتوانی در واکنش عقلانی منجر میشود.
قربانی افزود: اما ستون پنهان این عملیات، بهرهبرداری هوشمندانه و مخرب از «اثر هالهای» در ذهن مخاطب است و حریف بهطور آگاهانه دو هاله متضاد میسازند و دائما آن را تقویت میکنند؛ از یک سو، هاله «قدرت مطلق» برای آمریکا: نمایش مکرر ناوهای عظیم، موشکهای پیشرفته، ائتلافهای چندلایه و زبان تکنولوژیک، تصویری شبهاسطورهای از یک نیروی شکستناپذیر میسازد و ذهن مخاطب، تحت تأثیر این هاله، بهتدریج این تصویر را به همه حوزهها تعمیم میدهد و به نتیجه نانوشته اما مخرب میرسد «این قدرت هر کاری بخواهد، میتواند بکند».
وی ادامه داد: از سوی دیگر، هاله دائمی برای ایران ساخته میشود؛ تمرکز وسواسگونه بر تهدیدپذیری، خطر فروپاشی، احتمال حمله و سناریوهای تیره، بدون اشاره متوازن به ظرفیتهای دفاعی، هزینههای جنگ برای طرف مقابل و عوامل بازدارنده، ایران را در ذهن مخاطب به موجودی همیشه «درآستانه سقوط» تقلیل میدهد.
این تحلیلگر رسانهای خاطرنشان کرد: ترکیب این دو هاله، ضربه اصلی را وارد میکند، یک سو ابرقدرت شکستناپذیر، سوی دیگر کشوری ناتوان و آچمز؛ در چنین قاب ذهنی، هرگونه کنش جمعی، مقاومت عقلانی، برنامهریزی بلندمدت یا پیگیری مطالبات واقعی بیمعنا جلوه داده میشود و مخاطب یا به سمت تسلیم و انفعال رانده میشود «کاری از دست ما برنمیآید» یا به سمت خشم کور و رفتارهای هیجانی که خود زمینهساز بیثباتی بیشتر است و این دقیقاً نقطهای است که عملیات روانی به هدف حقیقی خود نزدیک میشود: تولید جامعهای عصبی، ناامید و قابل هدایت.
به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه خبری پلیس، در روز سهشنبه هفتم بهمن، قربانی افزود: بنابراین اتاق عملیات روانی دشمن، از طریق ابزارهای رسانهای و هجوم محتوایی وضعیتی را دنبال میکند که نمیخواهد جامعه ایران «بفهمد» چه میگذرد و آنها میخواهند جامعه «احساس کند» که در محاصره در آستانه فاجعه و بدون راهحل است؛ چون آنچه در جریان است صرفاً یک «بازتاب واقعیت» نیست، بلکه مهندسی سازمانیافته ادراک و احساس جامعه است.
انتهای پیام


نظرات