به گزارش ایسنا، در آستانه اکران فیلم «بلندیهای بادگیر» در این هفته، سرانجام نقدهای منتقدان منتشر شده و واکنشها به این اثر بهطور محسوسی دوگانه و متفاوت بوده است.
این فیلم به کارگردانی امرالد فنل و اقتباسشده از رمان محبوب نوشته امیلی برونته است که نخستینبار در سال ۱۸۴۷ منتشر شد.
«بلندی های بادگیر» روایتگر داستان عشقی پرشور و طوفانی در دل دشتهای بادخیز یورکشایر است و رابطهای شدید، ویرانگر و پیچیده میان هیثکلیف (با بازی جیکوب الوردی) و کاترین ارنشاو (با بازی مارگو رابی) را به تصویر میکشد.
«بلندیهای بادگیر» تاکنون در وبسایت راتن تومیتوز از مجموع ۶۵ نقد، امتیاز ۷۱ درصد و در متاکریتیک از ۳۱ نقد، امتیاز ۶۰ درصد را به دست آورده است.
در کنار رابی و الوردی، بازیگرانی چون هونگ چاو، الیسون اولیور، شازاد لطیف، مارتین کلونز، اوون کوپر، شارلوت ملینگتون، ایوان میچل و ایمی مورگان نیز در این فیلم حضور دارند.
در ادامه، بخشهایی از مهمترین نقدهای منتشرشده در رسانههای مطرح هالیوود را پیش از اکران رسمی فیلم در ۱۳ فوریه (۲۵ بهمن) میخوانید.
دیوید رونی، منتقد ارشد سینمای هالیوود ریپورتر، در نقد خود نوشته است:«بازآفرینی «فنل» تا مرز جنون پیش میرود و اگر بتوانید پیشفرضهایتان درباره نحوه روایت این داستان را کنار بگذارید، میتوان گفت این اثر سرگرمکنندهترین فیلم او تاکنون است؛ فیلمی پرآبوتاب، غرق در رنگهای تند و طراحی مجلل، بیپروا و عمیقا تراژیک. این فیلم که مدام میان هوشمندی و حماقت در نوسان است، نسخهای از «بلندیهای بادگیر» است که اشکها را جاری و قلبهای جوان را شعلهور میکند.»
کلاریس لاگری از ایندیپندنت نوشته است:
«این فیلم با پنهان شدن پشت نقاب تفسیر شخصی، یکی از پرشورترین و از لحاظ عاطفی خشنترین رمانهای تاریخ را تهی میکند و نتیجه اثری بهطرز شگفتآوری توخالی است.»
پیتر بردشاو، منتقد گاردین، نوشته است:
«فنل با اغراق در جنبههای کمیک، داستان کتی و هیثکلیف را به چیزی شبیه یک عکاسی مد بیستصفحهای پر از حماقت تبدیل میکند؛ با لباسهای پاره، اشارات جنسی و لحظات شوخطبعانهای که گاه از کنترل خارج میشوند.»
دیوید سیمز از آتلانتیک مینویسد:«این فیلم در عین حال که بهترین اثر فنل تا امروز است، آشفته و کثیف هم هست. زیبایی ظاهری پرزرقوبرق، با زشتیهای عمدی زیر سطح همراه شده و این همان زیباییشناسی غالب فیلم است.»
کوین ماهر، منتقد ارشد تایمز بریتانیا، نوشته است:«در این اقتباس سطحی، رابطه مرکزی میان هیثکلیف و کتی کاملا بیرمق است و فیلم با وجود ظاهر پرزرق و برقش، از درون خالی میشود.»
لیندزی باهر از آسوشیتدپرس مینویسد:
«اگر به دنبال بازیهای قدرت و ستارهمحوری هستید، این فیلم ممکن است راضیتان کند اما در نهایت اثری سطحی و نمایشی باقی میماند.»
کارین جیمز از بیبیسی نوشته است:
«اگر این فیلم را نه اقتباس، بلکه بازآفرینی بدانیم، اثری جسورانه، هنرمندانه و کاملا گیراست که جوهره مخرب عشق ناکام را حفظ کرده است.»
برایان ترویت از یواسای تودی مینویسد:
«این فیلم یک عاشقانه بد و پرزرقوبرق است؛ تاریک، گاهی خندهدار و در نهایت احساسبرانگیز.»
بث وب از امپایر معتقد است:«سبک بر محتوا غلبه کرده و هرچند فیلم استادانه ساخته شده، اگر به زمین نزدیکتر میماند، تأثیر تراژدی عمیقتر میشد.»
جانی اولکسینسکی از نیویورک پست مینویسد:
«با اینکه طرفداران سنتی اعتراض خواهند کرد، جذابیت فیلم در این است که ما را وادار میکند به عشقی دل ببندیم که میدانیم نباید دل ببندیم.»
امیلی برونته، دومین خواهر از سه خواهران «برونته» بود که سیام جولای ۱۸۱۸ میلادی در یورکشایر انگلیس متولد شد. او کوچکتر از «شارلوت» و بزرگتر از «آن» بود. «امیلی» بیشترین شهرتش را به واسطه رمان «بلندیهای بادگیر» به دست آورد. پس از مرگ مادر، او در کودکی به همراه دو خواهر و برادرش، سرزمینهای خیالی را خلق و در داستانهایشان آنها را ترسیم کرد.
او در سال ۱۸۴۷ میلادی، تنها رمان خود یعنی «بلندیها بادگیر» را بهعنوان دو جلد از یک مجموعه سهجلدی منتشر کرد. سبک خلاقانه این رمان موجب تعجب منتقدان شد. اگرچه واکنشهای متفاوتی نسبت به این رمان صورت گرفت، اما «بلندیهای بادگیر» به یک اثر کلاسیک ادبی تبدیل شد.
این رمان در طول سالها موضوع اقتباسهای متعددی در سینما و تلویزیون شده است. برای مثال «آندریا آرنولد» یکی از این اقتباسهای سینمایی را در سال ۲۰۱۱ میلادی با بازی «کایا اسکودلاریو» و «جیمز هاوسون» کارگردانی کرد. «رالف فاینز» و «ژولیت بینوش» در سال ۱۹۹۲ میلادی در اقتباسی به کارگردانی پیتر کاسمینسکی نقشهای اصلی را بر عهده داشتند و در اقتباسی در سال ۱۹۳۹ از این رمان به کارگردانی ویلیام وایلر نیز لارنس اولیویه و مرل اوبرون بازی کردند.
انتهای پیام


نظرات