• شنبه / ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۷:۲۷
  • دسته‌بندی: گزارش و تحلیل
  • کد خبر: 1404112514938
  • خبرنگار : 71415

روش‌شناسی پشت رفتارهای «دیوانه‌وار» ترامپ

روش‌شناسی پشت رفتارهای «دیوانه‌وار» ترامپ

رئیس جمهور آمریکا هر روز با رفتارهای هنجارشکنانه خود ماجراهای جدیدی را رقم می‌زند؛‌ رفتارهایی آکنده از خودشیفتگی، دمدمی مزاجی و طرح درخواست‌های گزاف منزجرکننده‌ که تنها نشان دهنده منفعت طلبی او در هر موقعیتی هستند. تحلیل‌گر برجسته آمریکایی حوزه اقتصاد و رسانه بر این باور است پشت رفتارهای به ظاهر دیوانه‌وار ترامپ، یک روش مشخص وجود دارد.

به گزارش ایسنا، «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا، در دور اول ریاست جمهوری خود و حتی بیشتر از آن در دومش، همواره با رفتارهای هنجارشکنانه، به رخ کشیدن خودشیفتگی خود و طرح درخواست‌های غیرمنتظره عجیب خود توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرده است.

«تام راجرز»، دبیر و تحلیلگر آزاد مجله آمریکایی «نیوزویک» در مطلبی با تحلیل رفتارها و روش‌شناسی «دونالد ترامپ» بر این باور است جنجال آفرینی‌های این رئیس جمهور آمریکا از تلاشش برای تصاحب جزیره گرینلند تا درخواست اخیرش برای تغییر نام ۲ ایستگاه قطار مهم به نام خود، همگی نشانه‌هایی از یک الگوی رفتاری مشخص هستند.

 راجرز که رئیس هیئت مدیره یک شرکت فعال در حوزه هوش مصنوعی به نام «کلایگرید» و بنیانگذار شبکه خبری CNBC است با محوریت دادن و استناد به کتاب تازه‌ای در مورد دونالد ترامپ استراتژی‌های تکراری پشت رفتارهای او را تحلیل می‌کند. این کتاب تحت عنوان «۱۰ فرمان ترامپ» نوشته جفری سوننفلد، استاد برجسته مدرسه مدیریت دانشگاه ییل و رئیس انستیتوی رهبری مدیریت ارشد ییل و همکارش «استیون تیان»، تلاش کرده است تا متد و روش پشت رفتارهای جنجالی و به ظاهر غیرمنطقی ترامپ را رمزگشایی کند.

راجرز در مقدمه این تحلیل به یکی از تازه‌ترین جنجال‌های ترامپ اشاره می‌کند: لغو بودجه فدرال برای یک پروژه بزرگ تونلی جهت ارتقای خط راه‌آهن میان نیویورک و نیوجرسی. به نوشته راجرز، ترامپ در درخواستی جنجالی اعلام کرد در صورت تغییر نام ایستگاه «پن استیشن» در نیویورک و همچنین فرودگاه دالس در واشنگتن به نام خودش، بودجه را مجددا برقرار خواهد کرد. این نویسنده این خواسته را نمونه‌ای از خودبزرگ‌بینی افراطی ترامپ توصیف می‌کند.

اما آیا می‌توان این اقدامات ترامپ را صرفا ناشی از دیوانگی یا خودشیفتگی صرف دانست؟ کتاب «۱۰ فرمان ترامپ» که در آستانه انتشار است، پرده از استراتژی پشت این آشفتگی ظاهری برمی‌دارد.

۱۰ فرمان ترامپ: انجیل خودمحوری در کاخ سفید

سوننفلد و تیان در کتاب «۱۰ فرمان ترامپ» تلاش کرده‌اند تا رفتارهای به ظاهر متناقض رئیس‌جمهور آمریکا را در قالب یک چارچوب منسجم تحلیل کنند. این کتاب که با الهام از تورات نامگذاری شده، نشان می‌دهد در جهان‌بینی ترامپ، همه چیز حول محور او می‌چرخد. نگارنده، ترامپ را مبتلا به «عقده خدایی»، اختلالی که در آن فرد باور تزلزل ناپذیری به برتری و خطاناپذیر بودن خود دارد، دانسته و معتقد است که این توضیح‌دهنده بسیاری از اقدامات جنجالی وی است.

آنچه به این کتاب اعتبار ویژه می‌بخشد، نه تنها تحلیل دقیق ۱۰ الگوی رفتاری تکرارشونده ترامپ، بلکه رابطه منحصربه‌فرد نویسنده با رئیس‌جمهور آمریکاست. سوننفلد که خود زمانی از سوی ترامپ برای ریاست «دانشگاه ترامپ» دعوت شده بود (و این دعوت را هوشمندانه رد کرد)، سال‌ها به عنوان یک شریک رسانه‌ای با ترامپ در برنامه تلویزیونی معروف نمایش واقعیت او به نام «کارآموز» همکاری داشته و این تعاملات طولانی مدت، به او دیدگاهی ممتاز برای رمزگشایی از ذهنیت ترامپ بخشیده است.

روش‌شناسی پشت رفتارهای دیوانه‌وار ترامپ

رسانه آمریکایی «دیلی بیست» اخیرا در مطلبی از ترامپ به عنوان یک «ابله مجنون خطرناک» توصیف کرد که هیچ نشانی از منطق در پشت اقداماتش وجود ندارد. این تحلیل از اقدامات ترامپ نسبتا رواج پیدا کرده اما سوننفلد استدلال می‌کند این یک اشتباه جدی است که قدرت استراتژیک ترامپ را نادیده بگیریم. او معتقد است که پشت این آشفتگی ظاهری، یک منطق قابل پیش‌بینی و تکرارشونده وجود دارد.

سه فرمان کلیدی: از مشت اولیه تا اثر خفته

در ادامه این مطلب تصریح شده در میان «۱۰ فرمان» ترامپ، سه استراتژی محوری بیش از همه قابل تأمل هستند:

۱. هنر معامله با «مشت به صورت»

برخلاف رهبران سنتی که تلاش می‌کنند با ایجاد اعتماد، مذاکره را آغاز کنند، ترامپ همواره با یک «مشت به صورت» شروع می‌کند. او از همان ابتدا موضعی غیرمنتظره و افراطی اتخاذ می‌کند تا حریف را گیج و منفعل سازد. نمونه بارز این استراتژی، پیشنهاد تصاحب گرینلند از دانمارک بود. در نهایت، وقتی ترامپ به توافقی می‌رسد که به مراتب ملایم‌تر از خواسته اولیه‌اش است، آن را یک پیروزی بزرگ برای خود جلوه می‌دهد. این روش، «هنر معامله» ترامپ (با استناد به کتابی به همین نام نوشته شده توسط وی) برای رسیدن به حداکثر امتیاز با کمترین هزینه است.

۲. اثر خفته (The Sleeper Effect)

ترامپ استاد تکرار بی‌پایان یک ادعا فارغ از اینکه آن ادعا حقیقت داشته باشد یا خیر است. (و طبق آمارها معمولا و به طور مفروض همه ادعاهای او دروغ هستند). او در راستای این استراتژی به منظور باورپذیر کردن حرفهایش با چنان اطمینان و قاطعیتی سخنانش را تکرار می‌کند که به مرور زمان، مخاطبان طبق که یک پدیده مشهور روانی به نام «اثر خفته» آن را به عنوان حقیقت می‌پذیرند. در این میان، رسانه‌های همسو با دولت نیز با بازتاب مداوم این ادعاها، به تحقق این استراتژی کمک می‌کنند. به این ترتیب استراتژی ترامپ در واقع مبنی بر این پدیده است که «دروغ اگر هزار بار تکرار شود، در اذهان عمومی تبدیل به حقیقت می‌شود.»

۳. من به تنهایی می‌توانم آن را درست کنم (I Alone Can Fix It)

این عبارت که همچون یک شعار توسط ترامپ تکرار شده، تجلی خودشیفتگی حاد او است. او دائما از خود و دستاوردهایش با ادبیاتی اغراق‌آمیز صحبت کرده و برای هر آنچه تکه به خودش مرتبط باشد، اعتباری قهرمانانه قائل می‌شود. ترامپ حتی فضاهای فیزیکی مرتبط با خود را با طلا می‌پوشاند و در تازه‌ترین نمونه، برای بازگرداندن بودجه یک پروژه تونلی حیاتی میان نیویورک و نیوجرسی، شرط تغییر نام ایستگاه‌های «پن استیشن» و فرودگاه «دالس» به نام خود را مطرح کرده است. این خواسته‌ها، علاوه بر ارسال سیگنال خودشیفتگی بخشی از راهبرد و جهان‌بینی او است.

روش‌شناسی پشت رفتارهای دیوانه‌وار ترامپ

به عقیده تحلیلگر نیوزویک، نکته نگران‌کننده‌تر، تأثیری است که این رفتارها بر بدنه سیاسی آمریکا گذاشته است. به گفته نویسندگان کتاب «۱۰ فرمان ترامپ»، جامعه سیاسی یا با هر نمونه جدید از دروغ‌گویی و هنجارشکنی ترامپ بارها یا شگفت‌زده ‌شده (گویی که انتظارش را نداشته)، یا صرفا شانه بالا انداخته و  تکرار این رفتارها طی چند سال اکنون دیگر حساسیت‌ها را نسبت به او از بین برده و منجر به یک بی‌حسی عمومی شده است.

نتیجه‌گیری: دیوانگی روشمند در خدمت اهداف

کتاب «۱۰ فرمان ترامپ» نشان می‌دهد که آنچه به نظر می‌رسد دیوانگی صرف باشد، در واقع ترکیبی منحصربه‌فرد از ویژگی‌های شخصیتی و استراتژی‌های حساب‌شده است. اگرچه این ویژگی‌ها در مجموع، تصویری از ترامپ به عنوان یک «خودشیفته جامعه‌ستیز» (sociopathic egomaniac) را ترسیم می‌کنند، اما تحلیل دقیق‌تر این جنبه را باید به روانپزشکان واگذار کرد. آنچه برای تحلیل‌گران سیاسی اهمیت دارد، درک این نکته است که هر بار ترامپ درخواستی ظاهرا تصادفی و نامعقول مطرح می‌کند - چه تصاحب گرینلند باشد و چه تغییر نام یک ایستگاه قطار - پشت این جنون ظاهری، یک استراتژی روشمند نهفته است و به عقیده راجرز برای برای رمزگشایی از این استراتژی، خواندن این کتاب می‌تواند چراغ راه باشد.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha