پس از حذف ارز ترجیحی و افزایش محسوس قیمت کالاهای اساسی، دولت از دی ماه سال جاری اجرای مرحله جدید طرح کالابرگ الکترونیکی را بهعنوان یکی از سیاستهای جبرانی در دستور کار قرار داد؛ طرحی که قرار بود یارانه کالاهای اساسی را بهجای ابتدای زنجیره تامین، مستقیما به مصرفکننده نهایی منتقل کند و بخشی از فشار تورمی وارد شده به سبد معیشت خانوارها را کاهش دهد.
بر اساس سازوکار اعلام شده، در این طرح به هر فرد اعتبار مشخصی اختصاص پیدا میکند که صرفا برای خرید اقلام اساسی تعیین شده قابل استفاده است. این اقلام شامل گوشت، مرغ، روغن، برنج، حبوبات و لبنیات کمچرب بوده و امکان برداشت نقدی از اعتبار یا خرید سایر کالاها وجود ندارد. هدف اصلی از این سیاست، حفظ دسترسی خانوارها به کالاهای ضروری و جلوگیری از کاهش مصرف اقلام پایه در شرایط رشد قیمتها عنوان شد. در این راستا؛ برای بررسی نحوه اجرای این طرح، پوشش دهی فروشگاههای سطح شهر و تنوع کالاها در فروشگاهها به سطح شهر رفته و با مردم گفتوگو کردیم.
بوی تند گوشت تازه و ماهی یخزده، ساعت ۱۲ ظهر در میدان استقلال مشهد به مشام میرسد. روبهروی یکی از قصابیهای قدیمی حوالی میدان، صف ۱۲ نفرهای کشیده شده؛ بیشترشان مسن هستند، با دستهای خالی و ذهنهایی که غرق در افکارند. چهرهها گرفته است. به یک خانم ۶۵ ساله نزدیک میشوم. اول سرش را پایین میاندازد و فقط تکان میدهد. چند قدم که برمیدارم، انگار دلی پر درد دارد و لب به سخن باز میکند.

صدایش گرفته است اما با ما گفتوگو میکند و میگوید با این وضعیت من فقط میتوانم یه قلم کالا بخرم. یه قلم! گوشتی که قبلاً ۷۵۰ تومان بود، حالا باید ۱.۵ میلیون توما بدهم. با یک میلیون تومان چه چیزی میشود خرید؟! دیگر مثل گذشتهها نیست، مردم هوشیارتر شدند و آزادتر؛ این وضعیت اصلا درست نیست.
چند قدم آنطرفتر، پیرمرد بازنشستهای با ماسک روی صورت ایستاده و در گفتوگو با ما میگوید: «آمدم با سه میلیونی که داریم فقط گوشت بخرم. با کالابرگ هر سه نفرمان گوشت خریدم. خوبه، کمک حاله اما خب... برای سه نفر ما فقط همین یک قلم قابل تهیه است.
یکی از اصلیترین بازیگران این طرح فروشندگان هستند. در بازدید میدانی از بازار به سراغ فروشندگان میرویم. وارد یک مغازه مرغ و گوشت میشویم. فروشنده پس از اینکه متوجه میشود که خبرنگار هستیم با چهرهای خسته به دستگاه اشاره میکند و میگوید: دستگاهها را قطع کردند، میگویند شما اینجا فقط مرغ و تخممرغ میفروشید و این تخلف است. در پروانه کسب مغازه این موضوع نوشته شده اما حالا من چکار کنم؟
نگاهم به سمت تابلوی قیمت میرود. مرغ کیلویی ۲۰۵ الی ۲۱۳ هزار تومان، ران مرغ ۲۹۹، سینه مرغ ۳۹۵ و تخممرغ کیلویی ۱۱۰ هزار تومان است.
یکی دیگر از فروشندههای عرضه کننده کالابرگ در گفتوگو با ایسنا درباره طرح عرضه کالابرگ میگوید: مردم میخرند، چاره دارند؟ ولی دیگر دست آنان بسته است. مرغ از کیلویی ۱۸۵ هزارتومان به ۲۰۰ هزارتومان به بالا رسیده است. یک کیلو تخممرغ از کیلویی ۱۲۵ به ۱۴۵ هزارتومان رسیده است. قیمتها ثبات ندارد؛ هر روز به یک شکل است.
در گشت و گذار بازارهای مشهد به یک خواروبارفروشی کوچک نزدیک میدان توحید میرسیم. فروشندهای که از پارسال کالابرگ را فعال کرده است، با جزئیات بیشتری در گفتوگو با ما توضیح میدهد: سیستم کالابرگ مشکل دارد. درحال حاضر بسیاری از مغازهها سیستم کالابرگ آنان قطع شده است اما هیچکس به ما فروشندگان اعلام نمیکند و نمیدانیم علت چیست؟ واریزیهای گذشته هنوز پرداخت نشده و واریزیهای چهار، پنج ماه پیش نیز هنوز به حساب نیامده است. در دوره جدید طرح کالابرگ، واریزیها به صورت روزانه انجام میشود و اقدام بسیار خوبی است. ما فروشندگان از صبح ساعت ۸ تا ۲۳:۳۰شب در خدمت مردم هستیم اما سیستم کالابرگ شبها قطع میشود و امکان پاسخگویی به مردم نداریم.
او به قفسهها اشاره میکند: همه کالاهایی که اینجاست، مشمول کالابرگ است اما یک خانواده چهار نفره با این بودجه امکان خرید برنج را ندارد. بیشتر ماکارونی، رب، روغن، چای میخرند. از وقتی کالابرگ عرضه شده است، فروش تقریباً دو برابر شده و ۱۰۰ درصد در فروش تاثیر داشته است. فروشندههایی که فروشگاهشان مشمول کالابرگ میشود سخت مشغول ارائه خدمت هستند و برخی از مغازهها نیز که از کالا برگ خبری ندارند، خریداران آنان بسیار کم شده است.
در ادامه حضور میدانی در بازارهای مشهد به مرد و زن جوانی برخوردیم که بچه سومشان در راه است و به فروشگاه برای خرید روزانه مراجعه میکنند، آنان در گفتوگو با ایسنا میگویند: خداروشکر از کالابرگ راضی هستیم و بسیار از دولت تشکر میکنیم. آخر هرماه وقتی کسری در خانه وجود داشته باشد با کالابرگ کالاهایی که نیاز هست را خریداری میکنیم و این طرح کمک دست مردم است.
وقتی فناوری به جای کمک، مانع میشود
از میدان استقلال به سمت مصلی حرکت میکنیم. وارد یک فروشگاه بزرگ میشویم. مرد میانسالی با عجله از کنارم رد میشود و بیدرنگ میگوید: «آدم وحشت میکنه والا. از هفته پیش قیمتها رفته بالا. ضعیفترین قشر جامعه، سویا را میخرن اما همین یک قلم به کیلویی ۱۷۵ هزارتومان رسیده است. همین کالا ۱۰ روز پیش ۸۰ هزار تومن بود. اینها را باید به چه کسی بگوییم؟»
وارد یک فروشگاه مواد غذایی دیگر میشویم. زن جوانی با دختر نوجوانش در حال خرید است او به خبرنگار ایسنا میگوید: اوایل که کالابرگ آمده بود مشکل بزرگ اصلی صفهای طولانی بود که باید مدت زیادی میایستادی اما در حال حاضر اکثر فروشگاه و مغازههای سطح شهر کالابرگ دارند. در کل از کالابرگ راضی هستیم؛ به نظر من این طرح توانسته کمک خرج باشد.

همزمان مردی در کنار پیشخوان فروشگاه میایستد و مکث میکند و به قفسه پشت سرش نگاه میکند و به ما میگوید: کالاهای اساسی به اندازهای که گران شده است، کالا برگ کمک خرج مردم نشده است. اجناس ۱۰۰ درصد گران شده است اما کالابرگ تنها ۱۰ درصد کمک کننده است.
فروشنده مغازه که پشت پیشخوان ایستاده است در تأیید صحبتهای مرد میگوید: واقعاً کالاها هر روز یک قیمت جدید دارند. مشتری میگوید دیروز فلان جا ارزانتر بود، اما باید بگویم که امروز گران شده است. تفاوت قیمت میان مغازهها زیاد است. تنها با گذشت یک هفته تمامی قیمتها عوض میشود. فروشندگان هم سرگردان هستند.
قفسههایی با طعم سردرگمی
در یک فروشگاه بزرگ زنجیرهای، زوج جوانی با رضایت از کاهش ۴۰ تا ۵۰ درصدی هزینهها در گفتوگو با ایسنا میگویند: فروشگاههای زنجیرهای دارای تنوع برند نیستند. برای خرید، تنها یک برند وجود دارد. با کالا برگ میتوانیم پوشک بچه را تهیه کنیم این موضوع خیلی خوب است اما کاش امکان خرید پوشاک با کالابرگ وجود داشت.
مادری که خود یک فرزند داشت و کارمند نیز بود در این فروشگاه و در گفتوگو با ما مطرح کرد: یک لباس بچه سه میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است. باور کردنی نیست. همین چند روز پیش برای خرید لباس بچگانه به بازار رفتیم اما بسیاری از پدرو مادرها دست خالی برمیگشتند. با آنکه مکالمه من با آن مادر دغدغهمند تمام شده بود اما در حال بیرون آمدن از فروشگاه به دنبالمان آمد و با اشاره به لیست کالابرگ فروشگاه گفت: این لیست را ببینید. در این لیست میگو و شنیسل مرغ و اقلامی است که حتی نوشتن آن در این لیست با این میزان کالابرگ مضحک است.
در خیابان قرنی مشهد با مردی مواجه میشوم که به فروشگاهها نگاه میکند. او با اشاره به فروشگاها و اقلام منتقدانه به ما میگوید: این ماه میتوانیم یک کالای اساسی را بخریم اما ماه بعد دیگر نمیتوانیم همان کالا را خریداری کنیم. تورم بر روی کالا وجود دارد اما تورم در کالابرگ یا حقوق مردم نمایان نیست.
در مغازه بعدی، مردی با همسر و فرزندش سر قیمتها با فروشنده در حال بحث هستند. مرد معترض است، فروشنده بیاعتنا به او میگوید: قیمت همینه آقا. میخوای بردار، نمیخوای برو بیرون.
مرد با عصبانیت مغازه را ترک میکند و داد میزند: از راه قانونی پیگیری میکنم.
در مغازه بعدی پیرمردی و همسرش حبوبات و شکر خریدند و پیرمرد با لبخندی تلخ میگوید: ما سه نفریم، دهک ۱۰ محسوب میشویم اما من بازنشسته هستم. ماه گذشته با سه میلیون فقط یه کیسه برنج گرفتم. مکث میکند و نگاهش به بیرون است: مملکت ما بهترینه و ما بسیار راضی هستیم اگر مسئولان جلوی گرانی را بگیرند، بهتر است. به جای اینکه کالابرگ بدهند، قیمتها را کاهش دهند، این کالابرگ شاید ۱۰ درصد کمک کند. بهتر است تمام کالاها دست دولت باشد.

در بازگشت از مصلی، با شهروندانی همکلام شدیم که به خطاهای سیستمی اشاره میکنند. یکی از آنها میگوید: دیروز در سوپرمارکت، دستگاه هنگ کرد. ۲۰ دقیقه معطل شدیم. آخرش گفت خطا داده و باید ۷۲ ساعت دیگر امتحان کنیم. دو روز بعد که رفتیم، قیمتها فرق کرده بود.
فروشنده دیگری تأیید میکند: بعضی وقتها سیستم قطع و مشتری کلافه میشود. ما هم بیخبریم. هرکسی یک چیزی میگوید فقط میتوانیم به خریدار امیدواری بدهیم که صبور باشد.
شاید تأسفبارترین نکته را یکی از خریداران میانسال در حاشیه میدان استقلال به ما میگوید: راستش را بخواهید، دیگر ذهنمان درگیر این شده است که ببینیم با کالابرگ چه چیزی میتوانیم بخریم اما نه اینکه چه نیازی داریم. این فاجعه است. آدم باید فکر کنه چه چیزی برایش لازمه، نه اینکه چیزی را که در لیست هست بردارد. کم کم فراموش میکنیم چه چیزی دوست داریم.
مُسکنی به نام کالابرگ در بازار بیثبات مشاهدات یک روز کامل در مشهد نشان میدهد که طرح کالابرگ با همه فراز و نشیبهایش، توانسته رضایت نسبی فروشندگان و برخی خریداران را جلب کند. پرداخت روزانه، افزایش سرعت عملیات و استقبال گسترده مردم از نقاط قوت آن است اما در برابر جهش بیوقفه قیمتها، یک میلیون تومان بیشتر به تخفیف جزئی شبیه است تا نجاتدهنده سفره.
مردم دو صدا دارند؛ صدای قدردانی از کمک دولت و صدای نگرانی از تورمی که هر روز سفره را کوچکتر میکند. خطاهای سیستمی، نبود تنوع برند، تغییر مداوم قیمتها و تفاوت فاحش قیمت بین مغازهها، بر دلهرهها افزوده اما آنچه بیش از همه نگرانکننده است، تغییر تدریجی ذهنیت مردم از نیاز به محدودیت است. وقتی خریدار به جای پرسش چه چیزی لازم دارم؟ مدام میپرسد با این کالابرگ چه میتوانم بخرم؟ یعنی طرح حمایتی، هر چند خوب اجرا شود، در برابر تورم بیامان فقط یک مسکن موقت است.
انتهای پیام


نظرات