• شنبه / ۴ دی ۱۳۷۸ / ۱۲:۴۸
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 7810-00015
  • منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران

دكتر صادق زيبا كلام : بخش عمده‌اي از زيربناي نظام جمهوري اسلامي در دوران مشروطه شكل گرفته است.

تهران دكتر صادق زيبا كلام، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در گفت و گويي اختصاصي با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران به تشريح مفهوم جامعه مدني و تاثير انقلاب مشروطه بر روند جامعه مدني در ايران پرداخت. وي در ابتدا دوره قبل از پيدايش جامعه مدني و بعد آن را مورد توجه قرار داده و با ذكر تفاوتهاي عمده اين دوره‌ها با يكديگر، به تشريح سه رويكرد به مفهوم جامعه مدني پرداخت و گفت: در جوامع گذشته دو سطح ساختار وجود داشت: در يك طرف، حاكميت، و حكومت كننده ما و در طرف ديگر ،حكومت شوندگان، و مردم عادي قرار داشتند. بين اين دو سطح هيچ حلقه‌ي واسطه و رابطه‌اي وجود نداشت. يعني به قول ،موريس دورژه، حكومت دستور مي‌دهد و تعيين سياست مي‌كند و در مقابل ، مردم هم وظيفه‌اي جز پذيرش دستورها و اوامر حكومتي و تن‌دادن به سياست‌هاي حكومتي ندارند و تا وقتي نوع رابطه سياسي بين مردم به اين شكل باشد فرق نمي‌كند خود را مذهبي بداند يا غير مذهبي، به اين معني كه حكومت چه مذهبي باشد و چه غير مذهبي دستور مي‌دهد و مردم هم صرفا اجرا مي‌كنند. اما بعد از به وجود آمدن جامعه مدني ما شاهد ايجاد نهادها و گروههاي مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي هستيم كه حقيقت حلقه‌ي واسط بين مردم و حكمت را برعهده دارند. استاد دانشگاه تهران در پاسخ به سؤالي در مورد نقش اصلي حلقه‌هاي واسط در جامعه مدني گفت: كار مهمي كه تيم حلقه‌هاي واسطه انجام مي‌دهند اين است كه مصالح و منافع گروهها و اقشار مختلف جامعه را به سمت حكومت منعكس كرده و مانع از اعمال قدرت بي‌حد و حصر و بدون مانع حكومت مي‌شوند سپس به تدريج گسترده‌ترشده و در جوامع خبري تبديل به احزاب، پارلمان، گروههاي فشا، مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي مي‌شوند و در نهايت خود تشكيل دهنده‌ي حكومت مي‌شوند دكتر صادق زيبا كلام با اشاره به حاكميت قانون در جامعه به عنوان تعريف مفهوم جامعه‌ي مدني در توضيح آن گفت: در دوران قبل از جامعه‌ي مدني قدرت حكومت، مطلق بوده است، قانون، همان چيزي بود كه حاكم اراده مي‌كرد و مي‌خواست و قانون مكتوبي وجود نداشت، اما تفاوت دوران جامعه مدني بادوران قبل از آن، اين است كه قدرت حكومت در جامعه‌ي مدني، مشروط و محدود به قانون مي‌شود، يعني حكومت تنها مي‌تواند كارهايي را انجام دهد كه قانون به او اجازه مي‌دهد.پس دومين رويكرد به جامعه‌ي مدني، حاكميت قانون، است كه اين ،حاكميت قانون، فقط شامل مردم نمي‌شود زيرا آنها هميشه از قوانين حكومت اطاعت مي‌كرده‌اند اما اين بار خود حكومت هم بايد ،قانون، را رعايت كند. دكتر زيبا كلام درمورد رويكرد سوم به جامعه مدني نيز اظهار داشت: در رويكرد سوم به جامعه مدني به مردم به عنوان رعيت، نگاه نمي‌شود، بلكه مردم صاحب حق و حقوقي مي‌دانند كه هيچ حكومتي تحت هيچ شرايطي نمي‌تواند اين حق و حقوق آنها را سلب كند. وي در ادامه تشريح ديدگاه جان‌لاك كه مرتبط با رويكرد سوم به جامعه مدني است پرداخت و اعتقاد به حق طبيعي انسان به صرف انسان بودن و بدون وابستگي به دين ، كشور و يا عقيده‌اي خاصي را از ويژگي هاي اين ديدگاه دانست. دكتر زيبا كلام به سابقه‌ي جامعه‌ي مدني در ايران را مورد بحث قرار داد و گفت: برخي در مطبوعات و رسانه‌ها چنين مطرح كرده‌اند كه اگر مراد از جامعه مدني، حلقه‌ي واسط بين مردم و حكومت است، روحانيون نقش اين گونه حلقه‌ها را ايفا كرده‌اند، بنابراين ما شاهد نوعي جامعه‌ي مدني بوده‌ايم. اما من فكر مي‌كنم از مواردي كه ذكر شده نمي توان برداشت و تعريف جامعه‌ي مدني را نمود. زيرا ، روحانيت، خود در مواردي در كنار،حكومت، بوده است و اين گونه نبوده كه روحانيت همواره مدافع حق و حقوق مردم باشد. به طور كلي روحانيت هيچ گاه يك نهاد مشخص سياسي و اجتماعي نبوده است، بنابراين تا قبل از انقلاب مشروطه هيچ نمود و آثاري از جامعه مدني در ايران وجود نداشته است. دكتر زيبا كلام در پاسخ سؤالي در مورد تحولات عمده دوران مشروطه، و تفاوت اصلي دوران قبل و بعد از مشروطه در فضاي سياسي و فرهنگي ايران گفت: رويكرد دوم به جامعه‌ي مدني را براي اولين بار در دوره‌ي مشروطه مي‌توان ملاحظه كرد . كار مهمي كه در مشروطه صورت گرفت اين بود كه جايگاه حكومت را كه ،آسماني، بود به صورت ،زميني، درآورد وآن را مقيد به،قانون، كرد. به عبارت ديگر در زمان مشروطه براي اولين بار حكومت، وديعه‌اي از جانب مردم دانسته شد نه وديعه‌اي الهي كه به حاكم سپرده شده است. به اين ترتيب مهمترين فلسفه‌ي سياسي كه با مشروطه وارد ايران شد، تحول بنيادي در ديدگاه ايرانيان نسبت به حكومت بود. استاد علوم سياسي دانشگاه تهران همچنين در مورد آثار و نتايج مشروطه در جامعه‌ي ايران اظهار داشت: درست است كه مشروطه خود بنا به دلايلي شكست خورد، ولي فلسفه سياسي و افكار و آراء جديدي كه مشروطه با خود به ايران آورد هيچ گاه از بين نرفته و تا امروز هم ادامه داشته است. بخشهايي كه امروز در مورد اختيارات ولايت فقيه مطرح مي‌شود و عده اي آن را وراي قانون و برخي هم آن را در چهار چوب قانون مي‌دانند، ادامه همان بحثهاي دوران مشروطه است. دكتر صادق زيبا كلام در ادامه بسياري از اصول قانون اساسي از جمله اصل تفكيك قوا و انتخابات را برگرفته از دموكراسي غربي دانست كه در ايران بويژه از زمان مشروطه مطرح شده است و وي افزود: درست است كه مشروطه نتوانست در ايران يك حكومت دموكراتيك ايجاد كند، ولي افكار و عقايد آن تا همين امروز هم با ما هست و در حقيقت بخش عمده‌اي از زيربناي نظام جمهوري اسلامي در دوران مشروطه شكل گرفته است. وي همچنين بحث‌هاي رايج در جامعه مبني بر عدم سازگاري جامعه‌ي مدني با اسلام را مشابه بحث‌هاي زمان مشروطه بين شيخ فضل‌الله نوري و سيد محمد طباطبايي توصيف كرد و گفت: درست است كه مشروطه از شريعت گرفته نشده بود ولي بحث اساسي اين بود كه آيا تضاد و تقابلي با شريعت دارد يا نه كه اگر از شيخ فضل‌الله صرف‌نظر كنيم اغلب مراجع و علماي آن دوران اعتقاد داشتند كه مشروطه تضادي با شريعت ندارد و امروز هم مشابه همين بحث در جامعه‌ي ما به وجود آمده، يعني عده‌اي از حوزويان ،جامعه‌ي مدني، را ايده و تصوري غربي مي‌دانند. وي همچنين با اعلام اين مطلب كه بسياري از موارد ديگر مانند ،عيد نوروز، از اسلام گرفته نشده ولي تضادي هم با آن ندارد، گفت: برخي معتقدند جامعه مدني با اسلام تضاد و تقابل دارد و برخي هم به خاطر آن كه منافع و مصالح خود را درمعرض خطر مي‌بينند بر ادعاي تضاد جامعه مدني با اسلام تاكيد دارند. دكتر صادق زيبا كلام در پاسخ به اين سؤال كه آيا تحقق جامعه‌ي مدني نياز به پيش زمينه‌اي خاص دارد و اين پيش‌زمينه در حال حاضر در ايران وجود دارد يا نه گفت: مطرح شدن بحث جامعه‌ي مدني و تحزب و تشكل در جامعه نشانگر آن است كه در جامعه تغيير و تحولاتي به وجود آمده و در مسير تحول تاريخي خود به جايي رسيده است كه اين موارد در آن مطرح مي‌شود. پس نمي‌توانيم بگوييم كه بحث جامعه‌ي مدني براي ما زود است. دكتر صادق‌زيبا كلام در پاسخ به آخرين سؤال مبني بر اينكه چرا بحث جامعه‌ي مدني در ابتداي انقلاب و تا قبل از دوم خرداد به شكل جدي مطرح نبوده گفت: تصور نسلي كه عليه رژيم شاه مبارزه مي‌كرد اين بود كه مشكل مردم و آزدي‌هاي اساسي آنها تنها رژيم شاه و شخص خود شاه است و اگر شاه نباشد ايران تبديل به گلستان مي‌شود. در واقع نسل ما دچار يك چنين خام‌انديشي بود كه مشكل فقط شاه است به همين دليل هم مباحث پيچيده‌تر مثل قانون‌گرايي، جامعه‌ي مدني و حدود آزادي كه امروز ومطرح شده اصلا براي ما معنا و مفهوم خاصي نداشت. براي نمونه حضرت امام(ره) سال 59 را ،سال قانون، اعلام كردند، ولي در تمام طول اين سال مقالات و مباحث خاصي در مورد قانونگرايي مطرح نشد، زيرا آن زمان هنوز عده زيادي به اهميت قانون و قانونگرايي پي نبرد بودند. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.