• یکشنبه / ۲۶ اسفند ۱۳۸۰ / ۱۴:۲۶
  • دسته‌بندی: علمی2
  • کد خبر: 8012-06510.5368
  • خبرنگار : 71028

بهرام بيضايي در گفت و گو با ايسنا: سينما روزنامه نيست

بهرام بيضايي كارگردان فيلم سگ كشي ـ پرفروشترين فيلم سال 80 ـ در روزهاي پاياني اين سال گفت: سگ كشي را به دليل اينكه فيلم پر فروشي شود نساختم من وقتي فيلم مي‌سازم سعي مي‌كنم به خود و مردمي كه فيلم را تماشا مي‌كنند دروغ نگويم. اين كارگردان برجسته ايراني روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ايسنا افزود: ظاهرا آنقدر دردهاي اجتماعي به صورت “گنگ“ و “دو پهلو“ گفته شده كه باعث شده صراحت اين فيلم، با خواست تماشاگران همگام و هم‌سنگ شود وگرنه من داستان سگ كشي را در تابستان سال 71 نوشتم و آن زمان به اين صراحت جنگ مادي در جامعه ما ديده نمي‌شد. در طول زماني كه من معطل ساخت اين فيلم بودم اين جنگ مادي به وضوح در جامعه به چشم مي‌خورد و تصادفا اين فيلم با وضعيت فعلي جامعه منطبق شده و نشان مي‌دهد جامعه نسبت به اين موضوع حساسيت دارد. كارگردان فيلم “رگبار“ در عين حال تاكيد كرد: سينما روزنامه نيست؛ هر روز نمي‌توان يك فيلم درباره دردهاي مردم ساخت چون دو سه سال طول مي‌كشد تا فيلمي ساخته شود. ممكن است دردهاي مردم هر روز تغيير شكل پيدا كرده و موضوعيت آنها زير سوال رود يا موضوع ديگري مهمتر شود. در فاصله‌اي كه شما به يك موضوع فكر مي‌كنيد ممكن است اتفاقات بسياري در جامعه بيفتد بنابراين شما قادر نيستيد هر روز يك فيلم بسازيد تا درد آن روز را بگوييد؛ در نتيجه تنها نمي‌توانيد به تاثير آني فيلم فكر كنيد چون ممكن است در مدت زماني كه فيلم توليد شده و اكران مي‌شود، تمامي آن دردها كهنه يا حل شده و دردهاي مهمتري به وجود آمده باشد. وي ادامه داد: سينما نمي‌تواند هر روز دردهاي جامعه را بگويد. بايد چيزي را بگويد كه با دوام‌تر و ماندني است دردهاي جامعه را مي‌توان در روزنامه‌ها و تلويزيون گفت كه البته بايد همراه با راه حل براي آن باشد. كارگردان فيلم “غريبه و مه“ اضافه كرد: از آن طرف جامعه در حال رسيدن به يك نوع افسردگي است. الان اگر چه دردها گفته مي‌شود ولي كسي علاجش نمي‌كند و هيچ راه حلي ارايه نمي‌شود. وي گفت: همه ما مي‌دانيم كه جنگلها ويران شده‌اند. درباره ويران شدن شهر، محيط زيست و غارت آثار ملي چيزهاي بسياري مي‌دانيم ولي مگر كسي براي حل اين مشكلات كاري مي‌كند؟ حتي براي ساده‌ترين اين مشكلات كسي كاري نمي‌كند. بهرام بيضايي درباره بحران در سينماي ايران گفت: نوعي نگران در بين اهالي سينما وجود دارد و در عين حال احتمال افزايش هزينه‌ها در سال آينده نيز مطرح است كه اين افزايش براي سينما “نفس بر“ است. كارگردان فيلم “كلاغ“ گفت: با اين وضعيت اگر كسي راه حلي پيدا نكند و همه لبخند بزنند و سخنراني كنند همانطور كه بقيه چيزها فقط به تحمل واگذار مي‌شود شايد اين وضعيت نيز به تحمل واگذار شود. در جاهايي كه تصميم‌گيري مي‌شود و امكانات در آنجا متمركز است به نظر نمي‌آيد كساني بخواهند راه حلي پيدا كنند و اغلب همه چيز را به زمان واگذار مي‌كنند. به گفته بيضايي، سال 80 سال سختي براي او بوده و اصلا فرصتي براي فكر كردن درباره فيلم و تاثير آن را نداشته است. وي بيان كرد: تاثير ساخت فيلم سگ كشي فقط تاثيرات ناخوشايند و عصبي و اداري بوده است و متاسفانه به دليل مسايل جنبي ارتباط من با اصل فيلم بريده شد. كارگردان “چريكه تارا“ اضافه كرد: من به كمي آرامش احتياج دارم تا خود را دوباره پيدا كنم. شايد در سال آينده تصميم بگيرم يك فيلم بسازم يا تئاتر كار كنم؛ ولي همه اينها احتياج به آرامش دارد. اميدوارم تعطيلات نوروز اين فرصت را به من بدهد. بيضايي گفت: يكي از كارهاي كه مي‌خواستم در سال گذشته انجام دهم، اجراي تئاتر بود كه در واقع شرايط اجراي آن به موقع فراهم نشد. در حالي كه من امكان آن را داشتم و وقتي ادعا مي‌شد كه شرايط آماده است شايد من ديگر آمادگي نداشتم. كارگردان فيلم “مرگ يزگرد“ تصريح كرد: كاري را كه بسيار دوست داشتم اجرا كنم نمايش “مجلس ضربه زدن“ بود كه امكان پذير نشد و به عقب افتاد. با وجود وضعيت فعلي كه امنيت حرفه‌اي وجود ندارد نمي‌دانم كه اصلا مي‌توانم اين نمايش را كار كنم يا نه؟! كارگردان فيلم سگ كشي درباره لايه‌هاي پنهان اين فيلم گفت: ما نبايد مردم را مجبور كنيم كه فيلمي را براي لايه‌هاي پنهان آن دوست داشته باشند. ابتدا سطح ظاهري داستان بايد آنها را قانع كند و اگر متوجه مفاهيم ديگري شدند ما موفق شده‌ايم. كارگردان “باشو غريبه كوچك“ ادامه داد: يك فيلمساز ممكن است خودش هم لايه‌هاي پنهان يك اثر پنهان و ناشناخته باشد؛ چون اثر بعد از اينكه توليد مي‌شود تقريبا براي خود مستقل است و در طول زمان ممكن است معناهاي مختلفي هم پيدا كند. بنابراين نمي‌توان گفت براي هميشه تمام شده است. بيضايي با تاكيد بر اينكه معناشناسي يك فيلم ممكن است در زمان‌هاي مختلف تفاوت كند، ادامه داد: ما نمي‌دانيم كه آيا “شكسپير“ درباره همه آن چيزهايي كه فكر مي‌كنيم امروز در “مكبث” يا “هملت“ وجود دارد، انديشيده يا فقط نمايشنامه‌اي متعلق به زمان خود نوشته است. ممكن است گذشته زمان به اثر او معناهايي داده يا پرده‌هايي را پس زده كه شايد براي خود او هم غير قابل تصور بوده باشد. حتي ممكن است هنوز بسياري از تصورات شكسپير بر ما پوشيده مانده باشد. كارگردان “مسافران“ تصريح كرد: سرنوشت اثر غير از سرنوشت سازنده‌اش است. بيضايي در ادامه درباره فضاي باز فرهنگي گفت: فيلمسازان ايراني خواهان آزادي بيشتري براي گفتن حرفهاي خود هستند؛ به اضافه اينكه شايد ما خيلي تجربه كار و حرف زدن در فضاي آزاد را نداريم؛ بنابراين ممكن است در اين فضاي آزاد نسبي، فيلمسازان به درستي نتوانند حرف خود را بزنند. بايد فرصت و زمان كافي وجود داشته باشد تا افراد بتوانند خود را تصحيح كرده و فصيح‌تر و بهتر حرف خود را بيان كنند. وي اضافه كرد: متاسفانه اگر هم فضاي آزادي در كشور ما وجود داشته، هميشه بريده بريده و كوتاه مدت بوده و آنقدر مداوم و مستمر نبوده تا افراد بتوانند در آن رشد كنند و حرف زدن در آزادي را ياد بگيرند. بيضايي در پايان گفت: همه كساني كه در عرصه اين هنر فعاليت مي‌كنند، خواهان آزادي طولاني و مستمري هستند تا امكان رشد يابند و بتوانند نقد اجتماعي كنند. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.