بررسي مسجدها و توسعهي بناهاي مذهبي ـ عطاءالله اميدوار
دكتر عطاالله اميدوار - معمار و شهرساز - تحصيلات خود را در رشته معماري فروردينماه سال 1351 در دانشگاه تهران با درجه ممتاز به پايان رسانيد و مدرك دكتري معماري را از انستيتوي شهرسازي پاريس و دانشگاه بوزار فرانسه اخذ كرد.
وي اكنون به طور حرفهيي به عكاسي معماري - ماكت و عكس هوايي - اشتغال دارد.
دكتر اميدوار در يك تحقيق، به بررسي مساجد و توسعه بناهاي مذهبي پرداخته است.
به گزارش خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متن كامل تحقيق دكتر عطاالله اميدوار به اين شرح است:
« من مطالعه و تحقيق خود را درباره مسجد براساس مطالعات در نقشههاي به جامانده از متخصصين و تفسيرهاي تاريخي آنها بنا نهادهام و آنچه در ذيل آمده است تفسير و مشاهده خودم در مورد ساختمانهاي موجود و يا آثار بجامانده از ساختمانهاي مساجد يا روايات نزديك به يقين آن استفاده نمودهام.
تمام اين مطالعات منطبق بر شرايط جغرافيايي محل و نوع زندگي و زيستي و تاريخي معماري و شهرسازي آن مناطق ميباشد.
شبه جزيره عربستان در نقطهاي از روي زمين در نزديك خط استوا با هوايي گرم و خشك يا آفتابي سوزان بدون آب روان با مردمي بدون تمدن شهري باديه نشين كه در چادر زندگي ميكردند همراه با حيوانات اهلي كه طاقت زنده ماندن در اين محيط را داشتهاند، مثل شتر.
اين سرزمين فاقد پوشش گياهي طبيعي است . وجود باغ و مزارع كوچك كه هر كدام از چاههاي آبي تغذيه ميشد با عمقي بيش از 12 متر، با بازدهي آب كم، براي بيرون آوردن آن از نيروي كار انسان و شايد حيوان استفاده ميشد.
درختهاي غالب، خرما بود كه از ميوه و شاخ و برگ و پوست و هسته آن استفاده ميشد.
پستي و بلندي آن محيط جغرافيايي تشكيل ميشد از صحراها و تپههاي شن روان، كه دايم در تغيير بودند و بندرت بين كوههاي كوتاه با سنگهاي برآمده از دل آن، دردهاي كم عمق با كمي آب و سبزه ديده ميشد. اين محيط، محاصره شده از سه طرف به دريا و فقط از طرف شمال ارتباط با تمدن ايران و بينالنهرين و رم شرقي را داشت و با گذشتن از دريا با تمدن مصر قديم ارتباط داشت.
در جنوب پس از عبور از صحرا، با تمدن يمن و حبشه، ارتباط برقرار ميكرد در شمال شرق پس از گذشتن از خليج فارس با بنادري چون هرمزد و سيراف كه عموما اين بنادر مراكز تجاري و داد و ستد مهم بودند در رابطه بود.
در چنين محيطي پيغمبر اسلام بيش از 1400 سال پيش به پيغمبري برگزيده شدند.
پس ميتوان خلاصه كرد در آن زمان در محدوده جغرافيايي بعثت پيغمبر (ص) در شبه جزيره عربستان مردم آن تمدن باديه نشيني و چادرنشيني بدون سابقه تمدن شهري داشتند، ساختمانها كم، احيانا با مصالح كلي و خشتي و گاهي سنگي با پوشش تنه خرما و برگ ساخته شده بود.
براساس مطالب گفته شده فكر ميكنم اولين مسجد در كنار خانه پيمغبر (ص) (در بيرون خانه، نه در داخل) به صورت سايهبان از تعدادي واحد ساختماني به ابعاد حدود طول و عرض سه متر و ارتفاع حدود 2/5 متر ساخته شده بود. اين واحدهاي ساختماني بنا به افزايش جمعيت نمازگزار زياد ميشد.
مطمئنا اين فضا در خانه پيغمبر نبوده بلكه در بيرون خانه قرار داشته است (زيرا خانه محل امن براي ساكنين آن است و لاجرم افراد حق ورود به آن را ندارند)
اين مسجد اوليه در زميني صاف و هموار با ستونهايي از سنگ، خشت، گل، يا تنه خرما و سقف آن پوشيده از شاخ و برگ درخت خرما بنا شده بود حتي ديوارهاي اطراف آن هم احتمالا از همين شاخ و برگ پوشيده شده است. زيرا ساختن محلي فقط براي نمازگزاردن و موعظه كردن مطرح بوده كه در تابستان عاري از گرماي تابش خورشيد باشد زمين آن بايد خيلي داغ نبوده و مومنين به هنگام اقامه نماز در زير آفتاب مستقيم قرار نگيرند و شايد با كمي آن پاشي روي زمين و روي شاخههاي خرما باعث تلطيف هوا ميشده است.
در هر صورت در طول تاريخ، همين مدول مربع يا چهار ستون و پوشش در تمام نقاط و سرزمينها بود، كه تكرار ميشده، البته با شرايط جغرافيايي آن محل مصالح و نحوه ساخت و ساز آن تفاوت پيدا كرد است. (آخرين مسجد ساخته شده مسجد نبي در مدينه ميباشد كه به گونهاي تكرار همان فكر اوليه است)
تاكنون فكر و ايده ديگري نتوانسته در اين ساخت و ساز تغييري به وجود آورد. در اوايل با اين ترفندها براي نمازگزاران فضاي خنك و مطلوبي ايجاد كردند ولي از نفوذ آب باران به داخل نميتوانستند جلوگيري كنند.
امام بخاراني ميگويد هنگام باران، پيامبر پيشاني خود را بر آب و گل به زمين مسجد مينهاد و اثر گل در پيشاني ايشان ديده ميشد.
در اين مسجد محلي در جلو و وسط براي نمازگزاردن پيغمبر پيش بيني شد كه همان محراب نام دارد. در اسلام همانطور كه فتوحات زياد ميشد، نياز به مكاني ساده و سريع در ساخت براي جمع هزاران مسلمان ضروري بود اين روش مدوله بهترين فرم براي سريتر ساختن مسجد بود. يعني چندين و چند گروه ميتوانستند با خط كشي و مشخص نمودن جاي ستونها با سرعت مسجدي براي هر تعداد نمازگزار بسازند و اين مسجد ساده با چند سنگ و تنه و شاخ و برگ درختان و ني و چيزهاي موجود محلي ساخته ميشد. اين قبيل راه حلها شكل مساجد اوليه را آشكار مي ساخت. ديوارهاي بروني مسجد در عين حال كه وجودشان اصلا ضرورتي نداشت نشان دهنده حريم مقدس مسجد ميبود، مسجد اصلا يك ساختمان نبوده بلكه مكاني ساده براي اقامه نماز بوده است.
مسجد عموما شب و روز باز بوده و غير از محلي براي نمازگزاردن، محل بحث و جدل، پناه توبه كاران و افراد بيخانمان و ... بوده است.
نمازگزاران در شبستان به اقامه نماز ميپرداختند و در روزهايي كه جمعيت نمازگزاران بيشتر ميشد حياط پذيرايي آن دسته از نمازگزاران روز جمعه و يا روزهاي ديگر كه در حرم جا نميشدند ميبود. همچنين در موقعيتهاي خاص از اين فضا استفاده ميشد.
رواقهاي اطراف هم در بعضي مساجد فكر ميكنم براي درس و مباحثه زندگي مسافران و بيخانمانان درست ميشد كه من خود در مسجد كوفه و كربلا شاهد اين عملكرد بودهام.
مساجد عدوله، قرون اول تداوم پيدا كرد و از رنگ و مصالح مختلف استفاده ميشد. وجود مصالحي چون آجر و كاشي و فرش براي كف و خالي نبون از هر نوع وسايل ديگر، حال و هواي مذهبي به مسجد ميداد.
البته بايد يادآوي كنم كه فرهنگ معماري بشر قرنها پيش از اسلام آثار بزرگ و با ارزشي را به وجود آورده. اسلام درهر كجا رد پا مينهاد مردم آن با فرهنگ غني معماري خود با عملكرد جديدي چون مسجد را ميساختند.
كلا، هيچ بنايي بدون داشتن فن پيشينيان به وجود نميآيد.
حتا در مورد تخت جمشيد، هم نميتوان قبول كرد كه اين معماري باشوه يك دفعه اختراع و ساخته شده باشد. مطمئنا اين فن و هنر در گذشته به گونههاي مختلف وجود داشته به مرور زمان و افرادي براي به وجود آوردن اين اثر تربيت شده بودند.
در سرزمينهاي فتح شده هنگام تثبيت حاكميت اسلام، معماران عرفا از فرمهاي موجود متناسب با اقليم و فرهنگ اجدادي خود، جهت ساخت مساجد استفاده ميكردند. مثلا الگوبرداري مناره (منارههاي شهرهاي ساساني مانند فيروزآباد) يا ايوان (طاق كسري و طاق بستان) گنبد (قصر فيروز آباد فارس) و مدولههاي چهارستون با گنبد (آتشكدهها مانند آتشكده نياسر كاشان كه شبستانها را به وجود آورد) در بعضي مواقع اسلام پس از فتح يك شهر بناي مذهبي آن را با تغييراتي به مسجد تبديل ميكرد (مثل كليساها و يا محرابهها)
معماران و هنرمندان اصيل ايراني درصدد به وجود آوردن آثار هنري جديد و متفاوت با آثار گذشته نبودند و هميشه سعي ميشد كه به بهسازي فرمهاي قديم بپردازند فكر مي كنم هيچ فرم در معماري اسلامي عملكرد انحصاري ندارد.
در ممالك اسلامي آثاري از نقشه و عكس و نقاشي كه بتوان با ساخت و فرم مساجد قديم آشنا شد وجود ندارد. در ممالك اروپايي از چند قرن اخير اسناد به صورت نقشه و نقاشي به وسيله اساتيد و هنرمندان تهيه و در آرشيو موجود ميباشد اگر ساختمان اصلي مسجد را شبستان (و يا محل سايه) بناميم وجود حياط در مسجد به گونههاي زير است.
1- مسجد كلا حياط ندارد مثل مسجد كبود تبريز
2- حياط در وسط مثل مسجد جامع اصفهان
3- حياط در اطراف و مسجد در وسط مثل تمام مساجد حاشيه خليج فارس تا بلوچستان و پاكستان و هند و ... حياط جنبه تقسيم فضا و نورگيري و يا استفاده اجتماعات در مواقعي خاص را داشت.
مساجد عموما طوري ساخته ميشد كه مقاوم و ماندگار و نگهداري آن آسان باشد و تمام درهاي مسجد بر روي عموم مسلمانان باز و اصلا مسجد در زياد ندارد.
مسووليت نگهداري مساجد بر عهده گروهي معين بوده كه هزينه نگهداري آن هم از راه درآمد موقوفه تعيين شده است زماني كه متصديان از بين ميرفتند نگهداري مسجد مشكل و در نتيجه تدريجا رو به ويراني ميرود.
اما كل اجتماع عهدي با خود دارند كه براي ترميم مسجد هر چند وقت اقدام ميكنند.
من فكر ميكنم معماري ايران قديم همراه با زيبايي و داشتن فضاهاي دلنشين و دكورائيو، داراي ارزش معماري فراوان ميباشد دقيقا ساخت و ساز براساس فكر مهندسي بوده كه ساختمان را در مقابل تغييرات و سوانح در حد بالايي مصون نگه ميداشته است.
سيستم ساختمانها ايستا است مثلا تخت جمشيد كل ساختمانها به صورت خشكه چيني با بستهاي دم چلچه بنا شده است.
يا ساختمانهاي ساساني مانند كاخ فيروز آباد، ايوان مدائن و ساختمانهاي دوران اسلامي هم همان فكر مهندسي در آن به چشم ميخورد ميتوان مسجد جامع اصفهان را تخت جمشيد دوران اسلامي نام برد.
كه اين بنا مجموعهاي از معماري دوران مختلف است كه در نهايت زيبايي و استحكام بوده به طوري كه اگر ما ملات بين آجرها را به فرض از آن جدا كنيم ساختمان ايستاني دارد.
از زمان صفويه بيشتر به زيبايي و طرح فضا و دكور آن پرداخته شده و از هنر ساختمان سازي آن كم كم كاسته شده است. با كمي دقت ميتوان دريافت كه هزينه و وقتي كه تعمير ساختمانهاي صفويه تا قاجار به خود اختصاص ميدهد به مراتب بيش از ساختمانهاي پيش از آن ميباشد.
ساختمانها در دوران پهلوي با ورود مصالح جديد مهندسين ما يك برداشت سطحي در حد كپي كاربري از آن داشتند. و ساختمانها كم دوام بنا شده به طوري كه پس از چندين دهه رو به ويراني نهادهاند و بدتر از زمان گذشته در حال حاضر تكرار ميشود به گونهاي ميتوان گفت در ايران كنوني فكر مهندسي وجود ندارد. معماري در ايران خلاصه ميشود به حل كردن عملكرد و سير كولازسيون و كمپوزيسيون زيبا روي كاغذ، ميدانند، هر نوع حجم و ساختمان با جوش دادن ميله گرد به استراكچر و بستن تور سيمي و نهايتا ماليدن گچ و نماي كاذب درست كردن آن آسان است.
ديوار نما بدون اتصال به ستون و كف و سقف ساخته ميشود پلاك سنگ به نما چسبانيده ميشود كه روزهاي اوليه زيبا و پس از مدتي فرو ميريزد.
تاسيسات بدون سيستم درست و هماهنگ به فضاها داده ميشود با خرج زياد بالاي ستونها سر ستون استوانهاي، چند وجهي براي آكسهاي 7 تا 8 متر با بتن ساخته ميشود كه ارزش ساختماني ندارد تماما با مصالح گوناگون به صورت كاذب ايراني و مدرن ساخته ميشود كه نمونههاي آنها را به فراواني ميتوان در ساختمانهاي ملي در حاشيه خط زلزله تهران ديد (بين ميرداماد پارك طالقاني)
استراكچر، مقاوم در مقابل زلزله محاسبه و ساخته شده ولي نماها مقاومتي در مقابل متاسفانه به مهندسين به ارگانهاي ذيربط قدرت شناخت و بررسي روي مصالح را ندارند و مرتب عمل خطاي گذشته را تكرار ميكنند كه در ساختمانهاي شخصي، مالي، دولتي و مذهبي به وفور ديده ميشود. با اينكه در اواخر بعضي پروژهها به مسابقه گذارده ميشود ولي به دلايل ذكر شده انتخابها درست نيست عموم ساختمانهاي مذهبي با كپي از معماري ظاهري گذشته (كه بهترين آن در گذشته ساخته شده) با تكنولوژي سالادي جديد ساخته ميشود و با سر و صدا افتتاح ميشود و بعضيها هنوز تحويل قطعي نشده آثار ترك و ريزش پوسته كردن و گاهي از بين رفتن مصالح را شاهد هستيم.
در چند دهه اخير ساختن مسجد از نظر عملكرد و ساختاري تغييرات زيادي يافته. مخصوصا بعد از انقلاب مسجد عملكرد قديم خود را كه فقط محل عبادت بود از دست داده است و بيشتر به يك مجموعه يا كمپلكس شباهت دارد كه سعي طراحي بيشتر به حل كردن عملكرد و طراحي حجم و ورودي انحراف دار با قبله (مثل مسجد امام اصفهان) خلاصه ميشود. ميتوان به سالنهايي براي حتم به صورت اجاره - مديريت - سالن ورزش - كتابخانه - آرشيو - انبار - آشپزخانه و غيره اشاره كرد شايد عملكرد مسجد در اين ايام اشتباه تفسير شد.
ساختمانها با مجموعهاي از مصالح با شگردهاي غيرعلمي با هم ساخته ميشوند ميتوان همين روش را در مرمت و بازسازي و توسعه اين ساختمانها ديد مثلا در اطراف حرم حضرت رضا يا حضرت معصومه و عجيب اينكه خطاهاي اجرايي گذشته كه شاهد تخريب آن در حال حاضر هستيم دوباره تكرار ميشود.
خلاصه اينكه در ساخت مسجد و توسعه مراكز مذهبي به نكات زير بايد توجه كرد و آن را به عنوان يك برنامه كاري دقيق و جدي در انجام كارها به كار برد.
1- اگر مسجد در نزديكي مجموعه تاريخي باشد بايد با آن هماهنگ باشد و يا سعي بر اينكه ساختمان با فرهنگ ايران و يا هر جاي ديگر جغرافيايي منطبق باشد.
2- براي ساختن مسجد انتخاب محل در مراكز پرجمعيت كه احتياج به آن محسوس باشد مهم است (در مراكز تجاري - اقتصادي - تفريحي و فرهنگي) و از ساختن مسجد در مراكز كم جمعيت پرهيز شود (بهتر است مسجد از جمعيت نمازگزار پر باشد)
3- پرهيز از ساختن مسجد در محلهاي آلوده هوا و صوت و غيره مخصوصا پرهيز از نزديك محلهايي كه باعث لرزش و بهم زدن آرامش نمازگزاران ميشود و تمركز را از بين ميبرد مانند (نزديك ريل راه آهن، مترو، پلها ...)
4- امكان داشتن سرپوشيده و سايه تا رسيدن به مسجد براي پرهيز از (آفتاب - باران - برف - يخ بندان - بار)
5- پيش بيني براي رسيدن به مسجد با وسايل نقليه و امكان داشتن پاركينگ براي آنها
6- جدا كردن سواره از پياده به طوري كه فرد پياده پيش از رسيدن به مسجد و حرم تمركز او حفظ شود.
7- استفاده ساخت از تكنولوژي مدرن در كليه موارد با امكانات موجود در ايران
8- پرهيز از ساخت فضاهايي غيرمحل عبادت ديگر كه امكان ساخت آن در جاي ديگر است مثل كتابخانه، سالن ورزش و ....
9- استفاده از مصالح و تكنيكهاي ماندگار و مقاوم با سادهترين و كمترين جزييات استفاده از مصالحي كه در ساختمانهاي ماندگار نبوده بايد پرهيز كرد.
10- ساختمان بايد تسليم و مقاوم در مقابل سوانح طبيعي از قبيل زلزله و سيل و ... باشد.
11- قابليت تغيير عملكرد و فضا در كمترين زمان ممكن در آن ميسر باشد.
12- قابليت شستشو و آب كشيدن در كمترين زمان ممكن و به سادهترين راه در همه نقاط آن
13- بوجود آوردن فضايي براي كفش كن دور از چشم مردم
14- قابليت نصب تزيينات مختلف در جاهاي مخصوص (مثل نوشتهها، آگهيها و شعارها)
15- در مراكز مذهبي بوجود آوردن فضايي مستقل مانند شاه راه تاسيساتي در همه نقطه از جز به كل و قابليت دسترسي سريع براي تعمير و تغيير و استفاده از آن (هوا رساني - برق - آب سرد - گرم - هواي گرم و سرد - مكش هوا براي جارو - هواي با فشار براي تميز كردن - امكانات صوتي - تصويري - هشدار دهنده حريق - خاموش كن - سيستم مداربسته تلويزيوني - آنتن ماهواره - شبكه كامپيوتر - سرويس دفع آبهاي سطحي - اگزوز هواي آلوده - ورود هواي تميز و ساده - استفاده از نور طبيعي
16- پرهيز از ساخت بنا در هم جواري فضاي سبز مخصوصا درخت (باعث رطوبت دادن و فشار و فرسودگي بنا ميشود)
17- سعي در محاسبه و اجراي كليه اجزا ساختمان از نظر زلزله به گونهاي كه تمام ديوارها با ستون و سقف و كف دوخته شود و يا اينكه بتوان ستونها و سقف و ديوار از قابهاي مقاوم با مصالح به هم پيوسته سبك براي جداكننده استفاده شود.
18- پرهيز از ساخت اختلاف سطح در مجموعهها و دادن امكانات آسانسور پله برقي راهرو متحرك و احيانا رامپ براي افراد معلول و مسن
19- سعي در مرتب و منظم بودن پشت بام و عاري از هر نوع ساخت و ساز زشت تاسيساتي در پشت بام تا از ديد پرنده بهترين منظره را داشته باشد (در چند دهه اخير زشتترين منظر را پشت بامهاي مراكز مذهبي به وجود آوردهاند)
20- امكان طراحي و نورپردازي در شب به گونهاي كه ساختمان و فضاي اطراف روشن و منابع نور در چشم بيننده نيافتد و اين كار به گونهاي استادانه طراحي و اجرا شود كه مسجد و مراكز در شب شاخص و زيبا باشد.
اينجاب بر اساس مطالعات انجام شده بالا چندين طرح را در مسابقات ارايه داده كه تصوير آن در ذيل آمده
1- بناي يادبود شهداي هواپيمايي اسلامي ايران تهران
2- طرح توسعه حرم حضرت رضا در مشهد
3- طرح توسعه حرم حضرت معصومه در قم
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات