دوم خرداد بدون اينكه كيسهي شني بچينيم، باعث رفع تهديدات شد اگر اصلاحات قادر به كشاندن مردم به صحنه نباشد محافظهكاران هم نميتوانند گفتوگو با بهزاد نبوي/2/
سوال: شما گفتيد اصلاحطلبان در مديريت ضعفهايي دارند. چرا در طول 6 سال اخير در صدد برطرف كردن اين نقاط ضعف برنيامدند؟
نبوي: ضعف مديريت از ابتداي انقلاب وجود داشته است و اين طبيعي است؛ چون مديريت انقلاب كمتجربه بوده است و روشهايي را اتخاذ كرده كه از دانش مديريت روز خود را بيبهره كرده است و نتوانسته ضعفهاي خود را جبران كند. ما فكر ميكرديم كه مفهوم استقلال اين است كه همه چيز از جمله مديريت را بايد خودمان مجددا اختراع كنيم؛ در حالي كه در هيچكجاي دنيا چنين نيست. وقتي ما با جهان و كشورهاي دنيا رابطهي معين و تعريف شده داشته باشيم، مثل كشورهاي ديگر تكنولوژي و دانش مديريت، وارد ميشود. ضمنا مسايلي مثل مديريت در كشور بايد از كلان به خرد برسد. وقتي قانون در كشور حاكم نيست و نهادهاي اجماعي در جايگاه قانوني خود قرار نميگيرند، مديريت نميتواند به وظايف خود عمل كند. ببينيد چه بلايي بر سر مديران پتروپارس آوردند، اما حالا همان روزنامه كه پتروپارس را يك خيانت بزرگ ميدانست، به آب انداختن بزرگترين سكوي مسكوني خليج فارس كه كار پتروپارس است را يك افتخار ميداند؟ معلوم ميشود آن خيانت، نتايج افتخارآميزي به بار آورد.
سوال: به نظر شما پذيرفته است كه اصلاحطلبان پس از 6 سال ميگويند كه نتوانستند كار كنند يا به نظر برخي درست عمل نكردند؟
نبوي: اصلاحطلبان بهتر ميتوانستند عمل كنند و اما اينكه بگوييم بد عمل كردند درست نيست؛ چون بايد ديد در چه وضعيتي اصلاحات در حال انجام است. كشور ما يك كشور جهان سومي است و در كشورهاي جهان سوم، حرف آخر را اسلحه و زندان ميزند. اينكه - برخي - مخالفان خاتمي در آستانهي حماسهي دوم خرداد گفتند خاتمي به فرض پيروزي، شش ماه بيشتر دوام نميآورد، به همين دليل بود، آنها تصور ميكردند كه خاتمي تنها ميتواند حرف بزند ولي چون توان اجرا ندارد، در مدت كوتاهي با يك شبه كودتا كارش تمام ميشود. حال اگر بعد از شش سال اصلاحات هنوز نفس ميكشد نشان ميدهد تا حدودي موفق بوده است. در كشورهاي توسعهيافته، افكار عمومي و راي مردم حرف اول و آخر را ميزند، حتي اگر مجلس و دولت در دست شما باشد؛ در كشور ما، از مكانيزمهاي قانون اساسي سوءاستفاده ميشود تا مجلس و دولت خنثي شوند. اينكه مجلس و دولت اينقدر پررو بوده و تا به حال ولو به صورت نيمه جان ماندهاند، نشانهي توانايي آنهاست.
نبوي در ادامه نهادهاي اجماعي را به خنثي كردن راي مردم متهم كرد و گفت: در ايران قدرت مردم تنها راي آنهاست، ولي آنها راي ميدهند و طرف مقابل با بهرهگيري از نهادهاي اجماعي غيرمنتخب اثر راي آنها را خنثي ميكند.
سوال: به نظر شما جريانهاي چپ و راست قديم با چپ و راست فعلي چه تفاوتهايي دارند؟
نبوي: امروز ديگر نميتوان روي جريانها نام چپ و راست گذاشت. حتي چهار جناحي كه ما در سازمان مجاهدين از آنها نام برده بوديم نيز مال امروز نيست. تقسيمبندي امروز همان اصلاحطلب و محافظهكار است؛ زيرا مسايل كشور نسبت به آن روزها تغيير كرده است. بسياري از كساني كه امروز در صفوف اصلاحطلبها قرار دارند، يك روز سفارت آمريكا را اشغال كردند، ولي امروز به عاديسازي روابط معتقدند؛ در حالي كه هم كار آن روز خود را درست ميدانند، هم نظر امروزشان را. اشغال سفارت در آن روز باعث جلوگيري از فروپاشي، حفظ انقلاب و نظام و وحدت و انسجام ملي شد؛ به طوري كه تنها يك گروه از ميان افراد طرفدار و مخالف انقلاب با آن مخالفت كرد كه آن هم به دليل اين مخالفت دچار انشعاب گرديد و اشخاصي چون شهيد رجايي، عزتالله سحابي و محمدمحسن سازگارا از آن گروه كنارهگيري كردند، اما اقدامي مشابه، امروز نه تنها باعث وحدت نميشود، بلكه ممكن است امنيت ملي و تماميت ارضي را در معرض تهديد جدي قرار دهد.
آن روز آمريكا در برابر اشغال سفارتش و گروگانگيري تنها كاري كه ميتوانست انجام دهد، اقدام نظامي ناموفق طبس بود، اما امروز آمريكا به يك بهانهي واهي عراق را اشغال ميكند.
بنابراين تغيير شرايط بيروني و دروني جامعه آرايش قواي چپ و راست گذشته را تغيير داده است. متاسفانه امروز كساني كه مفهوم استراتژي، يعني تحقق اهداف ايدئولوژيك در شرايط خاص زماني و مكاني را به درستي درك نميكنند، اصلاحطلبان را به استحاله متهم كرده و برخي از شعارهاي اول انقلاب را، آنهم نه با اعتقاد، بلكه صرفا براي وانمود كردن اينكه خيلي انقلابي و ارزشي هستند و بدون توجه به تغيير شرايط بيروني و دروني به لفظ تكرار ميكنند و مدعي پيروي از راه و مشي امام و انقلاب نيز ميشوند!
سوال: آيندهي اصلاحات در شرايطي كه برخي زمزمهها مبني بر استعفاي بعضي اصلاحطلبان از مناصب خدمت وجود دارد، چگونه است؟
نبوي: امروز آيندهي اصلاحات با توجه به شرايط جهان و منطقه با آيندهي نظام و كشور پيوند خورده است. در شرايط كنوني پيروزي اصلاحات نه پيروزي يك جريان فكري، كه نجات نظام و كشور است؛ چرا كه اصلاحات در شرايط فعلي تنها راه ممانعت از تكرار سناريوهايي نظير عراق و افغانستان در ايران است. شرايط مشابه اما خفيف اين وضعيت در آستانهي دوم خرداد 76 اتفاق افتاد. اما حماسهي دوم خرداد باعث رفع تهديدات شد؛ بدون اينكه مردم ما كيسهي شني بچينند و يا چنگ و دنداني نشان دهند.
توپ و تانك و سلاح اتمي و موشكهاي دوربرد در شرايط فعلي كارآيي ندارد و اشتباه و حتي خيانت است كسي فكر كند ما اگر بمب اتمي داشته باشيم ميتوانيم نظام و تماميت ارضي خود را حفظ كنيم. بازدارندگي نظامي نميتواند نظام ما را حفظ كند.
اگر اصلاحات شكست بخورد در كوتاهمدت با يك استبداد روبهرو خواهيم شد؛ در درازمدت سناريويي نظير عراق از طريق جنگ يا تسليم بدون قيد و شرط حادث ميشود، زيرا مردم رويگردان از اصلاحات به محافظهكاران روي نميآورند و مجموعهي محافظهكار فاقد پايگاه مردمي، براي حفظ خود به هر ذلتي تن ميدهد و نهايتا هم سرنگون ميشود. نتيجهي انتخابات شوراها نشان ميدهد كه اگر اصلاحات قادر به كشاندن مردم به صحنه نباشد، محافظهكاران نميتوانند چنين كاري كنند. آنها در انتخابات اخير حتي نتوانستند طرفداران سنتي خود را به پاي صندوقهاي راي بياورند.
تنها به همراه اجراي اهداف اصلاحطلبانه در جهت تثبيت و نهادينه كردن حقوق مردم و مردمسالاري واقعي اعمال سياستهايي چون تنشزدايي و عاديسازي روابط با دنيا و دست كشيدن از شعارهاي توخالي و غيرعملي، در شرايط فعلي دنيا ميتواند كشور را نجات دهد. حاضريم كه از حاكميت خارج شويم اما اين شعارهاي اصلاحي تحقق يابد؛ چرا كه نجات كشور را در گرو آن ميدانيم. بايد دانست كه جنبش اصلاحي چهار ويژگي قانوني، مسالمتآميز، تدريجي و مردمي دارد. اگر جنبش اصلاحي نتواند با اين ابزارها حرف خود را به مجموعهي نظام بقبولاند، نبايد مسووليت عملكرد نابخردانه و ماجراجويانهي بخشهايي از نظام را به عهده بگيرد؛ چرا كه در آن صورت در پيشگاه خدا، مردم و تاريخ ملزم به پاسخگويي ميباشد.
البته بنده معتقدم ما بايد از تمام ظرفيتهاي قانوني خود، از جمله رفراندوم در جهت اهداف اصلاحي بهره بگيريم، و در صورتيكه به بنبست كشانده شديم، نبايد مسوليت عملكرد محافظهكاران را به نام دولت و مجلس بپذيريم و با توجه به فرصت كوتاهي كه در اختيار داريم، ميبايست اين مراحل را سريعا طي كنيم.
سوال: نظرتان دربارهي رد دو لايحهي ارايه شده از طرف رييسجمهور چيست؟
اين دو لايحه بهخصوص لايحهي اصلاح قانون انتخابات به گفتهي رييسجمهور و رييس مجلس حداقلها براي تحقق شعارهاي اصلاحطلبي بود. ما بايد به هر روش ممكن حتي از طريق رفراندوم تلاش كنيم تا اين دو لايحه به قانون تبديل شود و اگر در اين تلاش ناكام شويم، بايد از خود سلب مسوليت كنيم، چرا كه اين دو لايحه و خصوصا لايحهي اصلاح قانون انتخابات، تضمين كنندهي حق تعيين سرنوشت كشور و نظام براي مردم است.
نبوي در پايان مدعي شد: اگر لوايح خاصه لايحهي اصلاح قانون انتخابات تصويب نشود، جمهوري اسلامي در اسم جمهوري اسلامي است و در واقع با مفهوم اين اسم فاصله دارد؛ چون اگر در جمهوري اسلامي، رييسجمهوري و مجلس كارهاي نباشند، آن نظام ديگر جمهوري اسلامي نيست.
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات