سوال: دوم خرداد با چه اهداف و شعارهایی شکل گرفت؟ بهزاد نبوی: شعارهای اصلی جنبش اصلاحی ایران که در دوم خرداد در قالب شعارهای رییسجمهور متبلور شد، حول محورهای سیاسی بود. حدود یک ماه قبل از دوم خرداد 76 دیداری با مهندس موسوی داشتیم. هر دو نگران بودیم که عمدهی شعارهای خاتمی سیاسی است؛ شعارهایی نظیر توسعهی سیاسی، حاکمیت قانون، حقوق مردم و آزادی سیاسی که هیچکدام جنبهی اقتصادی نداشت و فکر میکردیم مردم به این شعارها توجهی ندارند و خاتمی رای محدودی میآورد. در نهایت معلوم شد که اشتباه میکردیم و مردم این شعارها را بهتر از ما میفهمیدند. ممکن است مردم دقیقا ندانند که جامعهی مدنی چیست، ولی فهمیده بودند که شعارهای خاتمی متضمن تامین حقوق و آزادیهای آنهاست و به همین دلیل به او اقبال کردند. من مثل برخی قبول ندارم که مردم در 2 خرداد 76 به عمامهی سیاه یا چهرهی خندان خاتمی رای دادند؛ چرا که چهار سال بعد و در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی مردم عملکرد او را دیده بودند، ولی باز هم دو میلیون بیشتر رای دادند. شعار خاتمی در دوم خرداد این بود که همه باید در چارچوب قانون فعالیت کنند، هیچکس فوق قانون نیست و هر اقدام فراقانونی منتفی است. این مهمترین شعار خاتمی بود که حتی هنوز مخالفان سرسخت و جدی دارد؛ به طوری که برخی اعضای محترم شورای نگهبان، حتی در خطبههای نماز جمعه اختیارات رهبری در اصل 110 قانون اساسی را کف اختیار ایشان میدانند و میگویند این اختیارات فقط از آن رهبری است، ولی این مفهوم به این نیست که رهبری اختیارات دیگری ندارد؛ حال آن که شعار اصلاحطلبان و خاتمی در خرداد 76، ولایت مطلقهی فقیه در چارچوب قانون اساسی بود.از دیگر شعارهای اصلاحطلبان در زمینهی سیاست داخلی تثبیت و نهادینه کردن آزادیهای سیاسی و اجتماعی در چارچوب قانون و نیز استقرار حاکمیت مردم یا همان مردمسالاری و در سیاست خارجی، تنشزدایی و عادیسازی روابط با کشورهای جهان بود. من این اهداف و شعارها را در راستای همان شعارهای انقلاب یعنی “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ارزیابی میکنم. حتی سیاست تنشزدایی، عادی سازی روابط با کشورها و گفتوگوی تمدنها به نظر بنده بیشتر استقلال ما را تضمین میکند، تا شعارهای توخالی جنگ و رجزخوانی علیه همهی دنیا و دشمنتراشیهای بیحاصل. شعار استقلال پس از ماجرای میکونوس و قطع ارتباط بسیاری از کشورها با ما عینیت یافت، یا وقتی سال 2001، سال گفتوگوی تمدنها نام گرفت؟ سوال: آقای نبوی برخی میگویند مردم در سال 76 در واکنش به وضعیت معیشتی و اعمال سیاستهایی نظیر تعدیل اقتصادی به خاتمی رای دادند. چگونه شما میگویید مردم مطالبات سیاسی داشتند؟ نبوی: مشکلات اقتصادی از ابتدای انقلاب همیشه وجود داشته است و مردم همواره نسبت به وضع نامناسب اقتصادی خود ناراضی بودهاند. امروز هم در بعد اقتصادی محدودیتها وجود دارد و کسی منکر آن نیست. همانطور که گفتم ما در سال 76 مثل شما فکر میکردیم که خاتمی چرا علیه سیاست تعدیل اقتصادی و بالا بودن نرخ تورم و ... سخن نمیگوید که مردم به او اقبال کنند، ولی شما دیدید رای و رفتار مردم نشان داد که مشکلات اقتصادی مردم مسالهی اصلیشان نیست؛ و به همین دلیل خاتمی که اساسا یک چهرهی فرهنگی است را انتخاب کردند، و او را علیرغم این که در دور اول، در اقتصاد، کار عظیمی نکرد، با رای بیشتر انتخاب کردند. ضمن اینکه همانطور که در دفاع از لایحهی بودجه در مجلس گفتم، دولت خاتمی از دولتهای قبلی در اقتصاد بدتر عمل نکرد. تاکید میکنم مسایل اقتصادی برای مردم مهم است، اما آنها خاتمی را برای حل مشکلات سیاست تعدیل یا کاهش نرخ تورم انتخاب نکردند. سوال: اساسا آیا به اینکه عدهای کمیت و کیفیت رای مردم را حاکی از نوعی اعتراض میدانستند، اعتقاد دارید؟ نبوی: پاسخ به سوال شما یک بحث فلسفی دارد که خاص کشور ما هم نیست. وقتی شوروی به عنوان یک کشور قدرتمند و یکی از دو قطب جهان فرومیپاشد و تجزیه میشود، به نظر میرسد مردم شوروی از این واقعه بدشان نمیآید. چرا؟ چون گویا در جهان امروز و مردمان این زمان، به آزادی بیشتر از استقلال اهمیت میدهند؛ نمونهی این اتفاق را در افغانستان و عراق شاهدیم. همه میگویند مردم عراق از سرنگونی رژیم عراق شادمانند. آنها این سرنگونی را در سایهی اشغال کشورشان توسط بیگانگان به دست آوردهاند اما شادند که آزادند، و به قول صدا وسیمای ما میتوانند پس از 30 سال مراسم مذهبی خود را برپا کنند. پس معلوم میشود در جهان امروز مردم به آزادی و حقوق فردی و اجتماعیشان حتی بیش از استقلال اهمیت میدهند. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در کشور خودمان هم میبینیم که مردم در بهترین وضعیت رفاهی زمان شاه که در اثر افزایش قیمت و فروش نفت به وجود آمده بود قیام کردند و آنها به قول امام راحل برای نان و خربزه انقلاب نکردند؛ چرا که اگر چنین بود به شعار ” نان، مسکن، آزادی“ چریکهای فدایی خلق اقبال میکردند؛ چه برسد به امروز که برخی شعار ” نان، مسکن، استبداد“ میدهند. این شعار به طریق اولی شکست میخورد. قطعا رای مردم به خاتمی در دوم خرداد 76 نیز نوعی اعتراض به تفکری بود که مردم را جاهل و عوام تلقی کرده و برای معدودی نقش قیم قائل است. اعتراض به کسانی بود که همیشه به دنبال محدود کردن حقوق و آزادیهای سیاسی و اجتماعی مردم و تحمیل نوعی استبداد خطرناک با پوشش دین به آنها میباشند. اعتراض به جریان فکریی بود که رای مردم را زینت تلقی کرده و حکومت را منصوب خدا دانسته و میداند و نه تنها نسل امروز ما این تفکرات متحجرانه و واپسگرایانهی کلیسای کاتولیک قرون وسطی را نفی میکند، بلکه حتی اگر نسل انقلاب هم چنین تصوری از اسلام و انقلاب اسلامی داشت، هرگز تن به انقلاب نمیداد و به رژیم مستبد سابق که حداقل پوشش دینی به خود نمیداد، رضایت میداد. سوال: فکر میکنید اصلاحات پس از 6 سال تا چه حد توفیق داشته است؟ نبوی: میزان توفیق در اصلاحات نسبی است. اگر شما شرایط امروز را با سال 75 مقایسه کنید تحولات زیادی رخ داده است. همین مجلس که بسیاری میگویند کار نکرده است، زمانی جرات نداشت به وزیر اطلاعات بگوید بالای چشمت ابروست، ولی امروز در همهی مسایل وارد میشود و نظر میدهد، تحقیق و تفحص میکند، گاهی برخورد میکند. اما اگر عملکرد اصلاحات را با مطالبات فزایندهی مردم مقایسه کنیم، موفق نبوده است؛ یکی از پیروزیهای اصلاحات، آگاهسازی مردم به حقوقشان است که میتوانند مسوولان خود را نقد کنند و یا به پاسخگویی بکشند. این سطح آگاهی است که باعث میشود مردم فکر کنند اصلاحات شکست خورده است. اصلاحطلبان از ابتدا میدانستند که اگر مردم را به حقوقشان آشنا کنند، مطالباتشان افزایش خواهد یافت؛ به طوری که اصلاحات توان پاسخگویی به آنها را نداشته باشد، ولی این کار را کردند؛ چون قرار نیست مردم عملی شدن همهی مطالبات خود را از اصلاحطلبان بخواهند. اصلاحطلبان آنها را به حقوقشان آشنا میکنند. خود مردم میدانند که چگونه به مطالباتشان برسند. با این اتفاق اگر روزی اصلاحطلبان هم بروند مطالبات و آگاهیهای مردم بر جای خواهد ماند. البته باید گفت که اکثریت مردم هیچگاه مطالبات غیرمنطقی نداشته و ندارند. سوال: چقدر از مشکلات اصلاحات را درونی و چه قدر آن را ناشی از عوامل بیرونی میدانید؟ نبوی: اصلاحات مشکلات درونی فراوانی داشته است و اینطور نیست که همهی مشکلات بیرونی باشد. چنین ادعایی مثل آن است که همهی مشکلات کشور را به گردن آمریکا انداخته و میاندازیم. مهمترین مشکل درونی جبههی اصلاحات، نبود انسجام درونی کارساز و مستحکم بوده است و البته این مشکل طبیعی است؛ چون گروههای جبههی اصلاحات یک حزب نبوده و نیست. برخی از گروههای جبههی دوم خرداد، پیشتر حتی در مقابل هم صفآرایی داشتهاند. اصلاحات، اشتراکات محدودی برای جمع شدن اینها ایجاد کرد. همچنین اصلاحطلبان ضعفهای زیادی در مدیریت داشته و دارند، اما همه میدانیم که مدیریتشان همیشه بهتر از محافظهکاران بودهاست. این را من ادعا نمیکنم. امام (ره) هم یک بار خطاب به کسانی - که همین محافظهکاران فعلی به شمار میروند - گفت که ”شما که توان ادارهی یک نانوایی را ندارید، ادعای بزرگتر نکنید.“ برخی با سوار شدن بر مشکلات مردم، تلاش دارند مدیریت اصلاحطلبان را ناکارآمد نشان دهند؛ در حالی که اصلاحطلبان علیرغم تمام ضعفهایشان به نسبت طرف مقابل، بهتر عمل کردهاند. البته کمکم گوی و میدانی به وجود آمده که مدیریتها مقایسه شود. مشکل بیرونی اصلاحات، نه مخالفت محافظهکاران یا جناح رقیب، بلکه این است که در کشور ما قواعد مردمسالاری پذیرفته نشده که اکثریت اجازهی حکومت بیابد و حقوق اقلیت هم محترم شمرده شود؛ در حالی که در نظامهای مردمسالار اکثریت اجازهی حکومت به معنای واقعی دارد. اگر اکثریت نتواند به طور واقعی حکومت کند، ضعفها و قوتهایش پنهان میماند. به همین دلیل ما به راحتی میتوانیم ضعفهای خود را زیر پوشش «نگذاشتند» پنهان کنیم؛ چرا که نمیشود جریان اصلاحی، مجلس و دولت را داشته باشد ولی اجازهی تبدیل به قانون کردن حتی یک طرح و لایحه بر اساس دیدگاههای اصلاحی خود را نداشته باشد. جریان اصلاحی به مردم وعدههایی داده است که باید آنها را محقق کند. یعنی در قالب طرح و لایحه به مجلس بیاورد و در آنجا اینها را تبدیل به قانون کند و توسط دولت اصلاحات آنها را اجرا نماید. وقتی اجازهی چنین کاری داده نمیشود معلوم است وعدهها محقق نمیشود. یعنی در کشور ما برخلاف تمام نظامهای مردمسالار از دوم خرداد 76 تا به حال، عدهای در جایگاه حاکم نشستهاند ولی قدرت حکومت ندارند. برخی میگویند اگر شما سراغ شعارهای اصلاحی نمیرفتید، میتوانستید خیلی کارها کنید اما چنین نیست. اولا ما سراغ هر کاری رفتیم مانع ایجاد شد. در ثانی وقتی اصلاحطلبان با شعار جامعهی مدنی و توسعهی سیاسی از طرف مردم انتخاب میشوند، باید این شعارها را محقق کنند. جناح مقابل اصلاحات میگوید اصلاحطلبان شعار دادند و نتوانستند عمل کنند و البته درست میگوید. اما باید دید چرا این اتفاق افتاد. آیا کم عملی اصلاحطلبان تنها ناشی از ضعفهای درونی آنها بوده است؟ آیا مشکل اصلاحطلبان مخالفت احزاب و گروههای محافظهکار بوده است؟ آیا بنبستهای اصلاحات مربوط به عدم حمایت مردم از جنبش و شعارهای مورد تایید خودشان بوده است؟ پاسخ بنده به تمام این سووالات منفی است. وی نهادهای اجماعی را به مقابلهی عملی با حرکت اصلاحی و رای مردم متهم کرد و گفت:«عامل اصلی به بنبست رسیدن حرکت اصلاحی پس از دوم خرداد 76، مقابلهی عملی نهادهای اجماعی، که علیالقاعده باید در رقابتها و مناقشات سیاسی بیطرف باشند، با اصلاحات و رای مردم بوده است» و در ادامه مدعی شد« متاسفانه از نهادهای اجماعی غیرمنتخب به عنوان پارسنگ برای ایجاد توازن میان اصلاحطلبان و مخالفان اصلاحات استفاده شده است و تلاش شده آثار آرای مردم توسط این نهادها خنثی شود». وقتی خاتمی در مجلس میگوید زنده باد مخالف و عصر همان روز ملی مذهبیها که تنها مخالفان قانونی نظامند، توسط یک نهاد اجماعی دستگیر میشوند، یعنی رییسجمهور برای خود حرف میزند و آنچه در عمل اتفاق میافتد چیز دیگری است. وی در ادامه متهم کرد که؛ یک نهاد اجماعی دیگری به جای بیطرفی و اظهار نظر در چارچوب شرع و قانون، اول مصلحت مورد نظر خود را مییابد و بعد برای آن محمل قانونی و شرعی پیدا میکند. برخورد برخی نهادهای اجماعی با مدیران و دستگاههای اجرایی در سالهای پس از دوم خرداد بیسابقه است. با مدیران شهرداری با آن حجم تبلیغات برخورد میشود و در نهایت همهی آنها بهجز کرباسچی تبرئه میشوند و معلوم میشود وی به تنهایی عامل آن همه مفاسد در شهرداری بوده است. از روزی که خاتمی رییسجمهور شد، معلوم بود که این نهادها حرکت اصلاحی را قبول ندارند؛ چرا که در اعلام اسامی نامزدهای ریاست جمهوری 76 ترتیب الفبا را رعایت نکردند و در توجیه رفتارشان ملاک ترتیب اعلام اسامی نامزدها را تعداد رای نامزدها در میان اعضای آن نهاد دانستند. یعنی مردم! بدانید ما که باید بیطرف باشیم، یکی از نامزدها را بیش از نامزد دلخواه شما قبول داریم. همانطور که گفتم در مقابل نهادهای منتخب، نهادهای اجماعی قرار داده شدهاند و به همین دلیل وقتی مردم بر اساس مطالباتی به رییسجمهور و مجلس رای میدهند نهادهای اجماعی در مقابل آنها قرار میگیرند تا نتوانند به اهدافشان برسند. ادامه دارد......
قرار نیست مردم عملی شدن همه مطالبات خود را از اصلاحطلبان بخواهند گفتوگو بابهزاد نبوی /1/
بهزاد نبوی نمایندهی مردم تهران و نایب رییس اول مجلس شورای اسلامی و عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دیدگاهها خود را در خصوص جنبش اصلاحی، میزان توفیق اصلاحطلبان در پاسخگویی به مطالبات مردم و ... تشریح کرد.
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات