يحيوي درگفتوگوي تفصيلي باايسنا: حضورمردم حول محور رهبري، زمينه رابراي تجاوزهردشمني محدودخواهدكرد درحالي كه آمريكاخودراقدرت مطلق ميداند جاي سازشي وجود ندارد
حفظ منافع و مصالح ملي در زمره اصليترين ضروريات هر نظام سياسي است. سياست خارجي نيز به عنوان مهمترين ابزار حفظ منافع و مصالح ملي در عرصهي بينالمللي اهميت ويژهاي دارد. خصوصيات ويژهي سياست خارجي كشور ما و بارزترين آنها استقلال، اهميت مضاعفي به آن داده است. بنابراين اظهار نظرها و بررسيهاي مختلفي از تغييرات جهاني كه بويژه در زمانهاي اخير سرعت بيشتري به خودش گرفته و نوع حركت سياست خارجي مستقل كشورمان در گذرگاههاي مهم تاريخي وجود دارد. در اين خصوص، خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفتوگويي با محسن يحيوي، قايم مقام دبير كل جامعهي اسلامي مهندسين انجام داده است كه متن كامل اين گفتوگو به شح زير ميباشد:
سوال:
براي شروع بحث شايد بد نباشد يك نگاه كلي به سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران و جايگاه آن در نظام منطقهيي و بينالمللي داشته باشيم. ضمن اينكه بايد درنظر بگيريم كه بسياري از سياستهايي كه ايران در طول 20 سال گذشته بويژه در خصوص اهداف آمريكا اعلام كرده است امروزه از سوي بسياري از كشورها و بويژه از سوي كشورهاي منطقه و مسلمان مورد تاييد قرار ميگيرد.
يحيوي:
تلاشهاي ايران براي نشان دادن چهرهي كريه و خصمانهي دشمنان اسلام هم اكنون به نتيجه رسيده است، لذا با توجه به اين مهـم، حضور و تداوم مردم در صحنه حول محور رهبري زمينه را همواره براي تجاوز خصمانهي هر نوع دشمني محدود خواهد كرد. نظام جمهوري اسلامي ايران با انقلابي كه به رهبري حضرت امام(ره) به وجود آمد و با حضور مردم در صحنه به دليل جايگاه استراتژيك در منطقه و تاثيرگذاريهاي موضعگيري ايران در مورد موضوعات مختلف منطقهيي و بينالمللي به صورت يكي از موضوعات مورد توجه كشورهاي مختلف قرار گرفته است.
ايران به دليل استكبار ستيزي و مخالفت با هرگونه ظلم از يك طرف و به خاطر صيانت و حفاظت از منابع و امكانات و جلوگيري از ادامهي حاكميت غير، همان گونه كه قبل از پيروزي انقلاب انجام ميشد، هدف برنامهريزيهاي تجاوزكارانهي كشورهايي است كه منافع آنها توسط نظام جمهوري اسلامي به خطر افتاده بود. لذا توسط آنها چه در داخل كشور - از راه بيرون آوردن ثروتها و منابع داخلي از جنگهاي آنها - و چه در سراسر جهان با بيداري صاحبان اصلي ثروتها و عدم تمكين نسبت به خواستههاي اين كشورها و در راس آن آمريكا اقداماتي بر عليه آن صورت گرفت. بنابراين از اين نقطه نظر سياستهاي جمهوري اسلامي ايران كه ميبايد بر مبناي قدرت، حكمت و مصلحت باشد، حساسيت در برنامهريزي و دقت در عملكردها را طلبيد.
دشمنان براي پياده كردن اهداف خود طبيعي بود كه بستر مناسبي را جويا شوند كه اين بستر شامل؛ ايجاد زمينه در داخل كشور براي مردم كشورشان و جلب حمايت از كشورهاي ديگر اعم از همپيمانان و يا ديگر كشورها براي جلب همكاري و اگر همكاري انجام نميپذيرفت؛ براي بي طرف نگه داشتن اين كشورها نسبت به آن چه بايد انجام ميگرفت، بود. لذا با يك چنين ديدگاهي وظيفهي سياستگذاران سياست خارجي كشور بايد در جهت تبيين مواضع براي كشورهاي حاشيه غير از كشورهاي اصلي طرف برخورد و جلوگيري و خنثي سازي از تاثيرات تبليغاتسو و خبرهاي نادرستي باشد كه در اختيار اين كشورها از طريق كشورهاي محور كه بهتر است؛ محور شرارت نام آنها را گذاشت، فعاليت حساب شدهاي را داشته باشد.
امكان مذاكره با توسعهي روابط و گشايش دربها به سوي كشورها امكان پذير شد. اين گشايش و گسترش در زمان آقاي هاشمي رفسنجاني، رييس جمهور وقت پايه گذاري و توسط جناب آقاي خاتمي با پشتوانهي حركت دوم خرداد، به سرعت روبه گسترش گذاشت. به گونهاي كه امكان تبادل ديدارها با برخي از كشورهايي كه روابط تيرهاي با آنها داشتيم، همچون عربستان سعودي و ديگر كشورها به ويژه اروپا و كشورهاي خاور دور در جهت تنش زدايي فراهم گشت و باعث گرديد كه افتراق ديدگاهها در مورد نحوهي برخورد با ايران تغيير چشمگيري پيدا كند.
ايران با كشورهايي كه بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و براي مقابله با ديدگاه آمريكا براي رهبري جهاني و به سركردگي فرانسه در اروپا نيز به وجود آمد، شكل خاصي را به جهت موضع گيريهاي خود داد و در همين راستا كشورها دريافتند كه تهمتهاي آمريكا و بعضي از مجامع بينالمللي دستور گيرنده از آمريكا مثل كميته حقوق بشر، واقعيتي ندارد.
سوال:
تغييرات در جهان سياست پس از حوادث 11 سپتامبر چه سير تحولي داشته است و تحليل شما از سياستهاي آمريكا پس از وقوع اين حوادث و نيز تغييراتي كه در ديد كشورها و بويژه مردم جهان نسبت به سياستهاي آمريكا بهوجود آمده است؛ چيست؟
بادامچيان:
حوادث اخيري كه بعد از 11 سپتامبر اتفاق افتاد، سوء استفادههايي كه آمريكا از حوادث اتفاق افتاده براي پياده كردن سياستهاي خود در منطقه اتخاذ كرد و تلاش براي جلب حمايت تمامي كشورهاي جهان و مردمش تحت عنوان مبارزه با تروريسم بود كه توانست نظر بسياري از كشورهاي اروپايي را نيز در جهان به دست آورد و در اين ميان تنها كشوري كه ماهيت دروغين اين شعار را دريافت ايران بود، آن هم به دليل شناختي كه از قبل و بعد پيروزي انقلاب از آمريكا داشت و هيچ گاه هم در صف حركت اين كشور قرار نگرفت.
حركت آمريكا براي حضور در منطقه و دست اندازي به منطقه و تكميل محاصره جمهوري اسلامي ايران و اصرار آمريكا بر انجام برنامههاي خود عليرغم مخالفتهاي سازمان ملل و شوراي امنيت موجب برانگيختن موج مخالفتها نسبت به سياستهاي آمريكا و تصرف عراق و سقوط حكومت بعثي اين كشور شد.
آمريكا به گونهاي عمل كرد كه استفاده از ابزارهايي مثل سازمان ملل، حقوق بشر و شوراي امنيت تنها تا زماني اعتبار داشته باشد كه در جهت خواست و منافع آمريكا انجام پذيرد و اگر تعارضي بين اين دو به وجود آيد، بازهم آمريكا بهايي به هيچ يك از قوانين بينالمللي ندهد. لذا با وقوع چنين اعمالي ما شاهد بوديم كه در همهي دنيا نه تنها حكومتها بلكه مردم نيز با حضور چشمگيرشان در راهپيماييها شعارهايي را عنوان كردند كه جمهوري اسلامي ايران از بدو انقلاب در نشان دادن چهرهي واقعي آمريكا فرياد ميزد و اين مساله نيز باعث گرديد كه ملتها و بسياري از دولتها نسبت به موقعيت ايران در منطقه و مسايل استراتژيك خود شناختي بيشتر پيدا كنند و باطل بودن بسياري از تبليغات آمريكايي و صهيونيستي در ذهن اين موج گستردهي جهاني پررنگ شود.
سوال:
سياستهاي خارجي جمهوري اسلامي ايران در دوران بعد از حوادث 11 سپتامبر را چگونه ميبينيد؟
بادامچيان:
حركت بسيار فعال جمهوري اسلامي ايران با سفر وزير خارجه در شرايط كنوني به كشورهاي منطقه و خارج منطقه و هم پيمانان تصميم آمريكا بايد وقفه ناپذير باشد. چرا كه تاثيرات مثبت خود را در آينده به خوبي نشان خواهد داد كه در جهت توسعهي روابط با كشورهاي خارجي از ميان برداشتن عوامل تشنج آفرين خواهد بود.
از طرفي ديگر در داخل كشور تمام امكانات بايد بسيج شود؛ تا هر آن چه كه باعث تقويت انسجام در درون و ثبات در كشور و اتحاد نيروها كه ميتواند در نوع برداشت كشورها اعم از دولت و مردم نسبت به ايران تقويت و پيگيري ميشود؛ ايجاد كند. همچنان كه بايد بنيهي دفاعي كشور را نيز تا سر حد امكان تقويت كرد، حتي با اين اعتبار كه قدرت در تعيين روابط دو جانبه يا چند جانبه حرف اول را ميزند. البته اين قدرت تنها قدرت تسليحاتي نيست، بلكه نكاتي كه قبلا به آن اشاره شد؛ يعني نشان دادن يكپارچگي در كشور و نشان دادن ارتباط و اعتماد مردم به نظام و آمادگي براي دفاع از خاك، اعتقادات و نظام جمهوري اسلامي هم ميتواند دشمنان را نسبت به هرگونه فعاليت تجاوزكارانه، بازدارنده باشد و در رابطهي با كشورهايي كه خصمانه به ايران مينگرند؛ نيز موثر باشد.
در جهان امروز بر مديريت استراتژيك تكيه ميشود؛ هر چند كه مديريت استراتژيك در تعارض با برنامهريزيهاي دراز مدت است. زيرا عوامل برونزا و درونزا تاثيرگذار در سياستهاي متخذه دستخوش تغييرات سريع است و طبيعي است كه مديريت كشور برنامهريزي كه انجام ميدهد در عين حال بايد حوادث و تغييرات به وجود آمده در منطقه و جهان را هميشه تحليل و متناسب با آن اصلاح روش در رسيدن به اهداف اعلام شده را به عمل آورد، لذا سياست گذاران كشور بايد سياست خارجي را متناسب با اين وقايع بازنگري كنند و تغييراتي متناسب با اين رويكردها را در آن منظور كنند.
سوال:
موقعيت آمريكا در عرصهي جهاني را با توجه به تحولات صورت گرفته چگونه ميبينيد؟
بادامچيان:
شروع حركتي براي برخورد با آمريكا و جلوگيري از يكه تاز بودن آمريكا در دنيا توسط برخي كشورهاي اروپايي به رهبري فرانسه تغيير عمدهاي به طرف جلو به وجود آورد. يعني براي كشورهايي مثل فرانسه و كساني كه با او همفكر هستند؛ مسلم شده است كه با آمريكايي روبرو هستند كه به هيچ يك از مقررات بينالمللي و توافقاتي كه امضا كرده در صورت برخورد با مصالحش پايبند نيست و به راحتي فهميدند كه اگر منافع آمريكا با منافع كشورهاي اروپايي تضاربي پيدا كند، آمريكا حتي ناتو را هم زيرپا خواهد گذاشت. براي مثال عليرغم امضا كردن منشور اقتصاد جهاني، وقتي كه رقابت فولاد امضا كنندگان با اين منشور باعث افت توليد در آمريكا شد، آمريكا بلافاصله برخلاف همهي آن تعهدات عوارض جديدي را در كشورهاي صنعتي وضع كرد كه اين امر بياعتباري امضا تعهدات آمريكايي را براي خوشباورانهترين كشورها برملا ساخت.
بايد تلاش براي شكلگيري قطبي جديد در مقابل آمريكا كه اينبار منحصر به كشورهاي اروپايي جز تعداد محدودي كه هنوز تبعيت از آمريكا را در سياست خود دارند و به رهبري انگليس، كشورهاي آسيايي همانند روسيه، چين و برخي ديگر از كشورها به وجود آيد و در پيدايش اين قطب جديد نيز قطب ديگري متشكل از كشورهاي اسلامي شكل بگيرد تا امنيت لازم در صحنهي بينالمللي تضمين نسبي پيدا كند كه اين مساله نيز ميطلبد تا ايران به عنـوان يكي از عمدهترين كشورهاي اسلامي حركت مناسبي را در جهت اين شكلگيري اعمال كند.
سوال:
عمدهترين دليل و عاملي كه امروزه و بعبارتي در دوران پس از انقلاب اسلامي، براي تنشها و تهديدات عليه
جمهوري اسلامي ايران مطرح است؛ فعاليتها وتبليغاتي است كه آمريكا عليه ايران انجام ميدهد؛ كه امروزه اين تهديدات و تنشها به نوعي از گستردگي خاصي نيز برخوردار شده است. از طرف ديگر با توجه به فضايي كه در حال حاضر در عرصهي بينالمللي و در ارتباط با ايران وجود دارد؛ و همانگونه كه شما به خوبي تشريح كرديد در حال حاضر هيچ نوع مذاكره و رابطهيي نميتواند؛ تامين كنندهي منافع ملي ما باشد؛ ضمن اينكه همانگونه كه ديديم بحث مذاكرات ژنو نيز به نتيجهيي نرسيد و آمريكا عدم توجه خودبه اين گونه بحثها را نشان داد.حال سوال اين است كه بدون مذاكره يا مصالحه با آمريكا، چه طور ميتوانيم فضاي بينالمللي نسبت به كشورمان را تغيير دهيم؟ البته برخي راهها را براي تغيير فضا انجام دادهايم، از جمله روابط با اتحاديهي اروپا، روابط با روسيه، رويكرد به جهان اسلام و هسايگان، اما با اين وجود تهديدات كاملا از بين نرفته و اكنون در فضايي پر تنش قرار داريم؛ آيا بايد در اين پارامترها تغييري ايجاد كنيم؟
بادامچيان:
سازش و همكاري با هر كشوري موقعي امكان پذير است كه احترام متقابل وجود داشته باشد و حفظ منافع طرفين جزء اصول مذاكره باشد و همچنين اعتماد متقابل براي پياده شدن توافقات بين دو كشور وجود داشته باشد.
در حال حاضر همانگونه كه در گذشته حضرت امام (ره) و توسط رهبر، رييس جمهور، روساي مجلس و قوهي قضاييه و ديگر شخصيتها تاثيرگذار و صاحب نظر كه مرتبا بيان ميشود و حركتهاي اخير آمريكا كه بايد ساده انديشترين عناصر در كشور را نيز بيدار كرده باشد و بايد به اين باور رسانده باشد كه در حالي كه آمريكا خود را قدرت مطلق دنيا ميداند؛ جاي هيچ گونه سازشي وجود ندارد، زيرا در يك سازش اصل بر دادن و گرفتن امتيازات از طرفين است و در اين ميان اگر آمريكا طرف هرگونه سازش قرار گيرد، ميگيرد، اما چيزي را هرگز ولو به صورت جزيي نميدهد و هر آن چه را كه بگيرد نقطهي پرشي براي خواستهاي بعدي خود قرار ميدهد.
بنابراين امكان هرگونه سازش با آمريكا هم اكنون مقدور نيست، اما طبيعي است كه براي بسط روابط با ديگر كشورها براساس منافع متقابل طرفهاي مذاكره با توجه به عواملي كه اشاره شد، مذاكره و سازش بدون پيششرط و احترام متقابل، برابري دادهها و ستادهها و از همه مهمتر اعتماد به عمل و تعهد از طرف هر دو صورت نخواهد گرفت. البته اين كه به هيچ وجه در سازش و اين گونه گرفتنها و دادنها نميشود اصول انقلاب و ارزشهاي ديكته شده توسط دين مقدس اسلام و مكتب مترقي شيعه را ناديده گرفت، نيز مهم است، اما در مورد باقي مسايل با شرطي كه اشاره شد همه گونه سازشي امكان پذير است. بنده تصور ميكنم كه چون سياستهاي خارجي ما در چارچوب سياستهاي كلي اعلام شده از طرف مقام معظم رهبري است، لذا در آن بنا به مصلحت و حكمت، كليهي خميرمايههاي سياست حضرت امام(ره) منظور شده و سياست خارجي از جملهي مسايلي است كه در كشور مورد دقت و مراقبت هميشگي مقام معظم رهبري است.
سوال:
در مورد بحثهايي كه امروزه در خصوص گزارش آژانس بينالمللي انرژي اتمي و نيز پروتكل الحاقي مطرح است؛ بفرماييد و اينكه سياست ايران تاكنون چگونه بوده است و از اين پس چگونه بايد باشد؟
بادامچيان:
ما اولين باري نيست كه گزارش بعضي از ارگانهاي زير ساختار سازمان ملل بر عليه جمهوري اسلامي ايران را ديدهايم، ما بارها شاهد بوديم كه عفو بينالملل يا حقوق بشر، ايران را به دلايلي محاكمه كرده است كه بسياري از كشورهاي مورد حمايت آمريكا شرايطي را به مراتب در حد غيرقابل قياس نسبت به ايران در آنها وجود دارد و هيچ نوع گزارشي سوء نسبت به آنها صادر نشده است، لذا در مورد انرژي اتمي هم همين مساله صادق است.
هنگامي كه نيروهاي اشغالگر قدس در ساخت، انباركردن و انباشت اسلحههاي دوربرد و نزديكبرد هستهيي و شيميايي به كمك خود آمريكا با سرعتي بسيار بالا رو به پيشرفت است، براي جمهوري اسلامي ايران كه در غني سازي اورانيوم به گونهاي صلح آميز بتواند از آن استفاده كند، آيا قابل مقايسه است. چرا كه ايران قبل از هر اقدامي اعمال نظر بازرسان انرژي اتمي را درخواست كرد و خود دستيابي به اين تكنولوژي را نيز اعلام كرد. بنابراين چگونه ميتواند سزاوار چنين گزارشي باشد. مسوولين نظام اعلام داشتهاند كه ما آمادگي داريم كه منشور منع گسترش سلاحهاي هستهيي و اتمي را امضا كنيم مشروط بر اين كه بر طبق همان منشور كشورهاي صاحب صنعت دنيا ما را در دستيابي به دانش هستهيي لازم براي گسترش دانش هستهيي در جهت تامين نيازهاي صلح جويانه كمك و ياري كنند و با اين ادعا جمهوري اسلامي ايران اعلام ميكند كه ما چيزي را پوشيده از ديد بازرسان انرژي هستهيي دنيا نداريم. كما اين كه تا به حال تمام برنامههاي هستهيي ايران مورد تاييد اين سازمان قرار داشته است و حتي براي ادامهي كار ساخت نيروگاه هستهيي در بوشهر هم از طرف روسيه كه طرف پيمان با ايران است و حتي مسوولين نظامي آمريكا نيز براي مشاركت در اين امر كمك خواسته شده است. بنابراين با رابطهاي كه ما با آمريكا داريم يك چنين پيشنهادي برخواسته از اعتماد به نفس در مسوولين نسبت به فعاليتهاي هستهيي در كشور و برنامههاي پشت سر اين فعاليتها ميباشد. يك چنين موضعگيريهايي براي ما بيسابقه نيست، زيرا همان طور كه در ابتدا اشاره شد فعاليت گستردهي مسوولين سياست خارجي كشور براي تبيين اين موقعيت براي كشورهايي غير از آمريكا و انگليس ضروري است، چرا كه با توجه به گذشته سياستهاي آمريكا در كشور ما، اين امر امكان پذير و موثر خواهد بود. زيرا موضعگيري برخي كشورهاي اروپايي نسبت به اين گزارش در قبال جمهوري اسلامي ايران قابل توجه و حتما نياز به خنثي سازي دارد. لذا براي آنها كه واقعنگر باشند، پيشنهاد ايران و روسيه در مورد آمادگي براي مشاركت آمريكا در ساخت اين نيروگاه كافي براي قانع كردن اين كشورهاست. هر چند كه اگر چنين امري پذيرفته شود؛ بايد اين مشاركت توسط مجموعههايي انجام پذيرد كه مورد قبول ايران است.
همان گونه كه ما در حال حاضر فعاليتهاي صنعتي به ويژه در قسمت نفت، گاز و پتروشيمي با شركتهايي كه يا با آمريكا هستند و يا با آن مرتبط هستند؛ داريم، بنابراين حضور در انرژي اتمي هم توسط شركتهاي آمريكايي بايد مورد قبول جمهوري اسلامي ايران باشد والا ما بايد منتظر كارشكنيها و دروغ پردازيهاي جديد به دليل حضور در صحنهي فعاليت هستهيي ايران كه ميتواند كاربرد تبليغاتي مناسبي داشته باشد، باشيم كه مسلما هرگز به مصلحت ايران نيز نخواهد بود و در مجموع اين كه اگر آمريكا بخواهد بهانهجويي كند فعاليتها و استدلالهاي ما در او تاثيري نخواهد گذاشت. درست همانند عراق كه مشاهده كرديم.
بنابراين در عين حالي كه بايد سياست خارجي ما براي روشنگري كشورهايي كه انعطاف پذيرند، بسيج شود، بايد امكانات كشور را هم براي مقابله با هرگونه بيمنطقي و حركتي ناشي از آن از طرف آمريكا با تمام وجود به كار بندد.
سوال:
يكي از مباحث اصلي در سياست خارجي ايران بحث تنشزدايي است؛ به نظر شما موضوع تنشزدايي درمنطقه و فرامنطقه بايد چه شرايطي داشته باشد و از نظر شما اين موضوع در رابطه با كداميك از كشورها از اولويت برخوردار است؟
بادامچيان:
تنش زدايي در منطقه اهداف دشمنان را براي ايجاد تفرقه، مقابله و جلوگيري اين كشورها و استفاده و بهرهبرداري از آنها خواهد گرفت در نتيجه منطقهاي آرام را ايجاد خواهد كرد. لذا موضع گيري كشورهاي اروپايي نيز نسبت به ايران تاثير بسزايي دارد، اما تنش زدايي به صورت موازي و نه خطي. آن هم به دليل مشتركاتي از قبيل تاريخي، ديني و ... كه در كشورهاي منطقه وجود دارد. لذا اگر چنين پيش بيني در منطقه به وجود آيد حركتهاي ما هم نسبت به كشورهاي اروپايي و آسيايي در سطح بالايي خواهد بود.
هر چند كه ايران تنش زيادي با كشورهاي منطقه و آسيايي ندارد؛ اما ميتواند در جهت تحكيم روابط با آنها قصد توسعه را ترغيب كند. لذا خط مشي كاهش تنش با كشورهاي اروپايي و ديگر كشورها و اهميت اين تنش زدايي در منطقه است، چرا كه اين تنش زدايي در منطقه ميتواند بازدارندهي تنشهاي ايران با كشورهاي اروپايي هم باشد. اهميت تنش زدايي در منطقه و تاثير آن بر كاهش تنشها با كشورهاي اروپايي به مراتب از اهميت تنشزدايي در داخل و تاثير آن بر منطقه و كشورهاي اروپايي و غير اروپايي قابل مقايسه نيست، چرا كه اگر ما دروني منسجم و تنش روبه كاهش نداشته باشيم، دشمنان حداقل براي مذاكره با ما امتياز بالاتري را طلب خواهند كرد، اما اگر ما همراه با مردم در مذاكرات شركت كنيم، طرف قوي را خواهيم داشت. زيرا بهترين سلاح ما اين است كه در داخل يكپارچگي داشته باشيم. البته اين مساله به مفهوم تنها تك محور كردن نيست، بلكه ما بايد در اصول و امنيت ملي و مسايل كلان كشور نيز وحدت نظر ايجاد كنيم.
اين مساله بايد براي ما يك هدف دايمي باشد و نه هدفي براي جلوگيري از حملات دشمن يعني نظام جمهوري اسلامي ايران چه دشمني داشته يا نداشته باشد؛ وظيفه دارد، براي حل مشكلات مردم حركتي رو به گسترش داشته باشد. زيرا در آن زمان مردم احساس خواهند كرد كه نظام در قبال آنها به وظيفهي خود عمل كرده است و آنها نيز وظيفهي خود را نسبت به نظام انجام ميدهند.
مردم توقع دارند كه نظام حداقلها را هم براي آنها فراهم آورد، اما به واقع براي مردم و كشور كم كار نشده است و برخي از مشكلات اقتصادي و مالي موجود تنها ناشي از يك جنگ دراز مدت است. تلاشهاي بسياري در صحنهي فعاليتهاي دروني كشور به انجام رسيده، اما متاسفانه اين تلاشها زير پردهي جار و جنجالهاي سياسي برخي گروهها و احزاب پنهان مانده و مسلما تا زماني كه اين درگيريها در داخل كشور ادامه داشته باشد، گرفتاريها تاثيرگذارتر از برنامههايي است كه در جهت حل مشكلات و معضلات مردم خواهند بود. چرا كه در اين ميان دولت و مجلس به گونهاي كه خود معترفند به جاي حل مشكلات توجهي خود را به مسايل سياسي معطوف كردهاند.،اما مردم اين مسايل را تشخيص ميدهند و به خاطر عملكرد مسوولين، دنبال اشغال كشور توسط نيروي بيگانه نميگردند، بلكه تلاش ميكنند مسوولي را انتخاب كنند؛ كه از عهدهي آن برآيند بنابراين نيروها بايد كمي از سياسي كاري خود كنار بگذارند و با احساس مسووليت در مقابل نيروهاي جوان كشور تلاش كنند كه با استفاده از تجارب ديگران راه حلي براي سرعت بخشيدن به حال مشكلات اتخاذ كنند. اولويت بنديها را بايد تغيير داد و رسيدگي به وضع مردم را به جاي توسعهي سياسي به كار برد.
انسجام در ميان مردم نه به طور مطلق بلكه نسبي، مناسب و خوب است. چرا كه همواره اقشار مختلف مردم بدون نگرشي حزبي و جناحي به آن اعتقاد دارند، شركت ميكنند. آنها اعتقاد دارند كه در مورد مسايل داخلي شكوه و اعتراض وجود دارد، اما در خصوص به خطر افتادن اصل نظام اختلاف خود را كنار گذاشته و متحد در مقابل آن ايستادگي ميكنند و طبيعتا اين انسجام است كه ميتوان بر آن تكيه كرد، اما انسجام درون احزاب و گروهها به چند دليل وجود ندارد كه يكي از اين دلايل نرسيدن اين گروهها به اين امر است كه منافع ملي كشور نسبت به منافع خود آنها برتر است. زيرا آنها برخي از اوقات مصلحتهاي كشور را فداي منافع زودرس جناح خود ميكنند، در صورتي كه بايد بدانند، رهبر معظم انقلاب مورد تاييد ملت است و حضور مردم در 23 تير نيز مويد اين ادعاست.
آن چه مردم به عنوان منافع ملي به آن فكر ميكنند؛ غير از آن است كه احزاب به آن اعتقاد دارند. زيرا براي آنها گرفتن كرسيها بيشتر مطرح است و براي رسيدن به آن هم به پشتوانهي بيگانه عمل خواهند كرد؛ اما اگر مردم در صحنه باشند؛ كمك خداوندي براي مقابله با هر مشكلي و حول محور رهبري را خواهيـم داشت.
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات