جشنواره فجر

  • جمعه / ۲۷ تیر ۱۳۸۲ / ۱۶:۱۵
  • دسته‌بندی: سیاست خارجی
  • کد خبر: 8204-10135

متن كامل گفت‌وگوبامحمد سلامتي: * آمريكا مي‌خواهد بابهانه‌هاي مختلف درامورداخلي ايران دخالت كند * محدودكردن آزادي‌هاي مصرح درقانون اساسي بهانه دادن به دشمن است

متن كامل گفت‌وگوبامحمد سلامتي:
* آمريكا مي‌خواهد بابهانه‌هاي مختلف درامورداخلي ايران دخالت كند
* محدودكردن آزادي‌هاي مصرح درقانون اساسي بهانه دادن به دشمن است
با توجه به شرايط حساس كنوني و مسائلي كه در جهان و منطقه‌ي حساس خاورميانه و بويژه در خصوص ايران مي‌گذرد؛ خبرگزاري دانشجويان ايران در گفت‌وگويي تفصيلي با محمد سلامتي، دبير كل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به بررسي راهكا‌رهاي برون‌رفت از تهديدات موجود در منطقه و همچنين فضاي نظامي كه در جهان حاكم شده است؛ پرداخته است. متن كامل اين گفت‌وگو به شرح زير است. سوال: وضعيت جديد جهاني و منطقه خاورميانه و چگونگي مواجهه ايران با مسايل و چالشهاي ناشي از اين وضعيت را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟ سلامتي: آمريكا از لحاظ اقتصادي و قدرت نظامي در دنيا اولين قدرت است، اما وقتي قدرت اقتصادي هست، الزاماتي هم براي حفظ آن به وجود خواهد آمد. زيرا قدرت اقتصادي مثل آمريكا، بايد تدارك كار را فراهم كند، تا نه تنها پتانسيل ظرفيت را حفظ كند، بلكه آن را توسعه نيز بدهد. بنابراين براي حفظ و توسعه‌ي آن به مواد اوليه و بازار نيازمنـد است. وقتي احتياج به مواد اوليه دارد، ناگزير مراودات سهل و ساده‌اي را هم بايد با كشورهاي مختلف دنيا به عمل آورد، به شكلي كه تضميني براي تهيـه‌ي مواد اوليـه بدون هيچ گونه دردسري داشته باشد. چرا كه هر اشكالي در ارتباط با اين موضع پيش آيد؛ ضربه‌اي به اين اقتصاد خـواهد بـود كه مي‌تواند آثار وخيمي هم به لحاظ اجتماعي و سياسي، در درجه‌ي اول براي آمريكا و بعد كشورهايي كه با او در ارتباط تنگاتنگ اقتصادي و سياسي هستند، داشته باشد. مساله‌ي بعدي بازار است. آمريكا وقتي اين توان اقتصادي را دارد و زماني‌كه ظرفيت توليد آن بالاست و مي‌تواند اين توليد را به راحتي در بازارهاي جهان عرضه كند و كالاها را در دست توليد كنندگان خود باقي نگذارد، به سمت مراودات راحت، ساده و مكانيزمي مي‌رود تا هيچ مشكلي سر راه صادرات آن نماند.طبيعت اقتصاد كشورهاي مختلف و منجمله اقتصاد آمريكا اين است. يعني سرمايه‌گذاري خارجـي در داخل آمريكا و سرمايه‌گذاري آمريكايي در خارج، آنهم با نقل و انتقال سهل، كه مشخصا اين هم يكي از شاخصه‌هاي اقتصاد فعلي و به خصوص براي حفظ قدرت اقتصادي آمريكا، بايد مدنظر گرفته شود. تمامي مطالب ذكر شده به اضافه‌ي مطالبي ديگر، موجب مي‌شود تا آمريكا برنامه‌ريزي كند. پس براي حفظ موقعيت اقتصادي، روابط اجتماعي و تداوم سيستم سرمايه‌داري كه به وجود آورده، اقتضا مي‌كند كه شرايط آن را در دنيا فراهم آورد. يكي از شرايطي كه آمريكا ايجاد كرده اين است كه انتقال انرژي و نفت، از كشورهاي مختلف به آمريكا بدون هيچ دردسري با قيمت‌هاي مناسب استمرار يابد. شرايطي بعدي اين است كه فرهنگ كشور آمريكا براي جا افتادن كالا و رابطه‌ي اقتصادي آمريكايي در ميان كشورهاي مختلف گسترش يابد. بنابراين آمريكا در صدد تعديل فرهنگ در كشورها بر مي‌آيد، تا در واقع مبادلات اقتصادي يعني نقل و انتقال سرمايه‌ي كالا با مانع مواجه نشود. هم‌چنين اقتصاد كشورهاي جهان بايد اقتصادي باشد؛ كه قابليت روابط آزاد را داشته باشد و كشورهاي مختلف بتوانند اقتصادي آزاد را پيروي و در كشورشان حاكم كنند. آمريكا به طرق مختلف و ملي در انجام و پيگيري ايـن كارهاست و براي اين‌ كه اقتصاد آزاد در كشورهاي مختلف پياده شود؛ از اهرم‌هايي مانند صندوق بين‌المللي پول، بانك جهاني و سازمان تجارت جهاني استفاده مي‌كند. به اين معني كه هر كشوري كه اظهارات مورد نظر آمريكا را ‌پذيـرفت، اين ارگان‌ها به آن كمك كنند و در غير اين صورت اين ارگان‌ها و سازمان‌ها با آن برخوردي مانند تحريم داشته باشند؛ يا اين كه فشارهاي لازم را به آن وارد كنند تا ناچار به پذيرش شوند. البته قابل ذكر است كه بگوييم اين اهرم‌ها هميشه هم كارآيي ندارند. مثل تضمين عبور نفت از منطقه‌ي خليج فارس و تضمين استفاده‌ي از اين انرژي در آينده‌ي اقتصادي آمريكا، البته به شكل مسالمت‌آميز، هرچند كه در اين شرايط نيز آمريكا از قدرت نظامي خود استفاده خواهد كرد و همانطـور كه شاهد بوديم دليل حضور آمريكا در عراق نيز تضميني بر اين ادعاست. البته براي تكميل اين سناريو سياست تغيير نقشه‌ي سياسي منطقه را پرورانيد و سعي در تغيير دولت‌هاي منطقه مطابق ميل خود شد. فشارهايي كه به عربستان و برخي ديگر از كشورها وارد مي‌كند؛ در همين راستاست. آمريكا با قدرت اقتصادي كه بدست‌آورده، توانسته در بازار كشورهاي مختلف موثر واقع شود و هم‌چنين از طريق صدور تكنولوژي، سرمايه، قطعات يدكي و كالاهاي واسطه‌اي اقتصاد بسياري از كشورها را به خود وابسته كرده است. چنانچه در برخي موارد اقتصاد اتحاديه‌ي اروپا هم به آمريكا وابسته است. آمريكا از اين قدرت خود استفاده كرده و به كشورها نه تنها تكنولوژي مي‌دهد، بلكه كمك‌هاي نظامي، مردمي و فني هم اعطا مي‌كند. آمريكا از اين شرايطي كه در كشورها به وجود آورده، كمال استفاده را مي‌كند و سعي مي‌كند كشورهاي ذي‌ربط را به تبعيت از سياست‌هاي خود وادار كند. به عنوان مثال چين را تهديد مي‌كند كه اگر فلان تكنولوژي را به كره شمالي، ايران و يا كشورهاي مدنظر خود صادر كند، كمك‌هاي اقتصادي آن را قطع خواهد كرد و يا همين‌طور اين فشارها را به ديگر كشورها نظير فرانسه، روسيه و ديگر كشورهاي مخالف خود تحميل مي‌كند. بنابراين آمريكا با قدرت اقتصادي خود توانسته به اين شكل نفوذ خود را در اقتصاد دنيا به وجود آورد و در كشورهاي مختلف بتواند اهرم‌هاي فشاري را به دست آورد. ايران هم‌اكنون هيـچ رابطه‌ي دوستانه‌اي با آمـريكا نـدارد و به واقع آمريكا را دشمن خود مـي‌دانـد. آمـريكا هـم‌اكنـون در حال يكه‌تازي در دنياست و از طريق نفوذ اقتصادي خود توانسته براي كشورهايي مثل ايران كار را مشكل‌تر ‌كند و مسلما حضور آمريكا در منطقه‌ي افغانستان و عـراق نيـز مزيـد بر اين علت است. حضور نظامي آمريكا يك خطر جـدي براي ايران محسوب مي‌شـود، فشارهايي از قبيل مباحث انرژي اتمي كه اين كشور در شرايط فعلي به ايران وارد كرده و توانسته از طريق اعمال نظر در شوراي حكام انرژي اتمي به برخي از اهداف خود دست يابد، گرچه به اهداف نهايي خود دست نيافت، چرا كه منافع آن كشور با منافع كشورهاي اروپايي و برخي از كشورهاي ديگر تضاد پيدا مـي‌كـرد، اما بازهم از اهرم فشار خـود استفاده مي‌كنـد. كشورهايي هم وجود دارند؛} كه به تكثير، توليـد و توسعه‌ي سلاح‌هاي اتمي مي‌پردازند، اما هيچ كس يقه‌ي آنها را نمي‌گيرد و يك راست فشار اصلي را به ايران وارد مي‌كند و اين هم در حالي است كه خود آمريكا و دست پرورده‌ي آن، اسراييل نه تعهد‌ي مي‌دهنـد و نه عمـل مـي‌كنند. آمـريكا براي هر كاري بهانه‌ا‌ي مي‌گيرد و به نظر من مساله‌ي 11 سپتامبر هم يك مساله‌ي سازمان يافته توسط بعضي دولتمردان و برنامه‌ريزان سياست خارجي آمريكا بود، كه بهانه‌اي براي دخالت در امور داشته باشند. من معتقدم كه آنها براي پيشبرد اهداف و جلب افكار عمومي جامعه و كشور خود چنين سناريوهايي را طراحي مي‌كنند، اما به هرحال هرچه كه باشد دليل نمي‌شود؛ كه آمـريكا اين قدر بي‌مهابا با كشورهاي دنيا برخورد كند و سياست خود را به شكل قاطع و محكم در جهتي پيش ببـرد؛ كه ‌مي‌خواهـد. به هرحال اين اتفاقات رخ داده و بسياري از كشورها و دولتمردان‌شان مجبور به رعايت يك سري مسائل در قبال سياست خارجي آمريكا شده‌اند. بنابراين آمريكا سعي مي‌كند با توجه به اين اهداف و نيازهاي خود و با توجه به بهانه‌هايي كه درست كرده، براي مجاب كردن افكار عمومي مردم آمريكا به بهانه‌هاي واهي مختلف در امور داخلي كشورها دست به مداخله بزند. آمريكا هم‌چنين در ايران سعي مي‌كند، با بهانه‌هاي مختلف منجمله حمايت از تروريسم، تكثير سلاح‌هاي كشتار جمعي و مساله‌ي جلوگيري از پيشبرد صلح‌خاورميانه يا حقوق بشر در امور داخلي ايران دخالت كند. در صورتي كه ما نيز مي‌دانيم، آمريكا به هيچ يك از اينها نه اعتقادي داشته و نه دارد و بيان اين مطالب تنها يك بهانه است. با تمام اين وجود من تصور مي‌كنم كه ما با توجه به اصولي كه به آن معتقديم، نبايد كاري به بهانه‌گيريهاي آمريكا و مواضع كشورهاي ديگر داشته باشيم. ما تنها بايد در جهت پيگيري و اجراي اعتقادات خود باشيم. لذا نبايد به مساله‌اي كه اعتقاد نداريم؛ بها داده يا بهانه به دست ديگران بدهيم. وقتي صحبت از حقوق بشر مي‌شود؛ ما هستيم كه به آن معتقديم، بنابراين وقتي آن را نقض مي‌كنيم، در حقيقت اعتقادات و ديدگاه‌هايمان را نقض كرده‌ايم. سوال: شما نقش احزاب و رقابت‌هاي جناحي داخلي بر قوت و ضعف جهت‌گيري سياست خارجي ايران در شرايط موجود را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟ سلامتي: در قبال مسايل سياست خارجي وظيفه‌ي مسوولين، دست‌اندركاران و احزاب و گروه‌هاي سياسي مشخص است. طبيعتا احزاب سياسي بايد در برابر حركت‌ها و برخوردهايي كه از جانب آمريكا يا هر دشمني صورت مي‌گيرد، آزاد باشند و بتوانند نظرات خود را به راحتي ارايه دهنـد. حتي اگر اين نظرات متناقض با ديدگاه‌هاي دولتمردان باشد. چرا كه فلسفه‌ي وجودي احزاب نمايندگي اقشار مختلف جامعه و ارايه دادن طرز تفكر خاص است. البته تفكري كه متعلق به اقشار جامعه است و متفاوت بودن آن نيز در ميان احزاب و دولتمردان امري طبيعي است. احزاب، گروه‌ها و سازمان‌ها بايد آزاد باشند تا نظر خود را به راحتي ارايه دهند، ولو اين كه به مذاق دولتمردان خوش‌نيايد. زيرا اصل قضيه اين است كه احزاب و گروه‌هاي سياسي را بايد همان طور كه هستند به رسميت شناخت و مسلما در همين زمان‌هاست كه هنرمندي دولتمردان به ميان مي‌آيد؛ تا از ديدگاه‌هاي احزاب و گروه‌ها بهره‌برداري كنند. ممكن است گروه يا حزبي معتقد به برقراري رابطه با آمريكا باشد، بنابراين بايد كاملا آزاد باشد تا بتواند حرف خود را به راحتي بزند. در عين حال گروهي ديگر معتقد به برقراري چنين رابطه‌اي به دليل متضرر شدن منافع ملي نيست، به اين گروه نيز بايد اجازه‌ي اظهارنظر داد. بنابراين دولتمردان بايد اجازه دهند تا اين اقشار به راحتي حرف‌هاي خود را بزنند، حتي اگر يكي غلط، ديگري درست و يا هر دو نظرات اشتباهي را ارايه داده باشند. در اينجا نيز هنر دولتمردان است كه در موارد لازم، از نظر يكي استفاده كنند و آن يكي را هم داشته باشند. بنابراين اگر در هر كشوري، افكار مختلف، اجازه‌ي ارايه نظرات خود را نداشته باشند، آن دولت خلع سلاح خواهد شد. زيرا وقتي وارد مذاكره با كشوري مي‌شوند؛ ديگر چيزي براي امتياز گرفتن ندارند، اما اگر يك عده داشته باشند كه با آنها مخالفت كنند؛ از اينها خرج مي‌كنند( با استفاده از اين مخالفت‌ها مي‌توانند قدرت چانه‌زني خود را افزايش دهند). در يك كشور آزاد اين جنبه‌ها مهم است. آزادي احزاب و گروه‌ها بايد تاكيد شود. هرچند كه خوشبتخانه در كشور ما وقتي مساله‌ي خطر جدي پيش مي‌آيد، تمام گروه‌هاي سياسي و احزاب در برطرف كردن اين خطر متحد مي‌شوند. پس در مواقع ديگر هم بايد اختلافات خود را كنار بگذارند. مسايل مذهبي، ناسيوناليستي، ملي‌گرايي و... اقتضا مي‌كند كه اين گروه‌ها اختلافات را فراموش كنند و به حل مشكل مشترك و برخورد با دشمن مشترك همانگونه كه بعد از انقلاب در موارد مختلف تجربه كرديم بپردازند. دولتمردان بايد توجه داشته باشند؛ كه گروه‌هايمان به راحتي بتوانند حرف‌هاي خود را بزنند و آنها نيز بتوانند از اين آزادي در جهت پياده كردن اهداف سياسي خود استفاده كنند. سوال: راه‌هاي برون رفت از چالشهاي پيش‌رو و حل اين چالشها در راستاي به حداكثر رساندن منافع جمهوري اسلامي ايران به نظر شما چه مي‌تواند باشد؟ سلامتي: ما مي‌توانيـم مقاومت خود را در قبال اين برخوردها بالا ببريم، با اين شرط كه تاكيـد زيادي بر وحدت ملي داشته باشيم تا ضربه‌پذيري نظام را كاهش دهيم. براي اين كه وحدت ملي ميان مسوولين، دست‌اندركاران، احزاب، گروه‌ها و توده‌ي مردم حفظ شود، بايد حالت تفاهم و همدلي وجود داشته و تقويت شـود. لذا براي بوجود آمدن اين اعتماد مسوولين بايد پاسخگوي مطالبات مردم باشند. زيرا اعتماد وقتي به وجود مي‌آيد كه مردم احساس كنند دولتمردانشان براي آنها كار مي‌كنند و زحمت مي‌كشند. اين مطالبات در زمينه‌هاي مختلفي است و يكي از آنها در زمينه‌ي سياسي است. يعني مردم يك سري مطالبات سياسي دارند كه بايد پاسخ داده شود. يعني مردم بتوانند مطابق حقشان و به راحتي در سرنوشت خود مشاركت كنند. هم‌چنين بايد شرايط آن فراهم شود، كه يكي از اين شرايط مساله‌ي انتخابات است. انتخابات بايد سالم بوده و هيچ‌گونه بن‌بستي نداشته باشد. شرايط نبايد بگونه‌اي باشد كه يك عده‌ي معدودي خود انتخاب كنند و خود نيز دخالت نمايند و من تصور مي‌كنم براي تحقق اين امر نظارت استصوابي هم كه ابهامات بسياري را براي مردم به وجود آورده، بايد درست شـود. قانون انتخابات بايد براساس خواست‌هاي واقعي مردم تنظيم شود، تا احساس كنند كه مشاركت جدي در سرنوشت خود دارند و مصوبات مجلس نيز برايشان قابل درك باشد. بنابراين مطالبات سياسي يكي از مهم‌ترين مطالبات مردم و حق تشكل و تحزب از حقوق اوليه مردم است كه اگر رعايت شود؛ بين دولت و ملت ارتباط بيشتري برقرار شده و به همان نسبت وحدت ملي تقـويت مي‌شـود. خواسته‌ي ديگر مردم، مطالبات اقتصادي است. مردم حق دارند كه در مورد مسايل اقتصادي حساس باشند و رابطه‌اي عادلانه‌ را درخواست كنند. لذا وقتي حركت‌هايي عليه مفاسد اقتصادي صورت مي‌گيـرد، اما از مسير اصلـي خود منحرف مي‌شـود، يعني به بعضي توجه مي‌شود و به بعضي نمي‌شود، اين شيوه را مردم نپسنديده و موجبات بي‌اعتمادي آنها را فراهم خواهد كرد. زماني كه روي ساختار اقتصادي به شكل تضمين عدالت اجتماعي توجه نشود و همه‌ي دولتمردان اين قضيه را پيگيري نكنند، براي مردم علامت سوال پيش ‌آمده و به همان نسبت ابهام و بي‌اعتمادي نسبت به حكومت در اذهان آنها تشديد خواهد شد. البته بها دادن و ايجاد وحدت ملي از طريق پاسخگويي بر مطالبات مردم يك طرف قضيه است. از سوي ديگر عملكرد كشورهاي سطح جهاني را نيز بايد در نظر داشت. چراكه كشورهاي مختلف دنبال چنين بهانه‌هايي هستند. به خصوص آمريكا و انگليس و كشورهاي هم‌پيمان آنها كه بدنبال چنين بهانه‌هايي مي‌باشند؛ تا كشـورهاي ديگر نتوانند روابط خوبـي با ايران داشته باشند. بنابراين ما براي پرهيز از اين مسايل بايد از زياد شدن دشمنان و از دست دادن دوستانمان جلوگيري كنيم. ما بايد حتي‌الامكان كارهايمان را نيز در همه‌ي زمينه‌ها شفاف كنيم. در مورد مسايل سياسي، اقتصادي و.. كه اين شفافيت بتـواند هـم به ملت كمك كند و هم دوستان خارجي‌مان را در ارتباط با حمايت از ما تشويق كند. لذا اگر اين اقدامات را انجام دهيم، طبعا و طبيعا ضربه‌پذيري نظام كاهش و قدرت آن در برابر خلع سلاح دشمنان افزايش خواهد يافت. سوال: به نظر شما مسائلي كه موجب معطوف شدن نگاه‌ها به ايران شده است كدامها هستند؟ سلامتي: اين نگاه‌ها مختلف است. يك نگاه به دليل رخداد انقلاب در ايران بوده كه موجب تغيير نظام و معطوف شدن كشورها به ايران شد. كشورهاي مختلف در پي اين بودند كه ببينند چه الگويي در حال ارايه است و آيا اين الگو به نفع يا ضرر آنهاست. اما نگاه ديگر براساس منافع ملي كشورهاست. بعضي از كشورها همانند آمريكا نگاهشان به ايران تنها در جهت منافعشان است. لذا در نظر داشتند تا از فعل و انفعالاتي كه در ايران صورت مي‌پذيرد، به نفع خود استفاده كنند. مساله‌ي جنگ ايران و عراق يكي از آنهاست كه آمريكا و بعضي كشورهاي ديگر سعي كردند از اين موضوع به نفع خود و در جهت تضعيف نظام و انقلاب ايران استفاده كنند. ايران نقاط استراتژيك و ظرفيت و پتانسيل اقتصادي بسياري در اختيار دارد، كه همين مورد استراتژيك مي‌تواند براي همه‌ي كشورها مدنظر باشد؛ تا در صدد پي‌گيري وضع ايران به لحاظ سود و ضرري كه برايشان مي‌تواند داشته باشد، برآيند. بنابراين با توجه به مطالب بيان شده طبيعي است كه تك تك كشوهاي جهان بخواهند وضع ايران را تجزيه و تحليل كرده و حساسيت نشان دهند. مخصوصا كشورهايي كه تصور مي‌كنند، اقتصادشان تحت تاثير شرايط ايران و منطقه است. كشورهايي مثل آمريكا و انگليس همواره ارزيابي‌شان بر اين بود كه اقتصادشان متاثر از بازار نفت خاورميانه است و بازار نفت خاورميانه هم متاثر از سياست‌هاي كشورهايي مختلف ازجمله ايران است. لذا با اين شرايط است كه وضع ايران برايشان مهم مي‌شود و اگر اين اقتصاد به مسيري بيافتد كه كاملا مغاير حقوق آنهاست، حساسيت‌ها نيز تشديد يافته و زمينه براي جلوگيري و پرهيز از به خطر افتادن منافع و سرزمين‌شان بوجود مي‌آيد. نگاه‌ها به ايران اين گونه بوده، اما متاسفانه اين نگاه‌ها آن قدر كه بايد و شايد در تحليل‌هاي دقيق و ظرفيت سياست خارجي ما گنجانده نشده كه براساس آنها فرصت‌هاي مناسب و تدارك كار فراهم شود. برخوردها برخورد استراتژيك نبوده و به همين علت ما تا سال‌ها در زمينه‌ي سياست خارجي استراتژي مدون نداشتيم. در حالي كه آمريكا به عنوان اولين دشمن ما و كشورهاي ديگر همواره استراتژي دقيق و حساب شده‌اي داشته‌اند. آمريكا و كشورهاي همانند آن با وجود چنين استراتژي به خود اجازه مي‌دهند كه ايران را تهديد كنند، اما متاسفانه ما بازهم نتوانستيم انعكاس لازم را طراحي كنيم كه البته ضعف سياست خارجي ماهم در اين زمينه بوده است. سياست خارجي ما حالتي روزمره داشته تا برخوردي اساسي و حساب شده و به همين علت آن طور كه بايد و شايد نتوانسته رابطه‌ي خود را به شكل عميق در منطقه، دنيا و به شكل استراتژيك با كشورهايي كه لازم است؛ پيش ببرد، گرچه يك مدتي نگاهي به سمت برخورد استراتژيك با بعضي ازكشورها بوده، اما اين كه جامعيت داشته باشد، ما تا به حال اين طور جامعيت را نديديم. سوال: با اين شرايطي كه تشريح كرديد شما چه راهكاري براي برون رفت از اين معضلات و بهانه‌هايي كه در دست دشمنان ما از جمله آمريكا هست، داريد؟ سلامتي: بهانه‌هاي آمريكا مسائلي مثل حقوق بشر، مساله‌ي سلاح‌هاي كشتار جمعي، پروتكل الحاقي، مداخله ايران در عراق و بحث صلـح خاورميانه است، هرچند كه آمريكا به هيچ كدام از اين مسايل اعتقاد نـدارد، اما با اين وجود هم‌اكنون از اين بهانه‌ها استفاده مي‌كند و سعي دارد تا متحدين خود را جمع كند و فشار را بر عليه ايران وارد كند. لذا هر كدام از آنهايي كه تبعيت نكنند؛ با قدرت تكنولوژيك خود ناچار به تبعيت مي‌كنـد. اين هشداري به ايران هم مي‌تواند باشد. به راه انداختن مساله‌ي حقوق بشر نيز يكي از همين مسايل است، يعني آمريكا از اهرمهايي مانند انتخابات و حقوق شهروندان استفاده مي‌كند. بنابراين ما نه تنها بايد چنين بهانه‌هايي را به دست امثال آمريكا ندهيم بلكه بايد پرچمدار رعايت حقوق بشر هم باشيم. دستگيري‌هاي بي‌مورد و محدود كردن آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي همان بهانه دادن به دست دشمنان است. مساله‌ي سلاح كشتار جمعي هم بهانه‌اي ديگر است، اما گام‌هايي كه براي شفاف شدن قضيه برداشته شده، مي‌تواند موثر باشد. در صلح خاورميانه هم ما يك سري مسايل اعتقادي داريم؛ كه با مردم فلسطين هماهنگ است، اما در نهايت اين مردم فلسطين هستند كه سرنوشت خود را رقم خواهند زد و رسالت ما مي‌تواند تنها حمايت از اين توده باشد و من معتقدم كه شرايط به گونه‌اي خواهد شد كه آنها ناگزير به دادن امتياز به فلسطيني‌ها خواهند شد. بنابراين به نظر من حمايت از مردم فلسطين يك حمايت اصولي و منطقي است. اگرچه آمريكا با دلايل خود غير عادلانه و جنايتكارانه از اسراييل حمايت مي‌كند. سوال: نظر شما نسبت به امضاي پروتكل الحاقي چيست؟ آيا تصور مي‌كنيد ايران بتواند نظر البرادعي و سازمان انرژي اتمي را به سمت اسرائيل و آمريكا نيز معطوف كند؟ سلامتي: ما بايد در ارتباط با خواسته‌ي منطقي دنيا خود را منطبق كنيم، چرا كه مسئله‌ي توسعه‌ي سلاح‌هاي كشتار جمعي يك مساله‌ي انساني است و ما هم به لحاظ انساني بايد بر آن صحه گذاريم. ما بايد تمام تلاش خود را بكار ببريم تا كشورهاي ديگر هم با فشاري كه از طرف جامعه‌ي جهاني بر آنها وارد مي‌شود؛ از اين امر تبعيت كنند. همچنين ما معتقـدم كه تعهد دوطرفه است و زماني كه ما متعهد به مسئله‌اي مي‌شويم، سازمان هم بايد كار متقابل را انجام دهد. سوال: به عنوان آخرين سوال نظر شما نسبت به حوزه‌ي سياست خارجي و انتقاداتي كه عده‌اي نسبت به آن دارند؛ چيست؟ و به واقع بايد چه سياستي را به كار برد؟ سلامتي: براي سلامت سياست خارجي بايد كارهايي از قبيل تعيين استراتژي، وحدت عمل و نظر كه لازمه‌ي پيشبرد درست سياست خارجي هستند؛ به‌كار روند، اما ما در اين سه زمينه مشكل داريم. لذا مسوولين بايد در اين زمينه به توافق رسيده و حركت‌هايي را انجام دهند؛ تا امتيازات بسياري را از طرف مقابل بگيرند و بتوانيم هرچه بيشتر آن‌چه مورد ضرر ماست تعديل و مورد استفاده‌هايمان را هم تقويت كنيم. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha