جشنواره فجر

  • جمعه / ۶ تیر ۱۳۸۲ / ۱۴:۵۶
  • دسته‌بندی: سیاست خارجی
  • کد خبر: 8204-10667.16303

طه‌هاشمي در گفت‌وگوي تفصيلي با ايسنا: سياست خارجي ما مثل گوشت قرباني است كه هر بخش آن دست كسي است بايدسياست خارجي را از موضع‌گيري‌جناحي به سطح منافع‌ملي ببريم

طه‌هاشمي در گفت‌وگوي تفصيلي با ايسنا:
سياست خارجي ما مثل گوشت قرباني است كه هر بخش آن دست كسي است
بايدسياست خارجي را از موضع‌گيري‌جناحي به سطح منافع‌ملي ببريم
حفظ منافع و مصالح ملي در زمره اصلي‌ترين ضروريات هر نظام سياسي است. سياست خارجي نيز به عنوان مهمترين ابزار حفظ منافع و مصالح ملي، اهميت ويژه‌اي دارد. خصوصيات ويژه‌ي سياست خارجي كشور ما و بارزترين آنها استقلال، اهميت مضاعفي به آن داده است. بنابراين اظهار نظرها و بررسي‌هاي مختلفي از تغييرات جهاني و نوع حركت سياست خارجي مستقل كشورمان در گذرگاه‌هاي مهم تاريخي وجود دارد. در اين خصوص، خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت‌وگويي با دكتر طه هاشمي، مدير مسوول روزنامه‌ي انتخاب انجام داده است كه متن كامل اين گفت‌وگو به شح زير مي‌باشد: سوال: «عده‌اي معتقدند كه سياست خارجي ما همگام با تغييرات جهاني تغيير نكرده است. آيا ضرورتي براي ايجاد تغيير در سياست خارجي وجود دارد؟ طه‌هاشمي: علت اصلي بخش عمده‌ي توجهات به سياست خارجي كشورمان اين است كه از ابتداي تاسيس نظام جمهوري اسلامي ايران، نگاه‌ها متوجه اين بود كه ايران چگونه مي‌تواند پيام جديد را در دنيا مطرح كند؛ زيرا انقلاب بر پايه‌ي اراده‌ي مردم شكل گرفته بود و دين را در تمام ابعاد فردي و اجتماعي زندگي انسان‌ها داراي نقش مي‌دانست. انقلاب اسلامي برخلاف تمام تصورات در عرف ديپلماتيك بين‌المللي پيام جديدي داشت؛ زيرا دين در تمام بخش‌ها دخالت مي‌كرد و پيام مردم نيز با نام دين مطرح مي‌شد. بنابراين تمام توجهات به حوزه‌ي سياست خارجي متمركز مي‌شود. اگر اين حوزه تمامي ابعاد پيام جديد را بتواند تبيين كند، به عنوان فكر و ايده‌ي جديدي موفق خواهد بود و در صورت معرفي بد و عدم توانايي تبيين آن، ضربه خواهد خورد. كشورهاي ديگر، مبناي سياست خارجي را سود و زيان گذاشته‌اند و آن‌را در حوزه‌ي مراودات سياسي، فرهنگي و اقتصادي تعريف مي‌كنند؛ اما در نظام ما مولفه‌ي مضاعفي به نام پيام جديد انقلاب نيز وجود دارد. براي تبيين اين ارزش مضاعف بايد از ابتدا كساني در اين حوزه مستقر مي‌شدند كه علاوه بر طراحي فكر، قدرت توليد فكر داشتند. در مقاطعي كه سياست خارجي ما در حوزه‌ي توليد فكر فعال شده است، فشارهاي متوجه ايران و نظام اسلامي تعديل شد. براي نمونه، طرح ايده‌ي گفت‌وگوي تمدن‌ها بازتاب‌هاي مثبتي داشت و فضا براي تجديد نظر در نگاه به جمهوري اسلامي ايران آماده شد. در مقطعي آمريكايي‌ها و تفكرات صهيونيستي كه در نقطه‌ي مقابل پيام جمهوري اسلامي قرار گرفته بودند، به محض اين كه جلوه‌هاي انقلاب اسلامي در قالب سياست خارجي پراكنده شد، دنيا با هويت و كيان انقلاب اسلامي به عنوان پيام صلح آميز آشنا شده و جريان‌هاي مخالف اين تفكر منزوي مي‌شوند. انتقاد از وزارت امور خارجه به دليل بار سنگيني است كه بيش از ساير قسمت‌ها بر دوش مي‌كشد و به معناي ناموفق بودن آن نيست؛ بلكه در مقايسه با وزارتخانه‌هاي ديگر موفق‌ترين وزارتخانه بوده است؛ اما در حوزه‌ي وظيفه مضاعفي كه در راستاي تبيين پيام انقلاب داشته است، ضعف‌هايي وجود داشته و در مقاطعي دچار ركود شده‌ايم. در حوزه‌ي پاسخگويي به مخاطبيني كه به دنبال پيام انقلاب اسلامي هستند، ما متناسب با نياز نتوانستيم پاسخگو باشيم؛ اما در حوزه‌هاي معمولي، سياست خارجي كشورمان ناكارآمد نبوده است. اين كه سياست خارجي ما هم‌سان با سياست‌هاي جهاني حركت نكرده است، بخشي مربوط به ذات انقلاب ماست. ما در قانون اساسي، حدودي را تعريف كرده‌ايم و وزير امور خارجه‌ به عنوان رييس دستگاه ديپلماسي، نمي‌تواند از آن چارچوب عدول كند. براي مثال در بحران عراق ما از يك سو با ديكتاتوري چون صدام كه همواره براي ما خطرناك بوده است، روبرو بوده‌ايم و از سويي ديگر نيز با آمريكايي كه براي حذف اين رژيم آمد. تصميم‌گيري در اين مواقع مشكل است. از سوي ديگر نيز نگاه‌هاي جهان اسلام به اين نقطه دوخته شده است؛ زيرا جمهوري اسلامي ايران گفته است كه من مي‌خواهم روي پاي خود بايستم و طراح سياست‌هايم در داخل مرزهاي خودم باشم، تحت تاثير سياست‌هاي سلطه طلبانه بيگانه نباشم و از هويت اسلامي خود و ملت‌ها و كشورهاي مسلمان دفاع كنم. عده‌اي در ارزيابي عملكرد سياست خارجي ايران مي‌گويند، حركت آمريكا درست بوده و عدم حمايت ايران اشتباه بوده است. عده‌اي ديگر مي‌گويند آمريكا به دليل خصلت‌هاي ضدانساني مشروعيت نداشته و ما بايد از حركت مقاومت در عراق حمايت مي‌كرديم و لذا هر نوع سياستي را كه ايران اتخاذ مي كرد، محكوم مي‌كردند. در اين شرايط جمهوري اسلامي ايران سياست بي‌طرفي فعال را در پيش گرفت كه موفق نيز بود. در شرايط بحراني منطقه مذاكرات ژنو يك ابتكار از سوي جمهوري اسلامي ايران بود و عمل بازدارنده براي اين است كه جريان افراطي داخلي آمريكا نتواند مدعي شود كه ايران قادر به مذاكره نيست. در شرايط فعلي بايد مراقب بود؛ زيرا آمريكا مانند فردي است كه آب شور خورده است و عطش فزاينده دارد و به‌گونه‌اي وارد محور مذاكرات نشويم كه از آن برداشت رعب و ترس و تسليم شود. از سويي نيز نبايد بهانه به دست آن دهيم. امروز كه ما بيش از هر زماني در كانون توجه قرار گرفته‌ايم، ناگزير هستيم از زبان مرسوم و مناسبات عرف بين‌المللي استفاده كنيم. اگر آرمان‌هايي چون ظلم ستيزي، دفاع از مباني كلان ديني و اسلامي، حمايت از مسلمانان را از جمهوري اسلامي بگيرند، هويت آن از دست مي‌رود. آن چه نظام ما را در دنيا ممتاز كرده است، همين آرمان‌هاست. اتكا بر مردم و اراده‌ي ملي و تعريف قواعدي در چارچوب مباني اعتقادي مشخصه‌ي نظام ماست. اگر ميدان تبيين اين مباني وجود داشته باشد، جهانيان آن را خواهند پذيرفت. از جمله‌ي اين مباني، گسترش عدالت، صلح خواهي مبتني بر عدالت و ظلم ستيزي است كه در نهاد فطري انسان سرشته شده است. ما بايد بدون درنگ تمام اختلافاتمان را با كشورهاي اسلامي از مصر تا كشورهاي اسلامي ديگر در آفريقا، آسيا و تمام نقاط مسلمان نشين حل كنيم و به سمت ايجاد رابطه‌ي مستحكم پيش رويم. در شرايطي كه حضور آمريكا در منطقه بر مبناي زور بوده و بهترين كمك را به ترويج تفكر صهيونيستي مي كند و اين حضور به معناي نابودي اسلام و مسلمانان است، بايد حل اختلافات و تقويت روابط با كشورهاي اسلامي را در دستور كار قرار دهيم. تحقق اين امر اصلي‌ترين امكان بازدارندگي براي مواجهه با طرح‌هاي آمريكا در اختيار ما قرار خواهد داد. سوال: شما در صحبت‌هايتان، ذات انقلاب را يكي از خطوط قرمز سياست خارجي كشور بر شمرديد. چه طور مي‌توان با در نظر گرفتن اين خطوط قرمز و احتمالا با تغيير برخي پارامترها با تغييرات جهاني همگام شد؟ طه هاشمي: ما نمي‌گوييم كه به هيچ وجه آرمانگرا نباشيم؛ اما عملي كردن آرمان‌ها نيازمند طراحي و حركت بر مبناي عقل است. امروز، ملت ايران پايه‌گذار تمدن نويني شده است كه اين تمدن در عين حال كه با دنياي بيرون بيگانگي ندارد؛ بلكه با مظاهر مدرنيته و توسعه كاملا مي‌تواند هماهنگ باشد؛ اما در عين حال ادبياتي كه اين آرمان را تعريف مي‌كند، بايد چندان بيگانه نباشد و همسازي شود. اگر دولتمردان ما بتوانند اين زبان متقابل را برقرار كنند، بسياري از مباحثي كه آمريكا مطرح مي‌كند،در انزوا قرار مي گيرد. ما چون نمي‌توانيم به درستي اين پيام را مطرح كنيم، آنها به راحتي جوسازي مي‌كنند. در صورت تبيين نظريات و ايجاد زبان متقابل ديگر بحث انرژي هسته‌يي و تكنولوژي به كار گيري آن نمي‌تواند يك تهديد براي ما باشد و حتي يك نقطه‌ي قوت است. اگر ما زبان ارتباط با دنيا را داشته باشيم و در مباني اصولي سياست خارجي‌مان فعال شويم و سعي كنيم مراودات صميمي برقرار كنيم، تمام آن چه مطرح است و بهانه به دست آمريكا مي‌دهد، نقطه‌ي قوت خواهد شد. در غير اين صورت همين مسايل تبديل به تهديد مي‌شود. سوال: يعني شما معتقديد همان آرمان‌هايي كه ما را كانون توجه قرار داده است، امروز به دليل نادرستي تعريف آنها ما را در كانون تهديد قرار داده است؟ چه طور مي‌توان اين وضعيت را به هم زد و در جهت همسان سازي حركت كرد؟ طه هاشمي: ما در سياست خارجي‌ تعارف نداريم؛ سياست خارجي امروز ما مثل گوشت قرباني است كه هر بخش آن دست كسي است. سياست خارجي بايد يك داراي مركز جوشان توليد فكر و تئوري باشد و مرتبا در ارتباط با تحولات بين‌المللي و منطقه، سناريوهايي را طراحي كند. ممكن است بگوييم خطبه‌هاي نماز جمعه ما از سوي افراد مستقل از حكومت مطرح مي‌شود، روزنامه‌هاي ما مستقل‌اند و يا صدا و سيما ربطي به دولت ندارد. اين موارد در عرف سياست بين‌الملل پذيرفته نيست. ما بايد به سمت همسان سازي در سياست گذاري داخلي حركت كنيم؛ يعني هر اقدام خارجي نيازمند تمركز توليد فكر در حوزه سياست خارجي است. بزرگترين نقطه‌ي آسيب‌پذيري ما در داخل چندگانگي‌هاي داخلي است. نماد اصلي طمع آمريكا در داخل كشورمان جلوه دادن وضعيت چندگانه‌اي است كه در حوزه سياست خارجي ما توسط داخلي‌ها، روزنامه‌ها، صدا و سيما و مواضع مختلف مطرح مي‌شود. شوراي عالي امنيت ملي، دولت و دستگاه‌هاي مسوول در عرصه‌ي سياست خارجي بايد به سمت همسان سازي در توليد تئوري در سياست خارجي حركت كنند. اكنون در كنار وزارت امور خارجه، بخش‌هاي ديگري وجود دارد كه در حوزه سياست خارجي دخالت مي كنند و قدرتشان نه تنها كمتر از وزارت امور خارجه نيست؛ بلكه بيشتر نيز هست. اين بخش‌ها موضع گيري‌ها و تلاش‌هاي وزارت امور خارجه را خدشه دار مي‌كنند. بنابراين بايد اينها به سمت تمركز پيش رود. اين كه هر بخشي بخواهد مذاكره كند، كار غلطي است. وقتي بحث مذاكره و حل اختلاف مي‌شود، بايد كشور مخاطب ما احساس كند كه مجموعه‌اي يكنواخت و يگانه در داخل و خارج حرف اول را مي‌زند و با دلهره پشت‌ميز مذاكره ننشيند. ما بايد سطح سياست خارجي را از سطح نهادي و موضع گيري جناحي و حزبي به سطح منافع ملي ببريم و در زمينه‌ي توليد فكر و تمركز مواضع تلاش كنيم. سوال: بخشي از اين مطالب را مي‌توان بعنوان بحث‌هايي كلي در نظر گرفت. در سطح جزيي ما از ابزارهايي چون اتحاديه‌ي اروپا، روابط با كشورهاي اسلامي و غيره استفاده كرده‌ايم؛ اما روز به روز تهديدات عليه كشورمان و جنگ رواني افزايش مي‌يابد، چه راهكاري براي از بين بردن اين تهديدات وجود دارد؟ طه هاشمي: تنش زدايي از ضرورت‌هايي است كه بايد در حوزه سياست خارجي انجام شود و اينكه ما بايد به سرعت به سمت حل اختلاف با كشورهاي ديگر پيش برويم. نكته‌ي مهمتر و اساسي‌تر اين است كه بدانيم تهديد متوجه چه نقاطي است. كشوري طمع ديگران را بر مي‌انگيزد كه نقاط ضعف فاحشي داشته باشد. هيچ‌گاه آمريكا و يا هيچ قدرت ديگري در كشوري كه از انسجام و اعتدال برخوردار است، طمع نخواهـد كرد. امروز در مواجهه با آمريكا كه به عنوان يك تهديد جدي متوجه كشور ما بوده است؛ مذاكره يكي از مباحث مطرح است. مذاكره با حالت انفعالي كه آمريكا سرمست پيروزي در عراق است و تصور مي‌كند تا ديروز كه عراق را نگرفته بود و زمينه‌ي مذاكره بهتر از الان بود و ايران نيامد و امروز چون آمده، پس به موضع ضعف افتاده و تنها بايد امتياز گرفت. رابطه تحت تاثير چنين نگرشي بدترين نوع رابطه است و در حقيقت به تاراج دادن تمام هويت، شخصيت، اعتبار و حيثيت است. چنين مذاكره‌اي را حتي مردم نمي‌پذيرند و اجازه نمي‌دهند عزتشان زير سوال برود. به دنبال برقراري رابطه دويدن در اين شرايط با آمريكا خودزني است. اين به معناي استفاده درست از تاكتيك ها نيست؛ بلكه به معناي اين است كه ما از روي ذلت و زبوني اين تلقي را ايجاد كنيم كه نظام ما براي حفظ خود به هر قيمتي مي‌خواهد با آمريكا رابطه برقرار كند. در اين موقعيت بهترين شيوه براي حفظ نظام و رفع تهديدها براي اين كه كشوري در اينگونه شرايط قدرتمند جلوه كند، بايد به مردم روي آورد و گسست بين حاكميت و ملت از بين برود و خلا ايجاد شده پر شود. اين مساله با شعار حل نمي‌شود، به همين دليل مردم به شعارها وقعي نمي‌گذارند و اعتمادشان سلب شده است؛ زيرا زير پوشش اين شعارها مطالبات مردم ناديده گرفته مي‌شود. در اين صورت نظام بايد به سمت مردم حركت كند. مطالبات حقيقي مردم بايد اولويت بندي شود؛ اما اين موضوع هيچ گاه در كشور ما در هيچ سطحي صورت نگرفته است. مردمي كه امكان بيان مطالبات خود را دارند، نمي‌توان به راحتي از آنها گذشت. بايد دستگاه حاكميت و تمام قوا اين اعتماد را در مردم به وجود بياورند كه عزم جدي و فراگير دولت و حاكميت اين است كه حقيقتا به مردم روي بياورند و پاسخگوي مطالباتشان باشند. اگر مسوولان شعارها را تبديل به عمل كنند و حقيقتا به سمت پاسخگويي به مردم پيش بروند در آن صورت به دليل آمادگي مردم در دفاع از كشور بسياري از تهديدات عليـه كشورمان از بيـن مـي‌رود. آمريكا اكنـون دست روي مردم گذاشته است و دلايلي كه براي برخورد با نظام ما مي‌آورد،اينگونه وانمود مي‌كند كه خواست مردم است. اگر مردم و دولت باهم در مقابل سلطه خارجي ايستادگي كنند، حتي اگر آمريكا تصميم به حمله نيز داشته باشد، قطعا افكار عمومي جهاني قبول نخواهد كرد و آمريكا نيز توان تاثيرگذاري در داخل كشور را نخواهد داشت. سوال: عمده‌ترين دليل و عاملي كه امروزه و بعبارتي در دوران پس از انقلاب اسلامي، براي تنش‌ها و تهديدات عليه جمهوري اسلامي ايران مطرح است؛ فعاليت‌ها وتبليغاتي است كه آمريكا عليه ايران انجام مي‌دهد؛ كه امروزه اين تهديدات و تنش‌ها به نوعي از گستردگي خاصي نيز برخوردار شده است. از طرف ديگر با توجه به فضايي كه در حال حاضر در عرصه‌ي بين‌المللي و در ارتباط با ايران وجود دارد؛ و همانگونه كه شما به خوبي تشريح كرديد در حال حاضر هيچ نوع مذاكره و رابطه‌يي نمي‌تواند؛ تامين كنند‌ه‌ي منافع ملي ما باشد؛ ضمن اينكه همانگونه كه ديديم بحث مذاكرات ژنو نيز به نتيجه‌يي نرسيد و آمريكا عدم توجه خودبه اين گونه بحث‌ها را نشان داد.حال سوال اين است كه بدون مذاكره يا مصالحه با آمريكا، چه طور مي‌توانيم فضاي بين‌المللي نسبت به كشورمان را تغيير دهيم؟ البته برخي راه‌ها را براي تغيير فضا انجام داده‌ايم، از جمله روابط با اتحاديه‌ي اروپا، روابط با روسيه، رويكرد به جهان اسلام و هسايگان، اما با اين وجود تهديدات كاملا از بين نرفته و اكنون در فضايي پر تنش قرار داريم؛ آيا بايد در اين پارامترها تغييري ايجاد كنيم؟ طه‌هاشمي: ما چند راهكار در اختيار داريم؛ اول اين كه در داخل اگر دولت بتواند فاصله‌ي مردم و نظام را پركند، از امكان قوي در مذاكرات خارجي برخوردار خواهيم بود. قبل از دوم خرداد و بعد از آن، معادلات خارجي‌ها به كلي به‌هم ريخت. لااقل كساني كه مي‌خواستند برخورد افراطي با ايران داشته باشد، تجديدنظر كردند. مجموعه‌ي تصميماتـي كه بايد براي كاهش تهديدات اتخاذ شود، به هم پيوسته است. نمي‌توانيم بخشي عمل كنيم و اميدوار باشيم كه با موفقيت پيش رويم. اگر طراحي درستي در تمام ابعاد مساله صورت گيرد، ما مي‌توانيم موفق شويم. يعني در داخل مسير نزديك كردن مردم با نظام، مستحكم كردن رابطه با آنها با اجزاي درون نظام و جلب اعتماد عمومي و اميدوار كردن مردم صورت گيرد و به موازات آن بحث تنش زدايي اول در كشورهاي همسايه، جهان اسلام، جهان سوم، غيرمتعدها، اتحاديه‌ي اروپا و نهايتا آمريكا صورت گيرد. درست نيست كه بگوييم ما هيچ گاه با آمريكا مذاكره نداشته‌ايم، ما نه تنها بعد از قطع رابطه با آمريكا در سال 58 در مقاطع مختلف مذاكره داشته‌ايم، بلكه مراوده و ارتباط اقتصادي و معاهدات متعددي داشته‌ايم. برخي كشورها نمي‌خواهند ما به سمت كاهش تنش‌ها و حل مشكلات برويم. بنابراين بايد ضمن اصلاح داخل و حركت به سمت اتكا به نيروي مردم، در حوزه‌ي سياست خارجي نيز تنش زدايي داشته باشيم. اگر در طراحي كه برپايه‌ي مصلحت نظام براي كاهش تهديدات انجام مي‌دهيم، به اين نتيجه برسيم كه در مقطعي وارد مذاكره با آمريكا شويم، اين را كسي رد نمي‌كند. اگر برپايه نقشه‌ي درستي حركت كنيم، حتي ارتباط قوي با اتحاديه‌ي اروپا و تقويت رابطه با كشورهاي قدرتمند و مستقل دنيا، خود در رفع تنش با كشوري مانند آمريكا و در انزواي حركت‌هاي افراطي آمريكا يا صهيونيست‌ها موثر است. اگر به اين مسايل نپردازيم و مستقيم با آمريكا وارد مذاكره شويم، مشكلاتمان حل نمي‌شود. ابتدا بايد حاشيه‌ي امني براي خود ايجاد كنيم. با تمام كشورهاي تاثيرگذار كه مي‌توانند اهرم فشاري در برابر آمريكا شوند، وارد مذاكرات دوستانه شويم و اگر در آن طراحي به اين نتيجه رسيديم كه به مذاكرات موردي مانند ژنو و چه مذاكرات گسترده‌تر وارد شويم، مشكلي نخواهد داشت. در آن صورت اين عمل در افكار عمومي بد منظر نخواهد بود و از طرفي نيز نشانه اين نيست كه جمهوري اسلامي دست از آرمان‌هاي خود برداشته است. در اين مسير بايد نسبت به برخي اقدامات انتقاد كرد، مثلا برخي اقدامات غلط در برخي دستگاهها، بعضي محكوميت‌ها و حتي زمان اعلام برخي محكوميت‌ها را مورد انتقاد قرار داد و متاسفانه بدسليقگي ها و فرزند‌زمان خود نبودن و عدم درك واقعيت‌ها با توجه به پيچيدگي‌هاي سياستهاي جهاني كار دست كشور مي‌دهد. گاهي كوچكترين سوژه كه توسط برخي از دستگاههاي داخلي به وجود مي‌آيد به بزرگترين اهرم فشار در مجامع بين المللي عليه دولت و نظام تبديل مي شود و بديهي است دستگاههاي ديپلماسي هرچه توانمند هم باشند نمي توانند اين فشارها را كم كنند. سوال: پيشنهاد شما براي در پيش گرفتن راه تنش زدايي درست است؛ اما بايد دقت داشته ‌باشيم كه ما اين راه را طي كرده‌ايم.حال مشخصا از نظر شما چه تغييراتي در اجرا يا پيشبرد سياست تنش‌زدايي بايد ايجاد شود تا بتوانيم تهديدها را كاهش دهيم؟ طه‌هاشمي: ما بايد مسايلي كه آمريكا مطرح مي‌كند و مي‌تواند افكار عمومي جامعه‌ي جهاني را با خود همراه كند، بشناسيم بحث حمايت از تروريسم، سلاح‌هاي هسته‌يي، صلح خاورميانه و دخالت در افغانستان در گذشته و امروز دخالت در عراق از جمله پارامترهايي است كه آمريكايي‌ها بر آن تاكيد دارند. ما بايد براي هر كدام از اين بخش‌ها، هم براي توجيه افكار عمومي و هم انجام اقداماتي كه تا حدود زيادي بازدارنده باشد،برنامه داشته باشيم. يعني اگر قرار است درباره‌ي فعاليت‌هاي هسته‌يي‌مان قراردادي را امضا كنيم، اگر اين قرارداد متضمن اين نباشد كه غرور و استقلال ما لكه دار شود، امضا كنيم و اگر با امضاي آن استقلالمان زير سوال مي‌رود، بايد براي افكار عمومي توجيه شود؛ همان طور كه آقاي خاتمي به صراحت اعلام كردند كه ما به تكنولوژي هسته‌يي دست پيدا كرديم و براي كارهاي صلح آميز استفاده مي‌كنيم و حق ملت ايران است. آن جايي كه دغدغه‌ي جهاني است، ما نيز به عنوان عضو خانواده‌ي جهاني امضاي معاهدات را قبول داريم. ما بايد ملت را به عنوان تنها اهرم در مقابل تهديدات خارجي توجيه كنيم. در بحث تروريسم و اعضاي القاعده، دبير شوراي عالي امنيت ملي اعلام مي‌كند كه 500 نفر از اعضاي القاعده را دستگير كرده‌ايم و حضور آنها نيز به دليل مرزهاي طولاني و درگيري در افغانستان مي‌باشد. اين مساله را بايد زودتـر اعلام مي‌كرديم. جمهوري اسلامي كه بيشترين ضربه را از طالبان خورده است، به هيچ وجه به آنها پناه نخواهد داد. بايد مردم توجيه شوند و توجيه مردم بهانه را از آمريكايي‌ها مي‌گيرد. در زمينه‌ي صلح خاورميانه، زماني كه مي‌گوييم براساس عدالت صلح را مي‌پسنديم، بايد ملت خود را توجيه كنيم و از مبهم گويي و يكي به ميخ و يكي به نعل زدن بپرهيزيم و گرنه نمي‌توانيم افكار عمومي دنيا را نيز توجيه كنيم. آمريكا هرگز نمي‌تواند امكان استفاده‌ي صلح آميز از انرژي هسته‌يي را از ايران بگيرد. ما بايد بهانه‌ها را بشناسيم، در داخل توجيه منطقي داشته باشيم و جاهايي كه ضربه‌اي به استقلالمان نمي‌زند، معاهدات را امضا كنيم؛ كاري كه امروز مي‌توانيم انجام ‌دهيم، شش ماه ديگر انجام ندهيم كه بسياري از پل‌ها را پشت سرمان خراب كرده باشيم. براي نمونه، اگر پروتكل الحاقي 2+93 به استقلال ما لطمه نمي‌زند، امضا كنيم و نگذاريم زماني در موضع انفعال آن را امضا كنيم. سوال: آيا با وجود تحت تحريم قرار داشتن شما معتقديد امضاي اين پروتكل به استقلال ما لطمه نمي‌زند و آيا بدون گرفتن امتياز امضاي آن صحيح است؟ طه‌هاشمي: اگر ضربه مي‌زند، خوب امضا نكنيم؛ اما سربسته نيز كار نكنيم. آمريكا از اين اهرم استفاده مي‌كند و حتي افكار عمومي ما توجيه نيست. ما بايد اعلام كنيم چون امضاي اين قرارداد استقلال ما را مخدوش مي‌كند، دست آمريكا را باز مي‌كند و عطش آمريكا نيز حدي ندارد، پس امضا نمي‌كنيم. بايد آن چه پشت درهاي بسته مي‌گوييم، به مردم نيز بگوييم و افكار عمومي را توجيه كنيم. افكار عمومي وقتي كه توجيه نباشد، بهترين اهرم در خدمت كساني است كه مي‌خواهند با نظام برخورد كنند؛ نگذاريم بعد از اين كه هزينه‌ها را داديم، اقدام را صورت دهيم. سوال: شما بر توجيه افكار عمومي در داخل براي كاهش تهديدات تاكيد داريد.آيا با توجيه افكار عمومي مشكلات حل مي‌شود و براي مثال درباره امضاي پروتكل الحاقي، توجيه افكار عمومي فشارها را از كشورمان بر مي‌دارد؟ طه‌هاشمي: ما مي‌گوييم اگر تحريم‌ها را برداريد، پروتكل را امضا مي‌كنيم. اين خوب است. يعني اينكه امضاي اين پروتكل لطمه‌اي به كارهاي اساسي اين حوزه‌ها مي‌زند. بايد ببينيم اگر مي‌توانيم با امضا نكردن اين پروتكل از آن به عنوان اهرم فشار استفاده كنيم؛ اما بايد اين مطلب را به افكار عمومي داخلي بگوييم و براي آنها توجيه كنيم كه هر كشوري كه اين پروتكل ر امضا كـرد، سيل كمك‌هاي سازمان انرژي اتمـي به سمت آن جاري شده تا زماني كه اين كمك‌ها را به ما نداده‌اند، امضا نمي‌كنيم؛ اما وقتي آمريكا مي‌گويد چون جمهوري اسلامي ايران پروتكل را امضا نمي‌كند، پس سلاح هسته‌يي توليد مي‌كنـد، بايد اين بهانه را برطرف كنيم، بايد ثابت كنيم ادعاهاي آنها بي اساس است و ما هيچ خوفي از امضاي آن نداريم. هر گاه خواستند بازديد كنند؛ اما دليل امضا نكردن ما، عدم اطمينان از برداشتن تحريم‌ها در صورت امضاي آن است. گرفتن بهانه‌ها از دست آنها، در خصوص پروتكل الحاقي قبول، توجيه و يا مقاومت بر اساس طرح و برنامه‌ي درست و قابل دفاع است. آمريكا بر بسياري از كشورهاي دوست و هم پيمان ما با اين بهانه فشار مي‌آورد و ما بايد بدانيم به هرحال هر كشوري بر پايه‌ي منافع ملي خود با ما رابطه دارد و تا حدي مي‌تواند اينگونه فشارها را تحمل كند. بنابراين رفتار ما هم بايد دليل قانع كننده بين‌المللي داشته باشد. زيرا ما در جزيره‌ي محصور شده قرار نداريم. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha