گفتوگويي تفصيلي با “بهروز افخمي” دربارهي عملكرد وي در مجلس ششم، ارادههاي بازدارندهي سينما و كاركرد فرهنگي و اقتصادي هنر هفتم/1/
بهروز افخمي، فيلمساز و نمايندهي مردم تهران در مجلس ششم با حضور در ايسنا، طي نشستي، به پرسشهاي خبرنگاران خبرگزاري دانشجويان ايران، پاسخ گفت كه به شكل گفتوگو ارسال ميشود.
ايسنا: نخستين پرسش ما به نوعي از سوي هنرمندان و به خصوص سينماگران است. وقتي اين بحث پيش آمد كه بهروز افخمي ميخواهد نمايندهي مجلس شود، خيليها اميدوار شدند و قاعدتا انتظار داشتند شما، حداقل براي سينما، كارهايي اساسي انجام دهيد، با علم به اين مساله، ميخواهيم بدانيم كه بهروز افخمي به عنوان نمايندهي هنرمندان در مجلس شوراي اسلامي و كميسيون فرهنگي آن در خصوص كارهاي عمدهاي كه انجام شده، به ويژه در زمينهي سينما، چه توضيحاتي دارد.
افخمي: البته در كميسيون فرهنگي كارهايي انجام شده است و شايد من در مورد تصميماتي كه دربارهي سينما گرفته شده تا حدودي موثر بوده باشم، چون وقتي بخواهند تصميمي دربارهي سينما بگيرند احتمالا نظر مرا ميپرسند.
اما به هر حال اينها جزو امور كميسيون فرهنگي است كه در نهايت بايد مجلس دربارهي آن تصميم بگيرد و يك نفر نميتواند تعيينكننده باشد. البته مسائل سينماي ايران نه تنها فقط در حيطهي مجلس تعيين تكليف نميشود، بلكه حتي دولت و وزارت ارشاد هم نميتوانند به درستي تكلفيش را روشن كنند. يعني اختيار سينما از سالها پيش از دست وزارت ارشاد هم درآمده بوده است . از كساني كه در مسووليتهاي رسمي هستند تقريبا هيچكاري برنميآيد و كساني كه هيچ مسووليتي ندارند هر كاري كه دلشان ميخواهد ميكنند.
ايسنا: حتما در خصوص اين مساله و ارادههاي خارج از نهادهاي رسمي مورد اشارهي شما در حوزهي سينما صحبت خواهيم كرد. اما از آنجاييكه سينماي كشور در همين شرايط كنوني آن با مسايل و مشكلات مختلفي روبرو است، شايد يافتن نخستين و مهمترين مسالهاي كه براي رسيدگي اولويت دارد، به نوعي شبيه قضيهي مرغ و تخممرغ شده است. چرا كه بارها از سوي بسياري در مورد اينكه مشكل اصلي سينماي ما سالن و مسايل زيرساختي است بحث شده اما بخش ديگري معتقدند كه اصولا فيلم و سينمايي نداريم كه سالن اولويت اصلي باشد، شما به عنوان نمايندهي هنرمندان در قوهي قانونگذاري كشور، چه تحقيق و بررسي بر روي اين موضوعات داشتهايد؟ آيا خود شما طرح خاصي در اين زمينه يا موارد مشابه ارائه كردهايد كه در كميسيون فرهنگي در مورد آن بحث شده باشد؟ صرفنظر از اينكه به نتيجه رسيده باشد يا نه.
افخمي: باز هم ميگويم ارادهاي وجود دارد براي اينكه سينماي ايران در حالت نزديك به نابودي باقي بماند. يعني منشا اثر نبوده و رشد و رونق نداشته باشد. اين اراده از طرف بعضي كساني كه قدرت دارند و در حاكميت هم حضور دارند پشتيباني ميشود. يعني يك ارادهي جدي براي جلوگيري از رشد و رونق سينما و تاثيرگذاري سينماي ملي در سرنوشت مردم وجود دارد. وگرنه مسائل سينماي ايران، مسايل پيچيدهاي نيست. قضيهي مرغ و تخممرغ هم نيست. همه ميدانند چه كار بايد كرد. اصلا لازم نيست آدم خيلي باهوش باشد تا بفهمد چه كارهايي را بايد كرد و چه كارهايي را نبايد كرد تا سينماي ايران در وضعيت رشد و رونق قرار بگيرد. موضوع اين است كه نميگذارند اين كارها بشود. سربسته گفتم. روشنتر هم ميتوانم بگويم. مجلس هم تصميماتي گرفته و هم بحثهايي كرده و مواردي را تصويب كرده است. اما اين مصوبات يا فراموش شده يا در موقع اجرا از قلم افتاده است. بعضي از مسوولين كه مصوبات مجلس را از قلم انداختهاند يا فراموش كردهاند به خاطر همين فراموش كاريشان ترفيع گرفتهاند و به رياست نهادهاي هنري و فرهنگي منصوب شدهاند، چون در جايي كه بايد فراموش ميكردند فراموش كردند. وقتي ميبينيم كه ارادهاي با اين قاطعيت وجود دارد براي اينكه سينماي ايران در وضعيتي براي خالي نبودن عريضه نگهداري شود، طبيعتا بعد از مدتي كه وقت خود را تلف كرديم به دنبال كارهاي مفيدتري خواهيم رفت.
ايسنا: ميتوانيد از مصوباتي كه به گفتهي شما در مرحلهي اجرا فراموش شدهاند، مصداق بياوريد؟
افخمي: وامها يا اعتبارات بانكي كه براي سالنسازي در مجلس پنجم و ششم تصويب شد و بعدا در هنگام نوشتن بودجهي نهايي فراموش شدند. اين هم فرم جديدي است از انجام ندادن كار يا منفعل كردن كامل مجلس. يعني راهي غير از اينكه مصوبات آن به وسيلهي شوراي نگهبان وتو شود وجود دارد و آن فراموش كردن آن مصوبات است!
در واقع مسؤولي ميتواند به راحتي فراموش كند و نه تنها از عقوبت نترسد كه منتظر ترفيع گرفتن هم باشد.
ايسنا: شناخت من از بهروز افخمي پيش از نمايش عروس در جشنواره شروع شد. در مجلهي فيلم مطلبي از شما خواندم با اين مضمون كه "سينما ميتينگ نيست كه در آن شعار بدهيم، قديمها كه مردم ميتينگ ميرفتند، ساندويچ مجاني هم ميخورند" و در دوراني كه اغلب سينماگران ما سعي داشتند حرفهاي گنده و با مفاهيم غير قابل فهم براي عامهي مردم بزنند، اين صحبت جالب و جذاب بود. به ويژه كه در مرحلهي عمل (فيلم عروس) هم آن را نشان داديد. اين مساله نشانگر شخصيتي بود، دور از شعار و در تلاش براي رسيدن به عمل. آيا بهتر نبود زودتر از اين در خصوص مسايل يا ارادههايي كه براي نگهداشتن سينما در وضعيت موجود تلاش ميكنند صحبت ميشد. البته خود شما در گفتوگوهاي قبلي، تا حدودي اشارههايي به قطع اميد از وضعيت سينماي ايران داشتهايد اما به صورت كلي بوده، يعني وارد جزئيات مسائل نشدهايد در حالي كه در خيلي از مواقع مجلس شوراي اسلامي و خود شما صريحتر از اين بودهايد.
افخمي: دربارهي سينماي ايران در تمام اين سالها هر بار كه صحبت كردهايم، با صراحت بوده است، حتي
يكبار هم به صورت تلفني با صدا و سيما به صورت مستقيم صحبت كردم و اين حرفها را زدم كه البته مسوولان امر را برآشفت. از اين صريحتر چيست؟ وارد جزئيات شدن، يعني راه نشان دادن در صورتي است كه اميدي به اينكه اتفاقات فعلي از روي ندانمكاري بوده داشته باشيم. در صورتي كه از روي ندانمكاري بوده باشد من حوصلهي آن را دارم كه با كساني كه نميدانند و نميدانند كه نميدانند و ميخواهند بدانند و راه بيابند، زحمت بكشم، وقت بگذارم و با جزئيات صحبت كنم، براي اينكه مطالب را به آنها بفهانم. اما اگر بنا باشد فكر كنيم ميدانند چه ميكنند، تصميمشان را هم گرفتهاند و اتفاقا ميخواهند درست همان چيزهايي را كه ما فكر ميكنيم براي مملكت خوب است ويران كنند، چون فكر ميكنند بد است، ديگر چه بايد كرد؟ اختلاف ما با كساني كه جلوي رشد و رونق سينما را ميگيرند بنياديتر از آن است كه بتوان وارد گفتوگو شد. در چنين حالتي غير از بيان صريح نظريات، حركت بعدي افراط كردن و عصباني كردن مردم است كه آن هم با ذات حركت اصلاحطلبانه هماهنگ نيست و حركت اصلاحطلبانه براي همين مورد سرزنش قرار ميگيرد. چون به نظر ميآيد كه حركات اصلاحطلبانه به هيچ طريقي به حد خشم و خشونت و حركات تند نميرسد. چرا كه براي خودش خطوط قرمزي دارد كه آنجا متوقف ميشود. خشونت، طبيعت اصلاحطلبي را زير سئوال ميبرد. فكر ميكنم هميشه در همين وضعيت بودهام و وقتي صحبت شده، نظراتم را صريح گفتهام كه ممكن است خيليها را هم عصباني كرده باشد اما در موضع دعوا كردن و رسوا كردن و هتك حيثيت نبودهام چراكه اينها فايدهاي ندارد. اگر قرار است سينماي ايران اصلاح شود و در دور رشد و رونق بيفتد، راهش عصباني شدن و هتك حيثيت از ديگران نخواهد بود.
اگر اسم كساني را كه به دليل تلاش براي تخريب عمدي سينماي ايران ارتقاء مقام گرفتهاند بگويم، وارد دور هتك حيثيت شدهام كه فايدهاي ندارد، جز اينكه بندهي خدايي را آزار بدهيم، بعد او را وادار كنيم به جواب دادن و بحث بيپايه و بيفايدهاي را آغاز كنيم.
ايسنا: در خصوص دلايل و انگيزههاي اين افراد كه ميتوانيد صحبت كنيد. چراكه به نظر ميرسد انگيزههايشان نامشخص باشد.
افخمي: اين انگيزهها خيلي هم نامشخص نيست. عدهاي در ايران امروز هستند كه خود را مسلمان و متدين ميدانند و براي اسلام و تدين هم تعريف مشخصي دارند كه مشخصات مومنان 200 سال پيش به قبل را شامل ميشود. اينها طبيعتا از تلويزيون خوششان نميآيد. ممكن است اين را به زبان نياورند اما معتقدند كه تلويزيون نگاه نكنند بهتر است. فكر ميكنند مملكتي كه سينما نداشته باشد مملكت پاك و پاكيزهتري است. تصوري هم دربارهي اقتصاد مدرن ندارند. نميدانند كه صنعت پر كردن اوقات فراغت ميتواند باعث اشتغال شود، بياعتنايي به اوقات فراغت مردم، بيكاري را در مردم افزايش ميدهد و خود اين مساله ممكن است منجر به رواج فساد شود. اين بحثها براي آنها پيچيده است. يعني ذهنشان قدرت اين را ندارد كه دربارهي دنياي امروز و نظام تمدني امروز كه ساعات مردم را با اشتغال و تفريح پر ميكند و نظمي كه زندگي را برنامهريزي ميكند فكر كنند.
ايسنا: به نظر ميرسد اينها نميتوانند انگيزههاي واقعي باشد. چراكه ما در اين جريان تناقضهايي ميبينيم مثلا در تلويزيوني كه به عقيدهي برخي، از جهاتي ممكن است نسبت به سينما محدودتر فكر و عمل كند از سريالها و فيلمهاي سينمايياش ميتواند فهميد كه حساسيت به آن شكلي كه شما ميگوييد نيست و با اين اعتقاد اگر مشكلي وجود داشته باشد قاعدتا بايد با آن فيلم خارجي كه مثلا بازيگر خانم فيلم حجاب ندارد باشد.
افخمي: من به پشتيباني مردمي اين جريان اشاره ميكنم. اين مساله ممكن است مورد سوء استفاده قرار بگيرد. سياست هم كه پدر و مادر ندارد. وقتي كسي بخواهد به جهت اهداف سياسي فعاليت كند ممكن است از اين افكار عمومي پشتيبان به نوعي سوء استفاده كند. اينكه فكر كنيم همهي مردم ايران، همان طوري فكر ميكنند كه دانشجويان تهران فكر ميكنند باعث ميشود كه ما از آن طرف، دچار خوشبيني شويم و فكر كنيم در اين مملكت فقط بر اساس سوء تفاهم، يك نيروي سياسي مصطلح به محافظهكار شكل گرفتند، باقي ماندهاند و يك شبه هم از بين ميروند. در حالي كه واقعا اين گونه نيست. نيروي پشتيباني وجود دارد. البته اين جريان در حال حاضر به دليل جوان شدن جامعه، در اقليت قرار گرفته است. اما هميشه بوده و در آينده هم خواهد بود. شايد هيچوقت در اين مملكت كمتر از 15 درصد هم نشود و همين الان هم بيشتر از 15 درصد است. مخصوصا در شهرستانهاي كوچك كه سنتيتر هستند، مردم ما فكر ميكنند كه اگر مسلماني، راديو يا تلويزيون خريده، مسلمان مترقي بوده كه چنين كاري كرده و آن شخص گمان ميكند براي اينكه آدم روشنفكري است، بايد تشويق شود. اين تصورات را همه ميشناسيم. تصور اينها با اقتضائات نظم تمدني قرن بيستم جور در نميآيد چه برسد به قرن بيست و يكم. يعني نميفهمند كه ممكن است با حسن نيت در همين دنيا و با كوشش بر مبناي حسن نيت براي ساختن بهشت، جهنمي درست كنند. متوجه نميشوند موقعي كه به لزوم وجود صنعت سينماي ملي بياعتنايي ميكنند نه تنها اوقات فراغت مردم را در اختيار محصولات توليد شده در خارج قرار ميدهند كه به هيچ وجه قابل سانسور نيست و توسط يك شبكهي قاچاق اداره ميشود بلكه بخش بزرگي از اشتغال را هم از بين ميبرند و مردمي كه بيكار ميشوند ممكن است با شكلهاي خيلي ناخوشايندتري از آنچه ميتواند در تصور محافظهكاران باشد اوقات فراغتشان را پر كنند و به شكلهاي خيلي ناخوشايندي زندگي كنند. درست به همين دليل كه بيكار و از نظم اجتماعي خارج شدهاند و ديگر دليلي نميبينند كه به بعضي از قيودات پايبند باشند. خطرناكترين بخش محافظهكاري موجود در اين مملكت همين بخش است كه مومن به كار خود است، حسن نيت دارد و فكر ميكند كه از صميم قلب كوشش ميكند براي اينكه مسلمان باشد و دينداري را گسترش دهد وگرنه سياستمداران و نان به نرخ روزخورها، كه هر كاري را با القاب سياسي و تمسك به دين انجام ميدهند، خيلي خطرناك نيستند و ميشود با آنها كنار آمد.
ايسنا: شما وارد مجلس شديد، يعني جايگاهي كه يا تصويب قانون ميكند يا ابهام قانون را برميدارد و بر اجراي آن نظارت ميكند، اگر در سينماي ما، براي اكران فيلمها و همچنين براي كارگردانهايش مشكلي پيش ميآيد، نشانگر ايراد يا خلايي است كه در قانون و يا تفسير آن وجود دارد و يا صراحت كامل ندارد، و اين مشكل بزرگي است، شما شخصا هيچ وقت به وجود قانوني براي لزوم پرداختن به چنين مواردي - كه البته منظورم موارد جزئي نيست - احساس نياز نكردهايد؟
افخمي: در زمان وزارت آقاي مهاجراني كه بنا بود، قانون كتاب و سينما نوشته شود جزو كساني بودم كه با نوشتن قوانين خاص براي اين عرصه مخالف بودم و مخالفت خود را هم جدي بيان كردم. در اين حد كه گفتم اينها را در كميسيون فرهنگي به هر قيمتي كه هست متوقف ميكنيم و نميگذاريم به صحن برسد. يادم هست كه ناشران و اهل كتاب هم يك صورت پيشنهادي براي قانون كتاب به كميسيون فرهنگي آورده بودند كه در يك بحث كوتاه متقاعد شدند به جاي اينكه قانون خود را پيشنهاد كنند يا سعي كنند كه قانون مورد نظر دولت را اصلاح كنند بهتر است كه پيشنهاد خود را هم پس بگيرند و در مقابل تصويب قانون كتاب فقط مقاومت كنند و اينكار را كردند و اينقدر نگران شدند كه گفتند همان نسخهاي كه پيش شما هست را پس بدهيد و يعني قبول كردند كه تصويب قانون ممكن است وضعيت را بدتر كند. اگر بتوانيم در عرصهي صنعت، قانون دقيق بنويسم طوري كه عدم اجراي آن يك امر قابل تعقيب باشد در عرصهي هنر نميتوانيم چنين كاري بكنيم. در عرصهي هنر، قوانين مجبور است كلي باشد و اشارات كلي در آن صورت بگيرد كه به قاضي يا مجري قانون اجازه ميدهد هر كاري كه ميخواهد بكند. وضع فعلي اگر چه مطلوب نيست اما از نوشته شدن قانون كتاب يا قانون سينما خيلي بهتر است. موقعي كه اين قوانين تصويب شود، براي عوض كردنش پروسهي طولاني لازم است. حتي وقتي ميخواهد تصويب شود، مرتبا تنگتر و محافظهكارانهتر و محتاطانهتر هم خواهد شد.300 نماينده در مجلس هستند كه خيليهايشان چيزي دربارهي مسايل فرهنگي و هنري نميدانند و نميخواهند به قولي، سري كه درد نميكند را دستمال ببندند، براي همين، همهچيز را تنگتر ميكنند و در نهايت قانوني تصويب ميشود و كيست كه بتواند آن را تغيير دهد. اگر اختيارات وسيعي مانند مميزي و سانسور به مجريان داده باشند، آنها اين را وظيفهشان تلقي ميكنند و از آن به بعد مساله اين است كه ميگويند بله، ما هم با شما موافقيم، اما از لحاظ قانوني اختيار نداريم يا مجبوريم كاري را انجام بدهيم كه قانون ميگويد و احتمال برداشتهاي محتاطانهتر مجريان از يك عبارات خاص قانوني هم، وجود خواهد داشت. مسالهي ديگر اينكه، به كشورهاي پيشرفتهاي مثل آمريكا يا كشورهاي اروپايي كه قانون سينما و قانون كتاب ندارند نگاه كنيم. آنها چنين چيزي را لازم نديدهاند در حالي كه پروسهي فعاليتهاي اجتماعي، فرهنگي، هنري و مبارزات و درگيريها را هم طي كردهاند. اما كسي در آن بين، براي كم شدن تشنجات يا قانونمند شدن درگيريها قانوني ننوشت. به دلايل مختلفي كه بنده در مجلهي مرحوم مهر! با عنوان “لطفا قانون ننويسيد، لطفا!” توضيح مفصلي در خصوص اينكه چرا با نوشتن قانون مخالفم دادهام.
قانون نوشتن، راهحل مناسبي براي حل مشكل كتاب و فيلم و ... نيست.
ايسنا: آيا در اين صورت پاي سليقه به ميان نميآيد؟ آيا الان كه قانوني به آن صورت وجود ندارد، مشكل مميزي و سانسور غير معقولانه نيز وجود ندارد و در صورت نبودن قانون، سلايق شخصي يا گروهي، حرف اول را نميزند؟
افخمي: بله الان هم مميزي و سانسور را اعمال ميكنند، اما حداقل، الان فكر ميكنند كاري كه ميكنيم سليقهاي است و ميتوانيم كوتاه هم بيايم و كمي هم با فيلمساز همدلي كنيم. اما وقتي قانون نوشته شده باشد ممكن است فكر كنند يك طرف سليقهي من است يك طرف قانون. امر سليقه در فيلم، كتاب و امور مربوط به فرهنگ و هنر هم يك امر ذاتي است. مگر پديدهي فيلم چيزي جز سليقهي مخاطب را طلب ميكند؟ بنابراين وقتي ميخواهيم در اين باره قانون بنويسيم ناگزيريم كه منتظر باشيم تا با توجه به سليقهي كسي كه قانون را اجرا ميكند، قانون تفسير شود. مثلا وقتي ميگوييم فيلمي كه روحيهي ملي را خدشهدار ميكند ممنوع است، اين روحيهي ملي را چه كسي ميخواهد تفسير كند؟ بالاخره اين بايد با سليقهي مجري قانون تفسير شود.
وقتي قانون مينويسيم سليقهها احساس ميكنند به نوعي رسميت پيدا كردهاند. حالا ديگر وظيفه هم دارند كه سليقهي خودشان را جدي بگيرند و توجه كنند به اينكه چه خطراتي احساس ميكنند!
البته در حال حاضر هم شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوباتي براي سينما دارد كه بر اساس آن عمل ميشود، اما آن جديتي كه مصوبات مجلس در مسوولان ايجاد ميكند را ندارند.
اما اينكه چرا در كشورهايي كه از نظر بهوجود آوردن و گسترش سينما از ما جلوتر هستند، قانون سينما نوشته نشده است؟ حتما دلايلي داشته است، چرا كه همانجا هم فيلمهايي هست كه باعث تشنج ميشود و كتابهايي هست كه مردم را ناراحت ميكند، اما براي صيانت از حقوق نويسنده و يا برعكس، كنترل كردن فعاليتهاي نويسنده قانون ننوشتهاند. هميشه اتفاقاتي كه ميافتد و نتايجي كه در اثر فعاليت نويسندگي و انتشار كتاب ممكن است بهوجود آيد را در حيطهي قوانين عمومي بررسي ميكنند و سعي ميكنند براي همه چيز، مصداقهاي كليتري پيدا كنند و قانون جزئي براي عرصهي كتاب و سينما نمينويسند.
ادامه دارد....
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات