جشنواره فجر

  • دوشنبه / ۱۳ مرداد ۱۳۸۲ / ۱۳:۴۳
  • دسته‌بندی: سینما و تئاتر
  • کد خبر: 8205-04745

گفت‌وگويي تفصيلي با “بهروز افخمي” درباره‌ي عملكرد وي در مجلس ششم، اراده‌هاي بازدارنده‌ي سينما و كاركرد فرهنگي و اقتصادي هنر هفتم/2/

گفت‌وگويي تفصيلي با “بهروز افخمي” درباره‌ي عملكرد وي در مجلس ششم، اراده‌هاي بازدارنده‌ي سينما و كاركرد فرهنگي و اقتصادي هنر هفتم/2/
ايسنا: قاعدتا شما تا آخر مجلس ششم، مورد خطاب به عنوان نماينده‌ي مجلس و سوال‌هاي مرتبط با قانون و قانونگذاري خواهيد بود و طبيعتا بخشي از مردم و هنرمندان نيز تصورات و توقعاتي مانند شخصيت نخست فيلم “آقاي اسميت به واشنگتن مي‌رود” (فرانك كاپرا) از يك نماينده‌ي مجلس دارند. اما سوال ديگر من خارج از اين چارچوب است. اين‌كه با آمدن معاونت سينمايي جديد و بعد هم تغيير و تحولاتي كه در اين عرصه به وجود آمد و گاهي سعي شد از طرفي به اين پيكر نيمه جان سينما كمكي شود طرح‌هايي از قبيل بحث فروش نيم بهاي بليط و اكران فيلم خارجي مطرح و اجرا شد، حال بهروز افخمي سينماگر، وضعيت را چطور مي‌بيند. چراكه ظواهر امر و آمار نشان مي‌دهد كه نه طرح فروش نيم بهاي بليط و نه اكران فيلم خارجي كه شما هم از موافقان آن بوديد نتيجه نداد. افخمي: من هم معتقد نبودم كه فيلم خارجي موفق مي‌شود و البته معتقدم كه نبايد جلويش را گرفت. يعني در شرايطي كه احساس مي‌شود اراده‌اي خواهان تعطيلي سالن‌هاست هر راهي كه براي سرپا ماندن و كمك كردن به گردش مالي و دخل و خرج كردن سالن‌هاي موجود وجود دارد را بايد امتحان كرد. اما حدس مي‌زدم كه نمايش فيلم خارجي نوش‌دارويي كه انديشيده مي‌شد نيست، اگر چه الان در ابتداي اجراي اين طرح شايد قضاوت زود باشد و شايد خيلي از تصورات كهنه‌ي بعضي كساني كه فيلم‌ها را آماده‌ي نمايش مي‌كنند باعث شده باشد كه از اين فيلم‌ها استقبال نشود. اين‌ها ممكن است فكر كرده باشند صداي فيلم مهم نيست چون بعضي كساني كه در كار نمايش و وارد كردن اين فيلم‌ها نقش دارند ذهنيت‌شان مربوط به پيش از انقلاب است و فكر مي‌كنند يك فيلم را بايد هر چه ارزان‌تر بخرند. اگر بشود مثلا يك كپي بخرند، كپي‌هاي بعدي را از روي كپي پزيتيو در لابراتوار خودمان كپي از كپي تهيه كنند و نمايش بدهند و مهم نيست صدايش دالبي باشد. وقتي فيلم را دوبله مي‌كنند، موسيقي فيلم را هم عوض مي‌كنند، مهم نيست يعني نمي‌فهمند فيلم، چيزي جز صدا و تصوير نيست و وقتي در رنگ و صداي فيلم دست مي‌بريد نمي‌توان تعجب كرد از اين‌كه چرا مردم نمي‌آيند سينما فيلم خارجي ببينند، چون به هر حال الان خيلي‌ها مي‌توانند فيلم را در منزل با صداي دالبي و كيفيت خيلي خوب DVD نگاه كنند. ايسنا: البته يك چيزهايي از پيش مشخص بود. مثلا با توجه به وجود شبكه‌هاي ماهواره‌اي و از طرف ديگر توزيع آزادانه‌ي فيلم خارجي كه ديگر شايد خيلي نتوان لفظ قاچاق را هم به آن اطلاق كرد، اين‌كه كمتر كسي پيدا ‌شود كه از رفتن به سينما فقط به خاطر ديدن فيلم خارجي استقبال كند چندان دور از ذهن نبود، البته هستند كساني كه مخاطب خاص ديدن فيلم در سالن هستند، اما شايد عامه‌ي جامعه ترجيح ‌دهند در خانه‌شان، نسخه‌ي اصلي و با هزينه‌ي خيلي پايين‌تر فيلم‌هاي خارجي را ببينند. افخمي: پس من از شما سوال مي‌كنم چرا در دبي مردم به سينما مي‌روند در حالي كه فيلم‌ها سانسور مي‌شود و هم‌چنين هم ماهواره هست، هم DVD و ويدئو، قاچاق هم نيست، مردم نصف قيمت خريد نسخه‌ي يك فيلم را براي يك بار ديدن آن فيلم در سينما مي‌پردازند؟ البته در همه جاي دنيا سانسور هست. در آمريكا فيلمي كه درجه‌ي R مي‌گيرد، يعني براي كم‌تر از 18 سال مناسب نيست، به دلايل بسياري خيلي از تماشاچيان بزرگسال خود را هم از دست مي‌دهد. ايسنا: آنجا تكليف تماشاگر معلوم است كه مثلا براي زير 18 ساله فلان فيلم ممنوع است، اما هنرمندان معتقدند اغلب مميزي‌ها در سينماي ايران، كل فيلم را متحول مي‌كند. مثلا برخي فيلم‌هاي خارجي نمايش داده شده - صرف‌نظر از حذف تصاوير مغاير با شئونات كشور - طوري قيچي شده كه با پرش‌هاي عجيب و غريب، تماشاگر سرگردان مي‌شود در شرايطي كه خود فيلم هم جذابيت خاصي ندارد. افخمي: بعد از آزاد شدن نمايش فيلم‌هاي خارجي در سينما هنوز هيچ فيلمي را نديده‌ام. فكر مي‌كنم، اگر همان قواعدي كه براي سانسور فيلم‌هاي تلويزيوني اعمال مي‌شود براي اين فيلم‌ها هم اعمال مي‌شود، سانسور، خيلي مساله‌ي غير قابل تحملي نخواهد بود. ولي مسايل ديگري وجود دارد كه مي‌تواند به شدت به نمايش سينمايي يك فيلم صدمه بزند. شما به سينما مي‌رويد براي اين‌كه در يك شرايط ايده‌آل از نظر صوتي و تصويري قرار بگيريد. اين خيلي مهم است اما به نظر مي‌آيد كه دست اندركاران امور فني هنوز در سي، چهل سال پيش زندگي مي‌كنند و گمان مي‌كنند همان كيفيت براي مردم اين دوره هم كفايت مي‌كند. ايسنا: فكر مي‌كنيد اگر فيلم خارجي خوبي اكران شود، مردم واقعا استقبال مي‌كنند؟ افخمي: قطعا همين طور است. اين تصور كه فيلم هر چه ارزان‌تر خريداري شود، سود برده‌اند وجود دارد. فكر مي‌كنند اگر براي خريد فيلمي 500 هزار دلار بدهند، ديوانگي است و هيچ وقت ممكن نيست اين پول برگردد. بنابراين اصلا اقدام نمي‌كنند به اين كار اما وقتي فيلم را با 5 هزار دلار مي‌خرند طبيعي است كه موقع دوبله و صدا گذاري با دستگاه‌ها و استوديوي از رده خارج كار كنند كه بيشتر از 10 ميليون تومان خرج برندارد. بعد وضعيتي به وجود مي‌آيد كه خودشان تعجب مي‌كنند كه چرا مردم حاضر نيستند در سينما حتي فيلم خارجي هم ببينند. مردم كه وظيفه ندارند به كسي توضيح بدهند. خود اين‌ها بايد بفهمند كجا اشتباه كرده‌اند، البته همه‌ي مشكلات به خاطر وجود آدم‌هايي كه به لحاظ سياسي يا نظري در دنياي صد سال پيش زندگي مي‌كنند نيست. بعضي مشكلات از كساني است كه به لحاظ فني در دنياي سي سال پيش زندگي مي‌كنند كه برخورد مردم با همه‌ي اين‌ها يكي است، به آنها پشت مي‌كنند. خود آنها بايد بفهمند چرا مردم به آنها پشت كرده‌اند. ايسنا: جدا از بحث‌ فني تصوير و صوت، وضعيت سالن‌ها هم مهم است و كليه‌ي شرايط آن، حتي برخورد متصديان مختلف، وضعيت صندلي‌ها، تهويه و ... تمام اين‌ها دست به دست هم مي‌دهد، كه مردم ترجيح بدهند در منزل فيلم را ببينند. افخمي:فكر نمي‌كنم ورود فيلم خارجي و نمايش آن، دارويي يا راه نجات قابل توجهي براي سينماي ايران باشد، فكر مي‌كنم در شرايط اضطراري قرار داريم يعني به صاحبان سالن بايد گفت كه براي نجات خودتان هر كاري كه به نظرتان مي‌رسد و در محدوده‌ي قوانين مملكت هست بكنيد. اگر چه فكر مي‌كنم به هر حال آنها نمي‌توانند خودشان را نجات دهند يعني عاقبت اين وضعيت معلوم است، اما اين‌كه جلوي اكران فيلم خارجي گرفته مي‌شد، حقيقتا باعث اين تصور مي‌شد كه راه حل همان نمايش فيلم خارجي بود و نگذاشتند. در حالي كه الان حداقل مي‌توان اين را گفت كه راه حل اين هم نبود و اميد هر چند ناچيزي براي اين‌كه به دنبال راه حل‌هاي واقعي بگردند، ممكن است به‌وجود بيايد. ايسنا: البته خود سالن‌دارها هم در گفت‌وگو‌هايشان از اين شرايط و وضعيت اكران فيلم خارجي چندان راضي نيستند و معتقدند اين آن چيزي نيست كه ما مي‌خواستيم و فكر مي‌كرديم. افخمي: بايد به حرف‌هاي سالن‌دارها توجه كرد. بايد راه‌حل‌هاي مورد نظر آنها را هم عملي كرد تا معلوم شود كه آنها هم فايده‌اي ندارد!. ايسنا: خيلي نااميدانه از آينده‌ي سينما حرف مي‌زنيد، در حالي كه خودتان هم در حال حاضر در حال تدوين فيلمي هستيد كه به زودي اكران خواهد شد. اين نشان نمي‌دهد كه خود شما هنوز اميدوار هستيد؟ افخمي: من فيلم گاو خوني را با پول خيلي كم، چيزي در حدود نصف پولي كه از من انتظار دارند با آن يك فيلم خيلي معمولي بسازم، با كمك كساني كه اين داستان را خيلي دوست داشتند و مي‌خواستند كه ساخته شود، ساختم. يعني همه‌ي كساني كه كار كردند دستمزد كمي گرفتند. بنده و علي معلم هم تا به حال دستمزدي نگرفته‌ايم و حتي خرج هم كرده‌ايم. بقيه به اندازه‌ي حداقل ممكن دستمزد گرفته‌اند نه به اندازه‌ي دستمزد و ارزش واقعي كارشان. فيلم را طوري ساختم كه شايد با نمايش در چند سينماي محدود در تهران و اصفهان كه محل وقوع داستان است و پخش از شبكه‌ي ويدويي يا احتمالا به صورت DVD پول خودش را درمي‌آورد، يعني خرجي كه برايش كرده‌ايم را در مي‌آورد نه آن‌قدر كه ما دستمزدهاي خودمان را بالاخره بگيريم. سعي كرده‌ام طوري بسازم كه راهي براي ساختن اين فيلم‌ها و ممكن شدن ساختن چنين داستان‌هايي وجود داشته باشد و به نظر نيايد كه چنين موضوعاتي را فقط آدم‌هايي كه يك پول اضافه دارند مي‌توانند بسازند. اين پيش بيني را هم كرده‌ام كه سودي در كار نخواهد بود. مي‌خواهم بگويم ساخته شدن گاو خوني هيچ ارتباطي با شرايط صنعت سينماي ايران ندارد. تصور و سرابي كه براي امكان به‌وجود آمدن سينمايي با نمايش روح و شخصيت ايراني و تاثير و تاثر در مردم ايران و در مرحله‌ي بعد براي يك ظهور غير جشنواره‌اي در خارج از كشور داشتم، چند سالي است كه از بين رفته است. ديگر به اين فكر نمي‌كنم كه اصلاح و بازسازي و راه‌اندازي صنعت سينماي ايران ممكن باشد، اما ممكن است به عنوان يك فيلم ساز دوست داشته باشم فيلمي را بسازم، راهي را هم پيدا مي‌كنم كه اگر ممكن باشد با هزينه‌اي كه خيلي متضرر نشويم آن را بسازم. فكر مي‌كنم خيلي از جوانان اين مملكت، اگر تا حدي از تكنيك مطلع باشند بايد با هوش و فراست بيشتري رفتار كنند و مثل كساني نباشند كه فيلم‌هاي ويدئويي روي دوربين‌هاي ارزان قيمت ويدئو مي‌سازند كه دروغ‌هاي بزرگ درباره‌ي كيفيت آن گفته مي‌شوند و بعد سعي مي‌كنند آن را به فيلم 35 ميلي متري تبديل كنند و بعد مي‌بينند از اصل ضرر كرده‌اند چرا كه اگر از اول فيلم را 35 ميلي متري مي‌ساختند همين قدر هزينه مي‌كردند. در حالي كه الان همه چيز افتضاح است، از تصوير و امكانات صدا و صدابرداري هم كه شده خراب است. جواناني كه زرنگ باشند، از نظر تكنيكي اشتباه نكنند، همدل باشند، با پول كم هم بسازند، همين الان مي‌شود فيلم ساخت با هزينه‌اي حدود 30،40 ميليون تومان. با اين هزينه فيلم سينمايي ساختن يعني، فيلم به هر حال پول خود را درمي‌آورد. يعني چنين فيلمي ضرر نمي‌كند. به اين صورت مي‌توان داستاني را ساخت كه هيچ تهيه كننده‌ي سينماي ايران زير بار آن نمي‌رود و بعد هم ممكن است اين فيلم خيلي موفق شود تا معلوم شود تهيه كننده‌اي كه زير بار نمي‌رفته بايد از دور خارج شود و اين جوان‌هايي كه داستان‌هايي مي‌سازند كه به نظر تهيه كننده‌ها مردم حاضر نيستند ببينند، حق دارند. من منتظرم و تا حدي هم نگران و عصباني مي‌شوم از اين‌كه هواي تازه‌اي كه به خاطر جوان بودن مملكت بايد در سينما و فرهنگ و هنر ايران به وجود آيد ظهور نمي‌كند. نسلي كه حال و هوا و حرف‌هاي متفاوتش را عرضه كند و كليشه‌اي رفتار نكند. سعي نكند با قراردادها و معيارهاي پيرمردها خودش را تطبيق دهد. اين‌ها چرا ظهور نمي‌كنند؟ خيلي‌ها‌يشان اگرچه هنوز اعتماد به نفس كافي نداشته باشند اما در آستانه‌ي آمدن به عرصه هستند. مي‌خواستم ساختن «گاوخوني» اين‌ها را نااميد نكند. يعني اين تصور وجود نداشته باشد كه فلاني مي‌توانسته، هر كاري بخواهد بكند شرايطش فراهم است، مي‌خواستم معلوم باشد كه فيلم با پول خيلي كم ساخته شده. اگر چه در عمل تا حدي نتوانستيم اين كار را بكنيم. چون مي‌خواستيم از پرده‌ي عريض استفاده كنيم همه‌ي لنزهاي مورد نياز سينماي ايران از رده خارج شده بود، مجبور شديم از گران‌ترين دوربين موجود در ايران استفاده كنيم كه فقط بيشتر از 10 ميليون تومان كرايه‌ي دوربين داديم. اما ظاهر فيلم نشان مي‌دهد كه فيلم با يك بودجه‌ي جمع و جور ساخته شده و من بر اين اصرار داشتم. ايسنا: به عنوان آخرين سوال؛ نماينده‌ي مجلس بودن به دليل جايگاه خاص مجلس در كشور ما، مي‌تواند براي يك فيلمساز، تجربه‌ي ويژه و جذابي باشد. شما به عنوان يك فيلمساز موفق به اين تجربه‌اي كه داشتيد براي فيلمسازي‌تان چگونه نگاه مي‌كنيد؟ افخمي: براي من تجربه‌ي چندان جذابي نبود و در همان يك سال اول تنوع خود را از دست داد. البته تصور و انتظاري هم نداشتم كه مجلس جاي خيلي پيچيده‌اي باشد و جذابيت‌هايي داشته باشد و اتفاقات فوق‌العاده‌اي در آن بيفتد. اما از آن چيزي هم كه من فكر مي‌كردم كم‌ تحرك‌تر و كم حادثه‌تر بوده حداقل در اين سه سالي كه گذشت. اساسا سيستم پارلماني موجود چه در ايران كه به صورت ناقص وضعيت است و چه شكل آن در پارلمان‌هاي اروپا و آمريكا را، دستگاه كهنه‌اي ميدانم. يعني اين بحث من نيست. من حرف كساني را تكرار مي‌كنم درباره‌ي ماشين حكومتي پيش از اين صحبت كرده‌اند و معتقدند اين نظام قانونگذاري كهنه است و بايد به فكر جانشين‌هايي چه به صورت كلي چه به صورت اصلاحات در همين ساختار فعلي پارلمان بود و مجلس ايران شايد از اين نظر از مجالس دموكراسي‌هاي قديمي كندتر عمل مي‌كند و ناكارآمدتر است. يعني اتلاف انرژي بيشتر از پارلمان‌هاي موجود دموكراسي‌هاي سابقه‌دار دنيا است. اين باعث مي‌شود كه احساس كنم چند سالي را كه در مجلس گذراندم، چيز جذابي نداشت. اتفاقي نمي‌توانست بيفتد و نيفتاد و در واقع از همان يك سال اول به بعد به اين فكر افتادم كه به ساختن فيلم‌هايي كه هيچ ربطي به مجلس ندارد فكر كنم، براي اين‌كه در اولين فرصت به سراغ فيلمسازي‌ام برگردم. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha