سليمي نمين به نويسندگان و امضاكنندگان نامه به مقام معظم رهبري پاسخ داد /2/
5- سالمسازي فضاي سياسي كشور: فضاي سياسي كشور ما به دليل عدم سابقه طولاني ملت ما در مستقل زيستن از بيگانگان و ضعف فرهنگ همزيستي سياسي، چندان مطلوب نيست. از طرفي، متأسفانه جريانهاي سياسي كشور نيز حرمت جايگاههاي متعادلكننده جريانات و تمايلات را پاس نميدارند و براي نيل به قدرت بيشتر حاضرند همه ارزشها و سرمايههاي معنوي را قرباني كنند. ويژگي مورد اشاره منحصر به يك جريان سياسي هم نيست. هر جريان سياسي با توسل به بخشي از مقدسات ملت و با سوءاستفاده از آن سعي ميكند تا راه به قدرت رسيدن يك شبه را براي خود همواره سازد. بطور قطع انسجام جامعه و آرامش سياسياي كه امروز عليرغم قابل قبول نبودن عملكرد احزاب از آن برخورداريم، از قٍبل جايگاههاي مورد احترام مردم حاصل آمده است. از اين رو مشاهده عدم حفظ منزلت شوراي نگهبان به عنوان جايگاهي فراجناحي از سوي عوامل اجرايي آن براي هر عنصر دلسوزي رنجآور است، همچنين كه عملكرد يك قاضي متأثر از فضاي سياسي اطراف خود، دل آدمي را به درد ميآورد.
از سوي ديگر، در بررسي برخوردهاي غيراصولي احزاب، زماني كه به تقسيمبندي جايگاههاي قانوني از سوي آنان به انتصابي و انتخابي برميخوريم، نميتوانيم تأسف خود را نسبت به آن پنهان داريم. شما نويسندگان و امضاءكنندگان نامه نيز به منظور كاستن از اعتبار سياسي جايگاههاي قانوني كه به لحاظ سياسي با آنها هماهنگ نيستيد، به اين حربه متوسل شدهايد. براي نمونه، در هيچ كشوري مسئولان قضايي از طريق انتخاب مستقيم مردم برگزيده نميشوند. چرا زماني كه بر اساس قانون اساسي مسئوليتي به افرادي سپرده ميشود، با اين مغالطه به تضعيف آنان در انظار عمومي ميپردازيد. براساس قانون اساسي مردم رئيسجمهور را انتخاب ميكنند و سپس وي از اين جايگاه قانوني بر اساس حدود اختيارات مصرح خود، بسياري از مقامات حساس را در نظام سياسي كشور منصوب ميكند. آيا ميتوان در صورتي كه انتصابات رئيسجمهور را نميپسنديم، جايگاه منصوبان را با توسل به چنين حربهاي تضعيف كنيم؟ اين در حالي است كه شما از كنار بسياري از انتصابات غيرقانوني افراد همفكرتان (از جمله آقاي بهزاد نبوي نايب رئيس وقت مجلس كه رياست هيأت مديره شركت پتروپارس را نيز بر عهده داشت) درميگذريد. اين قبيل افراد همزمان مسئوليتهايي درقوه مقننه و مجريه داشتهاند كه خلاف نص صريح قانون است. اينگونه دوگانگي در عمل و به راه انداختن تبليغات رواني آيا نشان از پايبندي به ضرورت سالمسازي فضاي سياسي كشور دارد؟ نگراني عمده در اين زمينه شكلگيري پيوندها بين قدرت و ثروت است يعني چنگاندازي از موضع قدرت به منابع عمومي و از موضع ثروت به قدرت سياسي. شما عملكرد خود و دوستانتان را در ارتباط با اين نگراني چگونه ارزيابي ميكنيد؟
مطمئناً صرفنظر از برخي برخوردهاي تنگنظرانه، امروز جامعه ما از تمامي راهحلهاي دلسوزانه براي پوياتر ساختن فضاي سياسي كشور استقبال ميكند. هر پيشنهاد سازندهاي براي كارآمدتر كردن رأس هرم سياسي تا سطوح پاييني مديريتي ميتواند در نهضت سالمسازي فضاي سياسي كشور مؤثر واقع شود. البته اميدوارم در پاسخ، به توجيهاتي مانند خط قرمز بودن اين گونه مسائل متوسل نشويد، زيرا در آن صورت ناگزير خواهم بود به شيوههاي غيرمنصفانه دوستانتان در همين عرصهها اشاره كنم. علاوه بر نسبتهاي غيرمنصفانهاي كه اين روزها بسيار رايج است و در همين نامه هم شما بعضاً متوجه رهبري ساختهايد، شيوههاي غيراصوليتري هم براي تضعيف رهبري نظام در تبليغات شما وجود دارد. زماني كه شايعه پرداخت شدن يك ميليون تومان از محل فروش هر دستگاه اتومبيل پيكان به دفتر رهبري مطرح ميشود و البته بلافاصله تكذيب ميگردد هر عنصر داراي شم سياسي ميتواند بفهمد چه هدفي از اين شايعه پراكنيها دنبال ميشود. شما ممكن است انتقادات دلسوزانهاي براي كارآمدتر كردن نظام ديني داشته باشيد و حتي برخي عناصر تنگنظر به دليل طرح آنها با شما برخورد كنند. اما مردم قدرت تميز دادن بين دو عملكرد تخريبي و سازنده را به خوبي دارند. توسل به شيوههاي تبليغاتي مخرب كه يادآور منفورترين برخوردهاي تاريخي در عرصههاي سياسي است گرچه ميتواند زمينه تشخيص حقيقت را براي مدتي در جامعه مخدوش سازد اما آيا ميتواند جاذبهاي در ميان عناصر متفكر جامعه ايجاد كند؟ شما حق داريد با رهبر و حتي جايگاه رهبري به عنوان اپوزسيون نظام موافق نباشيد اما آيا حق داريد جامعه را با طرح مطالب خلاف واقع در مورد آن به انحراف كشانيد و باز هم خود را طرفدار سالمسازي فضاي سياسي كشور قلمداد سازيد؟
سالمسازي فضاي سياسي كشور جز از طريق رشد فرهنگي جريانات سياسي ممكن نخواهد بود. امروز جريانات سياسي اميال و اهداف خود را از دو طريق (قانوني و غيرقانوني) به صورت همزمان پي ميگيرند، زيرا ميدانند دستيابي سريع به بسياري از تمايلات سياسي از طريق مجاري قانوني به سهولت ممكن نيست. توسل به عناصر افراطي و خودسر از سوي همه جريانات سياسي مقوله جديدي نيست. بدون شك اگر هر جريان سياسي رشدي را در زمينه عدم بهرهمندي از عناصر افراطي به ظهور رساند و منافع دراز مدت خود را در اتكا به اعمال غير قانوني و غيراخلاقي چنين عناصري نبيند، جريان مقابل را نيز ناگزير به تصحيح عملكردهاي خود خواهد نمود. اما زماني كه يك جريان سياسي توسل به هر تهمت و افترايي را در مناقشات سياسي براي خود مباح پنداشت، چگونه ميتواند انتظار داشته باشد كه ديگران به همان شيوهها متوسل نشوند؟
در خاتمه اميدوارم اين گونه مباحثههاي قلمي ضمن اينكه ما را از مسير عدالت و انصاف خارج نسازد موجب غفلت از دشمنيهاي بيگانگاني كه سالها بر اين كشور حكم راندهاند و امروز خواب تسلط بر همه سرزمينهاي اسلامي و بويژه ايران را ميبينند، نشود. استقلالي را كه پايگاه قوي اسلام در جامعه ما توانست براي ايران به ارمغان آورد و در چارچوب آن ميتوانيم به بحث در مورد چگونه بهتر اداره كردن جامعه و كشورمان توسط نيروهاي خودي بپردازيم، نعمتي بزرگ اما از كف رفتني است. لذا ميبايست از آنچه ميتواند مستمسكي براي توجيه دشمنيها عليه ملتمان شود، به طور جدي پرهيز كنيم. باز هم بايد توجه داشت كه بويژه در اين مقطع حساس در تاريخ بشريت، ملت ايران تفاوت بين اصلاحگراني كه به منظور استحكام بنيانهاي فرهنگي، سياسي و اعتقادي به انتقاد ميپردازند و كساني كه با هدف تضعيف مقاومت مردم در برابر زورگوها و تقويت روحيه دشمنان در جايگاه اصلاحگري قرار ميگيرند را به خوبي تشخيص ميدهند. از خداوند متعال طلب توفيق ميكنيم كه همواره و در هر شرايط جزو دسته اول باشيم و منافع كوتاهمدت حزبي و گروهي، ما را به جرگه نيروهاي دسته دوم نزديك نسازد.
عباس سليمي نمين
مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران»
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات