ايسنا- بر اساس گفتهي شما اصلاحات تداوم دارد؛ بنابراين نميشود سرنوشت آن را با انتخابات گره زد؛ چون بر اساس گفتهي شما سرنوشت اين انتخابات هر جور كه باشد، در نهايت اصلاحات ادامه دارد؟ پس دليل اينكه جبههي مشاركت انتخابات را نقطهي عطف اصلاحات دانسته است، چيست؟
- انتخابات اصليترين مسير پيشبرد اصلاحات است و اگر انتخابات از ماهيت انتخاباتي خود خارج شود؛ تنها شاهد شكل و شمايل انتخابات باشيم، يك شاهراه اصلي را مسدود شده خواهيم ديد. اگر سيل مردمي و ارادهي مردم در مسير اصلي خود به جريان در نيايد و اين مسير اصلي مسدود شود، اين جريان بزرگ تبديل به يك سيل بنيانكن خواهد شد و موجب خسارات بسياري خواهد بود. پرداخت كننده اين خسارات هم خود مردم خواهند بود؛ ولو اينكه در جريان اين مساله كساني كه مانع بر سر آن قرار دادهاند، زير پاي مردم قرار گيرند، اما خود مردم هم هزينهي بسياري خواهند پرداخت.
كساني كه در مسير شاهراه اصلاحات كه انتخابات است، مانع ميگذارند، نه تنها چيزي به دست نميآورند بلكه همه چيز، حتي خود را نابود ميكنند.
ايسنا- در بيانيهي اخير جبههي مشاركت عنوان شده است كه مردم در انتخابات يا اصلاح رفتارها و يا تغيير ساختار حقوقي را انتخاب ميكنند؛ كدام يك از اين گزينهها به حضور و كدام به عدم حضور مردم باز ميگردد؟
- انسداد حقوقي در جامعه، در حقيقت همان بستن مسير اصلي اثرگذاري مردم است و حركت آرام و متين را به يك سيل بنيان كن تبديل ميكند. ايجاد انسداد حقوقي، انسداد سياسي، برقراري استبداد و تحميل ارادهي اقليت بر اكثريت ميتواند براي اصل كشور و نه فقط نظام خطر آفرين باشد، اگر چنين اتفاقي رخ دهد براي اصل و بقاي كشور ايران كه همهي ما وظيفه داريم از بقاي آن پاسداري كنيم؛ آنچنان كه از گذشتگان به ما رسيده است، تماميت ارضي، استقلال و هويت ايراني را براي آيندگان محفوظ نگاه داريم، خطرآفرين خواهد بود.
اصلاح روشها، كم هزينهترين راه پيشبرد اصلاحات است و ميتواند متضمن بقا و منافع اقليت جامعه كه امروز تلاش مي كنند، در برابر خواست اكثريت جامعه ايستادگي كند هم باشد، آنها اگر عاقلانه فكر كنند حتي براي بقاي محترمانهي خود بايد كمك كنند تا اين اصلاح روشها صورت بگيرد، تا چه اقليت امروز و چه اكثريت، بتوانند در فرداي ايران اسلامي نقش داشته باشند، اقليت اميد تبديل شدن به اكثريت داشته و اكثريت مسئوليت ادارهي جامعه را برعهده داشته باشد تا بتواند پاسخگو باشد.
ايسنا- بيشترين انتقاد شما به آن چه كه آن را انسداد حقوقي و نحوهي برگزاري انتخابات ميدانيد، بر ميگردد، اما با وجود تاثيرگذاري نحوه برگزاري انتخابات، تجربهي انتخابات شوراها نشان داد كه ميتواند تاثير گذار هم نباشد، چون در انتخابات شوراها نظارتها برعهدهي مجلس بود و از رد صلاحيتها و نظارت استصوابي و دفاتر نظارتي و ….. هم خبري نبود؟
- عدم مشاركت مردم در انتخابات شوراها مورد انتقاد اكثر تحليل گران سياسي در هر طيفي است، مردم براي نشان دادن اعتراض رفتاري را نشان دادند كه اين رفتار به ضرر خودشان تمام شد؛ مثل كسي كه براي اعتراض به موضوعي خود را به آتش ميكشد.
نوع حركت اعتراضي مردم در انتخابات شوراها، خود دليل و منطق اعتراض بود كه نميتواند روش قابل دوام و مورد تاييدي باشد، بنابراين اكثر صاحبنظران و تحليلگران سياسي، گزينش عدم شركت را در انتخابات شوراها يك اشتباه تاريخي قلمداد مي كنند. علاوه بر اين در كنار اين بحث مطرح ميكنيم كه به هر حال مردم رفتار خود را انجام ميدهند و ما نميتوانيم براي مردم تعيين تكليف كنيم.
تحليل با تعيين تكليف متفاوت است؛ در تحليل عملكرد مردم در طول ادوار تاريخ ، ميتوان تحليل كرد كه در دورهاي مثلا در زمان كودتاي 28 مرداد، يقينا مردم قابل انتقاد هستند كه چرا با خانهنشيني خود فرصت دادند تا عدهي كمي بتوانند كودتاي 28 مرداد را به نتيجه برسانند. ولي مردم يك شخص نيستند كه بتوان با آنها بحث يا آنها را محاكمه كرد. مردم رفتارهاي خود را بر اساس دريافتهاي خود از پديدههاي اجتماعي بروز ميدهند، بنابراين ما علاوه بر اين كه رفتار مردم را در انتخابات شوراها درست نميدانيم، ولي نميخواهيم كسي را محاكمه و يا به آنها انتقاد مستقيم كنيم.
مردم در انتخابات شوراها بر اساس عواملي كه وجود داشت به يك تصميم رسانده شدند و اين ناشي از عملكرد سياسيون اعم از محافظه كاران و اصلاح طلبان است. برخي تاكيد ميكنند كه سهم اصلاح طلبان در اين موضوع بيشتر است و برخي سهم محافظه كاران را بيشتر ميدانند.
يقينا عدم حضور مردم در پاي صندوقهاي راي اول از حساب نظام برداشت ميكند و بعد به حساب ديگران ميرسد. يعني لطمات عدم حضور مردم در ابتدا براي نظام بود و بعد ميتوان دربارهي اين كه سهم شكست هر كدام از جناحها چقدر است، بحث كرد.
ما براي انتخابات مجلس هفتم دو شرط مطرح كرديم؛ يكي آزادانه و عادلانه بودن انتخابات و ديگري تضمين حقوق منتخبان. آن چه در انتخابات شوراها رفتار مردم را شكل داد، اشكال در آزادانه و عادلانه بودن انتخابات نبود، آزادترين و دموكراتيكترين انتخابات مملكت ما، همين انتخابات شوراهاي دوم بود كه كمترين محدوديت را در انتخاب مردم شاهد بوديم، ولي مرد نخواستند از اين آزادي بهرهبگيرند.
علت عدم حضور مردم در انتخابات شوراها اعتراض به عدم تضمين حقوق منتخبين بر اساس تجربهي مجلس شوراي اسلامي و نه بر اساس تجربهي شوراها بود. گرچه شوراي اسلامي شهر تهران تجربهي مثبتي از خود در دور اول بر جاي نگذاشت ولي در سراسر كشور اينگونه نبود،مثلا در شهري مانند اصفهان كه شوراي شهر هم معقول و منطقي بودند، دعوايي هم نبود، اصلاح طلبان هم براي ارايه ليست به وحدت رسيدند و ليست واحدي داده بودند. همان اتفاقي كه در تهران افتاد در آن جا هم رخ داد؛ بنابراين در ارزيابي عملكرد شوراها اين شكست را متوجه عملكرد شوراي شهر يا اصلاح طلبان در ارايهي ليست واحد نمي دانيم، مردم در اعتراض به محدود شدن اختيار منتخبانشان در مجلس شوراي اسلامي، در يك واكنش سمبليك در انتخابات شوراي شهر شركت نكردند و در حقيقت خواستند تلنگري را متوجه اصل نظام كنند تا متوليان نظام به خودشان بيايند.
مردم در انتخابات شوراي شهر سيلي به گوش همه، چه راست و چه چپ زدند.
همين قضيه باعث شده است، كساني كه به اساس و پايههاي نظام توجه ميكنند، خواستار افزايش مشاركت مردم در انتخابات مجلس شوراي اسلامي شوند. كساني كه در انتخابات شوراها با عدم دعوت و يا رفتارشان به عدم مشاركت مردم در انتخابات كمك كردند، به خودشان آمدهاند و امروز با دعوت مردم به مشاركت در انتخابات مجلس ميخواهند دوباره اين سرمايه ملي را احيا كنند.
آزادانه و عادلانه بودن انتخابات يك شرط و تضمين حقوق منتخبان مردم شرط ديگر است، كه با تحقق اين دو شرط ميشود انتخابات را يك انتخابات واقعي قلمداد كرد و انتظار داشت با تحقق اين شروط مردم هم بالاترين سطح مشاركت را از خود نشان دهند.
ايسنا- جبههي مشاركت همين شرايط را براي شركت در انتخابات عنوان كرده است. دبير كل جبهه مشاركت هم تشكيل ستاد انتخابات را به معناي شركت در انتخابات ندانستهاند، اگر شرايط خود را تا زمان انتخابات محقق ندانيد، به معناي عدم شركت جبههي مشاركت است و يا اينكه در راستاي تحقق اين شروط برنامههايي در دست داريد؟
- برنامه اصلي هر حزبي شركت در انتخابات است؛ لزومي هم ندارد كه در اين باره تصميمي گرفته شود، چون اين تصميم همزمان با تاسيس حزب گرفته شده است، ما نيز بر اساس همين برنامه عمل ميكنيم.
آنچه تاكنون مشوق ما بودهاست، تا براي شركت در انتخابات اميد داشته باشيم؛ اين است كه وزارت كشور بارها تاكيد كرده است كه حداكثر تلاشش را براي برگزاري انتخابات عادلانه انجام مي دهد و اگر بخواهد در انتخابات بيقانوني و بيعدالتي شود، در مقابل آن خواهد ايستاد. اين ميتواند تضمين كافي را ايجاد كند، كه به سمتي ميرويم كه علاوه بر خودمان، نهاد مجري انتخابات هم در اين جهت تلاش ميكند، ما نميتوانيم نسبت به آنچه وزارت كشور اعلام ميكند با سو ظن نگاه كنيم و فكر ميكنيم وزارت كشور در آن چه اعلام كرده،مصمم است،با اين مقدار از تضمين كه در قبال آزادانه و عادلانه بودن انتخابات داريم به سمت انتخابات ميرويم.
ما تصميم نهايي خود را موكول به برگزاري كنگره فوقالعاده كه اوايل بهمن ماه برگزار ميشود كردهايم. در آن كنگره نحوهي عمل شوراي نگهبان در بررسي صلاحيت نامزدها روشن خواهد شد و ما ميتوانيم بر اساس شرايط روز تصميم بگيريم.
دربارهي تضمين حقوق منتخبان هم؛ تلاشهايي را صورت ميدهيم تا بتوانيم تصمينهاي لازم را به دست آوريم، مهمترين تضمينش را هم پافشاري و ايستادگي خود ميدانيم و فكر ميكنيم كه ميتوانيم آنچه حق مسلم ما و مردم ما هست را با چنگ و دندان حفظ كنيم، اينگونه نيست كه بخواهيم به راحتي در مقابل خط و نشان كشيدنهاي ديگران عرصه را خالي كنيم؛ بنابراين ما در جهت استيفاي حقوق اصلي خود و ملت كه برگزاري آزادانه و عادلانه انتخابات و تضمين حقوق منتخبان است، قدم بر ميداريم و در اين راه از هيچ تلاشي فروگذار نميكنيم.
كنگره فوقالعاده با ارزيابي شرايط روز ميتواند تصميم عينيتري را براي ما اتخاذ كند. برنامهي فعلي ما در ستاد انتخابات شركت در انتخابات است و در اين جهت همهي كارها را پيش ميبريم.
ايسنا- به طور مشخص ستاد انتخابات مشاركت براي رفع موانع مد نظر خود چه تمهيداتي انديشيده و چه برنامههايي دارد؟
- پروژه ستاد انتخابات، شركت در انتخابات است؛ بحثهاي ما قبل آن به دفتر سياسي، شوراي مركزي و دبير كل حزب باز ميگردد؛ بنابراين موضوع شركت يا عدم شركت در انتخابات موضوع ستاد انتخابات نيست، اين موضع مربوط به دفتر سياسي، شوراي مركزي و دبير كل حزب است.
ايسنا- با توجه اين گفتهي شما كه ”پروژه ستاد انتخابات، شركت در انتخابات است“، براي شركت در انتخابات چه تلاشهايي ميكنيد؟
- اين بخش از تلاشها را در سطوح بالاتر با رايزني با ساير گروههاي دوم خرداد انجام ميدهيم.خوشبختانه تاكنون در اين زمينه روند مثبتي داشتهايم و همگرايي در درون جبههي دوم خرداد مثبت است. به استثناء برخي اظهار نظرهاي جسته و گريختهاي كه برخي عناصر ضعيف جبههي دوم خرداد مي كنند، در سطوح عالي جبههي دوم خرداد همگرايي خوبي وجود دارد.
همه متوجه اين امر هستند كه مجلس هفتم داراي دو نقش ؛ يك نقش بازدارنده و يك نقش پيش برنده است. نقش بازدارندهاش اين است كه مجلس هفتم در اختيار جناح محافظهكار قرار نگيرد، چون اگر اين مجلس مانند مجلس چهارم يا تا حدودي پنجم در اختيار جناح محافظه كار قرار گيرد؛ آنها با توجه به تجربهي مجلس ششم، آنقدر قوانين ضد مردمي در اين مجلس تصويب خواهند كرد و از تاييد خواهند گذراند كه براي جبران آن، مردم بايد هزينههاي بسياري بپردازند تا بتوانند از قوانيني كه ممكن است بر ضد منافع آنها در مجلس هفتم تصويب شود، جلوگيري كنند. اينكه مجلس هفتم در اختيار جناح محافظه كار قرار نگيرد يك هدف بازدارندگي است كه براي مجموعهي جبههي دوم خرداد وجود دارد.
هدف دوم، پيش برندگي اصلاحات است كه اگر بتوانيم در مجلس هفتم باز هم اكثريت اصلاحطلبان را شكل دهيم ميتوانيم با پافشاري بر خواستهها آن را به دست آوريم، اگر اصلاح طلبان بتوانند اكثريت مجلس هفتم را به دست بياورند، كمر مقاومت كساني كه تاكنون در برابر اصلاحات ايستادگي مي كردند خواهد شكست و نخواهند توانست بيش از اين مقاومت كنند و خواه ناخواه به خواستههاي عمومي مردم تن خواهند داد و خواهيم توانست با هزينهي كمتري برنامههاي اصلاحات را كه همانا كرامت انسان، حقوي شهروندي انسانها و امنيت و آسايش و رفاه براي همهي شهروندان است به دست آوريم.
ايسنا- بر اساس گفتهي شما تصميم دربارهي حضور يا عدم حضور در انتخابات با شوراي مركزي و دبير كل و يا كنگره فوقالعاده حزب است؛ با توجه به اينكه مشاركت سكوت را انتخاب نكرده و فعاليت بيشتر را برگزيدهاند، آيا اساسا ميتوانند به عدم حضور فكر كنند؟
عدم حضور يك تصميم است و اجراي آن هم يك روزه قابل اجراست، به راحتي ميتوان همهي آنچه انجام شده است را با يك تصميم متوقف كرد، ولي براي حضور نميتوان يك روزه تصميم گرفت و آن را اجرا كرد. براي حضور بايد يك پروسهي چند ماهه طي شود ولي اجراييات عدم حضور ميتواند يك روزه انجام شود.
ايسنا- ولي به هر حال عدم حضور به معناي سكوت است
- بله، اما زماني كه اين تصميم گرفته شود و هنوز اين تصميم گرفته نشده است. اصل براي ما حضور است و كنگره فوقالعاده براي اين است كه اين تصميم را ادامه دهيم، ما براي عدم حضور ميخواهيم تصميم بگيريم، براي حضور كه تصميم گرفته شده است. اگر شرايط براي حضور كافي نباشد شايد لازم باشد براي عدم حضور تصميم بگيريم.
ايسنا- شما به همكاري با گروههاي دوم خرداد اشاره كرديد، آيا اين همكاري شامل ائتلاف و ارايه ليست مشترك هم ميشود؟
- ما در مسير همكاري با گروههاي دوم خرداد كه هر كدام پتانسيل و توان متفاوتي دارند؛ برخي اصلي و برخي فرعي تلقي ميشوند، جدي و مصمصم هستيم و فكر مي كنيم هم ما و هم آنها بايد بيشترين تلاش را در جهت همگرايي انجام دهيم و اگر هم در جايي به نقطه نظر مشترك دست نيافتيم.
ميتوانيم حد و حدود اختلاف را مشخص كنيم و اختلاف جزيي را به كل تعميم ندهيم، اگر چنين ظرفيتي را در مجموعهي خود به وجود آوريم، بيشترين توفيق را خواهيم داشت. ما هرجا كه بتوانيم كانديداي مشترك معرفي خواهيم كرد. اگر در جايي نتوانستيم بر روي كانديداي واحدي برتوافق برسيم، ميتوانيم عوارض اين اختلاف را كاهش دهيم، يعني اختلاف را به رسميت بشناسيم، ولي هزينههاي آن را كاهش دهيم تا جناح محافظهكار از شكاف ميان اصلاح طلبان استفاده نكند.
در انتخابات مجلس ششم نيز در بسياري از حوزههاي انتخابيه، نمايندگاني كه از راست انتخاب شدند، از شكاف ميان نيروهاي دوم خرداد بالا آمدند، هر جا شكافي بين اصلاح طلبان وجود داشته است، بهترين گذرگاه براي جناح راست بوده است؛ بنابراين بايد از پيدايش و توسعه چنين شكافهايي جلوگيري كرد و به آنها فرصت نداد كه بتوانند با اقليتي بر اكثريت شقه شده پيروز شوند.
بر اساس نظر سنجيهاييكه انجام شده است، غلبهي اصلاح طلبان در افكار عمومي بر محافظه كاران غلبه قطعي و شفاف است. اگر نتايج انتخابات بخواهد بر اساس گرايش مردم رقم بخورد، محافظه كاران نه تنها پايگاهي كه در زمان انتخابات مجلس ششم داشتند را ندارند، بلكه پايگاههاي اجتماعي آنها تنزل پيدا كرده است. اگر آنها در گذشته يك بدنهي 15 درصدي داشتند؛ امروز ميتوان مدعي شد بدنهي اجتماعي آنها به كمتر از 10 درصد تقليل پيدا كرده است. اين 10 درصد به دليل چنگ اندازي بر برخي نهادها، قدرت بيشتري نسبت به اصلاح طلبان در اختيار دارند و از اين قدرت بر خلاف خواستههاي مردم هم استفاده ميكنند. بنابراين آن چه در درون حاكميت وجود دارد، رقابت اقليت اصلاح طلبان با اكثريت محافظهكاران در برخورداري از قدرت است و آنچه در سطح جامعه وجود دارد، رقابت اكثريت بسيار قوي اصلاح طلبان و اقليت بسيار ضعيف محافظه كاران در عرصهي انتخابات است.
اگر مردم به پاي صندوقهاي راي بيايند، حتي در صورت تنوع كانديداهاي اصلاح طلب در برخي حوزهها ، مجلس هفتم چيزي مشابه مجلس ششم خواهد بود، ولي شرط آن اين است كه به همان ميزاني كه مردم در انتخابات مجلس ششم آمدند، در انتخابات مجلس هفتم هم به پاي صندوقهاي راي بيايند.
ايسنا- آيا در ارئه ليست مشترك، اختلاف نظر تاثيرگذار است. براي مثال گفته ميشد كه مشاركت و مجمع روحانيون سابقهي اختلاف نظرهايي در تعيين هيات رييسه فراكسيون دوم خرداد در مجلس داشتند. آيا اين اختلاف نظرها ميتوانند در يك ليست مشترك جاي بگيرند؟
- زمينهي تداوم كار در فراكسيون دوم خرداد از بين نرفته است. اختلافاتي به وجود آمد، ولي زمينهي همگرايي حتي در فراكسيون دوم خرداد در مجلس هم وجود دارد و هرگاه كه بخواهيم ميتوانيم فراكسيون دوم خرداد را با اقتداري كه در گذشته داشته، دوباره احيا و فعال كنيم و فكر ميكنم به اين سمت حركت خواهيم كرد.
تنها موضوعي كه در مجلس وجود دارد وگاه جناح محافظه كار هم سعي ميكند از آن سو استفاده كنند، اظهار نظرهاي جسته گريخته برخي نمايندگان عضو فراكسيون دوم خرداد است كه دچار اشتباه در تحليل سياسي شرايط شدهاند؛ آنها رجز خوانيهاي محافظه كاران را باور كردند و برخي عناصر ضعيف فراكسيون جبههي دوم خرداد شروع به چرخش هايي در مواضع سياسي كردند تا بتوانند زمينهي بهتري را براي حضورشان در انتخابات مجلس هفتم فراهم كنند. اين ناشي از خام بودن و يا كم تجربگي آنهاست كه دچار جوسازيهاي جناح راست شدهاند، اين موارد در شناخت ما نسبت به اين نيروها كمك ميكنند كه در انتخابات آتي از اينگونه افراد حمايت نكنيم.
برخي از اين افراد در مجلس ششم مورد حمايت جبههي مشاركت هم قرار داشتند، ولي امروز با نشان دادن ضعف در تحليل سياسي و يا ضعف نفس در ايستادگي و مقاومت در برابر افزونطلبي محافظه كاران دچار چرخش در مواضع سياسي شدهاند و براي اثبات خود شروع به نفي كساني ميكنند كه بيشترين قدرتشان را در جهت پيشبرد اصلاحات به كار گرفتهاند و بيشترين هزينهها را پرداختهاند.
برخي صرفا گرايش به قدرت نشان مي دهند و از اصول و چارچوبهاي فكري مستقل خود كمتر بهره ميگيرند.
بيشترين سو استفاده محافظه كاران از گفتار و رفتار اين تعداد از نمايندگان صورت ميگيرد، كه تعدادشان از انگشتان يك دست هم تجاوز نميكند.
ايسنا- نظر شما دربارهي استراتژي انتخاباتي جناح رقيب شما چيست؟ گفته ميشود كه از چهرههاي شاخص خود در شهرستانهاي كوچك و از چهرههاي اجتماعي در تهران و شهرهاي بزرگ استفاده خواهند كرد، ارزيابي شما چيست؟
استراتژي انتخاباتي جناح راست مبتني بر تجربهي انتخابات شوراها بود، يعني زمينهسازي براي كاهش مشاركت مردم و بهرهگيري ناصحيح از سازماندهي نهادهاي عمومي براي به صحنه آوردن تعدادي راي تشكيلاتي و حساب شده و پيروزي در انتخاب مجلس؛ آنها فكر ميكردند ميتوانند با روشهاي خود مردم را مجاب كنند كه بار ديگر به پاي صندوقهاي راي نيايند و بعد از طريق بهرهگيري از سازماندهي نهادهاي عمومي بتوانند پنج درصدي از راي دهندگان را بدون تبليغات آشكار به پاي صندوقهاي راي آورند و با كمترين هزينه پيروز انتخابات شوند. مجموعه جناح راست نتوانستند در بين خود دربارهي اين استراتژي به اجماع برسند و كساني كه قدرت برتر را در آن مجموعه داشتند، بر اساس آنچه كه تضمين كيان ايران و جمهوري اسلامي ايران بود؛ به اين مساله توجه كردند كه عدم حضور مردم در پاي صندوقهاي راي ميتواند اصل كشور و نظام را در معرض تهديد قرار دهد، بنابراين در آن استراتژي گذشته آنها خلل ايجاد شدهاست.
با طرح موضوع ضرورت افزايش مشاركت مردم در انتخابات، آنها دچار سردرگمي شدند.براي جبران سر درگمي خود، سعي كردند اصلاح طلبان را به انفعال ببرند تا از هرگونه فعاليتي باز بمانند و در زمان انتخابات دعوت مردم به افزايش مشاركت وجود داشته باشد ولي اصلاح طلبان كاري نكرده باشند كه قابل عرضه باشد، در اين راستا، موضوع رد صلاحيت و بهرهگيري از رانت شوراي نگهبان در دستور كارشان قرار گرفت كه بتوانند رقباي اصلي را از صحنه بيرون كنند، اين نيز در تناقض آشكار با استراتژي افزايش مشاركت است كه در بخشي از جناح محافظه كار مطرح است.
محافظهكاران اكنون دچار نوعي تناقض هستند از يك سو دعوت به افزايش مشاركت ميكنند و از سوي ديگر رفتارهايي ميكنند كه منجر به كاهش مشاركت مردم ميشود. رفتار دوگانهي آنها موجب رسوايي و در هم ريختگي آنها خواهد شد.
عدم انسجام جبههي اصلاح طلب تا زمان انتخابات به سمت انسجام پيش خواهد رفت و انسجام امروز جناح راست تا زمان انتخابات به سمت عدم انسجام و پراكندگي پيش خواهد رفت. جناح راست نخواهد توانست استراتژي واحدي را تا انتهاي كار دنبال كند.
ايسنا- در يكي از جلسات جبههي مشاركت عنوان شده بود كه در انتخابات سال 76، جنبش دانشجويي جريانسازي كرد، در انتخابات سال 80 راي اوليها در نتيجه تاثيرگذار بودند و در انتخابات مجلس هفتم زنان موثر خواهند بود، ارزيابي شما از تاثيرگذاري هركدام از اين گروهها در انتخابات آتي چيست؟
- در زمان ركود سياسي قبل از سال 76 جنبش دانشجويي بسيار موثر بود و تنها جايي كه تحركي داشت و صدايي از آن بر ميخواست جنبش دانشجويي بود. اثرش را هم در دوم خرداد سال 76 گذاشت. البته بعدها با مسايل و مشكلاتي مواجه شد.
در سال 80 مجموعهاي از عوامل حماسهي انتخاباتي رقم زدند كه يكي از آنها حضور راي اوليهاي اميدوار و پرنشاط بود. البته راي اوليها هميشه اميدوار و پرنشاط هستند و سرخوردگي كساني كه در انتخابات قبلي شركت كردند و نتيجه كارشان را نديدند، را ندارند. در اين انتخابات و هر انتخاباتي همچنان راي اوليهاي موثر خواهند بود. تعداد راي اوليها هم زياد است، آنها نه تنها به دليل ويژگي سني شان بلكه به خاطر جمعيت پر تعدادشان تاثير گذار هستند و بزرگترين بخش راي دهندگان در انتخابات سال جاري خواهند بود.
راي اوليها متولدان دوران جنگ، كه هنوز كنترل جمعيت در ايران نبوده، هستند.آنها نسل پر تعداد آن زمان هستند كه به تدريج جمعيتشان رو به كاهش است اما هنوز زياد هستند.
در انتخابات اين دوره، بر اساس نظر سنجي كه ما به عمل آوردهايم، شاخص حضور زنان از حضور مردان بالاتر است، زنها همچنان اميدوارتر و مشاركتجوتر هستند و اين كاملا محسوس و مشخص است. حتي در زمان انقلاب، زنان حضور بسيار چشمگيري داشتند ،كه در پيامهاي حضرت امام (ره) هم از حضور آنان تجليل شده است. در طول نهضتهاي موجود در ايران زنان نقش برجستهاي داشتند، در انقلاب اسلامي و دوم خرداد 76 نقش مهمي ايفا كردند.
نقش برجستهي زنان در انتخابات آينده از اين جهت معنادارتر است كه جنبش دانشجويي كه در انتخابات سال 76 بسيار فعال بود، در اين دوره به اندازهي آن دوره فعال نيست. هرچند علائم بسيار خوبي را از بازيافت مجدد روحيه در بين دانشجويان شاهد هستيم؛ مراسمي كه در طي يك ماه اخير در دانشگاههاي مختلف برگزار شده حكايت از اين دارد كه دورهي ياس و سرخوردگي در حال سپري شدن است و فكر ميكنم دانشجويان ما مجددا در صحنهي سياسي جامعه فعال خواهند بود. دورهي طيف سرخوردهاي كه داراي تشكيلاتند، سپري شده است و طيف جديدي از دانشجويان پا به عرصه وجود ميگذارند كه شادابترند و حيات سياسي دانشگاهها را پر نشاط خواهند كرد؛ بنابراين در انتخابات هم تاثيرگذار خواهند بود.
ايسنا- تعريف شما از اپوزيسيون چيست و تاثير آن بر انتخابات را چطور ارزيابي ميكنيد؟
- اپوزيسيون قانوني و غير قانوني وجود دارند. اپوزيسيون قانوني فعاليت خود را در چارچوب نظام تعريف ميكنند؛ خواهان تغيير نظام و تغيير قانون اساسي هستند، از تمام حقوق شهروندي هم ميتوانند استفاده كنند چون جرمي مرتكب نشدهاند.
اپوزيسيوني كه مرتكب جرم شده و قانوني تلقي نميشوند، بيشتر در خارج از كشور فعاليت و از طريق اينترنت ابراز وجود ميكنند.
تجربه انتخابات شوراها نشان داد كه نبايد بهاي بيهوده به كساني كه ادعاي بيشتري دارند دهيم، به نظر ميرسد نخبگان اپوزيسيون بسيار فعال هستند ولي بدنهي اجتماعي چنداني آنها همراهي نميكند و ما در سطح رسانهاي چون بيشتر با نخبگان اپوزيسيون مواجه هستيم، ممكن است در ارزيابي پتانسيل آنها دچار اشتباه شويم.
بايد به اپوزيسيون قانوني كه براي پيشبرد برنامههاي خود چارچوبهاي قانوني را نميشكند، فرصت فعاليت داد و با اپوزيسيوني كه به هر دليلي خارج از حاكميت هستند؛ ولي در جهت ارايه قرائت دموكراتيك از قانون اساسي با ما كه چنين برنامهاي را عنوان مي كنيم اعلام همراهي ميكنند، ميتوانيم نوعي تعامل داشته باشيم. ما از حقوق شهروندي آنها دفاع ميكنيم و آنها هم به همين دليل از ما حمايت ميكنند.
ما با هركسي كه چارچوبهاي قانوني را بشكند و رفتارهاي هرج و مرج طلبانه و براندازانه داشته باشد هيچگونه همكاري نخواهيم كرد و فعاليت آنها را به نفع جامعه و كشور نميدانيم و فكر ميكنيم كه رفتارهاي غير قانوني فقط هزينهي پيشبرد اصلاحات را افزايش ميدهد و كمكي به پيشبرد آن نميكند.
ايسنا- در پايان، آيا ميتوانيد مهمترين چيزي كه به مردم براي شركت در انتخابات انگيزه مي دهد را در يك جمله بگوييد؟
مهمترين چيز، اين است كه متوليان نظام مردم را مجاب كنند كه اين خودشان هستند كه خود سرنوشت خود را رقم ميزنند و كسي براي آنها از پيش تصميم نگرفته است. اگرمردم چنين احساسي داشته باشند، حتما به پاي صندوقهاي راي خواهند آمد.
انتهاي پيام



نظرات