اولين جلسهي محاكمهي آقاجري در تهران/3/ متن كيفرخواست مدعيالعموم در پروندهي هاشم آقاجري
در دادگاه علني امروز هاشم آقاجري، رضا جعفري، معاون دادستان تهران و نمايندهي مدعيالعموم در اين پرونده به قرائت كيفرخواست (ادعانامه) تنظيمي عليه آقاجري پرداخت.
به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در متن ادعانامهي مدعيالعموم آمده است:
« لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط
رياست محترم شعبه 1083 دادگاه كيفري تهران؛
حسب محتويات پروندهي كلاسههاي 12/1083/83 و 13/1083/83 كه پيش رو داريد آقاي دكتر سيد هاشم آقاجري، فرزند سيد جابر، 47 ساله، استاد گروه تاريخ دانشگاه تربيت مدرس تهران، متهم است به:
1- توهين به مقدسات مذهبي و دين مبين اسلام
2- تبليغ عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران
3- نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي
كه مشروح هر يك از اين اتهامات را ذيلا به استحضار دادگاه ميرساند:
1- توهين به مقدسات مذهبي و دين مبين اسلام
بخش اول: نامبرده در دانشگاه شهيد بهشتي تهران (طي ايراد سخناني در جمع دانشجويان كه در شماره
175 - 79/5/26 هفتهنامهي عصر ما منتشر گرديد) صريحا و بدون پروا به مقدسات و باورهاي ديني جامعه توهين نموده است كه بخشي از سخنان مشاراليه عينا نقل ميشود:
«سخني كه ماركس در باب دين گفته است هرچند كه تمام حقيقت نيست، اما بخشي از حقيقت را در خود دارد. گواه و دليل اين امر، تاريخ دين و بويژه تاريخ حكومت هاي ديني است. متاسفانه حكومتهاي ديني در طول تاريخ اغلب نشان دادهاند كه افيون تودههاي مردمند و گوهر دين، آگاهي و رهايي است آنجا كه در چنبره قدرت قرار ميگيرد، تبديل به آگاهي كاذب و وارونهاي ميشود كه كاركردي جز تخدير، افيون و فاصله انداختن ميان ذهن آدميان با واقعيت نداشته است. در حكومت هاي ديني معمولا با نام خدا انسان را به قربانگاه ميبرند و قرباني ميكنند بنام دين خرد، عقل و علم را ذبح ميكنند و بنام روحانيت، ملت و آزادي مردم را پايمال ميكنند چنين حكومتهايي ابتدا از حق حكومت خدا شروع ميكنند. يعني تئوگرائي و بعد در ميانه راه و ادامه كار اين حكومت تئوگراتيك تبديل ميشود به يك حكومت روحانيتسالار يعني كساني - گروهي - قشري - صنفي به نمايندگي از طرف خدا انسان و عقل و آزادي مردم را سركوب ميكنند. در قرون وسطي دين به مقابله خرد و علم آمد آنچنان حوزه حكومت دين فراخ شد كه عرصه را بر عقل و علم تنگ كرد. آنچنان حق حاكميت خدا كه در واقع حق حاكميت روحانيت مسيحي بود، گسترش پيدا كرد و بصورت تماميتگرايانه حاكم شد كه حق حاكميت ملت را از بين ببرد حكومتي كه بنام دين خرد را سركوب كند، علم را سركوب كند، نه تنها حكومت ديني نيست كه حتي حكومت انساني نيز نيست. حكومت ديني اگر به آنجا منجر بشود كه بنام دين عالمان به زندان بيفتند، انديشهورزان سركوب شوند و براي دفاع از حقانيت و صداقت گزارههاي ديني، كورذهنانه قدرت و زندان و سركوب عليه علم و انديشه و تفكر بخدمت گرفته شود، اين حكومت نهتنها حقيقت ديني ندارد بلكه حتي بقاء و دوامي نيز نخواهد داشت و لذا وقتي كه حكومت مستقر ميشود و طبقه ويژه و وابسته بخود را باز توليد ميكند و با دين و نهاد روحاني نيز پيوند ميخورد، يك قدرت سه چهره و سهگانه بوجود ميآمد كه هر سه يك شركت سهامي تشكيل ميدادند و همدست با يكديگر از هم حمايت ميكردند و عليه هرگونه فرهنگ و علم و انديشه از يكسو عليه هرگونه صداي عدالتخواهانه مشتركا وارد عمل ميشدند و آن را سركوب ميكردند.»
نمايندهي مدعيالعموم در ادامهي قرائت كيفرخواست اين پرونده گفت: آقاجري در بخش ديگري از سخنان خود ميگويد ”دين وقتي كه در كنار قدرت و ثروت مينشيند حقيقت خود را از دست ميدهد، چرا كه مخاطب دين در مرتبه اول دل و ضمير و وجدان آدمي است و در مرتبهي دوم انديشه و تفكر و عقيده انسان و اين دو جز بر بنياد انتخاب و آزادي، عمل نميكند. گوهر دين چه آنجا كه به مثابه يك ايمان كشش دروني ظاهر ميشود و چه در آنجا كه به مثابه مجموعهاي از معارف تعليمي و اعتقادات جلوه ميكند جز بر بنياد انتخاب و آزادي تحقق پيدا نميكند. اما دين وقتي كه پيوند ميخورد با قدرت و ثروت ديگر يك موضوع انتخابي و آزاد براي دل و ذهن انسان نيست. تبديل به يك چارچوب نهادينهاي ميشود كه صاحبان قدرت و سرمايه از آن براي تحكيم قدرت و سرمايه خود استفاده ميكنند، مثلث شومي كه در تاريخ هميشه فاجعه آفريده است. زور اگر به صورت عريان ظاهر شود قابل مقابله است. قابل تأمل است. قابل برخورد است. اما واي بر آن روزي كه زورجامه تقوي به تن كند. ما ميگوييم براي جلوگيري از تكرار فاجعه براي اينكه خدا به جنگ عليه انسان نپردازد كه هميشه در عهد حكومتهاي ديني پرداخته است، هميشه بنام تئوگرائي، دموكراسي سركوب شده است. براي اين كه دين به جنگ عليه عقل و انديشه و علم برنخيزد، براي اين كه روحانيت تبديل به يك طبقه و بدتر از آن تبديل به يك كاست حكومتي عليه ملت ما نشود، براي اينكه هستي و گوهر دين محورهاي اساسي دينداري كه همانا ايمان و اعتقاد آزادانه و داوطلبانه انسان به متعلق دين است جاي خودش را به ظاهرگرايي، رياكاري، مناسكپرستي عاري از حقيقت ندهد، دين بايد از نهاد دولت تفكيك شود.“
جعفري، معاون دادستان تهران در ادامه خاطرنشان كرد: « آقاي آقاجري 117 سال پس از مرگ ماركس به تكميل انديشهي افيوني او پرداخت و در مراسم تجليل از يك مجرم كه دو هفته قبل از مراسم، يك سازمان آمريكايي از او به خاطر مخالفت تئوريك با مباني امام راحل حمايت و تجليل كرده بود، اهانتهايي در اين ميتنيگ سياسي در حق دين و حكومت ديني ابراز شد كه از زمان مشروطيت تاكنون سابقه نداشته است. ايشان كه پايان نكبتبار ماركسيستم را شاهد بودهاند اكنون درصدد افزودن جملهاي به جملات معروف ماركس براي تكميل عقايد او برآمده است. آقاي آقاجري شاهد بود كه امام راحل امت اسلامي ايران را عليه بزرگترين پايگاه امپرياليزم در منطقه بر اساس آموزههاي ديني بسيج كرد و به ديكتاتوري 2500 ساله در ايران خاتمه داد، تاريخ حداقل 300 ساله اخير كه بشر گام جدايي دين از سياست گذاشت گواه است كه آنچه افيون حكومتها و تودهها بوده ماركسيسم، ليبراليسم و فاشيسم بوده است. جنايتي كه طي دو جنگ جهاني اول و دوم توسط سردمداران اين تفكر افيوني رخ داده است در هيچيك از ادوار بشر صورت نگرفته است، آقاي آقاجري در عينحال نتوانسته است كه اعتراف نكند جنبشها و قيامها و اپوزسيونها در طول تاريخ ايران هميشه ديني بوده است، اكنون بايد سوال كرد كه اگر دين افيون تودهها است چگونه قيام هاي آزاديخواهانه يكصدساله اخير ماهيت ديني داشتهاند و پرچمداران اين قيامها متدينين جامعه بودهاند؟»
نمايندهي مدعيالعموم در ادامهي قرائت كيفرخواست اظهارداشت: در اين خصوص نظر رياست محترم دادگاه را به ديدگاه يكي از انديشمندان مشهور اسلامي معطوف ميدارد:
حضرت آيتالله جوادي آملي فرمودهاند ”دين امانت خدا، مهمترين عامل وحدت ملي و امنيت ملي است. نه اينكه دين افيون است نه رهبران دين افيون فروشند و نه آورندگان دين توليدكنندگان افيون هستند. دين عامل حركت و عامل حيات است. دين شما را زنده ميكند. اين بيان خدا در سوره مباركه "انفال"است. افيون كشنده است نه حياتبخش. اگر كسي بگويد دين نعوذبالله افيون است و رهبران ديني افيون فروش هستند، در برابر قرآن كريم چه جوابي براي گفتن دارد. در قرن حاضر مهمترين نهضت، پوياترين نهضت، همين نهضت اسلامي بود كه به لطف الهي، مردم با دست خالي قيام كردند و پيروز شدند و دين مهمترين نقش را در اين پيروزي داشت“.
جعفري در ادامه به سخنان حضرت امام (ره) دربارهي جملهي « دين افيون تودههاست» و نظر ايشان در اين باره اشاره كرد.
وي ادامه داد: در اين سخنراني متهم نه تنها سخنان يك كافر كمونيست كه دين را افيون ملتها ميدانست تأييد نموده و آن را بخشي از حقيقت دانسته بلكه پارا فراتر گذاشته و صريحا دين را افيون حكومتها نيز ميداند. آيا حكومت ديني كه بدست پيامبر اكرم (ص) و علي (ع) به شهادت تاريخ ايجاد شد و مبناي بزرگترين تمدن اسلامي و انساني گرديد افيون ميباشد؟ آيا نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه به دليل عنصر حيات بخش دين توانست با بسيج ملت قهرمان ايران حكومت ديكتاتوري پهلوي را ساقط كند و چندين سال در يك جنگ نابرابر مقاومت نموده و نظام مقدس اسلاميمان را تثبيت نمايد افيون حكومتها بوده است؟
ترديدي نيست كه دين از مقدسترين باورهاي جوامع بشري است و اهانت به آن موجب تحقير و وهن و تخفيف دينداران خواهد بود.
به گزارش ايسنا در ادامهي قرائت متن كيفرخواست مدعيالعموم، جعفري تصريح كرد: « با توجه به اين كه آقاجري از درجهي علمي دكترا برخوردار بوده و علم و آگاهي به گفتار خود داشته بدون هيچگونه ترديدي مرتكب بزه اهانت به مقدسات شده است. در اين ارتباط مديرمسوول نشريهي عصر ما كه سخنان متهم را عينا در نشريه خود به چاپ رسانيده در جلسه علني دادگاه با حضور هيأت منصفه محاكمه و اعضاي هيأت منصفه كه به عنوان نمايندگان افكار عمومي جامعه و به عنوان نهادي مردمي كه به موجب اصل 168 قانون اساسي در محاكمات مطبوعاتي شركت ميكنند و در واقع نمايندگان وجدان جمعي جامعه هستند اين سخنان را از مصاديق اعمال مجرمانه توهين به مقدسات دانسته و نظريه خود را اعلام نمودهاند.»
معاون دادستان تهران در قرائت بخش دوم ادعانامهي مدعيالعموم به سخنراني آقاجري در 81/3/29 در تالار معلم شهرستان همدان اشاره كرد و با بيان اين كه « متهم در اين سخنراني به كرات به مقدسات اسلامي اهانت كرده است» به ذكر موارد اتهام انتسابي به آقاجري پرداخت.
وي در توضيح موضوع اتهام «اهانت به دين» آقاجري را متهم به تشبيه دين اسلام به مسيحيت تحريف شده كرد و اظهار داشت: « آقاجري در سخنراني خود گفته ”هركس خارج اين كليسا باشد به بهشت نميرود به جهنم ميرود در اين كليسا پاپ به عنوان جانشين مسيح و اسقفها و كاردينالها آنچنان نيابتي از سوي خدا و مسيح براي خودشان ايجاد كرده بودند كه حتي بهشت و دوزخ را تقسيم ميكردند و سنت اعترافگيري و بهشتفروشي يك سنت بسيار محكم و جاافتادهاي شده بود. مؤمنان اگر ميخواستند كه مورد عفو الهي قرار بگيرند بايد ميرفتند پيش يك روحاني در محضر او به گناهانشان اعتراف ميكردند و بعد صدقهاي ميدادند، نذري ميكردند و پولي ميدادند براي اينكه آنها دعا كنند و از خدا بخواهند كه گناهان اين مؤمن بخشوده شود. كتاب مقدس يعني انجيل و تورات مستقيما توسط هيچ مؤمن مسيحي قابل فهم شمرده نميشد يعني حتما مسيحيان براي فهم كتاب مقدس خودشان نيازمند روحاني بودند، روحانيان هم واسطهي بين خلق با خدا بودند و هم واسطه بين مسيحيان با مسيح بودند. نه با خدا بدون روحاني ميشد ارتباط برقرار كرد، نه با مسيح بدون روحاني ميشد ارتباط برقرار كرد، نه با كتاب مقدس، هيچكدام. گويي كه اين كتاب مقدس كه به قول قرآن «لايمسه الا المطهرون» هيچكس به اين كتاب نبايد دست بزند و او را لمس كند، جز پاكان، گويا كه اين پاكان فقط روحانيان هستند و بس. مردم به دو گروه تقسيم ميشدند روحاني و جسماني، روحاني مطهر است و پاك، جسماني نجس است و ناپاك و اين ناپاكها و نجسها اگر ميخواهند پاك باشند بايد دست روحاني را ببوسند و لمس كنند اين نظام واسطگي يكي از سنتهاي بسيار جاافتاده در كليسا بود . . . “. ”نبين و نفهم تا ايمان بياوري آنكس كه ميفهمد نميتواند ايمان بياورد بر سر در خانه ايمان نوشته شده است كه ابتدا عقلت را كنار بگذار بعد وارد خانه ايمان شو. عين آكادمي افلاطون يا ليسه ارسطو. بالاي آكادمي افلاطون نوشته بود هركس كه هندسه نميداند وارد نشود و بالاي ليسه ارسطو مدرسه ارسطو هم نوشته بود هركس كه منطق نميداند وارد نشود. بر سر در دين سنتي كاتوليكي نوشته بود هركس عقل دارد وارد نشود. اينجا جاي عاقلان نيست جاي مؤمنان است جاي عاشقان است، جاي ديوانههاست. ميخواهي وارد خانه ايمان بشوي اول عقلت را اجاره بده بعد وارد شو . . .“
معاون دادستان تهران در ادامهي قرائت كيفرخواست مدعيالعموم به فيلم سخنراني آقاجري اشاره كرد و گفت:
در زمان بيان اين گفتهها از سوي آقاجري در آن سخنراني يكي از خواهران حاضر در جلسه سوال ميكند: ”آقاي دكتر ببخشيد شما راجع به اسلام صحبت ميكنيد يا مسيحيت“ و متهم پاسخ ميدهد:
«اينها هم توي اسلام وجود داشته هم در مسيحيت، من راجع به هردوشان صحبت ميكنم.»
آن خانم مجددا اعلام ميدارد “ببخشيد آقاي دكتر اگر راجع به اسلام صحبت ميكنيد اجازه دهيد كه يك مسلمان به شما پاسخ دهد“، وليكن متهم بدون توجه به اين اعتراض به سخنان خود ادامه داده است.
با قدري دقت در پاسخ متهم متوجه خواهيم شد كه ايشان صراحتا به جرم ارتكابي خويش يعني اهانت به دين اسلام اقرار كرده و آن را به مسيحيت تحريف شده تشبيه كرده است.
نمايندهي مدعيالعموم همچنين در قرائت بخش ديگري از ادعانامه با عنوان «سياهنمايي آموزههاي ديني» اشاره كرد و گفت: آقاجري در قسمتي از سخنان خود اظهار ميدارد “تمام آموزههاي ديني كه دستگاه رسمي و سنتي مذهب ارائه ميكرد، آموزههاي گرد گرفته، سياه، تاريك، عتيقه كه بايد نقادي ميشده و دور ريخته ميشد ...“
نظر به اين كه آموزههاي اسلام به جز كلام خداوند متعال و احاديث نبوي و اهل بيت عصمت و طهارت چيز ديگري نيست، نامبرده آگاهانه و عليالاطلاق اين آموزههاي انسانساز را عتيقه، تاريك و سياه معرفي ميكند كه به زعم ايشان بايد دور ريخته شود و بطلان اين ادعاي غيرعلمي و ناپسند نزد همهي مسلمين جهان روشن است.
جعفري آقاجري را به «انتساب مشروعيت شكنجه به شريعت اسلام» متهم كرد و گفت: « آقاجري در قسمت ديگري از سخنان خويش اظهار ميدارد ”همه انسانها كرامت دارند و وقتي انسان كرامت داشت نميشود او را شكنجه كرد خوب اين چه ديني است كه به نوعي شكنجه انسان را توجيه ميكند، خيلي عجيب است.“
به شهادت سيرهي پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت و قانون اساسي كه به تاييد خبرگان ديني كشور رسيده است، شكنجه نه تنها ممنوع بلكه وفق مقررات اسلامي و قانون مدون جرم و قابل مجازات ميباشد و انتساب اين سخنان به شريعت مقدس اسلام اهانتي بس سخيف و جاهلانه خواهد بود.»
وي با بيان اين كه آقاجري اسلام را ديني ضد علم و ضد عقل معرفي كرده است، تصريح كرد: متهم در بخشي از سخنان خود اعلام كرده ”دين سنتگرا اسلام عاميانه است، دين پوپوليستي است. روحانيت آن اسلام هم يك روحانيت عاميانه است. دين خرافي است دين ضد علم است، ضد عقل است، دين دنيا گريز است، دين انزوا است … اما امروز اين نوع اسلام خيلي ضعيف شده. اسلامي كه ما امروز با آن طرف هستيم، ديگر يك اسلام عاميانه نيست، يك اسلام آمرانه است. ديني كه ما امروز با آن روبهرو هستيم يك دين پوپوليستي نيست، يك دين آتاتيستي است. يعني ديني كه ميخواهد خودش را تبديل كند به ابزار قدرت و حاكميت. اسلامي كه امروز ما با آن مواجه هستيم، اسلام بنيادگرا است نه سنتگرا . دين بنيادگرا خيلي راحت و خيلي شديدتر از دين سنتگرا ارزش انسانها را لگدمال ميكند. با توسل به آن عناصر بنيادگرايانهاش ميگويد هر كسي با من نيست دشمن من
است. “
معاون دادستان ادامه داد: در اين قسمت متهم حاكميت ديني را زير سوال برده و از آن به عنوان اسلام بنيادگرا نام ميبرد. ايشان اسلام را به اسلام ذاتي و تاريخي تفكيك كرده و اسلام معرفي شده توسط علما از صدر اسلام تا كنون را تاريخي دانسته و اسلام تاريخي را نيز به اسلام سنتي و اسلام بنيادگرا تقسيم نموده است و هر كدام را به نوعي مورد اهانت و تخطئه قرار داده بدون اين كه اسلام مورد پسند خويش را تعريف و ارائه نمايد.
نمايندهي مدعيالعموم در ادامه در قرائت بخش ديگري از كيفرخواست با عنوان «اهانت آشكار به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام» به قسمتهايي از سخنراني آقاجري اشاره كرد و گفت: متهم در اين ارتباط چنين اظهار داشته كه ”امامان و پيامبران، اينها را نبايد به عنوان موجودات فراانسان نگاه بكنيم. يك موجودات غير بشري، غير انساني كه اصلا همه چيز آنها با ما فرق بكند.“ بنا بر آموزههاي قرآن كريم و احاديث، پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم ما داراي مقام عصمت ميباشند و استعمال جملاتي از سوي آقاجري نوعي اهانت و مسخره كردن مقام شامخ ائمه اطهار عليهمالسلام ميباشد.
معاون دادستان تهران در قرائت بخشي با عنوان «اهانت به ساحت فقها و علماي اسلام و مرجعيت شيعه» در كيفرخواست، ادامه داد: متهم با تقسيم غير منطقي و غير اسلامي مردم به طبقه روحاني و جسماني و سوء استفاده از اين حقيقت با استعمال و استخدام كلماتي وهنآميز به مراجع، فقها و علماي اسلام اهانت كرده است.
وي در ادامه به گفتههاي آقاجري درباهي تقليد اشاره كرد و گفت: اولا در آموزههاي ديني سنتي رابطه مراد و مريدي در كار نيست همه جا بحث رجوع جاهل به عالم است و رجوع جاهل به عالم بناي عقلا و مويد آن نيز آيات قرآن و روايات وارده از معصوم است.
جعفري، نمايندهي مدعيالعموم، در ادامه خطاب به رييس دادگاه با اشاره به مادهي 513 قانون مجازات اسلامي گقت: طبق اين ماده ”هر كس به مقدسات اسلامي و يا هريك از انبياء عظام يا ائمه طاهرين عليهمالسلام يا حضرت صديقه طاهره (س) اهانت نمايد اگر مشمول حكم ساب النبي باشد، اعدام شود و در غير اين صورت به حسب از يك تا پنج سال محكوم خواهد شد.“
وي افزود: سب در لغت به معناي دشنام است و اهانت به معناي كوچك شمردن و تحقير و استعمال الفاظ و كلمات وهنآور و تخفيف دهنده است. در قانون مجازات اسلامي اگرچه تعريف روشن و دقيق و جامع و مانعي از مقدسات اسلام ذكر نگرديده است، اما موضوعاتي مورد احترام شريعت و تمامي مسلمانان است كه در مقدس بودن آن ترديدي نيست، بنابراين احكام شريعت و دين مبين اسلام به عنوان نقطه مشترك همه فرق اسلامي جزء مقدسات اجتنابناپذير است. جرم اهانت به مقدسات به تعبيري از جمله جرايم عليه شخصيت معنوي و حيثيت افراد جامعه اسلامي نيز محسوب ميشود، زيرا اعتقادات مذهبي به ويژه در جوامعي كه علايق ديني در آنها به صورت شديدي وجود دارد، با شخصيت افراد جامعه عجين است و هر گونه تعدي به اعتقادات و باورهاي ديني موجب جريحهدار شدن افكار و احساسات عمومي ميگردد، به همين منظور در اكثر قوانين اساسي دنيا احترام به آزادي معنوي انسانها از جمله حقوق اساسي آنها شناخته شده و تعرض به آن طبق قانون جرم تلقي ميشود. بديهي است اهانت به احكام دين و مقدسات اسلام به قصد تحقير و كوچك شمردن از انتقاد و تحليل علمي جدا است، زيرا اين گونه امور تا زماني كه جنبه تمسخر و يا توطئه عليه دين نداشته باشند، توام با پاسخ انديشمندان اسلامي در جهت رفع ابهام باشد، موافق آيات قرآني از جمله آيه «فبشر عباد الذين يستعمون القول فيتبعون احسنه» است.
وي تصريح كرد: با توجه به مراتب فوق و اعلام شكايت كثيري از افراد جامعه و شهروندان محترم كه گفتار متهم را اهانت عليه شخصيت معنوي و حيثيت افراد جامعه اسلامي دانستهاند و با التفات به جنبه عمومي جرم به استناد مواد 513 و 47 و 727 قانون مجازات اسلامي در اين مبحث تعيين مجازات شرعتي و قانوني متهم مورد تقاضا است.
نمايندهي مدعيالعموم در ادامهي قرائت ادعانامه به تشريح دلايل انتساب اتهام «تبليغ عليه نظام» به آقاجري پرداخت.
وي گفت: قانونگذار در مادهي 500 قانون مجازات اسلامي مقرر داشته كه هر كس عليه نظام جمهوري اسلامي ايران يا به نفع گروهها و سازمانهاي مخالف نظام به هر نحو فعاليت تبليغي نمايد به حبس از سه ماه تا يك سا محكوم خواهد شد. موضوع مورد تعدي در اين ماده، نظام جمهوري اسلامي، كلمه «نظام» در لغت به معني آراستن و مرتب كردن آمده و در اصطلاح حقوقي و سياسي عبارت از مجموعه و طريقهاي است كه در قالب سازمانها و موسسات مملكتي كه مستقلا داراي شخصيت حقوقي هستند به هدف استقرار حاكميت ملي و حمايت از ارزشهاي معتبر و تامين امنيت و آسايش عمومي و حفظ حقوق و آزادهاي اساسي مردم در كشور وضع شدهاند فعاليت مينمايد. بنابراين هر گونه فعاليت تبلغي عليه اركان تشكيل دهنده نظام كه تخريب آن موجب تخريب چهره نظام و صدمه به كليت آن گردد، تبليغ عليه نظام محسوب ميشود.
جعفري، معاون دادستان تهران در ادامهي قرائت ادعانامهي تظيمي مدعيالعموم به برخي اظهارات آقاجري كه در بعضي مطبوعات منتشر شده بود، اشاره كرد و گفت: آقاجري طي سخناني شوراي نگهبان را ابزار اجراي ديكته يك جناح خاص و حامي خشونت و نافي حقوق بشر و آزادي ناميده است.
وي افزود: آقاجري در تاريخ 78/8/13 در يك سخنراني دربارهي رابطه با آمريكا آورده است «ضديت با آمريكا و آمريكا را دشمن معرفي كردن پايه و اساسي ندارد و به عبارتي آمريكا دشمن نظام جمهوري اسلامي ايران نيست بلكه كساني كه شعار دشمني آمريكا با نظام اسلامي را ميدهند، درصددند دشمنان متعدد فرضي توليد كنند تا بتوانند در داخل استبداد روا بدارند و به بهانه آن سركوب و خفقان و جو پليسي را در جامعه حاكم كنند» اين سخنان از مصاديق صريح تبليغ عليه نظام و به نفع گروههاي مخالف نظام است.
جعفري همچنين با اشاره به سخنان آقاجري كه در نشريهي عصر آزادگان مورخ 78/11/26 منتشر شده بود، گفت: متهم نظارت استصوابي را كه مستند به قانون اساسي است، ابزار اعمال آپارتايد سياسي، نام برده و ساختار جمهوري اسلامي را مخالف دموكراسي قلمداد كرده است و در سخناني ديگر نظام مقدس اسلامي را نظامي مستبد و غيرخردمند معرفي كرده است.
وي به سخنان آقاجري در خصوص مجلس خبرگان منتشر شده در روزنامهي مشاركت اشاره كرد و يادآور شد: آقاجري در اين مطلب كه مورخ 78/10/26 تحت عنوان «گفتوگو با صاحب نظران پيرامون بيانيه اخير مجلس خبرگان» چاپ و درج شده آورده است كه «… مجلس خبرگان در نشست اخير، خود را به يك نهاد تبليغاتي حمايتي و حتي جناحي، سياسي تقليل داده است …» با توجه به جايگاه رفيع مجلس خبرگان اين گونه اظهارات، تبليغ سوء عليه اين نهاد، كه يكي از اركان نظام جمهوري اسلامي است محسوب ميشود. وي همچنين طي سخناني تحت عنوان «رابطه با آمريكا نه جزو اصول دين است و نه تابو، تابعي از منافع ملي است» كه در روزنامه خرداد مورخ 78/8/13 صفحه 2 منتشر گرديده است، ميگويد: «كساني در جامعه ما معتقد به تز دشمن تراشي هستند و به خطا گمان ميكنند كه وحدت مردم تنها در گرو يك دشمن خارجي است و اگر چنين دشمني وجود نداشته باشد بر اساس ضروريات بايد آن دشمن را ايجاد كرد آنها ميكوشند بر طبل جنگ بكوبند تا دشمنهاي متعدد توليد كرده و بتواند در داخل استبداد روا بدارند و به بهانه آن سركوب و خفقان ايجاد و جامعه را ميليتاريزه و پليسي كنند و در آن فضا اقدامات ضد اصلاحي داخلي خودشان را توجيه كنند.
لذا با توجه به اينكه اين مطلب در خصوص رابطه با آمريكان بيان گرديده و استبداد و سركوب و خفقان را به نظام نسبت داده از مصاديق ماده 500 قانون مجازات اسلامي محسوب ميشود.
نمايندهي مدعيالعموم با اشاره به قسمتي از سخنان آقاجري در تالار معلم همدان گفت: آقاجري چنين اظهار داشته است كه «روحانيت قدرت زده زمان، چيز ديگري است و اينجاست كه به نظر من پروتستانتيزم اسلامي خيلي جديتر ميشود، امروز ما نيازمند ديني هستيم كه براي انسان احترام قايل باشد، ارزش قايل باشد، دين بنيادگرا خيلي راحت و خيلي شديدتر از دين سنتگرا ارزش انسانها را لگدمال ميكند. با توسل به آن عناصر بنيادگرايانهاش ميگويد هر كس با من نيست، دشمن من است به هر صورت مسلمان بودن، انقلابي بودن در طول انقلاب، اهل تقوا و جهاد و نميدونم چه و چه و چه بودن هر چه شما فكر كنيد ايراني و مسلمان و انقلابي و فلان و بهمان هر چه ميخواهي باش اگر با صف ما نباشي ،صف ما كه صف اسلام ناب است، اسلام خالص است و اسلام مجسم است، تو دشمني! و ما حق داريم كه هر بلايي بر سرت بياوريم … اسلام بنيادگرا اين را نميگويد اسلام بنيادگرا ميگويد اين چون با علمدار ما نيست، هر كاري كه با آن بكنيم مباح است اينگونه توجيه ميكند.
به همين دليل، اسلام بنيادگرا اتفاقا اهل شريعت نيست. ما امروز به يك اومانيزم اسلامي هم در فرهنگ مذهبيمان و هم در فرهنگ عموميمان احتياج داريم. نياز داريم به اينكه به انسان احترام بگذاريم و بعد از آن به شهروند احترام بگذاريم، هر انساني با لذات يك ارزش است. يك حوزه و حريم تجاوز ناپذير است. هر كس كه حقوق اين انسان را لگدمال بكند، از نظر اسلامي كه ما معتقديم يك متجاوز است. ما به اين نگاه احتياج داريم حالا اين نگاه اتفاقا تا حدود زيادي در قانون اساسي جمهوري آمده، ولي متاسفانه چون ديدگاه بنيادگرا در ده سال اخير در بعضي از بخشهاي نظام جمهوري اسلامي نفوذ كرده، شما ميبينيد كه گاهي همان چيزي كه در قانون اساسي آمده، به راحتي ناديده گرفته ميشود. قانون اساسي جمهوري اسلامي صريحا ميگويد هر گونه شكنجه ممنوع است. آقايان ميگويند كه نخير…
اين نهادينه كردن حقوق انسان و احترام به حقوق انسان است. اينكه خودي داريم و غير خودي. هر كس خودي باشد صاحب حق است؛ و هر كس غير خودي باشد هر كاري ميشود با او كرد ميشود شب مخفيانه با ورود پنهان به خانه او تمام زندگياش را برهم زد ميشود از او دزدي كرد. ميتوان به او دروغ بست! ميشود او را كشت؟! خيلي راحت ميشود ترورش كرد مثل سعيد حجاريان ميشود مثلهاش كرد مثل مرحوم فروهر و خانمش؛ … اما اسلام بنيادگرا نه تنها ميگويد كه مسلمان و غير مسلمان بلكه ميگويد اين گروه كوچك من كه خودي است و اين كه در اين هيات است وزير علم ماست. هر كس بيرون از اين علم باشد ما و جان و ناموسش و عرضش و همه چيزش مباح است و ما به خودمان حق ميدهيم كه به آنها تجاوز كنيم. اين اسلام غير انساني است … متاسفانه گاهي كار تصلب و تحجر به جايي ميرسد كه در اين نهاد رسمي سنتي اگر يك مجتهد و مرجع تقليد ديگري فتوايي متفاوت با فتواي بقيه بدهد، او را مورد هجوم قرار ميدهند.
در ادامه نمايندهي مدعيالعموم عنوان كرد: انتساب صريح شكنجه به نظام مقدس اسلامي و شوراي نگهبان و اين كه نظام جمهوري اسلامي افراد مخالف خود را برنميتابد و حتي با داشتن چادر و حجاب شرعي به اجتماعات آنان حمله مينمايد و براي غير خودي هيچ گونه حقوقي به رسميت نميشناسد و مخالفين خود را به بهانه غير خودي بودن مثله مينمايد و شبانه بدون اذن وارد حريم خصوصي مردم ميگردد و جان و ناموس و عرض مخالف را مباح ميداند و مجتهدين را فقط به دليل صدور فتواي شرعي مورد هجوم قرار ميدهد، كلا كذب محض بوده و صرفا ناشي از تراوشات ذهني و افكار شخصي ايشان ميباشد و مسلما براي اثبات اين ادعاها هيچ گونه دليل و مدركي ندارند و اين سخنان از مصاديق صريح تبليغ عليه نظام و به نفع گروههاي مخالف نظام است.
جعفري ادامه داد: در سخنان فوق متهم با تعبيرهاي ناروا ترور، شكنجه و مثله كردن را صريحا با توجيه نفوذ بنيادگرايان در نظام، به مسوولان عالي رتبه و شوراي نگهبان كه ميبايست قوانين مصوب مجلس را با قانون اساسي و شرع مقدس اسلام منطبق نمايد، نسبت داده است.
با عنايت به مطالب معروضه فوق در اين خصوص مجازات شرعي و قانوني متهم بر اساس ماده 500 و 47 قانون مجازات اسلامي مورد تقاضا است.
نمايندهي مدعيالعموم با طرح اتهام «نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي» عليه هاشم آقاجري به سخنان وي چاپ شده در روزنامهي مشاركت مورخ 79/1/28 با عنوان «امام حسين (ع) مقابل مردم نبود» اشاره كرد و گفت: آقاجري در اين مطلب اظهار داشته «امروز متاسفانه از حادثه عاشورا به عنوان منبعي براي توجيه اقدامات خشونت آميز، سركوب گرايانه و بعضا تروريستي استفاده ميشود و با روح عاشوراي حسيني با تعارض است. اما امروز گروهي با ادعاي پيروي از امامت ميخواهند با زور و خشونت مقابل مردم بايستند، عاشورا را تبديل به توجيهايي براي حركتهاي بسته و سركوب گرايانه ضد اصلاحات منزوي از جامعه و خشونت طلبانه خود بكنند البته اين گروهها در عين حال دچار تناقض هم هستند، اين گروهها بعضا بخشي از نظام سياسي حاكم هستند».
جعفري افزود: انتساب اين كه بخشي از نظام سياسي حاكم از حادثه عاشورا براي ترور و سركوب مخالفان خود استفاده ميكند، كذب محض و به قصد تشويق اذهان جامعه است.
وي به نقل از آقاجري بيان كرد: متهم طي سخناني در روزنامه خرداد 78/5/26 اظهار داشته كه دادگاه ويژه روحانيت غيرقانوني ميباشد كه اين اظهارات با توجه به انتساب رياست آن دادگاه توسط حضرت امام (ره) و تصويب آيين نامه دادسرا به دست مبارك رهبري و اصول قانون اساسي كه در آن به ولايت مطلقه فقيه تصريح گرديده است كذب محض ميباشد.
وي در ادامهي قرائت كيفرخواست مدعيالعموم گفت: آقاجري طي سخناني كه در روزنامه خرداد مورخ 77/10/29 صفحه ششم چاپ و منتشر گرديده، اظهار ميدارد كه گروههاي تروريستي زير يك چتر حمايتي كه به وسيله نظام به وجود آمده است، حمايت و تقويت و تدارك ميشود و اگر چنين نبود اين افراد دستگير و مجازات ميشدند، با اين اظهارات كذب در واقع نهادهاي مجري قانون متهم به حمايت و تدارك اقدامات تروريستي و خشونتزا گرديدهاند.
جعفري همچنين در پايان قرائت ادعانامهي مدعيالعموم تصريح كرد: آقاجري طي سخناني كه در روزنامه مشاركت مورخ 79/1/28 صفحه 2 چاپ و منتشر گرديده است در خصوص اقدام قانوني قوهي قضاييه در توقيف برخي مطبوعات متخلف، مشاراليه اقدام مذكور را به اين دليل دانسته تا مافياي قدرت بتواند از اين طريق به سهولت و سادگي به ضد كودتاي پارلماني خود كه عين كودتا عليه پارلمان است، جامه عمل بپوشاند و مجلس ششم به موقع برگزار نگردد.
بنا به مراتب فوق در اين خصوص مجازات شرعي و قانوني متهم بر اساس ماده 698 و 47 قانون مجازات اسلامي مورد تقاضا است.
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات