...«ابراهيم اصغرزاده» دربارهي انتخابات آتي رياستجمهوري اظهار داشت: متاسفانه اصلاحطلبان هنوز نتوانستند يخ موجود در جامعه را آب و حساسيت لازم را در افكار عمومي ايجاد كنند. به نظر من پروسهي ايجاد شرايط و بستري مناسب براي اينكه مردم در انتخابات شركت كنند، مهمتر از يك كانديدا يا پيروزي يك جناح در انتخابات رياستجمهوري است.
دبيركل حزب همبستگي ايران اسلامي در ادامهي گفتوگوي خود با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) افزود: اين پروسه به اعتمادسازي نياز دارد كه اصلاحطلبان بتوانند با مردم وارد گفتوگو شوند و اگر اين شرايط و فرآيند به نحوي مناسب تعريف شود، مسلما شرايطي مناسب براي انتخابات رياست جمهوري فراهم ميشود و قطعا افرادي مثل مهندس ميرحسين موسوي نيز از ايجاد چنين شرايطي استقبال ميكنند.
وي ادامه داد: انتخاب ميرحسين موسوي شايد نزد برخي از اصلاحطلبان كاري سياسي بود و ميخواستند از دورهي بحران و آشفتگي كه بعد از انتخابات مجلس هـفتم دچار آن شده بودند، عـبور كنند، ولي به نظر من معرفي وي يك اقدام مشروع سياسي است كه شايد يك ائتلاف نانوشته بين گروههاي دوم خردادي را نشان دهد و اگر اين گروهها به يك كانديداي واحد برسند، ميتوانند نظم سياسي جناح محافظهكار را بپاشانند و شرايطي را ايجاد كنند كه تعداد زيادي از مردم متوجه آنها شوند. البته هنوز معلوم نيست كه مردم به پيشنهاد كلي اصلاحطلبان مبني بر حضور فعال در انتخابات در صورت وجود فضا و كانديداهاي مناسب، جواب مثبت دهند. چون بخش مهمي از افكار عمومي از اصلاحطلبان آزرده خاطر هستند و رفتار بعضي از اصلاحطلبان، مردم را دچار يأس و انفعال كرده است. ولي مطمئنا مردم با وجود چنين شرايطي به هيچ وجه سراغ محافظهكاران نميروند و فعلا گزينهي بخش مهمي از جامعه نوعي انفعال، سكوت و به حاشيه رفتن است كه اين اصلا به مصلحت جامعه و كشور نيست.
وي ادامه داد: اصلاحطلبان بايد با مكانيزمهايي در طي اين مدت باقيمانده اين جامعهي منفعل و يخزده را به سمت اعتماد به خود بكشانند. طرح شخصيتهاي شاخص ميتواند يكي از اين اهرمها باشد و اين يك حركت مشروع و شيفت گفتماني است كه ما با مطرح كردن برخي از نمادها و شخصيتها ميتوانيم از يخبندان موجود عبور كنيم و جامعه را تحريك كنيم.
وي با اشارهي مجدد به پروندهي هستهيي ايران اظهار داشت: اگر اصلاحطلبان بتوانند پروندهي هستهيي ايران را به نحوي مناسب مديريت كنند، ميتوانند آن را به عنوان ذخيرهاي براي انتخابات رياست جمهوري داشته باشند. ما ميبينيم از دو سال پيش كه قضيهي پروتكل الحاقي مطرح شد، دولت به عنوان يك نهاد پاسخگو تا حدودي خود را به حاشيه ميكشاند و پيگيري اين مساله به شوراي عالي امنيت ملي واگذار شد. جنس اين شورا جنسي امنيتي و نظامي است و تبعا با واگذاري اين قضيه به شوراي امنيت ملي، قضيهي دستيابي ما به امكانات هستهيي از حوزهي ديپلماسي و وزارت امور خارجه خارج ميشود و تفسيري كه از اين امر ميشود، تفسيري كاملا امنيتي است. اصلاحطلبان بايد تا مدت باقيمانده به انتخابات رياست جمهوري از فرصتهايي كه در كشور به وجود ميآيد استفاده و آنها را به صورت مبتكرانه شكار كنند و از آنها براي گفت و شنود با مردم و تحريك افكار عمومي استفاده كنند. اصلاحطلبان تا ماه نوامبر ميتوانند با ارايهي يك گفتمان شفاف در مورد پروژهي هستهيي ايران و همچنين رجوع به افكار عمومي دربارهي اين موضوع، وزن خود را با رايي كه از مردم ميگيرند نشان دهند. ما ميتوانيم از اين طريق راهبردهاي خود را براي انتخابات رياست جمهوري طراحي كنيم.
آمريكا در قضيهي پروندهي هستهيي ايران با يك ديپلماسي فعال وارد صحنه شد و در نشست اخير شوراي حكام بدون اينكه احتياج باشد پروندهي ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل واگذار كند، ايران را در موضع انفعالي قرار داد و ما بايد از اين اتفاقي كه رخ داده، با يك استراتژي مناسب استفاده كرده و آن را به فرصت تبديل كنيم.
اصغرزاده افزود: اگر مجلس با طرح دو فوريتي از دولت بخواهد از NPT خارج شود و غنيسازي اورانيوم را ادامه دهد، جهانيان فكر ميكنند كه اين يك تصميم سياسي از جانب مسوولان ايراني است و برد كوتاهي خواهد داشت ولي اگر مردم در اين قضيه وارد شوند، به جهانيان اثبات ميشود كه اين امر يعني استفاده از تكنولوژي هستهيي، ربطي به مسوولان جمهوري اسلامي ندارد و ملت ايران خواهان استفاده از اين تكنولوژي هستند و حاضرند هزينهي آن را بپردازند. اين منجر به شفافسازي و اعتمادسازي عمومي خواهد بود. ممكن است عدهاي فكر كنند كه مردم در اين قضيه نيز به صورت انفعالي برخورد خواهند كرد. اين وظيفهي تمام گروههاي سياسي اعم از ليبرال، اصلاحطلب و محافظهكار است كه مردم را آگاه كنند تا از حق دموكراتيك خود استفاده كنند.
دبيركل حزب همبستگي دربارهي انتخابات رياست جمهوري آينده گفت: انتخابات رياست جمهوري تحت تاثير تحولات فعلي خواهد بود و مسايل جديدي مطرح شده كه در دورهي خاتمي مطرح نبود. سطح گفتماني و مطالبات مردم نسبت به قبل افزايش پيدا كرده است و مردم خواهان اين هستند كه انتخابات رياست جمهوري تاثير مستقيم بر سرنوشت آنها بگذارد و اين تاثيرگذار بودن باعث ميزان مشاركت مردم ميشود.
وي اظهار داشت: جبههي دوم خرداد با نوعي وحدت رويه در طرح معرفي ميرحسين موسوي به عنوان كانديدا نشان داد كه قادر به طراحي مبتكرانهي راهبردهايي است كه وحدت را در بين خود حفظ كنند و افكار عمومي را متوجه خود سازند. اكنون من فكر ميكنم تا هنگامي كه بحثهاي جديتري دربارهي انتخابات رياست جمهوري مطرح شود اصلاحطلبان ميتوانند از فرصتهاي موجود در جامعه به نحو احسن استفاده كنند.
اصغرزاده افزود: اصلاحطلبان بايد بدانند اگر ميخواهند مردم را به صحنه بكشانند بايد از ظرفيتهاي دموكراتيك قانون اساسي و سقف اصلاحات دفاع كنند، چون دفاع از كف اصلاحات، وضع موجود را تغيير نميدهد و اصلاحطلبان را منزويتر ميكند.
در عين حال لزومي ندارد كه ما يعني اصلاحطلبان تحت تاثير اپوزيسيون خارج از كشور مطالبات را به سمتي ببريم كه موجب يك نوع افسارگسيختگي در جامعه شود كه بخشهايي از مردم فكر كنند با برگزاري انتخابات رياست جمهوري تغييرات اساسي در جامعه ايجاد ميشود. ما بايد مطالبات مردم را در سطح خاصي نگه داريم و نگذاريم كه اين مطالبات راديكالتر شود و بايد جامعه متوجه شود كه با برگزاري انتخابات رياست جمهوري تغييرات اساسي در جامعه ايجاد نخواهد شد، در هيچ كجاي دنيا انتخابات رياست جمهوري به معناي بر هم زدن وضعيت فعلي جامعه نيست و وقتي كه كانديدايي برنامههاي خود را اعلام ميكند و به پيروزي ميرسد، درصد بسيار محدودي تغييرات در جامعه ايجاد ميشود. اصلاحطلبان بايد بر اساس يك برنامهي كاملا مشخصي به پيش روند و از اين محدودهي خود به صورت شجاعانه دفاع و با مردم گفتوگو كنند تا يك برداشت منطقي و عقلاني از انتخابات رياستجمهوري را اعلام كنند، شعارهاي منطقي بدهند و با راهكارهايي زمينه را براي اعتماد مردم به اين شعارها فراهم كنند.
وي تاكيد كرد: به حاشيه رفتن مردم و سكوت آنها و برخورد عاطفي با مسايل در بين مردم يك فرآيند دراز مدت نيست و مردم ما از فرصتهاي طلايي براي دفاع از منافع خود استفاده كردهاند، بازگشت مجدد مردم به فضاي سياسي كشور به نفع نيروهاي محافظهكار نيست و اصلاحطلبان ميتوانند با استفاده از گروههاي مرجع و اصرار بر حركت روشنفكري خود، اعتماد از دست رفته را بازگردانند.
دبيركل حزب همبستگي دربارهي حضور هاشمي رفسنجاني در صحنهي انتخابات گفت: ما اساسا از ورود شخصيتهايي كه به نوعي منجر به بالا رفتن مشاركت مردم در صحنهي انتخابات ميشود حمايت و استقبال ميكنيم.
شايد عدهاي فكر كنند ورود چنين شخصيتهايي يعني ورود چهرههايي از نسل اول انقلاب به صحنه نوعي عقبگرد است و بعضي تصور كنند كه رجوع به نسل اول، پروژهي گردش نخبگان در جامعه را دچار ركود و انحراف كرده است و ما نتوانستهايم كه چهرههاي جديدي را به عرصهي سياسي كشور وارد كنيم. ولي با اين حال من فكر ميكنم كه آمدن نيروهاي نسل اول انقلاب به صحنه منجر به بالا رفتن پتانسيل انتخابات خواهد شد و حق گزينش و انتخاب مردم را افزايش ميدهد و حركتي منفي نيست. البته من خود نيز علاقهمندم كه از تجربيات نسل اول انقلاب براي پشتياني از نيروهاي جديد سياسي استفاده شود و اجازه دهيم كه ادارهي كشور در دست نيروهاي جوانتر و جديدتري قرار گيرد. ميرحسين موسوي نيز عليرغم اينكه به نسل اول انقلاب تعلق دارد، يك چهرهي كاملا دانشگاهي است و نسبت به خيلي از مسايل نوگرا و نوانديش است. البته من اكنون با سياستهاي اقتصادي مهندس موسوي و تحولات رخ داده در روحيهي او چندان آشنا نيستم ولي ميرحسين موسوي داراي پتانسيل و ظرفيتهايي است كه از نيروهاي جديد دانشگاهي استفاده كند و ميتواند تحولساز باشد.
وي ادامه داد: ممكن است علاوه بر اينكه ميرحسين موسوي از سوي گروههاي اصلاحطلب مطرح ميشود، چهرههاي جديدي نيز از سوي اين گروهها مطرح شوند. البته من فكر ميكنم مهمتر از همه اين است كه ما اكنون بايد نكات منفي اصلاحات را كشف كنيم و عواملي كه باعث ايجاد نوعي بياعتمادي در بين مردم شده را پيدا و حل كنيم.
وي با اشاره به اينكه دربارهي مهندس موسوي، ائتلافي در بين گروههاي دوم خردادي وجود دارد گفت: البته تمام گروههاي دوم خردادي، نسبت و تعريف ثابتي از ميرحسين موسوي ندارند، بعضي از گروههاي دوم خردادي ممكن است به رفتارهاي اقتصادي و سياسي ميرحسين موسوي نقدهايي داشته باشند ولي اين نافي اين نيست كه آنها در ائتلافي براي حضور ميرحسين موسوي شركت نكنند. اگر ميرحسين موسوي به طور قطعي جواب نه بدهد، قطعا در گروههاي دوم خرداد اختلافهايي به وجود خواهد آمد، بايد اين اختلافهاي احتمالي مديريت شوند و حول يك چهرهي مشخص ديگر گروههاي دوم خردادي جمع شوند. در عين حال من فكر نميكنم كه هاشمي رفسنجاني و ميرحسين موسوي هردو وارد صحنه شوند و در اين صورت چهرههاي مستقل بيشتري وارد عرصهي انتخابات شوند.
وي دربارهي استراتژي جناح ديگر در انتخابات رياست جمهوري گفت: جناح محافظهكار امتيازش در اختيار داشتن مجلس است، در اين مجلس برخلاف تصور رايج كه فكر ميشود مجلس در اختيار عناصر راديكال جناح محافظهكار است، چهرههاي اقتصادي مجربي وجود دارند و اگر اين چهرهها بتوانند سازماندهي اقتصادي مناسبي در كشور ايجاد كنند ميتوانند اعتماد مردم را جلب كنند، ولي تاكنون روندها و مسايل نشان داده است كه مديريت در جناح محافظهكار يكدست نيست و اكنون ما با تعدد كانديدا در اين جناح و همچنين برخوردهاي متفاوت با مسايل عمومي از جمله NPT و تعامل با دولت از سوي جناح محافظهكار روبهرو بودهايم. جناح محافظهكار گاهي براي شكار فرصتها به صورت شتابزده عمل ميكند و هزينهي اين رفتارهاي شتابزده زياد است، اگر در جريان انتخابات مجلس هفتم آن جراحي صورت نميگرفت، قضيه چندان با اكنون فرق نميكرد و گروههاي اصلاحطلب راي كسب نميكردند، ولي اين جراحي هزينهي زيادي به ضرر كل نظام وارد كرد. محافظهكاران بايد بدانند كه در مسايل حساس كه فراتر از مسايل جناحي است بايد به اجماع رسيد و نبايد رفتار شتابزده از خود نشان داد. مجلس بايد بعضي از مسايل را به عرصهي عمومي وارد كند و با مردم ديالوگ وگفت و گو داشته باشد.
گفتوگو از خبرنگار ايسنا: اكرم احقاقي
انتهاي پيام



نظرات