ابراهيم اصغرزاده، دبير كل حزب همبستگي و عضو سابق شوراي شهر تهران كه مدتي از اظهارنظر در عرصهي سياسي كشور كناره گرفته و سكوت كرده بود، چندي پيش در گفتوگويي تفصيلي با خبرنگار ايسنا، به بيان مواضع خود دربارهي مسائل داخلي و سياست خارجي پرداخت.
آنچه در پي ميآيد، متن بخش اول اينگفتوگوست كه بيشتر بر محور مسائلي كه كشور در عرصه دستيابي به دانش هستهيي با آن دستبه گريبان است، دور ميزند.
دبيركل حزب همبستگي ايران اسلامي با حساس خواندن شرايط فعلي و با انتقاد از برخي برخوردهاي دستگاه ديپلماسي كشور در موضوع انرژي هستهيي، تاكيد كرد كه براي توفيق در سياست خارجي، ضمن تعريف روشني از اهداف مبتني بر منافع ملي، اين اهداف و منافع بايد به تاييد افكار عمومي برسد.
«ابراهيم اصغرزاده» در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اظهار داشت: شرايط فعلي كشور شرايط حساسي است و ضربالاجل تعيين شده توسط شوراي حكام كاملا تحت تاثير سياستهاي آمريكاست. به هر حال آمريكا با استفاده از توان و قدرت ديپلماسي ميخواهد يك بحث حقوقي و فني را به سوي بحثي سياسي بكشاند. قطعا سياستمداران آمريكايي به دنبال بهرهگيري از نتيجهي اجلاس شوراي حكام به نفع خود در انتخابات آيندهي كشورشان هستند. به همين دليل در نظر گرفتن دو ماه فرصت براي ايران و كشاندن تعيين تكليف نهايي پروندهي ايران در شوراي حكام به بعد از انتخابات رياست جمهوري آمريكا اين فرصت را به آنان ميدهد كه سياستهاي انتخاباتي خود را به نحوي دلخواه پيش ببرند.
وي ادامه داد: مهم اين است كه هر اقدامي از سوي ايران قبل از اين كه متوجهي اين ضربالاجل باشد متوجهي تاريخ برگزاري انتخابات آمريكا باشد و اگر اين اقدام قرار است تاثير رواني اين ضربالاجل را خنثي كند، بايد قبل از دوم نوامبر صورت گيرد تا تاثير خود را بر روي انتخابات آمريكا بگذارد. مهمترين اتفاقي كه پس از انقلاب اسلامي ايران بر روي انتخابات رياست جمهوري آمريكا تاثير گذاشت مربوط به آزادي گروگانهاي آمريكاست و اتفاقات بعدي در جريان انقلاب تاثير چنداني بر روي انتخابات آمريكا نگذاشت. اين دفعه وضع فرق ميكند و پيچيدگي اوضاع احتياج به يك ديپلماسي كاملا پيچيده و ديناميك دارد. متاسفانه بعضي از دستگاههايي كه در حوزهي ديپلماسي ما فعاليت دارند رفتار كاملا استاتيك و ايستايي در برابر تحولات بينالمللي دارند و با مسايل به صورت پيچيده برخورد نميكنند و رهيافتهاي كاملا سنتي و خطي را دنبال ميكنند.
اصغرزاده افزود: اگر ما بخواهيم در اين عرصه به موفقيتهايي دست پيدا كنيم ناچار هستيم كه از ابزارهاي قدرتمندتري در اين عرصه استفاده كنيم، البته استفاده از تمام اين ابزار در سياست خارجي معطوف به اين است كه تعريف روشني از اهداف خود داشته باشيم و اين اهداف مبتني بر منافع ملي باشد و اين منافع ملي به تاييد افكار عمومي برسد و از پايگاه و وزن اجتماعي بالا برخوردار باشد.
دبيركل حزب همبستگي ايران اسلامي ادامه داد: من قبول دارم كه مجلس شوراي اسلامي داراي اين حق است و جزء اختيارات آن است كه در انتها تمام موافقتنامه و قراردادها را تاييد كند، ولي با اين حال راهكارهايي نيز پيشبيني شده كه مجلس و دستگاههاي حكومتي براي اين كه تاييد و اعتماد ملي را جلب كنند به افكار عمومي مراجعه كنند، رجوع به افكار عمومي در اين شرايط حكايت از توان ملي دارد و اين كه چقدر اهداف و يا برنامههاي موجود داراي وزن اجتماعي است.
وي گفت: اتفاقات رخ داده يعني يك مقابلهي جهاني با دستيابي ايران به تكنولوژي هستهيي. در استفاده از فناوري هستهيي از يك طرف اگر خواست ما محدود شود به خواست دستگاههاي اجرايي و تقنيني، ممكن است كه افكار عمومي جهان احساس كند كه اين يك هدف پنهاني است و مقاصد خاصي دفاعي، نظامي و سياسي دنبال ميشود ولي اگر در معرض افكار عمومي قرار داده شود و از آنها تقاضا شود كه اعتماد خود را به اين سياست نشان دهند، حكايت از پتانسيل موجود در جامعه و اعتماد داخلي خواهد بود و اين امر بازتابش در بين كشورها و به ويژه كشورهايي كه عضو شوراي حكام هستند بسيار مثبت خواهد و در اعتماد سازي بينالمللي تاثير خواهد داشت.
اصغرزاده گفت: من پيشنهاد ميكنم كه ضمن اين كه به صورت شفاف حركت حقوقي خود را براي پيشبرد اهداف خود در مجامع بينالمللي جلو ببريم، چون آمريكا دست به روشهاي سياسي ميزند تا ما به اين منافع دست پيدا نكنيم، ما نيز بايد از روشهاي سياسي استفاده كنيم و اين روشها بايد در مجامع بينالمللي ترجمه شود كه مردم ما درك صحيحي از شرايط سياسي دارند.
وي افزود: من انتقادهايي به رفتار ديپلماسي خارجي دارم، بايد قويتر عمل ميكرديم. البته نقد ديپلماسي سياست خارجي كشور بايد در مجلس صورت گيرد ولي فكر ميكنم كه اصلاحطلبان با غفلت از اين موضوع، صحنه را خالي گذاشتند و به جاي اين كه تشويق كنند احزاب و روشنفكران وارد اين صحنه شوند نوعي انفعال را ترويج و تشويق كردند كه اين به سود منافع كشور نيست.
اصغرزاده با تاكيد بر اين كه «مردم بايد بدانند كه عدم دستيابي به تكنولوژي هستهيي در سرنوشتشان تاثيرگذار است» خواستار آن شد كه اصلاحطلبان مواضع خود نسبت به فرآيندهاي مربوط به دستيابي ايران به تكنولوژي هستهيي را به صورت كاملا شفاف و جدي روشن كنند.
وي با بيان اينكه در موضوع دستيابي ايران به تكنولوژي هستهيي سه گرايش در كشور وجود دارد، گفت: گرايش اول اعتقاد دارد كه ما به وسيلهي هر روشي به انرژي هستهيي دست پيدا كنيم و از تكنولوژي هستهيي بهرهبرداري كنيم. برداشت آنها از اين مو ضوع راهبرد هستهيي است و آنها تعبير ميكنند كه چون ما تهديد ميشويم و ناامني در مرزهاي كشور وجود دارد، بايد قدرت بازدارندگي داشته باشيم و پيشنهاد ميكنند كه ما از NPT خارج شويم و رفتن پروندهي ايران به شوراي امنيت مشكلي ندارد، ما بايد هزينهي آن را بپردازيم و اين حق ماست لذا بايد از حق خود دفاع كنيم. البته اين گرايش و راهبرد بخشي از محافظهكاران است كه اظهارات برخي از مسوولان نيز به نظر، مطابق اين استراتژي ميآيد.
وي ادامه داد: گرايش دوم اعتقاد دارد كه ما احتياجي نداريم وارد باشگاه اتمي دنيا شويم، چون هزينهي اين امر زياد است و اقتصاد ملي ما را دچار ضرر و شكست ميكند. البته اين گرايش به دو دليل عمده با دستيابي جمهوري اسلامي ايران به تكنولوژي هستهيي مخالفت ميكنند. گروهي به دليل مسايل اقتصادي با اين امر مخالفت ميكنند و در عين حال گروهي ديگر اعتقاد دارند كه چون اين امر باعث تقويت و اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران در منطقه ميشود و تعدادي از اين گروهها مبناي خود را سقوط نظام گذاشتهاند، دستيابي ايران به اين تكنولوژي را صلاح نميدانند و البته تاكيد ميكنم گروهي ديگر فقط مسايل اقتصادي را مد نظر دارند و تاكيد ميكنند كه تمام قراردادهاي بينالمللي را بپذيريم و خود را از دستيابي به اين فناوري محروم كنيم و دست به يك نوع محروميت انتخابي بزنيم و نه تنها غنيسازي را متوقف كنيم، بلكه تمام دستاوردها را تعطيل كنيم و همانطور كه در ابتداي انقلاب ميگفتم ضرورتي ندارد كه به تكنولوژي هستهيي دست پيدا كنيم، پروژهي غني سازي اورانيوم و چرخهي سوخت را متوقف كرده بوديم اكنون تعدادي از گروهها نيز چنين استدلالي دارند.
اصغرزاده تصريح كرد: بخش مهمي از اصلاحطلبان از جمله حزب همبستگي نه در گروه اول و نه در گروه دوم ميگنجند، يعني نه اعتقاد دارند كه ما يكسره سياستهاي هستهيي را تبديل به سياست راهبردي دفاعي كنيم و نه كاملا منفعلانه آنچه را كه آمريكا ديكته ميكند بپذيريم و بپذيريم كه يك رژيم غير هستهيي باشيم. ما يك راهبرد سومي را پيشبيني ميكنيم، اين بخش و گرايش سوم اعتقاد دارد كه ما به يك اجماع ملي، تعريف عمومي و يك تفاهم ملي در اين كه ”توان ملي ما چه ميزان است؟“ نياز داريم تا منافع ملي خود را با توجه به اين توان دنبال كنيم و بر اساس آن مناسبات هستهيي خود را به پيش ببريم، قطعا اين اجماع ملي فراتر از آن است كه دولت جمهوري اسلامي ايران و مجلس شوراي اسلامي رسما اعلام كنند كه منافع ملي ما در اين چارچوب است و اين احتياج به يك درك و تعامل ملي دارد. براي ايجاد اين اجماع احتياج است كه نيروهاي سياسي وارد ميدان شوند و نظرات خود را به صورت شفاف بيان كنند و بدون هيچ گونه ترس از اين كه كداميك از اين سه گرايش داراي وزن اجتماعي بيشتري است، اجازه داده شود كه مردم خود انتخاب كنند.
وي ادامه داد: دنيا براي نظرات ملت ايران احترام قايل است و وقتي ملت ايران بگويد كه از گرايش سوم يعني دستيابي ايران به انرژي صلحآميز هستهيي براي مقاصد اقتصادي حمايت ميكند، در صحنهي جهاني نيز اجماع مثبتي در مورد ايران به وجود ميآيد و مسوولان ديپلماسي ما قويتر از گذشته ميتوانند از منافع ملي دفاع كنند. البته ايجاد اجماع ملي بايد قبل از دوم نوامبر يعني انتخابات رياست جمهوري آمريكا صورت گيرد و ما بدون توجه به ضربالاجل دو ماهه اين اجماع ملي را به وجود آوريم، دفاع ملت از دستيابي ايران به انرژي صلحآميز هستهيي ميتواند بر اساس يك رفراندوم صورت گيرد و براي تحقق اين پروسه بايد يك طراحي قانوني و حقوقي صورت دهيم.
وي با تاكيد دوباره بر اين كه اجماع ملي در كشور دربارهي اين موضوع باعث ايجاد اعتماد سازي بينالمللي خواهد شد، گفت: در اين صورت مسوولان ديپلماسي ما ميفهمند كه با چه ادبيات و در چه چارچوبي بايد در صحنهي جهاني صحبت كنند. بايد گروههاي مرجع تشويق شوند تا نظرات خود را دربارهي مسايل هستهيي به صورت شفاف روشن كنند و نيز بايد مردم را با حقوق خود آشنا كنند، براي آنها توضيح دهند كه دستيابي به تكنولوژي هستهيي چه منافع و چه تهديدها و هزينههايي را در كشور به وجود ميآورد و وقتي مردم از منافع خود آگاهي داشته باشند، حاضر ميشوند كه هزينههاي آن را بپردازند، همچنين اين امر باعث ايجاد فرصتهايي ميشود و اين فرصتها ما را از بنبست موجود خارج ميكند.
وي گفت: به نظرم كشور در شرايط حساسي به سر ميبرد، اگر چه بحراني نيست؛ آمريكا هم قصد دارد كه ما را عصبي كند و از سوي ديپلماسي سياست خارجي كشور تصميمات عصبي و عاطفي در مورد اين موضوع گرفته شود تا ما با مجامع بينالمللي و سازمان انرژي اتمي درگير شويم و اين باعث ميشود كه آمريكا بدون پرداخت هيچ گونه هزينهيي به جهانيان بقبولاند كه مسوولان ايراني تصميمات و نيات غير مجازي دارند و اگر ما دچار چنين خطاي استراتژيكي شويم، به دام آمريكا افتادهايم. ما بايد شجاعانه از حقوق خود دفاع كنيم. البته بايد با يك ادبيات و مكانيزمي وارد صحنه شويم تا آمريكا اين امكان را پيدا نكند كه عليه ايران به يك اجماع جهاني برسد.
ادامه دارد...



نظرات