دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامهي گفتوگويش با ايسنا گفت: مسوولان هستهاي ايران رو دست خوردهاند و قبل از آنكه جاي پاي خود را محكم كنند، اطلاعات ذيقيمتي را به طرف مقابل دادهاند و ادامه كار را براي خود سخت كردهاند.
رضايي با اشاره به برخي پاسخهايي كه به اين انتقادات وجود دارد مبني بر اين كه مذاكرات براي رفع تهديد از كشور انجام شد، افزود: بالعكس، ديپلماتهاي هستهاي ايران با مجموعه اقدامات خود در قالب واگذاري يك جاي كارتهاي حقوقي و كلا ايجاد تسريع در روند پرونده به نفع آمريكا حركت خطرناكي را براي كشور ايجاد كردند كه نوعي خلع سلاح است. پس از انقلاب اسلامي و قبل از حمله عراق به ايران نيز دولت موقت براي نشان دادن حسن نيت و اعتماد به كشورهاي منطقه، تمامي قراردادهاي تسليحاتي ايران با آمريكا، آلمان، فرانسه و ايتاليا را يك طرفه لغو كرد و دهها فروند هواپيماي F16 و چند زيردريايي و چندين ناوچهها و دهها سلاح از دست ايران رفت و بعد عراق به ايران حمله كرد. در مساله هستهاي من مشكوك هستم كه چرا بايد بدون بدون اينكه ايران جاي پاي خود را مذكرات محكم كرده باشد، تمامي اطلاعات خود را به حريف بدهد.
وي دربارهي دامنهي تعليقي كه در توافقنامهي پاريس پيشبيني شده و از استخراج اورانيوم تا آخرين مرحلهي غنيسازي را دربرميگيرد، و انطباق آن با پروتكل الحاقي گفت: در اوايل دههي 90 به بهانهي كنترل عراق و كرهي شمالي مذاكراتي انجام شد كه حاصل آن سند Infeire 540 يا همان پروتكل الحاقي بود. در ضمايم اين سند مراحل مختلفي از نقطهي صفر غنيسازي، تا توليد كيك زرد، تبديل به UF4 و UF6، تزريق گاز به دستگاههاي سانتريفيوژ، تكميل چرخهي سوخت و حتي ساخت غلافهاي سوخت و همهي روشهاي علمي - اعم از الكترومگنتيك، ايزتوپي، ليزري، ساخت موتورهاي مربوط به ديفيوژ و سانتريفيوژ و ديگر روشها براي توليد چرخهي سوخت - براي تمامي اعضاي NPT قانوني و مجاز دانسته شده است و پروتكل الحاقي كوشش كرده تا نظارت و گزارشگيري دقيقتر و گستردهتري را اعمال كند. ليكن، در نشست پاريس پذيرفتيم همهي مراحل را به تعليق درآوريم.
از رضايي سوال شد “ از حمايت اروپا از ايران براي عضويت در «گروه كارشناسي رويكردهاي چندجانبه، چرخه سوخت هستهاي» كه در توافقنامه پاريس درج شده است نيز توسط مذاكرهكنندگان به عنوان يكي از امتيازات مهم گرفته شده از سوي اروپايي نام برده ميشود، ارزيابي شما چيست؟“
وي پاسخ داد: گروه مذكور كه عنوان (IAEA experts meet to enhance nuke fule cycle controls) است. اساسي يك گروه متشكل از 23 كارشناس است كه نقش مشورتي و مطالعاتي براي دبير كل آژانس دارند و هيچگونه ارزش و بار حقوقي براي حق داشتن چرخه سوخت هستهاي براي ايران ندارد.
اتفاقا پيشنهاد محدودسازي NPT و نفي حق ساير كشورها به ويژه ايران در دسترسي به فنآوري چرخه سوخت هستهاي توسط همين گروه پيشنهاد شده و عضويت يك ايراني نه تنها تاثيري بر جمعبندي آن ندارد بلكه ميتواند به نوعي محروم كردن ايران از حقوق خود با دست ايراني باشد.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد: اين تعليق از گسترهي تعليق حتي بسيار فراتر از توقعات مطروحه در پروتكل و بر اساس هدف غايي كشورهاي دارا در كنترل توانايي علمي و تكنولوژيك كشورهاي ندار، يعني ممنوعيت هر گونه توليد و توزيع مواد شكافپذير، انجام شده است. اين تعريف گسترده از تعليق در چارچوب معاهدهي به نام cut off كه هنوز پيشنويس آن هم آماده نشده، در حال بررسي و عملياتي شدن است.
لذا ملاحظه ميفرماييد موافقت ما در پاريس حتي بسيار فراتر از تعهدات مطروحه در پروتكل و بر اساس اهداف نهايي غرب در مراحل بعدي و معاهدات آتي بوده است. پس نتيجه آن كه، وارد جادهاي شدهايم كه نهايت آن ممنوعيت كشور از توليد هر نوع مادهي شكافپذير است. هم ايران را از قبل به كنترل درآوردهاند و هم كشورهاي ديگر را مجبور كنند تا به تاسي از ايران، در آينده به آن بپيوندند.
رضايي در مورد اينكه آيا دومين كنفرانس بررسي و بازنگري NPT در بهار سال آينده هم در چارچوب همين هدف است؟ گفت: بله، اين مجموعهي فعاليتها يك هدف را دنبال ميكند: سلب حق دستيابي كشورهاي ندار به تكنولوژي صلح آميز هستهاي و تضعيف حق آنان بر اساس NPT و به خصوص بند چهار آن.
وي در مورد آنچه توجيه گروه مذاكرهكننده مبني براينكه “ نظام بر سر دو راهي بد و بدتر قرار داشت و ما از ميان بد و بدتر، بد را برگزيديم.“ اظهار داشت: ما را دچار توهم كردند. طرف مقابل بازيگر قهاري است. نقشهي حسابشده و دقيقي را هم به كار برده است. ما بايد هوشمندانه عمل ميكرديم نه آن كه اسير دست آنها بشويم. به علاوه، اگر اين استدلال كه بارها تكرار شده، درست است يعني يا بايد داوطلبانه تسليم بشويم (بد) يا به زور وادار به تسليم خواهيم شد (بدتر) اين كه ديگر جشن پيروزي ندارد!
وي دربارهي خط قرمزها در اين مساله و اينكه آيا اصلا خطوط قرمز خود را نقض كردهايم؟ گفت: پرسش مناسبي است. بنده بايد به دور از هر گونه واژهپردازي و ابهام، خيلي روشن عرض كنم كه خط قرمز ما محروميت از حق مسلم دستيابي - تاكيد ميكنم دستيابي نه (استفاده) و نه (بهرهگيري) - از تكنولوژي هستهاي است، خواه آن را ماهرانه زير لواي تعليق تعريف كنند يا حتي اگر براي مدت كوتاه باشد، چه رسد به آن كه زمانش را به دست كساني بدهند كه مسلما خواستشان هر چه طولانيتر كردن اين تعليق است.
آنها با شعبدهي عمليات رواني همه چيز را براي ما وارونه كردهاند؛ خط قرمز ما را بقاء قرار دادهاند و نه حفظ منافع و آزادي عمل در چارچوب قانون و حقوق تعريف شده. ميگويند همه چيز را بدهيد در عوض، ما با جلوگيري از ارسال پرونده به شوراي امنيت اجازهي ادامهي حيات را به شما ميدهيم، آن هم در چارچوبي كه ما تعريف ميكنيم. نبايد بپذيريم به كمترين ميزان و به آخرين سنگر خود عقب بنشينيم و حياتيترين حق خود و نسلهاي بعدي را به آنان واگذار كنيم.
رضايي دربارهي اينكه ميگويند غربيها قصد داشتند ما را به توقف چرخهي سوخت مجبور كنند اما در مذاكرات موفق شديم آن را به تعليق تبديل كنيم. دربارهي فرق «تعطيل»، «توقف»، «تعليق نامحدود» و «تعليق تا رسيدن به نتيجهي مذاكرات» به لحاظ عملياتي افزود: در تفاوت تعريف اين واژهها نكات ظريفي وجود دارد، غرب تمامي تكههاي پازل را به دقت تنظيم كرده است، در نهايت هم ميخواهد همان تصويري را بسازد كه ابتدا طرحش را كشيده بود. مطلوب آمريكا و هم پيمانانش تعطيل فعاليتهاي هستهاي ما به طور كامل است. اما براي تحقق اين هدف، بايد آن را مرحله به مرحله، با بهرهگيري از تمامي امكانات، به انجام برسانند. يكي از ابزارهايشان نيز ادبياتسازي است. آنان كلمات مختلف را به شكلي به كار ميبرند كه نتيجهي همهاش يكي بشود و مطلوبشان را برآورده كند.
آنان در ادبيات خود با زيركي و باريكبيني مسالهي دستيابي به تكنولوژي هستهاي را تبديل به استفاده و بهرهگيري كردند. يعني خودتان نبايد توانايي آن را داشته باشيد، در عوض، از ما بخريد.
ديپلماسي ما هم گرفتار اين دام شد و متاسفانه اين ادبيات در ميان ما در سطح وسيعي رواج يافت. يا اول تعطيل و توقف را مطرح كردند. بعد، به جاي آن تعليق نامحدود را قرار دادند. حالا هم كه تعليق تا نتيجهي مذاكرات. يعني تعليق تا هر زمان كه ما (غرب) صلاح بدانيم و بگوييم كه مذاكرات به نتيجه رسيده است. لذا اين به اصطلاح مذاكرات ميتواند مانند بسياري از موضوعات ديگر چندين دهه ادامه و به نتيجهي نهايي رساند.
ور در مورد اينكه تيم مذاكره كننده بارها تاكيد كردهاند كه تعليق ما داوطلبانه است و در اين موافقتنامه اخير هم بر آن تاكيد شده، لذا الزام حقوقي ندارد، اظهار داشت: درست است كه بر داوطلبانه بودن مساله تاكيد شده اما همين الزام سياسي با مرور زمان ايجاد تعهد سنگين ميكند. به علاوه، با اين تاكتيك افكار عمومي داخل و خارج را به مساله عادت ميدهند. به سمتي هم در حركتند كه آن را به عرفي در مناسبات سياسي ما تبديل كنند و از آنجاييكه مباني حقوق بينالملل، مباني عرفي است، لذا اين امر فينفسه واجد بار حقوقي خواهد شد. مهمتر از همه، هدف اصلي موافقتنامهي پاريس خريد زمان براي غرب است. ميخواهند با خريد زمان و تحميل تعليق گسترده و نامحدود و متوقف كردن ما به لحاظ سياسي، بسترهاي حقوقي لازم را فراهم كنند و اهداف گفته شده را اجرايي نمايند. در ضمن، در متن موافقتنامه از واژهي essential استفاده شده است، يعني تعليق شرط بنيادين اين توافق است، آنها ميخواستند كه ما نتوانيم تا دو يا سه ماه ديگر اين آزادي عمل را در لغو تعليق داشته باشيم. حقوق ما را به وعدهي پايان مذاكرات به گروگان گرفتهاند.
وي با اشاره به بخشي از توافقنامه كه در آن آمده است ”سه كشور به حقوق ايران مطابق NPT اذعان دارند“ گفت: اين را كه NPT سي و شش سال قبل به ما داده بود. ده سال قبل هم با تمهيدات بسيار، مجددا همين حقوق را براي ابد تمديد كردند. آن هم بسيار واضحتر، دقيقتر و حقوقيتر از آنچه كه به عنوان امتياز در توافقنامه پاريس به ما فروختند! حرف ما اين است كه حقي را كه در يك معاهدهي معتبر بينالمللي دنيا به ما داده و در طول دهها سال محقق نشده نبايد آن را مشروط به تضمين عيني ايران بكنند. ما از اين حق برخوردار هستيم.
وي دربارهي اينكه گفته شده تيم ايراني هميشه اعلام كرده كه مواضعش هماهنگ با مقامات عالرتبهي نظام است و اقداماتش را بر اين اساس انجام ميدهد، اظهار داشت: رهبري در جايگاه ترسيم خطوط كلي نظام هستند و هدايت كلي جزييات را در كشور بر عهده دارند و چارچوبهاي اصلي را تعيين ميكنند. اما ديگران هم وظايفي دارند كه بايد آن را انجام دهند و مطابق آن پاسخ بدهند. لذا خرج كردن از رهبري عملي ناپسند است. ايشان خطوط كلي عمليات را ترسيم كردهاند كه آن هم كاملا صحيح و منطبق بر مصالح كشور بوده است، يعني گفتوگو، تعامل با دنيا، در پيش گرفتن ديپلماسي و روشهاي قانوني و منطبق با عرف بينالمللي براي احقاق حق كشور. اما مذاكرات و چانهزنيهاي ديپلماتيك، عملي حرفهاي است و بر عهدهي ديگران، اتفاقا همين عمليات است كه در صحنهي ديپلماتيك سرنوشت بسياري چيزها را تعيين ميكند. اگر تيم مذاكره كننده حرفهاي عمل ميكرد، ميتوانست حريف را در گام اول بازي نگاه دارد و اجازه ندهد جلوتر برود.
وي در تبيين اين كه در تفاهم اخير آمده ايران ضمانت عيني ميدهد و متقابلا، غرب هم ضمانت محكم، گفت: شما به محدودهي تعليق در موافقتنامهي اول تهران و اين توافقنامه نگاه كنيد. درخواهيد يافت كه در چه وضعيتي هستيم. آن جا ما تنها گازدهي را تعليق كرديم و اكنون دامنه تعليق وسيعتر شده براي رفع تعليق و برگشتن به حقوق مشروع خودمان بايد تضمين بدهيم آن هم تضمين عيني. يعني جهت اعتماد صددرصد كه احاله به محال است و تا كنون نمونهاي از آن نبوده است.
وي در پايان در پيش بيني از آيندهي روند كنوني، گفت: ادامهي اين روند توان فني و علمي ما را نشانه گرفته است. نگراني اين است كه با ضربههايي كه به توان علمي، فني، سرمايهاي و از همه مهمتر نيروهاي انساني ما وارد شده و ميشود، امنيت را از همهي دستاندركاران فني، حقوقي و انساني ما بگيرند و به لحاظ مديريتي، انساني و عملياتي يك مخروبهاي را براي ما باقي بگذارند. توجه داشته باشيد! اين توانايي مانند ماشيني مكانيكي نيست كه بتوانيد براي مدتي آن را در يك گوشه پارك كنيد و بعد هر زمان كه خواستيد آن را روشن كنيد و راه بيندازيد، علم و تكنولوژي صددرصد وابسته به نيروي انساني و مغزهاي متفكر است. لذا همانند موجودي زنده است كه اگر مدتي به آن بيتوجهي شود دچار مرگ خواهد شد. ما اميدواريم كه در جلسهي شوراي حكام در نوامبر پرونده ايران بسته و غني سازي شروع شود آنگاه ما به يك پيروزي نسبتا خوبي رسيدهايم. در غير اين صورت چالش بزرگي در راه خواهد بود.
انتهاي پيام



نظرات