جشنواره فجر

  • یکشنبه / ۱ آذر ۱۳۸۳ / ۱۷:۱۲
  • دسته‌بندی: سیاست خارجی
  • کد خبر: 8309-00376
  • منبع : مطبوعات

همه چيز بستگي به اجلاس نوامبر دارد گفت وگوي ايسنا با محسن رضايي/1/ آماده‌ام با دكتر روحاني درباره‌ي مذاكرات هسته‌يي مناظره داشته باشيم

همه چيز بستگي به اجلاس نوامبر دارد 
گفت وگوي ايسنا با محسن رضايي/1/
آماده‌ام با دكتر روحاني درباره‌ي مذاكرات هسته‌يي مناظره داشته باشيم

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به اين كه شايد لازم بود رسانه‌هاي ما از همان مراحل نخست با حساسيت و دقت بيشتري، روند پرونده‌ي هسته‌يي ايران را دنبال مي‌كردند و از همان اول مردم را از سير وقايع آگاه مي‌كردند، خاطرنشان كرد: اين كار نشد اما بازهم مطبوعات و ديگر رسانه‌ها مي‌توانند با نگاه نقادانه و موشكافانه به آن بپردازند و ملت عزيز ما را از جزئيات مساله و همچنين نظرات كارشناسي مختلف مطلع كنند.

محسن رضايي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، افزود: اين پرونده به واقع از اهميت بسيار فراواني برخوردار است و احتمالا موضوعات اندكي را در تاريخ صدساله‌ي اخيرمان مي‌توانيم مشاهده كنيم كه به اين اهميت باشد. ديدم برخي از دوستان آن را با مساله‌ي نفت و ملي شدن آن مقايسه كردند. من هم فكر مي‌كنم به نكته‌ي كاملا درستي اشاره شده است. اگر اهميت اثري كه اين پرونده در سرنوشت كشور ما و منافع ملي ما مي‌گذارد، از مساله‌ي ملي شدن نفت بيشتر نباشد، كمتر نيست و آينده‌ي كشور و نسل‌هاي آتي را در سطح تعيين‌كننده‌اي متاثر مي‌سازد. در چنين مقاطع و نقاط عطف حساسي است كه هم آزادي عمل و هم رسالت و وظايف ملي روزنامه‌نگاري و رسانه‌اي مي‌تواند نقش سرنوشت‌سازي بازي كند و آزمايشي تاريخي براي رسانه‌ها باشد.

وي در بيان طرح خلاصه‌اي از سير پرونده‌ي هسته‌يي ايران گفت: ريشه‌ي موضوع به قبل از انقلاب اسلامي بازمي‌گردد. در آن زمان و در فضاي دو قطبي، پنج كشور داراي تكنولوژي هسته‌يي مي‌خواستند ديگران را از آن منع كنند و آن را فقط در انحصار خود داشته باشند. پس از فراز و فرودهايي به معاهده‌ي NPT رسيدند كه تعدادي كشور آن را براي مدت معيني امضاء كردند. ايران هم جزو كشورهايي بود كه مشروط به شروطي آن را براي مدت محدودي (25 سال) امضاء كرد. از جمله‌ي اين شروط برخورداري از تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌يي، تاسيس چندين نيروگاه هسته‌يي (اولين آن بوشهر بود) و نيز تحقق خاورميانه‌ي عاري از سلاح هسته‌يي بود. بعد از پايان آن مدت (25 سال)،‌ قدرت‌ها فشار زيادي آوردند تا آن را بي‌سروصدا و به طور دايم تمديد كنند، موفق هم شدند. اين موضوع در سال 1375 رخ داد و اين اتفاق يكي از نقاط تاريك و تصميمي ابهام‌آميز بود كه در آن مقطع بدون اطلاع مردم و حتي مجلس آن زمان توسط دولت و دستگاه ديپلماسي عملي شد.

رضايي درباره‌ي سرنوشت شرط‌هاي نخستين NPT اظهار داشت: متاسفانه برغم اين كه هيچ‌كدام از آنها محقق نشده بود و برعكس در اين مدت، اسرائيل هسته‌يي را ساختند و به وظايف و تعهدات خود در ساختن نيروگاه عمل نكردند، آژانس هم كمكي به برخورداري ايران از تكنولوژي هسته‌يي نكرد. اما متاسفانه عليرغم همه‌ي اينها دولت وقت، بدون كوچك‌ترين اشاره‌اي به اين مسائل معاهده را براي ابد امضاء كرد.

وي در توضيح بيشتري درباره‌ي امضاء كنندگان معاهده‌ي مذكور آورد: دقيقا همين افرادي كه امروز مسووليت مذاكرات هسته‌يي اخير را بر عهده دارند، با اين تفاوت كه در آن زمان وزير خارجه‌ي كنوني نماينده‌ي دائم ما در نيويورك و بالاترين مقام ما در سازمان ملل بود.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره‌ي كاركرد اين پروتكل يادآور شد: در معاهدات بين‌المللي همه‌چيز و همه‌ي امتيازات يك‌جا مطرح نمي‌شود كه ايجاد عكس‌العمل كند بلكه مرحله به مرحله، با زمينه‌سازي ضروري و روش‌هاي خاص حقوقي و ديپلماتيك اهداف مرحله‌اي خود را پيش مي‌برند. لذا قدرت‌هاي هسته‌يي براي اعمال‌نظر بيشتر و محدودسازي كشورهاي فاقد تكنولوژي تلاش كردند با افزودن تكمله و الحاقيه به معاهده‌ي NPT كنترل خود را در محروم نگاه داشتن كشورها شديدتر و سخت‌تر كنند، اين پروتكل الحاقي به 2 + 93 معروف شد. ما هم در اين دو، سه سال اخير به دلايلي كه از كسي پنهان نيست، زير فشار قرار گرفتيم تا پروتكل 2 + 93 را امضاء‌ و اجرا كنيم.

رضايي با توجه به نتيجه‌ي نشست اول سعدآباد درباره‌ي امكان وجود گزينه‌ي ديگري براي ايران اظهار داشت:ما بر سر يك سه راهي قرار داشتيم، جنگ، تسليم و يا ديپلماسي. مسوولان عاليرتبه‌ي نظام، ”ديپلماسي“ را بر ”جنگ“ و ”تسليم“ ترجيح دادند. البته وقوع جنگ بين ايران و آمريكا احتمال بسيار كمي داشت ولي احتمال چالش جدي بين ايران و آمريكا همواره قابل تصور است. من فكر مي‌كنم ايران استراتژي خوبي را در بعد هسته‌يي در پيش گرفت تا بتواند به جاي آنكه كشور را وارد چالش كند و يا تسليم شود با كمك ديپلماسي هم تهديد را از سر راه بردارد و هم فن‌آوري هسته‌اي صلح‌آميز را براي خود در چارچوب NPT تثبيت كند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام هم‌چنين در بيان نظر خود درباره‌ي مذاكرات هسته‌اي ايران و اروپا با تاكيد بر اين كه به هيچ‌وجه آن را تاييد نمي‌كند، خاطرنشان كرد: من سياست راهبردي نظام را كه به جاي تسليم شدن و يا چالش، ايجاد كردن راه ديپلماسي را در پيش گرفته است، تاييد مي‌كنم. به طور كلي در سياست خارجي و به ويژه پرونده‌ي هسته‌يي، سه مفهوم مستقل وجود دارد. اول سياست كلان و راهبرد، دوم ديپلماسي و اجراي استراتژي و سوم عملكرد تيم مذاكره‌كننده در راستاي اجراي تاكتيك و شيوه ديپلماسي در پرونده هسته‌يي، سياست كلان و راهبرد نظام بر پرهيز از جنگ و ماجراجويي در كنار حفظ فن‌آوري هسته‌يي و عدم تسليم شدن خواسته‌هاي اروپا و آمريكا شكل گرفت. تاكتيك ما بر اعتماد به اروپا و واسطه قرار دادن 3 كشور اروپايي براي حل پرونده‌ي هسته‌يي و امتيازگيري و يا رايزني با اين كشورها بود و عملكرد تيم مذاكره‌كننده بر اساس تاكتيك انجام شده كه به صورت اجمال در ارزيابي كل سياست خارجي جمهوري اسلامي در پرونده هسته‌يي بايد بگوييم، در بعد استراتژي و راهبرد ما بسيار صحيح و دقيق عمل كرديم، در انتخابات تاكتيك با ابهامات و نقدهاي متعددي مواجه هستيم و در عملكرد به ضعف‌ها و اشتباهات فراواني برمي‌خوريم.

وي در همين راستا با اشاره به عملكرد ديپلماسي ايران، هدف‌هايي كه به اعتقاد وي ديپلمات‌هاي ما بايد با كمك ابزارهايي كه حكومت در اختيار آنان قرار داده بود تامين مي‌كردند را رفع تهديد، تضمين و تثبيت غني‌سازي اورانيوم براي توليد سوخت هسته‌يي نيروگاههاي برقي و موارد صنعتي ديگر و همكاريهاي اقتصادي و تكنولوژيك در سطوح عالي با اروپا برشمرد.

رضايي معتقد است: ديپلمات‌هاي هسته‌يي ايران تمام امتيازات، اندوخته‌ها و اهرمهاي فشار را در همان جلسه‌ي اول سعدآباد تحويل دادند ولي نتوانسته‌اند تاكنون هدف‌هاي مذكور را بدست آورند.

وي با بيان اين اعتقاد كه ايران در اين مسير امتيازاتي داده است، خاطرنشان كرد كه ايران سه ابزار مهم در اختيار داشت و در اين‌باره ابراز عقيده كرد: ايران مي‌توانست روي پذيرفتن پروتكل الحاق 2+93 با اروپايي‌ها چانه‌زني كند و در دادن اطلاعات هسته‌يي يك برنامه‌ي زمانبندي شده را كه همراه با گرفتن امتيازات متقابل باشد اجرا كند. ايران بايد طي يك جدول زمانبندي مرحله به مرحله كه امتيازاتي مي‌گرفت، امتيازات فوق را مي‌داد. ايران اطلاعات به كلي سري و ذي‌قيمت خود را به اروپايي‌ها تحويل داد. تعليق غني‌سازي را پذيرفت پروتكل الحاقي 2+93 را دولت ايران پذيرفت ولي بسيار فراتر از آن را به اجرا گذاشت و تضمين داد كه به نبال سلاح هسته‌يي نيست. با وجود همكاري‌هاي فوق، پرونده‌ي ايران بسته نشد و با اين وجود هرچند مدت يك بار مي‌گويند اگر ايران همكاري نكند، پرونده‌ي او را به شوراي امنيت مي‌بريم. بدتر آن‌كه اروپا و شوراي حكام يك قدم جلوتر گذاشته و خواهان تعليق فعاليت‌هاي بيشتري از گذشته شده‌اند.

وي اظهارات رييس‌جمهور كه مذاكرات اخير را به دست آوردن يك پيروزي بزرگ عنوان كرده است را يادآور شد و گفت: در دوره‌ي آقاي خاتمي با وجود حمله به عراق و افغانستان، ايران يك دوره‌ي امن و باثبات را پشت سر گذاشته است. ايشان نمي‌خواهد كه اين چند ماه باقي مانده ايران يك دوره‌ي ناامني را پشت سر بگذارد ولي نبايد از ترس ناامني ما خودمان را از پشت‌بام پايين بياندازيم. اگر در جلسه‌ي شوراي حكام در نوامبر چند روز آينده پرونده‌ي ايران بسته شود و غني‌سازي اورانيوم شروع شود گفته آقاي خاتمي تحقق مي‌يابد و ملت ايران به پيروزي رسيده است در غير اين صورت نتيجه‌ي توافق پاريس مشكوك است.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در عين حال نرفتن پرونده‌ي ايران به شوراي امنيت و اين‌كه غني‌سازي در چارچوب NPT را براي ايران پذيرفته‌اند يك موفقيت دانست و ادامه داد: اگر در نوامبر پرونده‌ي ايران بسته شود و غني‌سازي شروع شود ما پيروز شده‌ايم ولي در توافقنامه‌ي پاريس غني‌سازي را مشروط به تضمين عيني كرده‌اند كه احاله بر محال است. لذا اگر اقدامات فوق در جلسه‌ي نوامبر (چند روز آينده) صورت نگيرد به نظر من ايران بايد غني‌سازي را از سر بگيرد.

رضايي معتقد است: ديپلمات‌هاي ايران به دليل خوش‌بيني به اروپا رودست خورده‌اند. اروپا در حادثه‌ي عراق دو آسيب جدي را تحمل كرد. بالا رفتن قيمت نفت و ركود اقتصادي و از دست دادن مهم‌ترين پايگاه سياسي خود در منطقه. اگر حادثه‌ي دوم كه چالش با ايران بود اتفاق مي‌افتاد قيمت نفت از مرز صد دلار مي‌گذشت و اروپا از صحنه‌ي خاورميانه به كلي حذف مي‌شد. لذا اروپا نياز جدي به يك ابتكار عمل داشت. اين ابتكار عمل همين مذاكرات هسته‌يي بود كه با ايران شروع كرد. در اين مذاكرات اروپا از يك طرف بايد آمريكا را راضي نگه مي‌داشت و از طرف ديگر نياز به همكاري ايران داشت. لذا اروپا يك بندبازي با ريسك بالا را شروع كرد. رمز موفقيت اروپا در اين مذاكرات همراهي كامل ديپلماسي ايران با آنها بود.

وي در پاسخ به اظهارات كساني كه مي‌گويند ما بين اروپا و آمريكا شكاف انداختيم، گفت: اين تحليل‌ها مربوط به دوران عصر حجر است. اروپا به كمك ايران مي‌خواست خود را نجات دهد. اروپا در پرتگاه سقوط در خاورميانه قرار گرفته بود. من آماده‌ام با دكتر روحاني در اين رابطه مناظره داشته باشيم ولي متاسفانه صدا و سيما صرفا اخبار و مصاحبه‌هاي يكطرفه را منعكس مي‌كند.

وي با تاكيد بر اين كه ما بايد امتيازات بيشتري مي‌گرفتيم، افزود: ما در قبال نجات اروپا بايد امتيازات فراواني از آنها مي‌گرفتيم ولي آنها براي اين‌كه اين امتيازات را به ايران ندهند دل ايران را خالي كردند و از همان روز اول شروع كردند به ترساندن ديپلمات‌هاي ايران كه پرونده‌ي ايران را به شوراي امنيت خواهند برد.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، خوش‌بيني به اروپا و عدم تشخيص مقاصد آنها در همكاري با ايران، عدم مهارت‌هاي ديپلماتيك، استراتژي نداشتن، بستن فضاي نقد و مشاركت ندادن متخصصان و نخبگان در معاضدت فكري در اين روند را از جمله اشتباهات ديپلمات‌هاي ايران دانست و افزود: من طرفدار تعامل با كشورهاي جهان هستم ولي با هر نوع تعامل تسليم‌طلبانه و خفت‌بار مخالفم. من ديپلماسي ايران را از موضع عزت و سربلندي و كسب منافع ملي نمي‌بينم و برخي از مواقع احساس سرشكستگي به من دست مي‌دهد.

وي ادامه داد: اگر پرونده‌ي ايران به شوراي امنيت مي‌رفت، قيمت نفت حداقل به مرز هفتاد دلار مي‌رسيد و صنعت اروپا از كار مي‌افتاد و بحران اقتصادي غرب را فرا مي‌گرفت. از طرف ديگر اروپا از تنها نقطه‌ي منطقه كه ايران است به بيرون از منطقه پرت مي‌شد. لذا اروپا بيش از ايران، نگران رفتن پرونده‌ي ايران به شوراي امنيت بود. در ابتداي كار آمريكا هم نگران رفتن پرونده‌ي ايران به شوراي امنيت بود ولي حالا كه اطلاعات خود را كامل كرده، كمتر نگران است. به همين دليل ايران مي‌توانست امتيازات مهمي را از اروپا بگيرد ولي اروپاييان به جاي آن‌كه از بحراني شدن منطقه بترسد، با القاي ترس در ديپلمات‌هاي ما، ايران را از رفتن به شوراي امنيت ترساندند و امتيازاتي گرفتند.

رضايي با اشاره به انتقادات دكتر لاريجاني به توافقنامه‌ي اخير و پاسخ هايي كه در پي داشت مبني بر اين كه مسوولان تيم مذاكره‌كننده گفتند كه خود او هم با توافقنامه‌ي اخير موافق بوده است و اين حرف‌ها را با هدف‌هاي تبليغاتي مي‌گويد، به عنوان فردي كه از نزديك شاهد اين وقايع بوده، گفت: همه‌ي ما مذاكره، گفت و گو و روابط با دنيا را به عنوان سياست راهبردي نظام قبول داريم. در جريان همين پرونده‌ي هسته‌اي نيز با راهبرد مذاكره و تفاهم موافق بوديم. اما آن‌چه كه براي ما اهميت داشت و دارد، نتيجه‌اي است كه از اين مذاكرات به دست مي‌آيد. مذاكره، تفاهم، گفت و گو، ديپلماسي و ... جاده‌اي دوطرفه است، نه يك‌طرفه و حتي معاهدات بين‌المللي بدون رضايت طرف‌هاي ذي‌ربط اعتبار ندارد. لذا مفهوم تعامل تسليم نيست. ما به بازي صفر يا صد معتقد نيستيم. ما موافق كامل ترك مخاصمه هستيم. ولي نه به قيمت واگذاري همه چيزمان. ما كه حق نداريم آينده‌ي اين كشور و مردم را واگذار كنيم. ما قيم و متولي نسل‌هاي آتي نيستيم. اين حقوق نزد ما امانتي بيش نيست. لذا من معتقدم كه گوهرهايي را داده‌ايم ولي هنوز آب‌نباتي را هم حتي نگرفته‌ايم. اگر پرونده‌ي ايران در نوامبر بسته شود به ما آب‌نبات داده‌اند. اما اگر غني‌سازي را شروع كنيم مي‌توانيم بگوييم گوهري در مقابل گوهرهاي از دست رفته به دست مي‌آوريم.

وي به سخنان مقامات عالي كشور مبني بر عدم چشم‌پوشي از حق برخورداري از تكنولوژي هسته‌اي اظهار داشت: من معتقد هستم كه مقام معظم رهبري هيچ قرارداد ننگيني را اجازه نخواهد داد كه امضا شود. همه چيز بستگي به نوامبر دارد. اگر پرونده‌ي ايران بسته شود و غني‌سازي راه بيافتد همه چيز به شرايط عادي برمي‌گردد و مجلس هم نظارت يادمان را در چارچوب NPT خواهد پذيرفت. در غير اين صورت مسوولين ايران در موعد مقرر بايد غني‌سازي را شروع كنند. انتظار ما از جناب آقاي خاتمي اين است كه زماني كه پست رياست جمهوري را ترك مي‌كنند فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران شروع شده باشد.

ادامه دارد...

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha