جشنواره فجر

  • جمعه / ۱۳ آذر ۱۳۸۳ / ۱۹:۳۵
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 8309-05711
  • منبع : مطبوعات

دبيركل حزب مردم‌سالاري در سومين كنگره‌ي اين حزب: كانديداي واحد، برنامه‌ي مشترك و تركيب اجماعي كابينه ائتلافي، سه راهبرد ضروري براي اصلاح‌طبان است

سومين كنگره‌ي حزب مردم‌سالاري، صبح روز پنج‌شنبه در تالار ابن خلدون دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران با حضور مهدي كروبي، دبيركل مجمع روحانيون مبارز، موسوي تبريزي، دبير مجمع محققين و مدرسين، دكتر عباس شيباني از خانه احزاب، دكتر راه‌چمني، دكتر ابراهيم باي‌سلامي، مهندس نريمان، جمعي از اساتيد حوزه و دانشگاه، جمعي از فعالان سياسي و دبيران كل احزاب، جمعي از نمايندگان مجلس ششم، روزنامه‌نگاران، مديران مسوول و سردبيران مطبوعات و اعضاي حزب مردم‌سالاري از سراسر كشور برگزار شد. به گزارش ايسنا به نقل از ستاد خبري اين كنگره در آغاز اين مراسم پس از اجراي سرود و تلاوت قرآن كريم و خيرمقدم از سوي حجت‌الاسلام هادي قبادي، رييس كنگره، دكتر مصطفي كواكبيان دبيركل حزب مردم‌سالاري طي سخناني، گزارشي از عملكرد اين حزب را ارايه كرد. متن كامل سخنان وي به شرح زير است: بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين، انه خير ناصر و معين الحمدلله الذي هدانا لهذا و ماكنا لنهتدي لولا ان هدانا الله قال الله تعالي: و لاتهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مومنين ان يمسكم قرح فقد مس‌القوم قرح مثله و تلك الايام نداولها بين الناس و ليعلم الله الذين آمنوا و يتخذ منكم شهداء والله لايحب الظالمين (آيه 40 سوره مباركه آل عمران) با سلام و درود و تحيت بر شما حضار محترم، اساتيد محترم دانشگاه و حوزه، دبيران كل معزز احزاب، روزنامه‌نگاران مكرم، مديران مسوول عزيز، نمايندگان محترم مجلس ششم و هفتم، دست‌اندركاران محترم دستگاههاي اجرايي، منتخبان حوزه‌هاي حزبي در سراسر كشور اعم از مسوولان دفاتر شهرستان‌ها و شعب استاني و شاخه‌ها و كميته‌ها. تشكر ويژه از فعالان سياسي و اعضاي شوراي مركزي احزاب مختلف مخصوصا دبيركل محترم مجمع روحانيون مبارز حضرت آيت‌الله كروبي، مبارز نستوه و يار ديرينه‌ي حضرت امام خميني (ره) و مشاور مقام معظم رهبري. خداوند سبحان را شاكريم كه نعمت انقلاب اسلامي را به ملت رشيد ايران ارزاني داشت و جمهوري مقدس اسلامي را به رهبري بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در سرزمين ايران مستقر گردانيد و قانون اساسي اين سند ميثاق ملي را كه در چنين روزي يعني 12 آذر به تصويب مردم سرافراز ايران رسيده است به ما هديه نمود. سپاس بي حد خداوندي را كه به ما توفيق داد كه سومين كنگره‌ي سراسري حزب مردم‌سالاري در فضاي نه چندان بانشاط سياسي كنوني با كمترين امكانات برگزار نماييم. با اجازه‌ي شما حضار ارجمند و سروران گرامي و هيات‌رييسه محترم كنگره سخنانم را در چهار بخش به اختصار تقديم مي‌دارم. 1- گزارشي از تاريخچه و فعاليت‌هاي حزب مردم‌سالاري در پي حماسه‌ي تاريخي و ملي دوم خرداد 76 و به منظور دفاع از دستاوردهاي اين حماسه، جمعي از آن حماسه‌سازان در دهم آبان 1378 پروانه فعاليت حزبي به نام مدافعين پيام دوم خرداد را از كميسيون ماده 10 وزارت كشور دريافت كردند و اولين كنگره خويش را در دوم خرداد 1381 و دومين كنگره را در دوم خرداد 1382 برگزار كردند و با تغيير نام از طريق كميسيون ماده 10 قانون احزاب به نام حزب مردم‌سالاري كه در حقيقت تعميق مردم‌سالاري مهم‌ترين پيام آن حماسه‌ي بي‌نظير بود، هم‌اكنون وارد ششمين سال فعاليت خويش مي‌شود. حزب مردم‌سالاري با انتشار روزنامه‌ي مردم‌سالاري از ابتداي دي‌ماه 1380 روند تازه‌اي را در فعاليت‌هاي خويش تجربه كرد. شكي نيست حزبي كه در ابتدا از شهرهاي مختلف استان سمنان فعاليت خويش را آغاز نموده و امروز در بيش از 200 شهر كشور داراي عناصر تشكيلاتي و منسجم است مي‌تواند به جرأت مدعي شود حزبي است كه از پايين به بالا شكل گرفته و به جاي آن‌كه حزب دولت‌ساخته باشد، به فضل الهي مي‌خواهد جزو احزاب طراز اول دولت‌ساز كشور محسوب گردد. حزب اصلاح‌طلب مردم‌سالاري و روزنامه ارگان اين حزب اگر در طول فعاليت‌هاي خويش هيچ تاثيري در روند حركت اصلاح‌طلبانه‌ي ملت رشيد و آگاه ايران نداشت، الا اين‌كه در فضاي يخبندان سياسي ناشي از اقدامات برخي از شيفتگان قدرت و اقتدارگرايان موفق شده است چنين كنگره باعظمتي را برگزار نمايد به خود مي‌بالد. گزارش عملكرد اين حزب در فاصله‌ي بين كنگره دوم تا كنگره سوم طي ويژه‌نامه‌اي تقديم حضار گرامي شده است كه در اين‌جا نيازي به تكرار بيان تفصيلي آن اقدامات نيست. اما بهتر است به استحضار برسانم كه برگزاري اردوي تابستاني در اردبيل، برپايي پيش كنگره در رامسر، ديدار با علما و مراجع عظام تقليد در قم، چاپ 7 شماره بولتن خبري داخلي دفتر سياسي، تشكيل 27 جلسه شوراي مركزي، ساماندهي 9 شاخه حزبي «اصناف»، «مهندسان»، «كارگران»، «فرهنگيان»، «طلاب و روحانيون»، «دانشجويان»، «روزنامه‌نگاران»، «نسل سوم» و «كارمندان» در دفتر مركزي و برخي از استان‌ها، فعال‌سازي كميته‌هاي تشكيلات، اطلاع‌رساني، پشتيباني، فرهنگي و اقتصادي در دفتر مركزي و مراكز استان‌ها، تشكيل جلسات مرتب هفتگي دفتر سياسي، صدور بيش از 25 اطلاعيه و بيانيه‌ي سياسي، موضع‌گيري دبيركل در مسايل مختلف در بيش از 135 مورد از طريق مصاحبه با مطبوعات و خبرگزاري‌ها، راه‌اندازي شركت تعاوني چندمنظوره با كمك سهام اعضا به منظور تقويت بنيه‌ي مالي حزب و صدور كارت عضويت براي بيش از 2000 عضو حزب در سراسر كشور از جمله مهم‌ترين عناوين فعاليت‌هاي اين حزب نوپاست. حزب مردم‌سالاري با سه شعار اساسي يعني «خداباوري»، «مردم‌سالاري» و «نوگرايي» و با سه ويژگي «ايران‌محوري»، «جوان‌گرايي» و «تخصص‌مداري» افتخار مي‌نمايد كه توانسته است جمعي از فرهيختگان جوان مومن و داراي تفكر اصلاح‌طلبانه را در درون خويش گرد آورد و هيچ‌گاه خط روشن و شفاف خويش را گم نكند. شرط پذيرش مسووليت دبيري شعب استاني اين حزب بهره‌مندي از حداقل مدرك كارشناسي ارشد، برخورداري سن كمتر از 45 سال، تقويت فرهنگ كار جمعي و تشكيلاتي كردن بدون كمترين توقع و چشمداشتي بيانگر عمل به تعهدات و شعارهاي اين حزب است. 2- تحليلي از وضعيت كنوني هرچند در قطعنامه‌ي نهايي كنگره به تفصيل به برخي از مشكلات و بحران‌ها اشاره خواهد شد و بر تعدادي از راهكارها و راهبردهاي حزب مردم‌سالاري به منظور برون‌رفت از وضعيت كنوني تاكيد مي‌شود اما بي‌مناسبت نيست كه در اين‌جا به مهم‌ترين بحران كشور در شرايط جاري يعني بحران كاهش اعتماد عمومي اشاره مختصر داشته باشيم. ما بر اين باوريم كه تحميل شرايط غيرمنطقي كشورهاي قدرتمند و پذيرش تعليق غني‌سازي اورانيوم و صدور قطعنامه‌هاي متعدد شوراي حكام و در مجموع فشارهاي خارجي و بين‌المللي را بايد نتيجه‌ي طبيعي عدم اقبال عمومي مردم به حاكمان و عدم مشاركت حدود 50 درصد از واجدان شرايط در انتخابات مجلس هفتم بدانيم. بي‌توجهي به شكاف نسل‌ها و خيل عظيم جوانان كشور باور نكردن به باورهاي نسل سوم و ميدان ندادن به آنان به گونه‌اي كه متوسط سن مجموع مديران ارشد نظام از 34 سال ابتداي پيروزي انقلاب به 53 سال پايان سال 82 نمونه‌اي از چنين فرآيندي است. بي‌توجهي به شكاف جنسيتي به گونه‌اي كه حتي مطبوعات كشوري مانند افغانستان با آن سطح از شاخص‌هاي توسعه‌يافتگي به ما طعنه بزنند كه در انتخابات رياست جمهوري آنها نامزد زن وجود دارد ولي در ايران به زنان اجازه‌ي داوطلب شدن براي رياست جمهوري داده نمي‌شود. بي‌توجهي به شكاف طبقاتي كه گودال‌هاي عميق فقر اجتماعي همچنان در كنار قله‌هاي بلند ثروت ثروتمندان اقشار مختلف به اصطلاح آسيب‌پذير و محرومان جامعه به ژرفاي خود مي‌كشاند. بي‌توجهي به نخبگان جامعه به‌ويژه اكثريت نخبگان خاموش كه روز به روز خودشان را از مسائل جامعه و تعيين سرنوشت كنار مي‌كشند و چندان رغبتي براي مشاركت سياسي، اجتماعي افراد از خود بروز نمي‌دهند و به تبع آن مردم نيز با تاسي به اين گروههاي مرجع اجتماعي از حكومت زاويه مي‌گيرند. بي‌توجهي به اقوام مختلف جامعه و هويت ايراني و دامن زدن به شكاف‌هاي قوميتي و دخالت ندادن همه‌ي اقوام در اداره‌ي بهتر كشور و در مجموع سوق دادن كشور به سمت بحران يكپارچگي كه مي‌تواند موجب به خطر افتادن تماميت ارضي كشور گردد. عدم توزيع صحيح ارزش‌ها و امكانات و قدرت سياسي و بي‌توجهي به مفهوم واقعي شايسته‌سالاري در حكومت و تكاثر قدرت و تمركز اقتدار در ميان جمع محدودي از شخصيت‌هايي كه علي‌رغم برخي از توانايي‌ها و شايستگي‌ها وضعيت ناكارآمد كنوني حاصل عملكرد اين عزيزان است. براي من به عنوان يك معلم دانشگاه موجب سرافكندگي است كه علي‌رغم همه‌ي پيشرفت‌هاي علمي حتي دانشگاه تهران با حدود هفتاد سال فعاليت حزبي جزو 50 دانشگاه برتر دنيا شناخته نمي‌شود. 3- گردش نخبگان زيربناي توسعه‌ي ملي حال كه تا حدودي به دليل پيدايش بحران و وضعيت كاهش اعتماد عمومي اشاره شد در اين‌جا مي‌خواهيم بر روي يكي از مهم‌ترين اين دلايل يعني همان بي‌رغبتي اكثريت نخبگان خاموش تاكيد نموده و به موضوع اين كنگره يعني گردش نخبگان زيربناي توسعه‌ي ملي تكيه كنيم. مرحوم علامه طباطبايي در ذيل تفسير آيه شريفه 40 سوره مباركه آل عمران در جلد چهارم ترجمه تفسيرالميزان به دليل نقلي و شرعي ضرورت گردش نخبگان اشاره كرد و ثابت مي‌كند كه واژه‌ي «الايام» در آيه «و تلك الايام نداولها بين الناس» به مفهوم «حكومت» است. يعني گردش روزگار را به مفهوم گردش حكومت قلمداد مي‌كند و چنين گردشي را به عنوان يك سنت لايتغير الهي مي‌داند. لذا به دليل آن‌كه گردش حكومت يك سنت الهي است، نبايد در مبحث ضرورت «مداوله» قدرت در ديدگاه شرعي و آيوي و روايي و فقهي تشكيك كرد. كما اين‌كه هيچ‌كس نمي‌تواند فوايد علمي و حكم عقلي و بهره‌مندي از تجارب بشري آن را فراموش ساخته و منكر گردد. نشاط نخبگان با اميد براي كسب قدرت، متعادل شدن تندروي‌هاي تئوريك تئوريسين‌ها،‌ جلوگيري از ريزش نيروهاي طرفدار حكومت، تعامل منطقي بين نخبگان، فعاليت معقول و مستمر اقليت براي كسب كرسي‌هاي اكثريت، پايداري و تثبيت و امنيت فعاليت‌هاي حزبي و رقابت‌هاي سياسي، افزايش مشروعيت حكومت، جلوگيري از كوشش‌هاي اپوزيسيون برانداز و غيرقانوني، عدم نياز به اپوزيسيون ساختگي و شكل‌گيري اپوزيسيون قانوني واقعي و بالاخره افزايش مشاركت نخبگان و به تبع آنان اكثريت مردم براي حضور در عرصه‌ي تعيين سرنوشت خويش تنها گوشه‌اي از نتايج مثبت و دستاوردهاي معقول گردش نخبگان است. در اين‌جا مي‌خواهم آماري از 4 نهاد حكومتي در نظام جمهوري اسلامي ايران كه تا پايان سال 1382 يعني در طول 25 سال حكومت ديني خدمتتان ارايه كنم و ببينيم مفهوم گردش نخبگان در نظام سياسي ما تا چه اندازه‌اي مصداق داشته است. بيشترين گردش نخبگان را در بين نهادهاي حكومتي در مجلس شوراي اسلامي مي‌بينيم. يعني تا پايان مجلس ششم تعداد كل نمايندگان مجلس 1704 نفر بوده است كه از اين تعداد 1126 نفر فقط يك بار نماينده‌ي مجلس شده‌اند و بقيه دو بار و سه بار و چهار بار و پنج بار بوده‌اند. يعني 66/1 درصد گردش نخبگان داشته‌ايم كه تا حدودي وضعيت مطلوب را نشان مي‌دهد. مورد بعدي آمار مربوط به استانداران مي‌باشد كه از مجموع تعداد كل استانداران تا پايان سال 82 يعني 298 نفر، تعداد 167 نفر فقط براي يك بار استاندار شده‌اند يعني 56 درصد گردش نخبگان داشته‌ايم. مورد بعدي مربوط به اعضاي هيات دولت و كابينه‌هاي مختلف است كه از مجموع 306 نفر عضو هيات دولت اعم از رييس‌جمهور و معاونان و وزرا تعداد 157 نفر فقط براي يك بار وزير شده‌اند. يعني 51/3 درصد گردش نخبگان داشته‌ايم. مورد بعدي مربوط به شوراي نگهبان است كه تا پايان سال 82 از مجموع تعداد فقها و حقوقدانان اين نهاد 73 نفر فقط 9 نفر فقط براي يك بار عضو اين شورا شده‌اند. يعني فقط 12/3 درصد گردش نخبگان داشته‌ايم. البته توجه داشته باشيم كه چند نكته در مورد شوراي نگهبان حائز اهميت است؛ اولا: دوره‌ي عضويت در اين شورا 6 ساله است. ثانيا: ميزان قدرت اين نهاد از تمامي نهادهاي پيش گفته بالاتر است. يعني بايد بيشتر از تمركز قدرت دوري جويد. ثالثا: همين 12 درصد هم بيشتر تمركز مربوط به حقوقدانان است و فقط درصد كمتري مربوط به فقها است. رابعا: در مورد فقها هم بايد توجه داشت كه از 5 فقيهي كه فقط براي يك بار عضو اين شورا شده‌اند 2 نفر از دار دنيا رفته‌اند. يعني مرحومان آيات رباني شيرازي و رباني املشي؛ و به دو نفر هم يعني آيات شيخ يوسف صانعي و مهدوي كني ماموريت ديگر واگذار شده است. (البته آقايان طاهري و خرم‌آبادي و قديري هم احتمالا به دليل كسالت جسمي نتوانسته‌اند خدمتشان را ادامه دهند) و فقط تغيير جناب آقاي استادي را بايد به طور طبيعي تلقي كنيم. با اين حال اين وضعيت گردش نخبگان در مورد شوراي نگهبان است. يعني اساسا ما به خط و فكر و سليقه كاري نداريم اما به هر حال خوب است مقامات محترم عالي‌رتبه نظام به چنين آماري توجه داشته باشند. 4- انتخابات آينده رياست‌جمهوري و ضرورت اجماع اصلاح‌طلبان البته در اين‌جا فرصت كوتاه است و هيات‌رييسه محترم كنگره هم تذكر داده‌اند وقت من رو به اتمام است. لذا لازم است در اين‌جا كمي هم در مورد مهم‌ترين انتخابات پس از پيروزي انقلاب يعني نهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري اشاره‌ي مختصري داشته باشم. هيچ شكي نيست كه بايد همه‌ي اركان حكومت زمينه‌هاي مشاركت حداكثري را فراهم نمايند. اما بهتر است در اين‌جا فقط بر 3 لازمه‌ي مهم حضور حداكثري مردم تاكيد نمايم. اولا: لازمه‌ي مشاركت حداكثري رقابت حداكثري است و رقابت هم صرفا بين افراد نبايد مطرح باشد بلكه همه‌ي افكار و سلايق مختلف بايد نمايندگاني در بين كانديداهاي مختلف داشته باشند. ثانيا: لازمه‌ي رقابت حداكثري برگزاري انتخابات آزاد است. لذا بديهي است در صورتي كه بخواهد الگوي مجلس هفتم از سوي شوراي نگهبان اجرا شود وضعيت مطلوبي نخواهيم داشت. البته ما نمي‌گوييم هركسي ولو اين‌كه واجد شرايط نيست مي‌تواند كانديدا شود اما همه‌ي بحث آن است كه بايد تمامي كساني كه از شرايط لازم برخوردارند بتوانند به صورت قانوني كانديدا شده و تاييد صلاحيت شوند. ثالثا: عدالت اجتماعي بايد در همه‌ي شرايط اجرا شود. لذا نبايد شاهد آن باشيم كه جناح محافظه‌كار بدون دغدغه‌ي خاطر از ردصلاحيت سبد انتخاباتي خود را ارايه دهد و صدا و سيما هم مرتبا عكس و تصوير و خبر اين دوستان را پخش كند اما اصلاح‌طلبان هنوز اطميناني براي تاييد صلاحيت كانديداهاي خودشان نداشته باشند. ما بر اين باوريم كه اجماع بر سر يك كانديداي واحد تنها راه تداوم حيات اصلاحات و حتي اصلاح‌طلبان است. هرچند داشتن سبدي از كانديداهاي مختلف فوايدي دارد اما در صورتي كه منتظر بمانيم تا نتايج صلاحيت داوطلبان از سوي شوراي نگهبان مشخص شود هيچ ثمره‌اي جز دفع‌الوقت نخواهد داشت. همان‌گونه كه در جلسات گروههاي عضو شوراي هماهنگي جبهه دوم خرداد اعلام كرده‌ايم و خدمت آقايان كروبي و موسوي تبريزي كه افتخار داده‌اند و در اين كنگره خدمتشان هستند بارها تاكيد داشته‌ايم منظور ما از اجماع صرفا اجماع بر سر كانديداي رياست جمهوري نيست بلكه علاوه بر آن بايد بر روي برنامه‌ها و تركيب كابينه ائتلافي آينده نيز از هم‌اكنون اجماع حاصل شود. به عبارت ديگر كانديداي واحد، برنامه مشترك و تركيب اجماعي كابينه ائتلافي، سه راهبرد ضروري براي اصلاح‌طلبان است. شكي نيست كه تجربه‌ي انتخابات دومين دوره‌ي شوراهاي اسلامي در سراسر كشور و انتخابات مجلس هفتم و انتخابات خانه احزاب و انتخابات مربوط به هيات نظارت بر مطبوعات و موارد ديگر به اندازه‌ي كافي بايد زمينه‌ي عبرت‌آموزي به همه‌ي اصلاح‌طلبان را فراهم كرده باشد. نامه‌هاي فراواني از اقصي‌نقاط كشور براي روزنامه مي‌رسد كه تاكيد همه‌ي عزيزان اين است كه اي همه اصلاح‌طلبان شما را به خدا ديگر اختلاف بس است. بياييد براي حفظ منافع ملي و تداوم حركت بالنده پيشرفت كشور از ايده‌آل‌ها و حداكثرها و افراط و تفريط‌ها دست برداريد و با توجه به واقعيت‌هاي موجود جاري بر روي حداقل‌هاي مشترك توافق نماييد. هرچند ما در اين‌جا تاسف عميق خودمان را از امتناع جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي اعلام مي‌داريم و بر اين باوريم كه حتما بايد دلايل امتناع امثال ايشان را براي مردم تشريح كرد اما در عين حال بايد گفت كه در بين اصلاح‌طلبان اشخاصي واجد صلاحيت فراواني هستند كه مي‌توان بر روي آنان به اتفاق نظر رسيد. البته ما ممكن است كانديداي اختصاصي و حزبي خودمان را امروز در اين كنگره مشخص كنيم و اين را هم مي‌دانيم كه شوراي نگهبان، دبيركل اين حزب و مديرمسوول روزنامه‌ي مردم‌سالاري را با اين‌كه استاد فقه سياسي و عضو هيات علمي و رييس كميته تخصصي انديشه سياسي در اسلام در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه است و به دانشجويان درس اسلام و آيات سياسي قرآن كريم را مي‌آموزد، به دليل عدم اعتقاد و التزام عملي به اسلام و جمهوري اسلامي ايران در مجلس هفتم ردصلاحيت كرده است. لذا اين واقعيت و شرايط كنوني جامعه مي‌باشد اما قطعا بحث از كانديداي اختصاصي اين حزب در اولويت پس از اجماع اصلاح‌طلبان بر سر كانديداي رياست جمهوري و برنامه‌هاي آينده و تركيب ائتلافي كابينه است. گفته شده است فقط 3 دقيقه فرصت دارم كه در اين‌جا همين 3 دقيقه را هم به حضرت آقاي كروبي هديه مي‌نمايم. در پايان، بار ديگر از همه‌ي حضار محترم تشكر مي‌كنم و از شوراي مركزي اولين دوره و هيات اجرايي و دفتر سياسي و ستاد برگزاري كنگره سوم و دست‌اندركاران محترم دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران كمال تشكر و امتنان را دارم. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha