...... ايسنا: برخي ميگويند خاتمي به عنوان رهبر اصلاحات و به عنوان رييسجمهور فرصتهايي را در اختيار داشت كه به اعتقاد برخي از آنها خوب استفاده نكرد. شما به عنوان كسي كه طي اين سالها هميشه همراه خاتمي بوديد، فكر ميكنيد او بايد چه كارهايي را انجام ميداد كه نداد؟
رمضانزاده: فكر ميكنم اگر كسي از شخصيت و افكار آقاي خاتمي شناخت داشته باشد و برنامههاي او را ديده باشد، خواهد ديد كه آقاي خاتمي از برنامههايش عدول نكرد و آنها را كنار هم نگذاشت. موانعي بر سر راهش به وجود آمد كه ممكن است برخي بگويند چرا با اين موانع برخورد جديتري نكرد كه شناخت از ذهنيت، شخصيت و افكار آقاي خاتمي، شما را راهنمايي ميكند كه بايد از قبل هم ميدانستيد چنين اتفاقي نخواهد افتاد. آقاي خاتمي با موانعي كه در چارچوب قانون ميتوانست برخورد كند، حتما برخورد كرده است. با موانعي كه خارج از اختياراتش بود نتوانست برخورد كند و هيچوقت هم ادعايي براي اين كار نداشت. انتظار بيروني كساني كه رفتار راديكال از آقاي خاتمي انتظار داشتند اين بود كه او مرزهاي قانوني را بشكند در حالي كه آقاي خاتمي التزام به رعايت مرزهاي قانوني داشت و به نظر من نبايد انتظار بيش از اين داشت.
ايسنا: اما بسياري نميخواستند خاتمي مرزهاي قانوني را بشكند و فقط انتظار داشتند رييسجمهوري كه نمايندگي اكثريت ملت را دارد قاطعتر از برخي فرصتها استفاده كند.
رمضانزاده: اين نقد، زياد به آقاي خاتمي مطرح شده است. دو مطلب ميبينم؛ يكي اينكه قضاوت دربارهي حادثههاي تاريخي بعد از وقوع حادثه خيلي نميتواند شما را راهنمايي كند كه چرا فردي كه درگير بود چنين تصميمي گرفته است.علاوه بر اينكه به هر حال همهي سياستمداران اشتباه هم ميكنند.
ايسنا: شما به عنوان يك اصلاحطلب، همكار رييسجمهور و نيز يك استاد دانشگاه دربارهي اين فرصت تاريخي چه نظري داريد؟
رمضانزاده: من شخصا معتقدم كه آقاي خاتمي ميتوانستند جور ديگري رفتار كنند اما شما بايد در آن شرايط قرار بگيريد. در فضاي قبل از يك واقعه و مذاكرات قبل از آن واقعه قرار بگيريد و در تصوراتي كه راجع به پيامدهاي آن وجود دارد و ذهنياتي كه وجود دارد، قرار بگيريد و بعد تصميم به نقد كنيد. فكر ميكنم شايد خيلي از ما، از آنچه كه قبل از آن جريان اتفاق افتاده خبر نداريم كه چنين صحبتهايي را مطرح ميكنيم. آقاي خاتمي مصلحتهاي بزرگي داشتند و هيچ وقت نخواستند فضاي آرامش در جامعه به خاطر اعمال يا گفتارشان دچار مشكل شود و اين مصلحت بزرگي بود كه آقاي خاتمي از روز اول تا روز آخر رياست جمهوري مدنظر داشته و خواهد داشت.
ايسنا: اين درست كه مصالح كلي در نظر گرفته شده و خاتمي هيچگاه نخواسته فضاي آرامش را با مشكل مواجه كند اما برخي منتقدان معتقدند مصلحتانگاري در برخي مسايل موجب سرخوردگي و نااميدي مردم از خاتمي و اصلاحطلبان شده. مردم انتظار نداشتند كه خاتمي نقش اپوزيسيون را ايفا كند اما با پشتوانهاي كه با آراي خود به او داده بودند شايد انتظار داشتند كه بسياري مسايل و مشكلات به آنها گفته شود.
رمضانزاده: يكي از هزينههاي بزرگي كه آقاي خاتمي پرداخته، هزينهي آبروي خودش بوده است. در مقابل آن مصلحتهايي كه تشخيص ميدهد و يكي از آن مصلحتها اين بود كه تنش به جامعه كشيده نشود و ديگري اين بود كه جامعه ضربهي آني و فوري نخورد. اينها مصلحتهاي بزرگي بوده كه در ذهن آقاي خاتمي است. ممكن است مصلحتهاي شخص من چيز ديگري باشد. تاكيد ميكنم كه بايد شخصيت و افكار آقاي خاتمي را بشناسيد و واقعيتهاي پشت پرده را هم بدانيد. بعضيها را آقاي خاتمي به هزينه آبروي خود با مردم در ميان نگذاشت. يعني اجازه داد كه جمعي او را متهم كنند اما از آن مصلحتهايي كه مصلحت جامعه بود نه مصلحت شخصياش كوتاه نيايد و اين نكتهي مهمي است. مصلحت شخصي آقاي خاتمي حتما اين بود كه آبروي خود را حفظ كند و از شخصيت خود دفاع كند.مصلحت اجتماعي، آرامش و ثبات براي رفاه اقتصادي مردم و ... بود. آقاي خاتمي مصلحتهاي اجتماعي را به مصلحتهاي شخصي ترجيح داد و خودش شخصا ضرر كرد. ممكن است بگوييد جريان اصلاحات هم ضرر كرد،اما به هرحال آقاي خاتمي ميتوانست از شخصيت خود هزينه كند و اين كار را كرد.
ايسنا: اطرافيان خاتمي نميتوانستند در مواردي كه افكار عمومي با سوالات متعدد در ذهن، وقايع را دنبال ميكرد و از سكوت خاتمي متعجب بود، اين نقش را ايفا كند كه تا حدي دغدغههاي او را مطرح كند؟
رمضانزاده: مشكل اصلي جريان اصلاحطلبي كه اتفاقا يكي از نقاط قوتي است كه ميتوان از آقاي خاتمي دفاع كرد، همين است كه هيچ جايي نبوده است كه اصلاحطلبان به اجماع رسيده باشند و خاتمي خلاف آن عمل كرده باشد؛ در نقاطي كه شما به خاتمي انتقاد ميكنيد، اصلاحطلبان نتوانسته بودند به اجماع برسند و خاتمي نميدانست كه از كدام جريان اصلاحطلبي بايد حمايت كند.
شما نمونهاي نداريد كه اصلاحطلبان به اجماع رسيده باشند و خاتمي خلاف آن عمل كرده باشد اما نمونههاي بسياري داريم كه بخشي از اصلاحطلبان به شدت خواهان مشاركت در انتخابات بودند و افراد مشخص و بارزي وجود دارند نظر خلاف داشتند و نميتوان از آنها غفلت كرد. خب خاتمي بايد از كدام جريان اصلاحطلبي حمايت ميكرد؟ مردم را چه كسي نمايندگي ميكند. بخشي از جامعه را جناح راست مدعي است كه نمايندگي ميكند و بخشي هم اصلاحطلبان. خاتمي چهطور بايد دربارهي اصلاحطلبان متفرق تصميمگيري كند. نقطه قوت خاتمي اين است كه هرجا اصلاحطلبان به اجماع رسيدند، خاتمي دفاع كرده است. حتي دربارهي دست دادن با كلينتون هم نميتوانيد بگوييد كه امروز اصلاحطلبان در موضع واحد هستند. بنابراين اين اشكال قطعا به جريان اصلاحطلبي وارد است كه نتوانست پيام واحدي را به گوش رييسجمهور برساند. هرجايي كه توانست پيام واحد برساند، رييسجمهور در آنجا ايستادگي و مقاومت كرد و كل جريان اصلاحطلبي را نمايندگي كرد.
ايسنا: چهطور اصلاحطلبان مدعي تحمل مخالف و تكثر، نتوانستند در نظرات همفكران خود به اجماع برسند و پيام واحد داشته باشند؟ دليل اين به اجماع نرسيدن گسترده بودن طيف اصلاحطلبي است يا انتقاد مداوم و قبول نداشتن يكديگر است؟
رمضانزاده: همهي اينها ميتواند باشد. به هر حال اصلاحطلبي يك جريان پالايش شده نيست كه به يك نقطه رسيده باشد. يك جبههي گسترده است، نه يك حزب خاص. اگر اصلاحطلبان يك حزب بودند شايد بهتر از اين عمل ميكردند اما اصلاحطلبان به قول خودشان بيش از 18 تشكل رسمي داشتند. طبيعي است كه نوع سهمخواهيها و نوع تفكرات و نوع ديدگاهها نسبت به ديدگاههاي داخلي و خارجي متفاوت بوده است. بنابراين اجماع در ميان اصلاحطلبان غيرممكن بود و به همين دليل هم خاتمي نميتوانست نمايندگي همهي جريان اصلاحطلبي را داشته باشد.
ايسنا: اصلاحطلبان به تدريج در انتخابات شوراهاي شهر و مجلس قدرت را از دست دادند و رقباي اصلاحطلبان جانشين آنها شدند در مدت همكاري با منتقدان اصلاحطلبي، بيشتر با چه مشكلاتي مواجه ميشديد و آيا بوده زماني كه به خاطر عدم هماهنگي فكري، در برنامههايتان با شكست مواجه شويد و يا به دولت ضربهاي وارد شود؟
رمضانزاده: ببنيد شوراي شهر تهران يا شوراي شهرهاي بزرگ يك اتفاق است. درمجموع اصلاح طلبان در كل جريان شوراها حتي در مرحلهي دوم در سراسر كشور بيشتر هستند. هنوز اكثريت شوراها در سرتاسر كشور در دست اصلاحطلبان است. طبيعي است كه برخي از شوراها مخصوصا در شهرهاي بزرگ به دلايل خاصي، منتقدان دولت، قدرت را در دست گرفتند. اگر در تركيب كلي شوراها نگاه كنيد خواهيد ديد كه اصلاحطلبان دست بالاتر هستند.در مورد مجلس، ما از ابتدا به روند شكلگيري مجلس اعتراض داشتيم.الان نميتوانيم به روند شكلگيري انتخابات رياست جمهوري اعتراض كنيم براي اينكه همهي سلايق موجود در داخل كشور و در چارچوب قانون اساسي اجازهي حضور و تبليغات داشتند، رسانه ملي نيز تقريبا بيطرفانه عمل كرد كه اينها نكات مثبتي است كه در انتخابات مجلس آنهارا نداشتيم. ما الان رييسجمهوري داريم كه راي بالايي آورده است و هيچكس نميتواند در آن شك كند. ممكن است اعتراضهايي دربارهي روند تبليغات و تخريبها وجود دارد اما به نظر من اينها در نتيجه نهايي انتخابات نميتوانسته تاثيري داشته باشد. ولي روند انتخابات مجلس هفتم، روندي غير قابل قبول براي هميشه تاريخ ايران است و نميتوانيد فردي را كه از يك شهر بزرگ با 5 / 1 درصد آرا آمده است، نمايندهي مردم بدانيد. اين طيف گستردهاي را شامل ميشود. در انتخاباتي كه يك جريان بزرگ كشور حذف شده، نميتوان انتظار داشت، مجلسي كه شكل ميگيرد، ميتواند مطابق مصالح مردم عمل كند. بنابراين اين اتفاقات وجود داشت و اين مجلس حتما مشكلاتي را براي كشور به وجود آورده است، نه براي دولت. مسالهي فرودگاه امام خميني، قراردادهاي مربوط به مخابرات و حتي بودجهي كشور از جمله اين موارد است. شما خواهيد ديد بودجهاي كه اين مجلس به دولت تحميل كرده چه مصيبتهايي را براي كشور فراهم خواهد كرد و اينها نكاتي نيست كه بتوان از آن غفلت كرد. اما به هر حال اينها اتفاقاتي است كه در جامعهي سياسي رخ ميدهد.
ايسنا: دولت اصلاحات انتخاباتي را برگزار كرد كه خودش معتقد بود عادلانه و رقابتي و با حضور همهي سلايق نيست. دليل اين امر چه بود؟
رمضانزاده: به نظر من آقاي خاتمي در اين انتخابات، مصالح بسيار بزرگي را در نظر گرفتند و حتما خودشان روزي توضيح ميدهند. آقاي خاتمي و آقاي كروبي خيلي تلاش كردند تا انتخاباتي رقابتي و عادلانه برگزار شود و آقاي خاتمي مجبور شد كه انتخابات را برگزاركند و روزي راجع به اين تصميم توضيح خواهد داد. آقاي خاتمي آن انتخابات را انتخابات مورد نظر خودش نميدانست ولي برگزار كرد و حتما روزي توضيح خواهد داد كه چرا. حتما توضيح ميدهند. آقاي خاتمي بسياري مطالب را نوشتند و روزي منتشر ميكنند.
ايسنا: اصلاحطلبان از اين به بعد چه خواهند كرد و بايد چه فعاليتي را آغاز كنند تا به قدرت برگردند؟
رمضانزاده: اولين وظيفهي اصلاحطلبان پيدا كردن وسيلهي ارتباطي با مردم است. يعني من حياتيترين نياز اصلاحطلبان را پيدا كردن يك وسيله ارتباطي مطمئن براي ارتباط مستمر با مردم ميدانم. نميشود يك روزنامهاي را فعال كرد و طي دو ماه استقبال مردم از آن مشخص شود بعد آن روزنامه بسته شود؛ خب مردم بيپناه و بياطلاع ميمانند. تجربه روزنامه اقبال را ببينيد كه در فاصلهي 60 شماره به پرتيراژترين روزنامهي غيردولتي تبديل شد آن هم با حداقل امكانات. اين نشان ميدهد كه اگر اصلاحطلبان وسيلهي ارتباطي داشته باشند، مردم پيامشان را ميگيرند و مردم تشنهي گرفتن اين پيامها هستند. پيامهايي مستقل، آزاد و در چارچوب منافع عمومي؛ منتها برد يك روزنامه كه نشان يك جريان سياسي باشد نه يك روزنامهي فانتزي در كشور ما بيش از 150 هزار تيراژ نيست. روزنامهي فانتزي وسيلهي اطلاعرساني سياسي نيست بلكه وسيلهي سرگرمي مردم است و گاهي وقتها فريب مردم. وقتي يك روزنامه سياسي ميتواند در يك يا دو ماه با مخاطب ارتباط برقرار كند نشانهي استقلال جامعه است. بنابراين ما بايد به دنبال يك وسيلهي ارتباطي مطمئن باشيم كه همين جا از اقدام آقاي كروبي تشكر ميكنم كه حركت پيشروانهاي را انجام ميدهند و بقيه اصلاحطلبان نيز بايد در پي اين كار باشند.
دومين نياز اين است كه اصلاحطلبان با اين توان نخبگاني كه در اختيار دارند تشكيلات خود را گستردهتر كنند و تقويت نيروهاي واسط با بدنه جامعه را بيشتر كنند و حضور بيشتري در جامعه پيدا كنند و وقت بيشتري براي اهداف اصلاحطلبانه خود بگذارند؛ چون بسياري از اصلاحطلبان در حاكميت بودند، فرصت ارتباط با مردم را نداشتند. علاوه بر اينكه مجبور بودند از بخشي از حاكميت هم دفاع و توجيه كنند. امروز اين اجبارها از بين رفته است و اصلاحطلبان، آزادي بيشتري براي نقد دارند و ميتوانند شناخت بيشتري از جامعه پيدا كنند. من آيندهي روشني را ميبينيم.
ايسنا:اين انتقاد به اصلاحطلبان و دولت اصلاحات مطرح ميشود كه با وجود همفكر بودن در مجلس ششم، از ظرفيتهاي قانوني خود استفاده نكردند و نتوانستند اهداف اصلاحطلبانه خود را پيش ببرند. اين ضعف را ميپذيريد؟
رمضانزاده: مرتب اين مطلب گفته ميشود كه مجلس ششم همراه دولت بوده است اما نظام قانونگذاري ما فقط مجلس نيست. گاهي وقتها نقدهايي مطرح ميشود كه غيرمنصفانه است. مجلس ششم از نظر حوزههاي سياسي و اقتصادي، مجلس پركاري بوده كه كمتر با موانع قانونگذاري روبهرو ميشد. در جاهايي كه مسايل سياسي بود، به شدت با مانع روبهرو شديم. سرنوشت لايحهي اختيارات رييسجمهور را ببينيد كه يك حداقل بود كه با مانع قانونگذاري ماوراي مجلس روبهرو شد. اينها مشكلاتي است كه وجود دارد و دولت نميتوانست اين كار را كند. بايد روزي همه حاكميت و حكومت به اين نقطه برسد كه بايد اين تغييرات ايجاد شود و نياز جامعه است.
ايسنا: فكر ميكنيد اصلاحطلبان چهقدر در جذب مردم موفقيت خواهند داشت.
رمضانزاده: ما راهي نداريم جز تاسيس خبرگزاريها، شبكههاي تلويزيوني و روزنامههاي بيشتر و مستقل. ما در دنياي مدرن زندگي ميكنيم كه ابزارهاي آن مشخص است و نميتوان با معجزه اين كار را انجام داد. بايد از همين ابزارها استفاده كرد. علاوه بر اينكه با تحولات جامعه روز به روز به طور درصدي به كاربران اينترنت اضافه ميشود و سيستمهاي فيلتر و ... چندان كارآيي ندارد و ميبينيد جوانها امروز به راحتي از همهي فيلترها رد ميشوند بنابراين اين تحولات جامعه، فضا را بيشتر براي اصلاحطلبان فراهم ميكند كه دولت هم بالاخره مجبور خواهد شد كه آزادي نيروهاي مستقل را به رسميت بشناسد.
ايسنا: منتقدان شما و برخي از نمايندگان مجلس، دولت اصلاحات را از اين جهت مورد نقد قرار ميدهند كه در مواجهه با مجلس با تكبر و از موضع بالا برخورد كرده و اعضاي دولت برخورد مناسبي با مجلس نداشتهاند. پاسخ شما به اين منتقدان چيست؟
رمضانزاده: اينها توهم است. اصلا اينطور نبوده و بيشترين حضور وزراي دولت در مجلس هفتم بوده است و روزهايي بوده است كه ما دچار مشكل در جلسات دولت ميشديم به خاطر بيش از اندازه بودن سوالات كه از نظر ما سوالات جدي نبوده اما وزرا به خاطر رعايت شأن مجلس از لحاظ قانوني اين كار را كردند در حالي كه همهي اين دولت با شكلگيري مجلس به آن صورت مشكل داشتند.
ايسنا: جداي از مسايل داخلي و صفبنديهاي جناحي داخل كشور، ايران وجههاي در منطقه و جهان دارد كه بايد روز به روز بر وجههي ايران افزوده شود، با توجه به اينكه امروز نسبت به چند سال پيش موقعيت ايران بهتر شده و رييسجمهور ايران با مطرح كردن گفت و گوي تمدنها توجه جهانيان را به ايران جلب كرده، چه پارامترهايي را در حفظ و البته اعتلاي جايگاه ايران در منطقه و جهان موثر ميدانيد و وظيفهي دولت آينده در اين راستا چيست؟ آينده و دورنماي موقعيت ايران را چهطور ميبينيد؟
رمضانزاده: يكي از مهمترين نقاط قوت دولت اصلاحات و شخص آقاي خاتمي ارتقاي جايگاه ايران و ايراني در جهان بوده است و هيچكس در اين شكي ندارد كه با حضور آقاي خاتمي و دولت اصلاحات جايگاه ايران در دنيا كاملا تغيير كرده است. فراموش نكنيد ما دولت را وقتي تحويل گرفتيم كه حتي يك سفير كشور بزرگ دنيا در كشور ما حضور نداشت و وقتي ما به قدرت رسيديم همهي اينها برگشتند و ارتباطات گستردهاي به وجود آمد. فراموش نكنيم ما دولت را در شرايطي تحويل گرفتيم كه بالاترين رده ارتباط دهنده دستگاه سياست خارجي كشورهاي بزرگ درحد مديركل وزارت خارجه بوده است در حالي كه ميبينيد در اين دولت چهقدر از آقاي خاتمي دعوت شد، چه مقاماتي در ايران حضور يافتند و ما چهطور در سطح بينالمللي حضور يافتيم. فراموش نكنيم دولتي كه متهم به تروريسم بوه و به همين دلايل منزوي شده بود، به جايگاهي رسيد كه نمايندهي ملت ايران يعني آقاي خاتمي به عنوان سمبل صلح و گفت و گو در دنيا شناخته شد و اولين سال قرن 21 به نام ملت ايران و شعار آنها سال صلح و گفت و گو رقم خورد. اينها دستاوردهاي كمي نيست. اين دستاوردها در زندگي مردم هم تاثير داشته است. ارتقاي جايگاه خارجي ما به اين معنا بوده كه نرخ ريسك اقتصادي كشور ما بسيار پايين آمد و اين نرخ ريسك اقتصادي يعني ما سالانه بين 500 تا 750 ميليون دلار كمتر هزينه بيمه پرداخت كرديم. بازارهاي صادراتي را كه حدود 40 كشور بودند به 180 كشور ارتقا داديم كه اين يعني بازار براي توليدكننده ايراني و ايجاد اشتغال براي جوان ايراني. اينها اتفاقاتي است كه افتاده است. من اميدوارم كه دولت آينده عاقلانه رفتار كند و تغييري در مشي سياسي ايجاد نكند، اشتباه نكند، شعارهاي خام ندهد، حرفهاي نسنجيده نزنند و بدانند كه ما در يك جامعهي بزرگ انساني زندگي ميكنيم و بخشي از آن جامعه هستيم. ما تافتهي جدابافته نيستيم. حتي ممكن است كه ما تصوري داشته باشيم كه از نظر اخلاقي برتريم اما اين به معناي آن نيست كه دنيا هم ما را از نظر اخلاقي برتر بداند. بنابراين رفتارها بايد در چارچوب باشد و بايد به اصول و قواعد بينالمللي پايبند باشيم. ارتباطات را گسترش دهيم و تنشزدايي را ادامه دهيم. هيچكس در دنيا نيست كه نداند كه بخشي از افزايش قيمت نفت معلول همكاريهاي بسيار نزديك و روابط نزديك ما و عربستان است. هيچكس در دنيا نيست كه نداند بخشي از فعاليت امروز ثبات در منطقهي خليج فارس ناشي از همكاريهاي ما در عراق و افغانستان است. كسي نبايد اينها را به هم بزند. نبايد خامي كرد و كارها را به هم زد. ميزان جذب سرمايه خارجي در سايهي همين سياست خارجي بيش از همه تاريخ ايران بوده است اگرچه هنوز هم بسيار كم است. بنابراين اگر كسي ميخواهد براي اشتغال جوان ايراني جذب سرمايه كند، بايد سياست خارجي موفقي داشته باشد. آقاي خاتمي اشاره كردند و من با بگويم كه رييس بانك مركزي روزي بود كه نميتوانست حتي 200 ميليون دلار قرض از خارج بگيرد. ما در دولت خود هر وقت اراده كرديم از هر جاي دنيا سرمايه جذب كرديم. ما بيش از 30 ميليارد دلار از سرمايهي خارجي فقط در منطقهي عسلويه استفاده كرديم و اينها نكاتي است كه در سايهي سياست خارجي موافق و ارتقاي جايگاه ايران به دست آمده است. اين حاصل تلاش آقاي خاتمي و دولت اصلاحات است.
ايسنا: فكر ميكنيد اين روند در آينده ادامه يابد؟
رمضانزاده: جز اظهار اميدواري به اينكه دولت آينده عاقلانه همين روند را ادامه دهد چيز ديگري نميتوانم بگويم. فضاي امروز بينالمللي متاسفانه فضاي خيلي مثبتي نيست.
ايسنا: ممكن است كشورهاي خارجي روند روابط خود را با ايران تغيير دهند؟
رمضانزاده: دنيا روندي دارد كه از آن روند حمايت ميكند و بايد به آنها اطمينان داد كه مخالف آن روند نيستيم.
ايسنا: دولت اصلاحات چهقدر در ايجاد نظامهاي منطقهيي و تشكيل كنفدراسيونهاي منطقهيي تلاش كرد و چهقدر در اين زمينه موفق بود؟ با توجه به اينكه ما در درياي خزر با مشكلات خط لوله مواجهيم فكر ميكنيد در آينده، ايران تا چه حد نيازمند ابداع كنفدراسيونهايي است كه قدرت آن محسوب مي شود، با هدف كم كردن نقش مداخلهگران بينالمللي در منطقه؟
رمضانزاده: تلاش براي تشكيل اتحاديههاي منطقهيي، سازمانهاي همكاري منطقهيي و ائتلافهاي منطقهيي، تلاشي بود كه هميشه در دستور كار دولت بوده است اما بايد بپذيريم كه بسياري از كشورهاي همسايه مثل ما به روابط بينالملل نگاه نميكنند و معتقدند كه بايد با آمريكا ارتباطات خاصي داشته باشند. بسياري از مشكلات ما ناشي از نوع رابطهي ما با آمريكاست. مثلا سر سقوط يك هواپيما چهقدر محكوم ميشود و اينكه هواپيما دست دوم است و ... اينها واقعيت جامعهي ماست ما در تحريم قرار داريم اگر كسي بخواهد صنايع هواپيمايي ايران را بهبود ببخشد بايد فكري به حال تحريم كند. اينها را آقاي خاتمي به دلايلي نتوانست انجام دهد. اميدواريم ديگران بتوانند . ما بايد حتما براي بسياري از مشكلات سياست خارجيمان و حتي در محدوديتهاي اقتصادي بايد فكري به حال نوع رابطه با آمريكا داشته باشيم. به نظر من چون دولت يكپارچه شده، زمان، زمان مناسبي است كه در اين زمينهها فكري صورت گيرد. الان فضاي رسانهاي در اختيار كساني است كه دارند به قدرت ميرسند و مجموعه قدرتهاي موجود در كشور از كساني كه در حال به قدرت رسيدن هستند حمايت ميكنند. بنابراين بايد فكري به حال مشكلات اساسي جامعه هم شود. اين انتظار جامعه است. سرنوشت همكاريهاي منطقهيي ما از جمله مسالهي خط لولهها و اينكه ما اين فرصت را از دست ندهيم، در گرو فكر كردن به نوع رابطه با آمريكاست. موضوعي كه آقاي خاتمي از پشتوانهي همه براي اين كار برخوردار نبود اما امروز رييسجمهور منتخب از پشتيباني همه برخوردار است.
ايسنا: سوالات آخر مربوط به نوع كار شماست. سخنگويي دولت در لحظاتي كه اجماعي بر سر موضوعات وجود نداشته چقدر دشوار است؟
رمضانزاده: در شرايطي كه دولت از پشتيباني همه در داخل جامعه برخوردار نيست و يك فضاي رسانهاي سنگين عليه دولت وجود دارد و رسانهي ملي هم همراه نيست و حتي بعضي وقتها عليه دولت هم عمل ميكند، عهدهدار شدن وظيفهي اطلاعرساني در دولت و بيان ديدگاههاي دولت بسيار سخت ميشود. در اين مدت تعداد مطبوعات و خبرگزاريهايي كه از دولت حمايت ميكردند هميشه در اقليت بودند و در چنين فضايي چالشهاي مختلفي وجود دارد؛ مخصوصا زماني كه انتظار جامعه موضعگيريهاي صريح است اما دولت نميتواند موضعگيري صريح كند و از طرف ديگر وقتي مواضع دولت مطرح ميشود، برخي شروع به پروندهسازي ميكنند به گمان اينكه اينها مواضع شخصي است و من از اين موارد زياد داشتم. كار سخنگويي دولت بسيار دشوار است؛ بهويژه دولتي كه با چالشهاي زيادي روبهروست. براي من هم كار سختي بود اما آموزنده و همراه با تجربههاي بسيار زياد و در عين حال پيدا كردن رفقاي بسيار خوب بود.
ايسنا: هيچ وقت شده از سوالاتي كه مطرح شده عصباني شويد و طبق برنامه پيشبيني شده رفتار نكنيد و يا سوال را پاسخ ندهيد؟
رمضانزاده: بررسي كرديم و مشخص شده كه هيچ وقت بين 30 يا 40 درصد سوالات را جواب نداديم؛ چون بخشي از سوالات به دولت مربوط نميشد و در برخي از آن نيز مواضع دولت مشخص نبود. بنابراين من اظهارنظر نميكردم و در برخي مواقع هم دولت تصميم ميگرفت سكوت كند كه همهي اينها به پاي من نوشته ميشد اما جايي كه از سوالي عصباني شده باشم به ياد ندارم. ما قبل از برگزاري مصاحبهها يك كار كارشناسي منسجم داشتيم و آن اينكه شوراي اطلاعرساني دولت كه حدود 10 تن از معاونان دستگاههاي مختلف در آن حضور داشتند - و من سهم عمدهاي از توان پاسخگويي را مديون اين افراد هستم - مطالب را آماده ميكرديم و با آمادگي در جلسات حضور مييافتيم. گاهي هم سوالات فيالبداههاي مطرح ميشد كه ما فكر آن را نكرده بوديم و پاسخ به آن سخت بود. اين فقط ممكن بود فشار خون مرا بالا ببرد. دوستان ما طي هفته، در دبيرخانه اطلاعرساني دولت سوالات احتمالي را جمع ميكردند و ما هر هفته حدود 50 تا 60 سوال احتمالي را جمع ميكرديم و به آن فكر ميكرديم و معمولا 50 تا 60 درصد سوالات در همان چارچوب قرار ميگرفت كه ما آمادگي داشتيم.
ايسنا: شما در دولت كار پاسخگويي را با جلسات مرتب و هفتگي سخنگو و اعضاي دولت طوري آغاز كرديد كه حوزههاي قضايي و نهادهاي ديگر نيز اين جلسات هفتگي را با حضور همهي خبرنگاران نه فقط برخي خبرنگاران، آغاز كردند، بعد خودتان اين جلسات را تعطيل كرديد و مثلا در مقطع انتخابات، جلسهاي برگزار نشد، چرا چنين تصميمي گرفتيد؟
رمضانزاده: در مشورتي كه با دوستان داشتيم اين بود كه به خاطر بيانصافيهاي برخي از كانديداهاي رياست جمهوري در حق دولت و مديران كشور داشتند، ما مجبور بوديم به طور مرتب عكسالعمل نشان داده و پاسخ دهيم كه اين پاسخدهي، نوعي تاثيرگذاري در روند انتخابات محسوب ميشد و دولت براي اينكه تاثيري در روند انتخابات نداشته باشد ترجيح داد كه اين اجحاف در حق دولت شود اما پاسخي داده نشود برگزاري جلسات هفتگي ديگر نهادها از همان نكات مهم تحقق اهداف اصلاحطلبانه است كه همه پذيرفتند بايد سخنگو داشته و پاسخگو باشند. اگر به ياد داشته باشيد، سخنگوي قبلي قوهي قضاييه، انتخابي با خبرنگاران صحبت ميكردند. يعني چند خبرنگار را دعوت ميكردند و با آنها مصاحبه ميكردند اما امروز اينطور نيست و فضا براي همهي خبرنگاران فراهم شده است.
ايسنا: فكر ميكنيد اين روند در دولت آينده ادامه يابد؟
رمضانزاده: اين نكات مثبتي است كه ادامه خواهد يافت. مطمئنم دولت بعدي سخنگوي كارآمدتري از من خواهد گذاشت و اين روند ادامه خواهد يافت.
ايسنا: از حوصله و وقتي كه گذاشتيد سپاسگزارم.
گفتوگو از خبرنگار ايسنا: زهره پرچكاني
انتهاي پيام



نظرات