محسن امين زاده، معاون سابق آسيا - اقيانوسيهي وزارت خارجه كه فوق ليسانس و دكتراياش را در رشتهي علوم سياسي پيش از سال 1376 به پايان رسانده، او تجربهي فعاليت در وزارت امور خارجه را خيلي خوب توصيف ميكند و ميگويد كارهاي مهم و زيادي در دولت سابق انجام شد كه از مهمترين آن تغيير چارچوب و بينش مسلط بر سيستم سياسي خارجي كشور بوده است.
وي ميگويد، تغيير طرز تلقي از منافع ملي، اولويتهاي سياست خارجي و نهادينهشدن برخي رفتارها نسبت به مقولات سياست خارجي معجزه نبوده است، بلكه كارهاي بسيار زيادي در اين جهت صورت گرفته است.
محسن امينزاده، معاون سابق وزير امور خارجهي كشورمان در گفتوگو با خبرنگار سياسي - خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) بدترين دوران روابط ايران با جهان را در سالهاي 75 تا اوايل76 خوانده و در بيان چرايي چنين عقيدهاي گفت: اين سطح از روابط ميتواند متاثر از وقايعي مثل فروپاشي شوروي سابق و عدم درك مناسب از اين رويداد از سوي ايران و رويدادهايي كه پس از اين اتفاق در عرصهي جامعهي بينالملل افتاد، باشد؛ به هر حال دورهي رياست جمهوري كلينتون در آمريكا و هاشمي رفسنجاني در ايران، بحرانيترين و بدترين دوران سياست خارجي كشور و روابط با آمريكاست و اوج تحريمهاي عليه ايران مربوط به اين دوره است.
* دوران دشوار
وي با اشاره به تحريمهاي اعمالي به ايران در اين سالها ابراز داشت: معتقدم اين تحريمها هيچ ارتباطي به مسايلي چون تسخير لانهي جاسوسي از سوي دانشجويان در سال اول پس از انقلاب ندارد.
معاون سابق وزير امور خارجه با اشاره به مشكلاتي كه در منطقه و در زمان شروع به كارش با آنها مواجه بوده است، گفت: در آن زمان پروندهي ميكونوس باز بود، روابط با اروپا به پايينترين سطح كاهش يافته بود و سفراي اروپايي ايران را ترك كرده بودند، روابطمان با ساير كشورها مثل ژاپن، كره، كانادا و استراليا در شرايط بلاتكليفي قرار داشت و در ابتداي سال 76، چين قرارداد تكميل نيروگاه تاسيسات فرآوري اورانيوم اصفهان (UCF) را معلق كرد و از ادامهي اين پروژهي هستهيي سرباز زد، روابط اقتصاديمان با بسياري از كشور در حالت معلقي قرار داشت، با اخراج سفرا روابط ايران با تركيه تنزل يافته بود و مدتي بعد مرزهاي كشور توسط جنگندههاي ترك بمباران شد، اتهاماتي عليه ايران در رسانههاي تركيه مبني بر اين كه ايران از تروريسم و يا گروه پ.ك.ك حمايت ميكند، نيز مطرح بود.
امينزاده گفت: اوايل دولت آقاي خاتمي، پنج نفر از تكنسينهاي نيروي هوايي سپاه در راولپندي پاكستان ترور شدند و چند ماه بعد چند نفر از تكنسينهاي ايراني در كراچي در حال ساخت يك پل ترور شدند و درست چند ماه بعد، ديپلماتهاي ايراني در مزار شريف افغانستان ترور شدند. به نوعي من در 10 ماه اول مسووليتم در وزارت امور خارجه، يكي از مهمترين كارهايم آوردن پيكر شهداي ايراني بود كه در كشورهاي همسايه ترور ميشدند.
*تحليل رفتاري سياست خارجي دولت خاتمي
وي افزود: حوادثي كه در اوايل دولت آقاي خاتمي اتفاق افتاد، ادامهي بحراني بود كه سالها قبل ايجاد شده بود كه به عقيدهي من، مهمترين عامل عدم درك درست سيستم سياست خارجي كشور از تغيير در ساختار جهاني بود. مقايسهي روابط صميمانه امروز ايران با پاكستان و افغانستان و تركيه با روابط بحراني ايران با اين كشورها در سال 76 از نمونههاي شاخصي است كه تحولات چشمگير سياست خارجي دولت خاتمي را نشان ميدهد.
امين زاده با بيان اين كه پس از فروپاشي شوروي سابق و ايجاد ساختار جديد روابط بينالملل فرصتها و تهديداتي براي ايران وجود داشته است، گفت: متاسفانه ما به اين دوره به درستي توجه نكرديم؛ رفتار ما شبيه رفتارمان در دوران جنگ سرد بود و ادامهي اين روش منجر به عدم بهربرداري درست از وضعيتها و بروز چنين بحرانهايي براي ايران شد. در دوران جنگ سرد موازنهي بين ابرقدرتها شرايط خاصي را براي كشورهايي مثل ايران ايجاد ميكرد، به اين كشورها فرصت ميداد كه در سايهي اين موازنه تحركات مثبتي را در راستاي منافعشان داشته باشند كه در دورهي بعد از فروپاشي اين موازنه و اين اقدامات عملي نبود. بسياري از تندرويها در اين دوره ناديده گرفته ميشد. در اين دوره نهضتهاي آزاديبخش توان تحركات خودشان را داشتند و حركتهاي راديكال آنها امري ممكن بود، لذا پرداختن به مسائلي كه در جهان سالهاي بعد از فروپاشي ممكن نبود، اين امكان را به دولتها و جريانهاي سياسي داد تا براي نيل به اهداف خود، روشهايشان را اصلاح كنند، در حالي كه ما هنوز تصورات سياه و سفيد دوران جنگ سرد را داشتيم.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا اقدامات و برنامههاي دستگاه ديپلماسي سيد محمد خاتمي به سمت بازسازي روشهاي گذشته حركت كرد و يا اين كه اين دولت ديدگاه خاص خود را در ارتباط با مسايل و روابط بينالملل دنبال كرده است؟ گفت: ديدگاه اعتمادسازي با دنيا ديدگاهي واقعي و باور اين دولت بود و به صورت موفقي دنبال شد و نتايج مهمي هم داشت، البته اگر در مقابل آن مقاومت نميشد، نتايج بسيار پربارتري به دست ميآمد.
معاون سابق وزارت امور خارجه با بيان اين كه در اين دوره تغيير اصلي در چارچوب نظري سياست خارجي اتفاق افتاد، گفت: در اين دوره نگاه امنيتي در سياست خارجي به نگاهي توسعهطلب و اعتمادساز ارتقا يافت. نگاهي كه ايجاد اعتماد به دولتها را به نفع منافع ملي و امنيت ملي كشور ميدانست.
وي در اين گفتوگو با ايسنا افزود: بعضي از مفاهيم كه امروز در عرصه ي روابط بينالملل از سوي ايران استفاده ميشود و بديهي به نظر ميرسد، در ابتداي دولت خاتمي بديهي نبوده است.
امين زاده تاكيد كرد: امروز همه بر اين كه بايد در ارتباط با دنيا اعتمادسازي كنيم، شكي ندارند، اما در آن زمان رفتار ما چنين مفهومي را بيان نميكرد؛ اينكه بگوييم كه ميخواهيم با كشوري دوست باشيم با اينكه با رفتارمان آن را نشان دهيم، متفاوت است، آن چه خاتمي انجام داد اين بود كه نه تنها در بيان و ترسيم ديدگاههايش بلكه در روش نيز توانست، اعتمادسازي از سوي ايران را به دنيا بقبولاند.
*مروري بر تعريف سياست خارجي
امين زاده با بيان اين كه "سياست خارجي هر كشوري جداي از سياست داخلي آن نيست"، خاطرنشان كرد: عملكرد درست و سنجيده ما در داخل ميتواند موجب ارتقاي منزلت ما در صحنه جهاني شود و عملكرد نادرست ما در داخل نيز ميتواند باعث تضعيف موقعيت ما در جهان گردد، به خصوص كه به دليل شرايط ويژهي ايران به عنوان يك كشور مدعي دموكراسي اسلامي، رفتارمان به طور دائم از سوي دوستان و دشمنانمان رصد ميشود و هيچ اشتباه ما ناديده گرفته نميشود.
وي ابراز عقيده كرد: رفتار ما ميتواند موجب سوءظن و بدبيني يا اعتماد و خوشبيني شود، اما تنها رفتار ما ملاك نيست رقيبان و مخالفان ما در تلاش هستند كه موقعبت ما را در جهان تضعيف كنند لذا از هر فرصتي ممكن است براي ايجاد شبهه و بدبيني و سوءظن نسبت به ما استفاده كنند. بايد تلاش كنيم كه سوءظن نسبت ما نهادينه نشود و با اعتماد سازي ميتوان چنين كرد اما اگر سوءظن و ترديد نسبت به ما نهادينه شد تكرار اينكه بگوييم توطئه ديگران عليه ماست، كافي نيست؛ بايد تلاش كنيم اين بدبيني و سوءظن را برطرف كنيم و وظيفهي سياست خارجي در چنين وضعي رفع اين ترديدها و سوءظن هاست، زيرا توسعه، پيشرفت، ارتقاي علمي و ارتقاي موقعيت كشور در جهان نيازمند موضع مستقل و با عزت و در عين حال داشتن دوستان متعدد و ارتباطات گسترده در سطح جهان است.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد: مجموعهي رفتار ما در سياست خارجيمان در هشت سال گذشته سازندهي درك جديد دنيا از ايران است كه بخش مهمي از اين مجموعه رفتارها مربوط به شخص آقاي خاتمي است.
وي شجاعانهترين اقدام خاتمي را تغيير ادبيات سياست خارجي ايران دانست و گفت: امروز بديهي است كه ادبيات سياست خارجيمان نبايد ادبياتي تلخ، خشن و غيردوستانه و غيرمحترمانه باشد، اين باور هشت سال به طول انجاميد تا كاملا نهادينه شود، در عين حال كه معتقدم الزاما براي هميشه ماندگار نيست.
* سياست هستهيي
معاون سابق وزير امور خارجه با بيان اين كه سياست هستهيي كشور "با مولفهاي چون اعتمادسازي و شفافسازي" مطرح شد، گفت: البته بايد سياست هستهيي قبل و بعد از انتخابات رياست جمهوري اخير را از هم تفكيك كرد. سياست هستهيي دولت آقاي خاتمي سياست موفقي بود كه مولفهي اعتمادسازي را در خود داشت.
وي در توضيح مولفهي اعتمادسازي سياست هستهيي دولت خاتمي گفت: در اين مولفه به اين مساله كه مخالفان تلاش كنند فضاي افكار عمومي جهان را نسبت به ما خراب كنند، بها داده شد و سعي شد هوشمندانه فضاي ترديد عليه ايران اصلاح شود و جو منفي عليه ايران تبديل به باورهاي مثبت شود.
امين زاده ابراز داشت: آمريكا به عنوان مهمترين رقيب ما در سطح دنيا و بازيگري كه براي ما چالش ايجاد ميكند، باوري را عليه كشورهاي علاقمند به توسعهي هستهيي در دنيا به وجود آورده است كه امروز باور نهادينهي دنياست، لذا موجب ميشود كشورهايي كه قصد دارند توان هستهيي خود را توسعه دهند، ملزم به اعتمادسازي با دنيا شوند وگرنه اقدامات آنها در دنيا خطرناك دانسته ميشود.
وي درباره علت القا چنين رويكردي از سوي آمريكا در دنيا گفت: اگر شرايط توسعهي انرژي صلحآميز هستهيي ايران در 20 يا 15 سال پيش اتفاق ميافتد، ما با چنين بحرانهايي كه امروز با آن روبهرو هستيم مواجه نبوديم، در عين حال، تفاوتي كه در خصوص دسترسي به انرژي هستهيي در دنيا اتفاق افتاده است، تنها مربوط به مسالهي ايران نيست، بلكه به تحولات دنيا بازميگردد. عمليات تروريستي 11 سپتامبر تاثير مهمي بر اين مساله گذاشته است.
اين استاد دانشگاه در ادامه به خبرنگار ايسنا گفت: تندروهاي آمريكايي در زمان رياست جمهوري كلينتون كه امروز در دولت بوش مسلط هستند، اصرار داشتند كه مقتضاي امنيت ملي آمريكا توسعه جدي نظاميگري است و تهديدات نسبت به آمريكا هنوز تمام نشده است.
* تروريسم و تندروهاي آمريكا
وي با اشاره به مباحثي كه در خصوص ضرورت وجود ناتو در سالهاي رياست جمهوري كلينتون مطرح بود، گفت: از سوي بسياري اين استدلال وجود داشت كه ناتو در برابر پيمان ورشو ضرورت وجودي دارد، اما با از هم پاشيدن پيمان ورشو ديگر توجيهي براي ادامهي كار ناتو وجود ندارد، بنابراين نيازي به اين پيمان نيست و ترديدهاي بسيار جدياي نسبت به آن مطرح شده بود و در كنار اين بحث بازيگران عمدهي امروز دولت آمريكا در آن زمان در مقالات مختلف مطرح ميكردند كه آمريكا و غرب با خطرات و تهديدهاي بسياري مواجهاند؛ اما وقتي ميخواستند اين خطر را ترسيم كنند، خيلي قادر به اين كار نبودند، در عين حال تروريسم و مسايل هستهيي را خطرسازترين مقولهي تهديدآميز براي امريكا عنوان ميكردند با اين حال اين مساله از سوي دنيا شنيده نشد و حادثهي 11 سپتامبر به راويان اين بحث كمك كرد تا در عرصهي بينالملل آن را نهادينه كنند و تنها با واقعبيني نسبت به مقاصد و رفتار آمريكا و رفتار سايران ميتوان با تدبير بر اساس مصلحت براي عزت كشور تلاش كرد.
وي افزود: پس از آن در ادبياتي اروپايي اين گونه مطرح شد كه ماهيت تروريسم تغيير كرده است. تروريسم گذشته، معاملهگر بود و ترور را با هدفي خاص انجام ميداد، اما 11 سپتامبر نشان داد كه تروريسم ميتواند به قصد صرف كشتن انجام شود، يعني از اين پس تروريسم نقش نابود كننده دارد و براي اين نقش ايدئولوژي، ارزش و هويت قائل است، لذا آنها اين گونه گفتند كه" اگر تروريست بمب هستهيي داشته باشد، ميتواند هر جاي دنيا آن را رها كند."
امينزاده ادامه داد: البته ما ميتوانيم فكر كنيم كه بخشي از اقدامات آمريكا و اروپا در القا اين باورها دروغ بوده است و به نوعي از يك جنايت و جريان تروريستي سوءاستفاده شده است، اما به هر حال اين باور نهادينه شده است.
امين زاده با اشاره به حساسيتها و نگرانيهاي مطرح در مسائل هستهيي گفت: در اين خصوص صرفا الزامات آمريكا مطرح نيست، بلكه نگراني از انحراف به سمت سلاحهاي هستهيي از طريق اين فنآوري به افكار عمومي جهان القا شده است. اروپا نيز به اندازهي آمريكا از اين مساله نگران است و در حال حاضر هيچ كشوري در دنيا نيست كه بخواهد اين نگراني را رها كند. از اينرو است كه اجماع عليه فعاليتهاي صلح آميز هستهيي ايران به راحتي حاصل ميشود.
امين زاده در ادامهي اين گفتوگو با بيان اين كه هر پديدهي بينالمللي ميتواند براي ما فرصت و تهديد به همراه داشته باشد گفت: حمله آمريكا به كشورهاي همسايهي ايران كه اتفاق بسيار جدي براي ما بوده است، داراي جنبههاي تهديدكننده است كه براي ما ايجاد فرصت هم كرده است.
* جايگاه همسايگان در تامين امنيت ملي
وي افزود: اين تهديد مهمي است كه نيروهاي مسلح كشور قدرتمندي مثل آمريكا در دو سوي ما قرار گرفته و با حملهي نظامي توانسته است به اهداف خود برسد، اگر ميتوانستيم بايد به هر شكلي از اين اقدام آمريكا جلوگيري ميكرديم؛ چرا كه مطلوب ما اين بود كه مردم عراق خود رژيم صدام را سرنگون ميكردند، اما حال كه اين حمله انجام شده بايد تهديدهاي بعدي آن را كنترل و از فرصت به وجود آمده نيز استفاده كنيم.
وي گفت: اين كه در حال حاضر ايران هيچ همسايهي معارضي را در اطراف خود ندارد، فرصتي بزرگ و امري بيسابقه است، تنها مسالهي تهديد حضور آمريكا در همسايگي ماست كه اگر با بهبود شرايط منطقه اين كشور به حضوش در اين كشورها پايان دهد، قطعا براي ما فرصت و مزيت خواهد بود.
معاون سابق وزير امور خارجه با اشاره به اين مطلب كه نقش همسايگان براي كشورها بسيار تعيين كننده است، تصريح كرد: همسايگان نزديك و صميمي اجازه سوءاستفادهي ديگران از خاكشان براي تهديد همسايه خود را نميدهند، لذا روابط مطلوب و دوستانه در تامين امنيت ملي كشور ضروري است.
امين زاده با بيان اينكه ايران از بازيگران موثر در دنياست كه سطح تعاملات بينالمللياش متفاوت شده است، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران ابراز عقيده كرد: ايران در رقابت و در موضع چالش با آمريكاست، ما بايد موقعيت خود را در فضاي بينالمللي به درستي درك كنيم. آمريكا قادر به تغيير در رفتار ديگر كشورهاست، بنابراين اگر اين واقعيت را به درستي درك كنيم، ميتوانيم نسبت به توانايي و سطح چالش خود با اين كشور در دنيا عملكرد مناسبي داشته باشيم.
* شكست بزرگ سياست خارجي در مسالهي هستهيي
وي با بيان اين عقيده كه "آنچه در مسالهي هستهيي ايران اتفاق افتاده، يك شكست است" گفت: براي ايران در شرايط فعلي بسياري از مولفههايي كه در سياست قبلي هستهيي (دولت قبلي) وجود داشت، جايگاه خود را از دست داده است.
اين استاد دانشگاه گفت: قطعنامهي اخير شوراي حكام بسيار سنگين است و قطعا مشكلات جدي بسياري را براي سياست خارجيمان ايجاد خواهد كرد، آنچه كه از سوي شوراي حكام صادر شد، تفاوتهاي بسياري با ادبيات قطعنامهها و مصوبات قبلي شورا در مورد ايران دارد. در اين متن ايران از يك كشور طرف گفتوگو براي رفع ابهامات مطرح شده عليه او، به يك متهم بدل شده كه احتمال پنهانكاري از سوي او زياد است. اگر هيچ اتفاق ديگري عليه ايران روي ندهد، نفس تغيير لحن نسبت به ايران يك وضعيت منفي و عقبگرد جدي در سياست خارجي ماست.
وي افزود: دستاندركاران مذاكرات هستهيي در سالهاي گذشته تلاش زيادي كردند كه اجازه ندهند ايران به يك متهم مظنون بدل شود و با ايجاد اعتماد با كشورهاي موثر جهان، فرصت ارتقا موقعيت صنايع هستهيي ايران را بدون پرداخت هزينههاي بسيار گزاف و كمرشكني مثل تحريم فراهم آورند، متاسفانه قطعنامهي اخير خود به خود بخشي از فرصتهاي قبلي را از ايران سلب كرده و چارچوبي اتهامي به پرونده ايران داده است.
امينزاده در ادامه ابراز عقيده كرد: عدم موفقيت در تداوم و ارتقا اعتماد جهاني نسبت به صنايع صلحآميز هستهيي ايران، بزرگترين شكست سياست خارجي ايران بعد از بحران ميكونوس است.
وي به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران گفت: اميدوار است دست اندركاران سياست خارجي و دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي بر اين بحران فائق آيند و از پيشآمدن خسارات بيشتر جلوگيري كنند، اما در هرحال آنچه اتفاق افتاده شايد به تعبيري حاصل چند اشتباه مهم نظري و تحليلي نسبت به موضوع باشد.
امين زاده ابراز عقيده كرد: اعتماد سازي نسبت به صنايع صلح آميز هستهيي ايران بيارتباط با حساسيتهايي كه نسبت به بحث هستهيي به طور عام مطرح است، نيست. براي تدبير درست بايد همه جوانب موضوع را درك كنيم و حتي اگر اين حساسيتها را قبول نداريم و درصدد اصلاح آن در افكار عمومي جهان هستيم به هر حال بايد با اين درك همه جانبه پديده سياست خارجيمان را طراحي و اجرا كنيم. آنچه امروز به عنوان نگراني هستهيي مطرح ميشود با نگراني 10 سال قبل جهان نسبت به بحث سلاح هستهيي و تهديدات آن كاملا متفاوت است.
* چرا برخي دوستانمان در شوراي حكام همراهمان نشدند؟
وي ابراز داشت: عدم درك درست از موضوع باعث بروز شرايط زيانبار براي كشور ميشود، چيزي كه به عقيده من بخشي از آن با صدور قطعنامهي اخير شوراي حكام در مورد ايران تحقق يافته است.
اين استاد دانشگاه با اشاره به كشورهايي كه به قطعنامهي اخير شوراي حكام راي منفي ندادند، گفت: بسياري از اين كشورها بهترين دوستان ايران در سطح جهان محسوب ميشوند، آنان مخالف موفقيت هستهيي ايران نيستند. عدهاي از آنها ممكن است هيچ ترديدي نسبت به صلحآميز بودن صنايع ما نداشته باشند وغالب آنان تمايلي به ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت ندارند و منافع بسياري از آنان اقتضا ميكند كه ايران دچار بحران نشود، اما به هر حال آنان حاضر نشدهاند با اين قطعنامه مخالفت كنند.
معاون سابق وزارت امور خارجه ابراز عقيده كرد: يكي از عمدهترين اشتباهات ما ميتواند عدم درك درست از علت رفتار دوستانمان باشد، ما آنقدر در تبليغاتمان سياه و سفيد برخورد كردهايم كه حالا ماندهايم چه صفتي را براي آنان كه به نفع ما راي ندادهاند به كار ببريم، مسلما همه آنان كه به نفع قطعنامه راي دادند، دشمن ما نيستند. اگر آمريكا دشمن ماست، ديگران نيستند.
وي افزود: عدهاي از آنان منافع بزرگي در ايران دارند و حتما دلشان ميخواسته كه قطعنامهاي عليه ايران صادر نشود تا مجبور شوند در مورد راي به آن تصميم بگيرند، اما وقتي در معرض اين تصميم قرار گرفتهاند رايي مخالف نظر ما دادهاند. اشتباه بزرگتر آن است كه ما اين كشورها و آمريكا را در يك جبهه تعريف كنيم و رفتار آنان را بدون تحليل درست از مصالح آنان بررسي كنيم و آنان را غير دوست تلقي كنيم.
* اروپا هم شكست خورد
امينزاده تصريح كرد: ما اروپا را نسبت به تصميمات و اقدامات اخيرش دربارهي ايران نقد ميكنيم، اما واقعيت اين است كه رسيدن به اين نقطه براي اروپا هم شكست بزرگي است. منافع اروپا اقتضا ميكرد و ميكند كه اولا موفق شود اين بحران را خودش حل كند و به علاوه مجبور نشود پرونده ايران را به شوراي امنيت ببرد و عملا آن را به دست آمريكا بسپارد. بايد ديد كه علتش چيست.
* آراي شوراي حكام غيرمنتظره نبود
وي با بيان اين كه دومين اشتباه عمده ما تحليل غلط نسبت به رفتار ديگران است، گفت: بعضي از آنان نسبت به موفقيت ما خوش بين بودند و تحليلي جنگ سردي نسبت به رفتار ديگران داشتند، فكر ميكردند كه چهار عضو شوراي امنيت يعني چين، روسيه، فرانسه و انگليس علاقمندند كه پرونده ما به شوراي امنيت نرود، چون آنجا زور آمريكا معمولا به آنها ميچربد، فكر ميكردند كه اين چهار عضو مخالف تندروي آمريكا هستند، ولي درك نميكردند كه اين مخالفتها سياه و سفيد نيست، آنها مخالف رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت هستند، اما نه به هر قيمتي. آنان در تصميمشان به منافع خودشان مينگرند و همه جوانب را ميسنجد، بنابراين لازم نبود ما تا آنجا پيش برويم كه اين قطعنامه عليه ما صادر شود تا بفهميم كه چين و روسيه و ديگران به نفع ما راي نميدهند، لازم نبود بحث را به اينجا بكشانيم تا ظرفيت دوستان غيرمتعهدمان را اندازهگيري كنيم. اين مساله براي كارشناسان واضح بود و دلايل روشني داشت و براي بسياري مثل من اين راي اصلا غيرمنتظره نبود.
امينزاده در اين گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران سومين اشتباه مسوولان هستهيي كشور را ناشي از دو موضوع دانست و افزود: اين كه ما دوستانمان را در معرض انتخاب سياه و سفيد و يا عليه خودمان قرار داديم، در حالي كه دوستان ما تلاش داشتند كه به ما كمك كنند راهحلي ميانه پيدا كنيم، بعضي از آنان در اظهاراتشان تلاش كردند ما را قانع كنند كه شرايط را به نقطه سياه و سفيد نكشانيم و راهحل ميانهيي پيدا كنيم و نشان دهند كه در يك انتخاب سياه و سفيد نميتوانند با ما همراهي كنند، اما ما بدون اينكه به اندازه كافي به اين تلاشها توجه كنيم آنان را مجبور به انتخاب كرديم.
وي ابراز عقيده كرد: ما حتي نبايد ديگران را به انتخاب ميان خودمان و آمريكا بكشانيم، بسياري از دوستان خيلي خوب ما، دوستان خيلي خوب آمريكا هم هستند. منافع آنان اصلا اقتضا نميكند كه با آمريكا دچار مشكل شوند. مثلا چين دوست بسيار خوبي براي ماست، روابط اقتصادي ما با چين به رقم بيسابقه هفت يا هشت ميليارد دلار رسيده است، اما روابط اقتصادي چين با آمريكا به رقم بيسابقه حدود 400 ميليارد دلار رسيده است كه بيش از 100 ميليارد دلار مازاد تجاري آن به نفع چين است.
امينزاده گفت: آمريكايي تلقي كردن نگرانيها نسبت به توسعهي هستهيي در جهان به طور عام و در مورد ايران به طور خاص از اشتباهات ديگر ماست، درست است كه آمريكا مخالف وجود صنايع هستهيي به هر شكلي در ايران است و اگر ميتوانست مانع تاسيس نيروگاه بوشهر هم ميشد، اما نگراني نسبت به صنايع هستهيي ايران تنها نگراني آمريكا نيست، بلكه نگراني اروپا و يا روسيه هم هست. همه آنها از اينكه مطمئن شوند ايران سلاح هستهيي نميسازد، استقبال ميكنند.
وي افزود: ممكن است نگراني آنان ناشي از القائات آمريكا باشد، اما همچنان كه گفتم تحت تاثير شرايط بعد از 11 سپتامبر نيز قرار دارد، به هر حال اكنون آنها نگراني خودشان را دارند.
* آيا اتكا به سياست نفتي صحيح است؟
معاون سابق وزارت امور خارجه اشتباه ديگر را اين دانست كه تصور كنيم نياز دنيا به صدور نفت ما و شرايط بحراني نيروهاي خارجي در عراق و افغانستان مانع برخوردهاي تند ديگران عليه ما ميشود و افزود: هر چند هيچ كشوري به خود اجازه نميدهد كه به ايران حمله نظامي كند و هر چند معتقدم كسي مانع صدور نفت ما نميشود، اما خسارات ناشي از شكلگيري بحران عليه ايران تا آن حد بزرگ است كه ميتواند حركت توسعه ايران را كند و يا خداي ناكرده متوقف كند، چيزي كه نشانههايي از آن را در بازار و تجارت ايران ميتوان ديد.
وي گفت: معناي حرف من آن نيست كه به هر چيزي تن دهيم، بلكه منظور اين است كه با تدبير و با يك ديپلماسي پخته و همه جانبه مشكل را حل كنيم، همچنان كه در سه سال گذشته چنين كردهايم و اساسا وظيفه سياستخارجي همين است؛ ممانعت از بروز بحران بينالمللي كه آن هم به عهدهي وزارت خارجه است.
اين استاد دانشگاه خاطر نشان كرد: بخش بزرگي از افتخارات وزارت خارجه در دولت آقاي خاتمي كنترل بحرانهايي است كه مديريت شده و اتفاق نيفتاده و حتي مردم از احتمال بروز آن هم مطلع نشدهاند.
* صرفهي توليد برق هستهيي
امين زاده در مورد اقتصادي بودن چرخهي سوخت و توليد برق با نيروگاه هستهيي گفت: يكي از سولااتي كه براي ايجاد ابهام در مورد مقصد نهايي ايران در بحث هستهيياش مطرح ميكنند، اقتصادي نبودن توليد برق با نيروگاه هستهيي است.
وي در گفتوگو با خبرنگار ايسنا ابراز داشت: اين درست كه توليد برق از گاز براي ما چيزي حدود يك ششم يا يك پنجم قيمت توليد برق هستهيي است. ما در شرايط كنوني با كمتر از 250 ميليون دلار مي توانيم يك نيروگاه گازي 1000 مگاواتي بسازيم در مورد نيروگاه هستهيي براي 1000 مگاوات برق ما به يك سرمايهگذاري 2/1 ميليارد دلاري براي ساخت نيروگاه نياز داريم. در مورد تامين سوخت نيروگاه گازي ايران دومين ذخاير گاز جهان را دارد و در مورد انرژي هستهيي ظاهرا هيچ معدن داراي توجيه اقتصادي قابل قبول نداريم و بايد به هر حال اورانيوم وارد كنيم. عليرغم همه اينها من طرفدار توسعه صنايع صلح آميز هستهيي هستم و معتقدم كه بايد تلاش كنيم كه صنايع صلح آميز هستهيي داشته باشيم چون اين صنايع حق ماست و شان و منزلت و جايگاه ما را در سطح جهان ارتقا ميدهد، همچنان كه تاكنون هم داده است و آن را جزو موفقيتهاي دولت خاتمي ميدانم، اما معتقدم هزينه آن نبايد بحران، تحريم و توقف توسعه كشور باشد.
وي افزود: براي داشتن اين فرصت بايد اعتماد سازي كنيم وگرنه بحران ناشي از آن ممكن است خسارات جبران ناپذيري را به همراه داشته باشد.
* راه حل چيست؟
امين زاده در خصوص راهحل قابل قبول براي رفع مشكل پروندهي هستهيي ايران تصريح كرد: من اكنون در يك موقعيت دانشگاهي هستم و طبعا از تحولات خرد پيرامون اين موضوع تنها از طريق رسانهها مطلعم، اما به هر حال راه حل عزتمند ما در رفع مشكلاتمان در جهان، گفتوگو و اعتماد سازي است. براي رسيدن به شرايط مطلوب هستهيي بايد تلاش كنيم كه با كمك دوستانمان جامعه جهاني را براي داشتن چرخه سوخت كامل متقاعد كنيم و بايد تلاش كنيم با شفافيت كامل هر گونه سوءظن نسبت به خودمان را رفع كنيم ولي اگر واقعا خروج از اين بحران جز با تعليق بخشي از چرخه سوخت ممكن نباشد، راهحل پيشنهادي بعضي از دوستانمان مثل آفريقاي جنوبي واقعا قابل مطالعه است.
وي خاطرنشان كرد: چرخهي سوخت از سه بخش اصلي تشكيل ميشود: استخراج و تغليظ و توليد كيك زرد، تبديل كيك زرد يعني تركيبات معدني اورانيوم به هگزافلورايد اورانيوم UF6 در كارخانه UCF اصفهان و غنيسازي. معتقدم امكان حفظ دو بخش اول در مذاكرات وجود داشته و دارد و اختلاف بر سر بخش سوم است. حتي اگر آمريكا هم با اين طرح مخالف باشد، ما موافقان زيادي در ميان اعضاي شوراي حكام براي اين بحث داشته و داريم.
امينزاده ادامه داد: در اجلاس قبلي آفريقاي جنوبي، چين و روسيه چنين پيشنهادي را براي خروج از بحران پيشنهاد كردند.
* انعكاس ناصحيح اخبار شوراي حكام در ايران
معاون سابق وزارت امور خارجه درادامهي اين گفتوگو با انتقاد از چگونگي انعكاس قطعنامههاي اخير شوراي حكام در رسانههاي داخلي گفت: رويههاي بينالمللي بسيار كند عمل ميكنند و نتايج آن نيز با تاخير به دست ميآيد و در مقابل مشكل آن است كه اگر اقدامي عليه كشوري به تصويب برسد، اصلاح آن نيز بسيار كند خواهد بود. متاسفانه رسانهها در مورد روند اين كار قضاوتهاي نادرستي را به جامعه منتقل كردند كه باعث شده حالا عدهاي از نتيجه كار متعجب شوند.
وي تاكيد كرد: قطعنامهي مردادماه شوراي حكام تندترين نتيجه قابل پيشبيني از آن اجلاس بود، اما ما به آن توجه نكرديم و رسانهها در داخل نوشتند كه چون پرونده به شوراي امنيت نرفت ما پيروز شديم، در حالي كه آن اجماع بر سر آن قطعنامه موفقيت بزرگي براي مخالفان ما بود، چون مخالفان ما سعي داشتند و دارند كه عليه ما در دنيا اجماع ايجاد كنند و در اين مسير براي رسيدن به اهداف خود زياد شتاب نميكنند.
امينزاده با اشاره به اجلاس اخير ابراز داشت: هيچ كارشناسي پيش بيني نميكرد كه پرونده به شوراي امنيت برود؛ پيشبيني همه برخورد تندتر شوراي حكام بود كه اتفاق هم افتاد كه شديدترين شكل ممكن بود.
امين زاده معتقد است: درست است كه دراين اجلاس اجماع ايجاد نشد، ولي واقعا اگر قرار بود تنها يك كشور به نفع ما راي دهد، بايد آرزو ميكرديم كه رايگيري نشود تا حداقل معلوم نشود كه ما فقط يك موافق علني داريم و بقيه دوستان و موافقان واقعا فعال به نفع ما، در موضع رايگيري با ما نيستند.
وي ابراز اميدواري كرد كه با تدبير مسوولان اين شرايط خطير به سلامت پشت سر گذاشته شود و راهحل بهتري براي برون رفت از اين بحران پيدا شود
وي در عين حال تاكيد كرد: بايد واقعيت و شرايط به درستي براي ملت بزرگ ايران ترسيم شود.
امينزاده به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران گفت: سياست خارجي مبتني بر اعتماد سازي، تفاهم و صلح طلبي به نفع ايران است، چرا كه فرصتهاي بسياري براي ارتقاي جايگاه ايران پيش روي ماست و اين فرصتها در شرايط بحراني محقق نخواهد شد.
* در صورت رفتن به شوراي امنيت...
وي در خصوص ارجاع پروندهي هستهيي ايران به شوراي امنيت اظهار داشت: در شوراي امنيت متاسفانه آمريكا بازيگر موثري است و تجربه نشان داده كه در بسياري موارد در آنجا او حرف آخر را ميزند. در اين صحنه نه تنها نقش ما عملا بسيار كاهش مييابد بلكه حتي نقش دوستان قدرتمند ما نيز بسيار كم رنگ و نقش آمريكا پررنگ ميشود كه چنين موقعيتي براي ما اصلا مطلوب نيست. اگر به انشقاق و تلاش تندروها در كاخ سفيد براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت توجه كنيم در مييابيم كه ارجاع پرونده ما به شوراي امنيت در واقع مطلوب دشمن ما است كه طبعا براي ما نامطلوب و تهديد كننده است.
* اقتصاد و ديپلماسي
امين زاده در مورد بهكارگيري اهرمهاي اقتصادي در سياست خارجي گفت: اين مساله به صورت اثباتي بسيار موثر است. روابط اقتصادي مستحكم اعتمادسازي ميكند و باعث پروندهاي محكم امنيتي ميشود. كشورهايي كه در روابط اقتصادي با ايران سود ميبرند از صلح و امنيت ايران در واقع سود ميبرند و آنان تمايل به كمك براي ثبات ايران پيدا ميكنند و به همين دليل روابط اقتصادي قوي با همسايگان بسيار ارزشمند است. به همين دليل سرمايهگذاريهاي خارجي به خصوص توسط همسايگان نيز ارزشمند است.
وي افزود: اما جنبه سلبي مساله به شكل ديگري است، ما نميتوانيم با اهرم اقتصادي كشورها را به موضعگيري سياسي و امنيتي متفاوت با آنچه اعتقاد دارند و يا مصالحشان ايجاب ميكند، بكشانيم. حداقل بايد توجه كنيم كه در دنياي بعد از جنگ سرد روابط ميان دولتها از حالت دوقطبي كاملا فاصله گرفته و نسبيتر شده است. كشورها روابط اقتصادي و سياسي بسيار متنوعي با يكديگر دارند و آن را فداي روابط اقتصادي با ما نميكنند. به خصوص كه روابط اقتصادي بزرگتري با ديگران هم داشته باشند.
وي با اشاره به اظهارات برخي صاحبنظران داخلي مبني بر بيتاثير بودن بحران و درگيري بر ايران گفت: هر چند ملت ما نشان داده كه در برابر تجاوز با اقتدار ميايستد، اما با اين ديدگاه موافق نيستم. چرا كه اقتدار بيشتر ما در گرو توسعه و نقش آفريني بيشتر ما در صحنه بينالمللي است و اين موقعيت با بالا بردن سطح اعتمادسازي و مشاركت بينالمللي و صلح و امنيت در منطقه و ايران محقق ميشود، نه در بحران و شرايط دشوار ناشي از آن.
امين زاده با اشاره به قطعنامه اخير آژانس گفت: موفقيت ما در توسعه صنايع هستهيي و فعاليت ديپلماتيك موفق ما در صيانت از اين پيشرفت باعث ارتقا عزت و منزلت ما در سطح جهان شد و اقتدار ملي ما را افزايش داد، اما قطعنامهي اخير با مفاد و ادبيات متهم كننده و تهديد كنندهاش في نفسه گامي به عقب بود.
وي گفت: راهحل برون رفت از شرايط فعلي به ويژه از سوي ايران ادامه گفتگو و تلاش براي اعتمادسازي با جامعه جهاني است.
گفتوگو از خبرنگار ايسنا: زهرا اصغري
انتهاي پيام



نظرات