مدير شوراي مطالعات اروپا معتقد است، بن بست سياسي در آلمان كه ناشي از جنگ ميان سوسيال دموكراتها و دموكرات مسيحيها بر سر رياست دولت آينده اين كشور است، به نوعي بيانگر چشمگيرترين بحران سياسي اتحاديهي اروپا از زمان تاسيس آن است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) نيويورك تايمز در مصاحبهاي با چارلز اي. كاپچان، مدير شوراي مطالعات اروپا و استاد روابط بينالملل دانشگاه جورج تاون آمريكا مينويسد : بن بست سياسي در آلمان نمونه كوچكتري از يك مناقشهي بزرگ در سطح اروپاست بدين معني كه آيا اين قاره از اين پس بايد از الگوي دولت رفاه اجتماعي پيروي كند يا از الگوي دولت ملي؟
كاپچان پيش بيني ميكند اروپا از اين به بعد با تركيه مشكلات بيشتري پيدا خواهد كرد. وي همچنين بر اين عقيده است كه اتحاديهي اروپا تركيه را به اين زودي در جمع خود نخواهد پذيرفت.
در ذيل به سوالهاي خبرنگار روزنامهي نيويورك تايمز و پاسخهاي كاپچان اشاره شده است.
نيويورك تايمز: در حالي كه سه هفته از برگزاري انتخابات پارلماني در آلمان ميگذرد اما دو حزب پيروز و مدعي بر سر چگونگي تشكيل دولت ائتلافي و اين كه چه فردي صدراعظم آيندهي اين كشور شود اختلاف نظر دارند، روز چهارشنبهي گذشته گرهارد شرودر صدراعظم فعلي و رهبر حزب سوسيال دموكرات (SPD) و آنگلا مركل رهبر اتحاديههاي دموكرات مسيحي و سوسيال مسيحي (CDU/CSU) با يكديگر گفتوگو كردند و تنها نسبت به ادامهي روند مذاكرات توافق كردند. اين تغيير و تحولات ميتواند به تشكيل ائتلاف بزرگ (متشكل از پيوند حزب شرودر و مركل) منجر شود اما هنوز بر سر صدارت اعظمي ابهام وجود دارد چه چيزي موجب بروز چنين بحران سياسي بزرگ در آلمان شده است؟
كاپچان: اين فلج سياسي دو بعد دارد يكي از اين ابعاد در قالب ساختاري مطرح است كه اصولا به طبيعت نظام سياسي حاكم بر آلمان دلالت دارد، نظامي كه به واسطه تغيير و تحولات سالهاي اخير همواره در درون خود به دو دستهي موافق و مخالف تقسيم شده است بنابراين حتي در مواقع معمول نظام سياسي اين كشور به خط مشيهاي اعتدالگرايانه گرايش يافته به طوري كه يك حزب مشخص نميتواند از گردابهاي سياسي رهايي پيدا كند. يك نظام سياسي زماني عملكرد درست و قابل قبولي خواهد داشت كه در آن ميان احزاب رقيب يك حس تفوق و برتري وجود داشته باشد و يك حزب به پيروزي دست يابد و حزب ديگر در اين رقابتها نقش اپوزيسيون را ايفا كند. آن چه طي ده سالهي اخير به ويژه پس از فروپاشي ديوار برلين در سال 1989 و اتحاد آلمان شرقي و غربي در اين كشور رخ داده حاكي از يك سيستم سياسي بي نظم و تجزيه شده است. در حال حاضر وجود يك حزب چپ نوين كه از آراء سوسيال دموكراتها و دموكرات مسيحيها بهره ميبرد و نيز حزب سبزها و دموكراتهاي آزاد ( FDP ) كه احزابي مستقل هستند به سردرگمي سياسي در آلمان دامن زدهاند.
انسداد سياسي اخير دليل ديگري نيز دارد و آن شرايط حاكم بر جامعه است وقتي كه اصلاحات شرودر به رشد اقتصادي چشمگير آلمان نيانجاميد. در واقع وي اعتماد حاميان خود را از دست داد به طوري كه 20 درصد مردم متعاقبا به مركل گرايش پيدا كردند، البته ناگفته نماند كه شرودر در مبارزات انتخاباتياش فوق العاده ظاهر شد و حتي در هفتههاي پاياني موفق شد عقب ماندگي در نظرسنجيها را جبران كرده و خود را به مركل محافظه كار نزديكتر كند. تا حدي كه نتايج انتخابات هم نشان داد كه حزب سوسيال دموكرات متعلق به شرودر و ائتلاف اتحاديههاي دموكرات مسيحي و سوسيال مسيحي سايه به سايهي يكديگر حركت كردند. اما نتايج همچنين بيانگر اين حقيقت بود كه هيچ يك از احزاب نتوانستند انتظارات مردم را برآورده كنند و به نوعي در جلب نظر موافق آنان ناكام ماندند اگر چه مردم به شرودر احساس نياز دوباره نداشتند اما مركل هم نتوانست از اين فرصت بادآورده نهايت بهره را ببرد.
نيويورك تايمز: چه كسي صدراعظم آتي آلمان خواهد شد؟ اساسا اجماع نظري در اين باره حاصل ميشود؟
كاپچان: صحبت كردن در اين مورد كمي زود است. تاكنون تقريبا كليهي روسا و مقامات دو حزب به طور ضمني اعلام كردهاند كه حاضر به كنار آمدن با رقباي سياسي خود نيستند. شرودر ميگويد با مركل وارد ائتلاف بزرگ نخواهد شد، دموكراتهاي آزاد (متحدان دموكرات مسيحيها) نيز از ائتلاف با سوسيال دموكراتها خودداري كردهاند از طرفي سبزها (متحدان سوسيال دموكرات) با دموكراتهاي مسيحي ائتلاف نميكنند بنابراين پرواضح است كه فضا براي چانه زني باز شده نه براي حصول يك اجماع و يا صدور بيانيهاي مشترك.
نيويورك تايمز: برخي تصريح كردهاند دليل اصلي كه شرودر توانست در هفتههاي پاياني مبارزات انتخاباتي فاصلهي خود را با مركل بسيار كم كند اين بود كه مردم نتوانستند به اصلاحات اقتصادي كه دموكرات مسيحيها از آن دم ميزدند، ايمان آورند (كاهش دستمزد كارگران از اين جمله اصلاحات بود) آيا اين مساله حقيقت دارد؟
كاپچان: شرودر به خاطر اصلاحات اقتصادياش زمينه را براي شكست خود فراهم آورد. پس با اين گفتهي شما يك پارادوكس به وجود خواهد آمد.
نيويورك تايمز: پس برنامههاي اصلاحاتي شرودر چه بود؟
كاپچان: او روي جنبههاي مختلفي تمركز كرد از يك سو درصدد بود تا مقرري بيكاري را كاهش دهد و از سوي ديگر ميكوشيد تا از هزينههاي خدمات درماني كاسته و الگوهاي اصلاحاتي نويني را معرفي كند. مركل كمتر به اين موضوعات توجه و تمركز ميكرد و همين امر بزرگترين مانع راه رشد اقتصادي آلمان محسوب ميشد.
در حال حاضر نرخ دستمزد در اين كشور بسيار بالا است، وقتي هزينههاي بيمههاي بيكاري و خدمات درماني هم به اين مبلغ افزوده ميشود ديگر استخدام به سهولت انجام نخواهد پذيرفت. مركل قصد دارد براي رفع اين مشكلات از ميزان مالياتي كه كارگران به صندوقهاي بيكاري واريز ميكنند، بكاهد. او در حقيقت ميخواهد نقيصهي موجود را با افزايش ماليات بر ارزش افزوده (VAT) يا ماليات فروش جبران كند.
نيويورك تايمز: به دنبال رد قانون اساسي اتحاديهي اروپا توسط فرانسه و هلند اكنون انتخابات بي نتيجهي آلمان چه تاثيري بر اين نهاد اروپايي خواهد گذاشت؟
كاپچان: فكر ميكنم اين ضربهاي دوپهلو بود، هر فردي كه سكان هدايت دولت آيندهي آلمان را به دست گيرد احتمالا از قدرت كافي برخوردار نخواهد بود؛ به اين معنا كه آلمان در نهادينه ساختن اصلاحات بلند پروازانهاي كه اين كشور و اتحاديهي اروپا بدان نياز مبرم دارند، شكست خواهد خورد. از جنبهي ديگر ميتوان اين گونه تعبير كرد كه در پي پاسخ نه مردم فرانسه و هلند به منشور قانون اساسي اتحاديهي اروپا و اختلاف نظر بر سر بودجهي اروپا اين اتحاديه با بزرگترين بحران سياسي از زمان تاسيس خود روبرو شده است. وقتي به كشورهاي اروپايي نگاهي مياندازيم ميبينم كه فرانسه را دولتي ضعيف هدايت ميكند، ژاك شيراك رييس جمهور فرانسه دور پاياني رياست جمهورياش را سپري ميكند. سيلويو برلوسكني، نخست وزير ايتاليا در پرتگاه شكست قرار گرفته، توني بلر، نخست وزير انگليس هم اگرچه در انتخابات براي دومين بار بر مسند قدرت باقي ماند اما اكثريت حامي خود در پارلمان را به طور جدي از دست داد، به آلمان ميرسيم كشوري كه از نقطه نظر سياسي با ضعفي مشهود مواجه است. اين مساله حاكي از آن است كه اروپا براي رهايي از سردرگمي فعلياش رهبريتي به سبك و سياق آنچه در آلمان است، نياز ندارد.
انسداد سياسي كنوني در آلمان مقياس كوچكي از يك نزاع سياسي بزرگ در اروپا است؛ براين مبنا كه از اين پس در اين قارهاي كه اكثريت آن را مسيحيان تشكيل ميدهند بايد به سمت دولت ملي پيش رفت يا از دولت رفاه اجتماعي تبعيت كرد. بنابراين در جهاني سازي و گسترش اتحاديهي اروپا ديگر بحث زمان مطرح است نه شرايط.
نيويورك تايمز: آيا اين مساله به آمريكا مربوط ميشود؟
كاپچان: اين مساله يقينا تاثيرات منفي روي آمريكا خواهد داشت اما توسط اين كشور به وجود نيامده است. تاثيرات منفي اين قضيه از دو جانبه قابل بحث است، نخست اين كه آمريكا اميدوار است تا كشورهاي اروپايي به رشد اقتصادي قارهي خود كمك بسياري كنند، دوم به نظر ميآيد كه جورج بوش، رييس جمهورآمريكا در دورهي دوم رياست جمهورياش از فوايد همكاري با كشورهاي اروپايي مطلع شد. وي پس از آغاز به كار در ماه ژانويه گذشته با سفر به كشورهاي اروپايي عملا بر اين مدعي صحه گذاشت. فكر ميكنم بوش دريافته كه در جنگ در عراق و حتي قضيهي ايران و به طور كلي خاورميانه به اروپاييها نياز پيدا خواهد كرد، بنابراين اتحاديهي اروپايي منسجم بهترين مكان تحقق خواستهاي دولت آمريكاست.
نيويورك تايمز: آيا انديشمندان اروپا راهي براي خروج آلمان از انسداد سياسي متصور هستند؟ يا اين بحران همچنان ادامه خواهد يافت؟
كاپچان: اگر به سير سياسي اروپا طي ده سالهي اخير نگاهي بيندازيم، مشاهده خواهيم كرد كه بروز وقفههاي اين چنيني چندان غيرمتداول نبوده. اروپا روزهاي خوب و بد بيشماري را سپري كرده اما سرانجام كار مقصد درست خود را برگزيده است. تصور ميكنم اروپاييها مجددا متحد شده و به مسير عادي خود باز خواهند گشت.
اما به هر جهت اروپا با يكي از تامل برانگيزترين و سرنوشت سازترين لحظات تاريخ خود روبروست.
نيويورك تايمز: آيا سهم عمدهاي از بحران موجود به گسترش سريع اتحاديهي اروپا به سمت شرق و عضويت برخي كشورهاي بلوك شوروي سابق مربوط نميشود؟
كاپچان: گسترش روز افزون اتحاديهي اروپا به بلوك شرق شايد يكي از دلايل عدم تمايل مردم براي پذيرش قانون اساسي اروپا بود. بخش اعظمي از اين بي ميلي به اين خاطر است كه معمولا گسترش اتحاديهي اروپا بحثي است كه كشورها براي سرپوش گذاشتن بر مشكلات داخلي خود مطرح ميكنند.
نيويورك تايمز: راجع به مقوله پيوستن تركيه به اتحاديهي اروپا چه نظري داريد؟
كاپچان: معتقدم گفتوگوها چندي است كه آغاز شده و در هفتههاي آينده هم تداوم خواهد داشت.
نيويورك تايمز: آيا در مقطع فعلي هيچ شانسي براي پذيرش درخواست عضويت تركيه باقي نمانده است؟
كاپچان: نه اين طور نيست، مهم پيگيري روند مذاكرات است. تركيه راه طولاني به منظور كسب آمادگي براي عضويت در خانوادهي اروپا در پيش دارد. به دنبال "نه" مردم فرانسه و هلند به قانون اساسي اروپا و افزايش مخالفت ها با درخواست تركيه احتمالا بحث الحاق براي مدت نامعلومي به حالت تعليق درخواهد آمد. با اين وجود به نظر نميآيد اروپا در را به روي تركيه كاملا بسته باشد.
نيويورك تايمز: واكنش تركيه در قبال مواضع اروپا چگونه است؟
كوپچان: سوظن نسبت به شرايط و زمان پيوستن تركيه بالا گرفته، همچنين احتمالا احساسات ميهن پرستانه نيز در اين كشور به اوج خود نزديك شده است. اين نگرانيها تنها مختص اروپا نيست بلكه چنين رويكردي نسبت به آمريكا و جنگ درعراق هم ديده ميشود، خصوصا تركيه از طغيان جدايي طلبان كرد از مناطق شمالي عراق بسيار نگران است.
نيويورك تايمز: آيا مناسبات ميان تركيه و آمريكا همچنان به دليل مخالفت آنكارا با واشنگتن بخاطر به كارگيري تركيه به عنوان پايگاه حمله به عراق تيره و تار است؟
كاپچان: بله واشنگتن و آنكارا بر سر مسايل آغازين جنگ دچار شكاف شدند. آمريكا از افزايش بدگماني نسبت به دولت واشنگتن از سوي رسانههاي تركيه نگران بوده و از سرريز كردن احساسات ميهن پرستانه در تركيه وحشت ميكند.
انتهاي پيام



نظرات