مصطفي معين معتقد است، ديپلماسي كه ويژگيهاي عقلانيت، تدبير، تخصص و احاطه به شرايط جهاني را دارا باشد، ميتوند بر پايهي «حكمت، عزت و مصلحت» منافع و امنيت ملي ايران را تضمين كند و در غير اين صورت هزينههاي سوءتدبير را مردم بايد متحمل شوند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر مصطفي معين، كانديداي نهمين دورهي رياست جمهوري در وبلاگ شخصياش با انتشار مطلبي به مناسبت روز قدس و تحولات اخير خاورميانه نوشت: با تأسف بايد گفت اين حيثيت و عزت اسلامي، جايگاه و منزلت ايراني و منافع و امنيت ملي ماست كه امروزه بيش از هر زماني در معرض حراج خود، تاراج غير و تجاوز اشغالگران قرار گرفته است.
وي با بيان اين كه "وجوه مشتركي از نظر مباني تئوريك، بينش و روش بين دولت نومحافظهكار حاكم بر آمريكا، صهيونيزم و جريان تاريخي «تحجر، خشونت و نفاق» در فرهنگ ديني ما وجود دارد"، افزود: ايران ما يكي از كهنترين جوامع يكتاپرست جهان است و تفكر ديني يكي از اركان هويت ملي و تاريخي ماست. به همين دليل مذهب همواره در كشور ما علاوه بر مسايل فردي در حوزه مسايل و مسووليتهاي اجتماعي و سياسي نيز به طور مستقيم و يا غيرمستقيم حضور مؤثري داشته است، لذا هرگونه تحريف در آموزههاي اصيل ديني و يا برداشتها و تفسيرهاي خاص از آنها در جامعه ما تأثيرگذار بوده است.
معين در ادامه خاطرنشان كرد: به ياد بياوريم محورهاي سهگانهي فتنهانگيزي و مقاومت در برابر حكومت مردمي امام علي (ع) را يعني: «مارقين، ناكثين و قاسطين». در دورهي معاصر و پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم از يك سو گروههاي مسلح وابسته و بعد دشمن خارجي و سپس تفكرات واپسگرا از حجتيه تا تحجر و خشونت سازمان يافته، نظام نوپاي جمهوري اسلامي را مورد هجوم قرار دادند و امنيت و ثبات و توسعه و پيشرفت كشور را به چالش كشيدند.
وي ابراز داشت: در اين زمان نيز جامعه ما و نيز جامعه جهاني بيش از پافشاري بر تعصبهاي كور و بنياد گراييهاي ديني، خشونتورزي و جنگهاي جديد صليبي به گوهر انساني و معنوي دين، گفتوگو و صلح، به تفاهم و همزيستي، به آزادي و عدالت، به پيشرفت و رفاه، به پيشبرد دموكراسي و حقوق بشر و به طور خلاصه به ترسيم چهره رحماني دين و سيماي انساني سياست نيازمند است.
معين معتقد است: موضوع قدس و مسجدالاقصي و موضوع صهيونيزم و اسرائيل را نبايد به چارچوبهاي سياسي روز محدود كرد. بايد در يك افق بلندتر و با تأمل در گذشته به دو مبنا و مبدأ اساسي در اين مساله توجه كنيم:
اول قدس و مسجدالاقصي صرفا يك شهر و مكان نيست، به تعبير قرآن «منطقهاي مبارك» و مصداقي از آيات و نشانههاي قدرت الهي است كه حتي پيامبر خاتم هم از آنجا به معراج ميرود تا اين آيهها را ببيند. پس حتي ميان اسلام و اين حقيقت هم سرشتي فرهنگي و تاريخي وجود دارد.
دوم، صهيونيزم يك پديده محض سياسي و بيعقبه نيست. صهيونيزم مولود و محصول تحريف دين خدا و پشت پا زدن به جوهر حقيقتجويانه تعاليم پيامبران است. صهيونيزم برآمده از «فرهنگ بنياسرائيلي» است كه وجوه اصلي تفكر و مشي عملي آن را ميتوان در اين موارد برشمرد:
- نژادپرستي و اعتقاد به برگزيده بودن قوم يهود و انحصاري كردن خداي يهود (يهوه)
- تكيه بر ظلم و تجاوز و تعدي به جاي همزيستي و غفلت از اين وعده حضرت موسي در تورات كه «من همه ملتها و اقوام روي زمين را با انس و الفت به هم پيوند خواهم داد.»
- مبنا قرار دادن منافع دنيوي و تفسير بهشت الهي و ارض موعود در تصرف سرزمين ديگران
- مبتلا شدن به اختلافها و تضادهاي دروني، تلاشي و انهدام و آوارگي تاريخي به عنوان سرنوشت محتوم بنياسرائيل.
وي در ادامه تصريح كرد: خطر صهيونيزم را ابتدا بايد در عرصهي انديشه و فرهنگ ديد، چرا كه نمونهاي از كاربرد تعاليم مذهبي براي توجيه منفعتپرستي، قدرتطلبي، سلطهگري، نژادپرستي و تجاوزگري است و حاصل اين پديده فكري و فرهنگي پيدايش خطري سياسي، اجتماعي و بينالمللي است.
معين گفت: امروز صهيونيزم بينالملل و رژيم اشغالگر قدس به واقع تهديدي جدي براي استقرار صلح در منطقه و جهان است، برخورد با چنين پديدهاي با ريشههاي پيچيده فكري و ديني همراه با بينشهاي متصلب و تعصبآلود و روشهاي سركوبگرانه و رژيمي كه از پشتوانههاي سرشار اقتصادي، نظامي و حتي افكار عمومي برخوردار است، قبل از شعار و تهديد نيازمند عقلانيت، تدبير، تخصص و احاطه به شرايط جهاني است.
وي در پايان نوشت: فقط يك ديپلماسي با اين ويژگيهاست كه ميتواند بر پايه «حكمت، عزت و مصلحت» منافع و امنيت ملي ما را پاسداري و تضمين نمايد. در غير اين صورت بدون هيچ دستاورد افتخارآميزي، هزينههاي سوءتدبير را مردم بايد متحمل شوند.
انتهاي پيام



نظرات