• دوشنبه / ۲۸ آذر ۱۳۸۴ / ۱۲:۵۴
  • دسته‌بندی: استان ها
  • کد خبر: 8409-15047
  • منبع : نمایندگی خراسان رضوی

/نگاهي به انديشه‌هاي شهيد مرتضي آويني پيرامون سينماي ديني/ نقدي كه در سينماي ما اتفاق مي‌افتد، نقد مضمون است با هر جور تفكري مي‌شود سينما را فهميد

آويني مي‌گويد كل تكنولوژي يك چيز است و اشيا و لوازمي كه محصول تكنولوژي هستند چيز ديگر. نسبتي كه ما با تكنولوژي برقرار مي‌كنيم به كلي متفاوت است با نسبتي كه غرب با آن دارد، چرا كه اينجا از لحاظ تاريخي محل تولد تكنولوژي نيست. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه خراسان، شهيد آويني معتقد است: اخلاق تكنولوژيك اصلاً يك شريعت است و مردم غرب در واقع به آن ايمان آورده‌اند. ساعت سه نيمه شب يك انسان غربي پشت چراغ قرمز مي‌ايستد تا سبز شود، اما آيا مردم ايران اين كار را مي‌كنند؟ ما ساعت سه نيمه شب از چراغ قرمز عبور مي‌كنيم چون نظارت دروني نسبت به تكنولوژي نداريم. به عنوان يك كل بگويم كه نسبتي كه مردم در نقاط مختلف جهان با تكنولوژيك برقرار مي‌كنند، مي‌تواند به كلي متفاوت و متنوع باشد و در فرهنگ‌هاي مختلف، گوناگون و متفاوت هم هست . ابزار تكنيك مرتباً پيچيده‌تر مي‌شود. سينما از نظر ابزار پيچيده ترين است؛ هر چه بيش‌تر اختيار ما را محدود مي‌كند، سينما گر مرتباً محدود مي‌شود. پس نسبت سينماگر با ابزار كاملاً متفاوت است و به روحيات و خلقيات او بر مي‌گردد و براي وصول به اين سلطه عظيم در برابر تكنولوژي، سينما لازم است كه خود را نبازد و بتواند از ابزار براي بيان منويات خود و تجلي بخشي از وجودش استفاده كند. شهيد آويني غلبه بر تكنيك پيچيده سينما و به خدمت در آوردن آن را ممكن مي‌داند و مي گويد: مي‌خواهم بگويم محال نيست، اما دشوار است. شما در هر يك از فرهنگ‌هاي مختلف، سينما را متناسب با آن داراي هويتي مي‌بينيد فارغ از هويت كلي سينما در غرب و در تاريخ سينماي غرب، اين دو را بايد از هم جدا كرد. چون در نهايت اين اختيار انسان است كه فراتر از همه پيچيدگي‌هاست و بر اتوماسيون غلبه خواهد كرد. هويت انسان به ناچار در اين بافت پيچيده ابزارها هم خود را نشان خواهد داد. آويني با اشاره به اين كه يك انسان مسلمان ايراني كه سرانجام هويت اسلامي خود را (از طريق سينما) نشان خواهد داد، مي گويد: تفكر اسلام تفكر خاص خودش است و طبعاً اگر جماعتي از آدم‌ها در يك دوره خاص اين فكر را دارند و فيلم مي‌سازد در واقع دارند خود و فرهنگ و تفكر خود را بيان مي‌كنند. اينها به ناچار راه‌هاي غلبه بر تكنيك و ابزار را پيدا خواهند كرد. ممكن است خيلي هم طول بكشد ولي واقع خواهد شد و سينماي به وجود آمده جريان فرهنگي مستقلي خواهد شد. شهيد آويني درباره اين كه آيا مي‌شود نام اين سينما را سينماي اسلامي گذاشت، مي‌گويد: نمي دانم شايد بشود اسم آن را سينماي اسلامي گذاشت كه البته من اين تعبير را دوست ندارم. ذات سينما كه اسلامي نشده كه شما بگوييد سينماي اسلامي. اين تعبير را به همين علت دوست ندارم چون چيز خاص و مشخصي نيست در واقع انعطافي است از همان سينما به يكي از محصولات تكنولوژيك در مقابل فرهنگ بشري اگر بخواهيم اين طوري تقسيم بندي كنيم بايد بگوييم سينماي مسيحي و سينماي يهودي كه اين طور نيست. آويني تاكيد مي‌كند: حقيقت يكي بيش نيست و سينما خواه ناخواه رويكردي به اين حقيقت خواهد داشت و اين در هر جاي عالم كه واقع شود و با هر عنواني در واقع اسلامي است. شهيد آويني همچنان بر نظر خود مبني بر اين كه تعبير سينماي اسلامي را نمي‌پسندد تاكيد مي‌ورزد و در اين باره مي‌گويد: اين كه چرا تعبير سينماي اسلامي را دوست ندارم بهر حال ذات اسلام پذيراي سينماست و هر چند زبان سينما محدوديت‌هايي دارد. اما با صرف نظر از اين محدوديت‌ها اگر ذات يا ماهيت سينما پذيراي اين فكر باشد، چه ضرورتي دارد كه ما به آن سينماي اسلامي بگوييم. مرعوب شدن يا نشدن به همان نسبتي مربوط است كه با تكنولوژي و سينما برقرار مي‌كنيم اين نسبت مي‌تواند از روي رعب باشد. در سينما هم اين تغيير نسبت در همه هنرهاست. اما اگر مي‌گويم ادبيات انقلاب اسلامي مقصود اين نيست كه رمان ننويسيم، شعر ننويسيم و... خلاصه و خارج از اين قالب‌ها نيست. مرعوب نشدن در اصل به معني اين كه اجازه ندهيد كه تكنيك اختيار شمار را محدود كند و نتوانيد حرف خودتان را بزنيد. شهيد آويني اعتقاد دارد با هر جور تفكري مي‌شود سينما را فهميد و لزومي ندارد كه شما مقلد غرب شويد تا بتوانيد سينما را بفهميد من معتقدم كه ما حقيقت سينما را از آنها بهتر مي‌فهميم. ما اگر با تمام وجودمان با سينما يا با تكنولوژي ارتباط برقرار كنيم نوع نسبت ما متفاوت است با وقتي كه با نسبتي محدود و مرعوب با آن طرف شويم. شهيد آويني با اشاره به اين كه نسبت ما با وجود در حال عوض شدن است، مي‌گويد: نسبت انسان با طبيعت مسلماً عوض خواهد شد. يعني بشر نسبت جديدي با طبيعت برقرار خواهد كرد و به تبع آن نسبتش با وجود و هستي عالم عوض خواهد شد و اين تغيير نسبت به هر تقدير خود را در هنر نشان خواهد داد چه در غرب و چه در اينجا، شايد محصولات تمدن تغيير چنداني نكند، اما كليت تمدن محكوم به تغيير است. در غرب هم به نظر من اين حركت آغاز شده و در اين جا هم بالاخص ما درگير اين تغيير نسبت هستيم. ما با جامعه‌اي انقلابي روبروييم و مي‌خواهيم به دين رجعت كنيم و همين ما را به تغيير كشانده است كه خواه نا خواه باعث تغيير نسبت ما با همه چيز شده‌ است. اين همان چيزي است كه ما به آن تغيير ارزش‌ها مي‌گوييم كه تعبير درست‌ترش نسبت با چيزهاست. شهيد آويني به تصوير كشيدن حضور غيب در سينما را تلاش در جهت برقراري نسبت جديد با سينما مي‌داند و مي‌گويد: چاره‌اي نيست، تلاش‌ها بايد از همين‌جا آغاز ‌شود ما در روايت فتح با اين قضيه برخورد داشتيم. فيلم‌ها را از جبهه مي‌گرفتيم ولي آمديم پشت ميز مونتاژ براي تدوين، مي‌ديدم مشكل اصلي هنوز برقرار است كه خوب براي بيان اين حقيقت چه بايد كرد. جماعتي كه در خودش به نسبتي جديد رسيده با واقعه كربلا كه هزار وچهارصد سال پيش رخ داده، اما اين جوان معاصر تازه با كشف و رسيدن به يك نسبت جديد با واقعه كربلا در اين جبهه دارد مي‌جنگد و شما فيلمش را گرفته‌اي. حالا اگر بخواهي اين نسبت را برقرار كنيد و از اين نسبت در جنگ بگويي چطور بايد بگويي نسبت را برقرار كنيد من دنبال اين راه بودم‌ همان طور كه حاتمي‌كيا و كسان ديگر دنبال اين راه هستند. اين نسبت با حضور غيب تعبير درستي است بايد در سينما و در تدوين تصوير مجسم شود. همه دنبال اين هستند كه اين را در كارهايشان بگويند البته اين تلاش‌ها فردي است. اگرچه نهايتاً علي رغم همه مشكلات، موانع و عدم همكاري مسؤولان سينمايي به يك تلاش جمعي منجر خواهد شد. آويني تاكيد مي‌كند: من تفاوتي بين هنرمند و هنرش قائلم، هنرمند هر كه مي‌خواهد باشد، اما هنري كه از او ساطع مي‌شود و ديگر مال او نيست يعني هنرمند مالك منحصر به فرد اثر هنري نيست. اثر هنري از هنرمند جداست براي همين است كه تلاش‌هاي آدم‌هايي مثل حاتمي‌كيا و كساني شبيه ما براي رسيدن به يك زبان خاص يا بهتر بگويم بيان خاص، چيزي فراتر از زبان و بيان معمول سينما نيست. منتها ما به دنبال دميدن روح تازه‌اي در اين زبان و بيان هستيم. درست است كه از كلمات واحدي استفاده مي‌كنيم، ولي ما در پي روح تازه‌اي هستيم، يك روح جديد كه در سينماي ما، در ادبيات ما جلوه خواهد كرد. ما زبان جديدي ابداع خواهيم كرد با نحوه و كيفيت جديدي. در سينما از همان نشانه شناسي استفاده مي‌كنيم از همان نشانه‌ها اما با كيفيت ديگر و براي رسيدن به روح و جوهر ديگري. شهيد آويني كاربرد تكنيك را از لحظه آغاز كار حتي در مرحله انتخاب مضمون ضروري مي‌داند و معتقد است: زبان سينما هم به اين آساني‌ها شناخته نمي‌شود. مسخر فيلم ساز نمي‌گردد. فقط رعايت قواعد نيست كه آدم را فيلم‌ساز مي‌كند ممكن است انساني همه قواعد را بشناسد اما اين فقط جسم تكنيك است، جسمي فاقد روح. مسأله ضرورت تكنيك تازه پس از نگارش فيلم نامه نيست كه خود را نشان مي‌دهد. اهميت تكنيك و ضرورت شناخت آن از همان آغاز در انتخاب مضمون و شيوه نگارش فيلم نامه نيز آشكار مي‌شود تا پايان كار، نگارش فيلم نامه نيز بايد با توجه به امكانات بياني سينما انجام شود. بنابراين در اين مرحله ما نيازمند تكنيك هستيم. فيلم نامه‌هايي وجود دارند كه فقط ديالوگ هستند فيلم نامه‌هاي ديگر، وجود دارند كه فقط تصويري هستند. اگر فيلم نامه نويس تكنيك كار خود را نشناسد هيچ يك از اجزا و عناصر بيان سينمايي سرجاي خود واقع نمي‌شوند و بالاخره تا آنچه كه بايد اتفاق نمي‌افتد. شهيد آويني به يك معضل ديگر فيلم نامه نويسي در سينماي ايران هم اشاره مي‌كند و مي‌گويد: از ابتلائات ديگر سينماي ما اين است كه همه كارگردان‌ها دوست دارند فيلم نامه‌هايشان را هم خودشان بنويسند اين يك بيماري است. در سينماي ما كارگردان، شان و منزلت خويش را ندارد . سينماي مولف در واقع اين توهم را ايجاد كرده كه كارگردان و فيلم نامه نويس بايد يكي باشند و همين باعث شده كه سينماي ما از نظر فيلم نامه ضعيف باشد. فيلم نامه را يك جمع بايد بنويسد يك گروه بايد روي آن كار كنند. همه بايد روي فيلمنامه كار كنند و زواياي مختلفش را ببينند. شهيد آويني در خصوص بحث جايگاه تكنيك در سينما مي‌گويد: من تكنيك را صرفاً به مفهوم عرضه خوب و يا اجراي خوب نمي‌دانم. تكنيك امري فراتر از اينهاست. من مي‌گويم كه مثلا هر چيزي را كه با فيلم برداري، دكوپاژ و ميزانسن خوب اجرا شود، مي‌توان صاحب تكنيك خواند. از طرف ديگر درست است كه تكنيك در مرحله توليد يا ساختن فيلم از مضمون مهم‌تر است، اما تماشاگران پاي مضمون فيلم مي‌نشيند نه تكنيك آن و اتفاقاً تكنيك هرچه بهتر باشد كمتر حجاب درك مضمون مي‌شود. آويني غايات و هدف فيلم ساز را فراتر از تكنيك مي‌داند و مي‌گويد: غايات فراتر از تكنيك هستند، پس به اين معنا اگر فيلم سازي كه مسلط به تكنيك است بخواهد مخالف حقيقت حركت كند چون دزدي است كه با چراغ آمده است. نفس تكنيك نمي‌تواند مانع شود كه فيلم ساز به سراغ مضامين مبتذل برود. اتفاقاً از آدمي چون «پولانسكي‌» كه مسلط بر تكنيك است و فيلمي به قوت و قدرت «بچه رزماري» (محصول 1968 آمريكا) در تبليغ شيطان‌پرستي مي‌سازد، بايد بيش‌تر ترسيد. آويني به معضل ديگري در سينماي ايران اشاره مي‌كند و خاطرنشان مي‌سازد كه از ابتلايات ديگر سينما ما همين مضمون پردازي است كه همه جا نفوذ كرده و وجود دارد. نقدي كه در سينماي ما الان اتفاق مي‌افتد، نقد مضمون است و اين كاملا اشتباه است. سينما بايد نقد تكنيك شود و نه نقد مضمون. در سينما مضمون بعد از تكنيك مطرح است. ما بايد مهارت در تكنيك را تحسين كنيم تا امكان بيان مضامين را داشته باشيم به دليل تكنيك بد مضامين را خراب مي‌كنيم. بايد دست و پاي بعضي‌ها را بست كه فيلم جنگي (دفاع مقدس) يا فيلم ديني نسازند. چون آن قدر بد گفته مي‌شود كه نگفتنش بهتر است. فيلم ديني يا جنگي ساختن خيلي دشوارتر از بيان مضامين ديگر است. اگر بد ساخته شود به ضد مفهوم خود تبديل مي‌شود. در سينما مضمون بسيار زيبا را به صورتي مي‌توان بيان كرد كه خلاف خودش دربيايد يا حتي معارض با آن معنايي كه اول قرار بوده، گفته شود. اما اگر به تكنيك اهميت بدهيم مسايل خيلي فرق خواهد كرد. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.