• چهارشنبه / ۳۰ آذر ۱۳۸۴ / ۱۲:۲۷
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 8409-16909.36423
  • منبع : نمایندگی خوزستان

محمد بهارلو: بيشتر نويسندگان ما از جريان‌هاي اجتماعي، تاريخي و تجربه‌هاي بزرگ دور هستند روشن‌فكران ما با بي‌اعتنايي يا تحقير به مسائل اجتماعي نگاه مي‌كنند

محمد بهارلو اعتقاد دارد: نويسندگان ما در يك ربع قرن اخير ‌بيش از هر زمان و دوره ديگري براي نوشتن داستان‌هاي بزرگ مواد و مصالح كافي در اختيار داشته‌اند، زيرا اغلب ماجراهاي شگفت و تكان‌دهنده‌يي را از سر گذرانده‌اند يا بر سرشان آورده‌اند. اين داستان‌نويس و منتقد ادبي با تصريح اين مطلب كه انقلاب و جنگ به عنوان مهم‌ترين و موثرترين واقعيت‌هاي سال‌هاي اخير بيش از هر واقعيت و موضوع ديگري فكر و احساس نويسندگان را برانگيخته است، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان، تاكيد كرد: تاكنون از حيث كمي و كيفي، آثار نظرگيري با اين مايه‌ها نوشته نشده است. حقيقت اين است كه نسل جديد نويسندگان، از لحاظ تجربه زندگي - آن تجربه‌اي كه حتا در عالم خيال نويسندگان دهه‌هاي گذشته نمي‌گنجيد - غني و سرشار است، اما اين‌كه نويسندگان چرا از عهده طرح و توصيف اين تجربه‌ها برنيامده‌اند، مساله‌اي است كه صرفا به خود آن‌ها محدود يا مقصور نمي‌شود. او كه باور دارد اغلب نويسندگان ما دور از جريان‌هاي اجتماعي و تاريخي و عاري از تجربه‌هاي بزرگ زندگي - آن‌گونه كه مثلا نويسندگان نام‌آوري مانند تولستوي يا همينگوي براي به‌دست آوردن‌شان جان خود را به خطر انداختند - به نوشتن روي‌آورده‌اند، خاطرنشان كرد: موضوع نوشته‌هاي بسياري از نويسندگان ما ‌تجربه‌هاي كوچك و بسيار خصوصي است و قلمرو يا دامنه بزرگي از جريان يا هستي اجتماعي را دربرنمي‌گيرد؛ گيرم اين مساله به خودي خود ارزش‌هاي ادبي يك متن را نفي يا تضمين نمي‌كند، اما پرسش اين است كه چرا نويسندگان ما از تجربه بزرگي مانند جنگ هنوز رمان‌هاي مهمي پديد نياورده‌اند و در متن آثار نويسندگان با قريحه و نام‌آور ما ‌مناظر جنگ وجود ندارد يا به صورت گرده‌وار (شماتيك) و در حاشيه وجود دارد. بهارلو گفت: راست اين است كه اين پرسش يا مساله فقط به جنگ محدود نمي‌شود. در رمان‌هاي ما نه فقط از جنگ، بلكه حتا از تجربه‌هاي انقلاب و از بحران‌هاي اجتماعي و بي‌كاري و از زلزله و جنبش‌هاي كارگري و روستايي و تحولات سياسي ـ از آن‌چه واقعا در كانون جامعه ما گذشته است و مي‌گذرد ـ هنوز تصويرهاي زنده و خيره‌كننده‌يي به دست داده نشده است. نويسنده رمان ” بانوي ليل “ همچنين گفت: كارمايه رمان‌هاي ما ـ يا بهتر است بگوييم فضاي عمومي رمان‌نويسي ما ـ هنوز نويسندگان را به ميدان مسايل اجتماعي و سياسي نكشانده است و اغلب نويسندگان، چنان كه اشاره كردم، با مصالح تجربه‌هاي اندك و ناچيز آثار خود را پديد مي‌آورند. شايد پاسخ به اين موضوع - كه از سوي گروه‌ها و محافل خاصي مورد انتقاد قرار مي‌گيرد - اين باشد كه اصولا نويسندگان و روشن‌فكران ما با نوعي بي‌اعتنايي يا تحقير به اين تجربه‌ها يا مضامين نگاه مي‌كنند و پرداختن به آن‌ها را تلخ و پوچ مي‌دانند كه بايد از آن‌ها پرهيز كرد. بهارلو ادامه داد: احتمالا در اين انتقاد، مقداري از حقيقت نهفته است؛ به ويژه اگر غيبت نويسندگان را از صحنه ادبيات جنگ به معناي پرهيز آن‌ها از نوشتن درباره جنگ، يا به تعبير همان منتقدان، جاخوش كردن يا گرفتار شدن در برج عاج بدانيم. اما به گمان من ننوشتن درباره جنگ الزاما ملاكي براي تعيين هويت ادبي نويسنده نيست و طبعا تعبير جاخوش كردن يا گرفتار شدن نويسنده در برج عاج همواره از آن استنباط نمي‌شود. اين منتقد ادبي گفت: ننوشتن درباره جنگ به معناي نوع خاصي از داوري كردن مطلق درباره جنگ نيست، همان‌گونه كه نوشتن درباره جنگ نيز مانند نوشتن درباره هر فاجعه انساني ديگري داوري خاص و هدايت شده‌يي را - چنان‌كه اغلب مي‌بنيم - لازم نمي‌آورد. وي تاكيد كرد: آن‌چه به عنوان ادبيات جنگ در فضاي ادبي ما شهرت يافته است، اغلب به گروه نويسندگان خاصي و حتا ناشران و موسسه‌ها و نهادهاي معيني تعلق دارد كه پاره‌اي از آن‌ها در جنگ هم مشاركت داشته‌اند و تاكنون فقط به توصيف مقداري از مناظر و مزاياي جنگ پرداخته‌اند و تقريبا هيچ‌كدام متعرض علل و اسباب يا آثار و عواقب آن نشده‌اند. در حقيقت ما در اين ادبيات با چهره خاص و متمايزي روبه‌رو نيستيم، بلكه در برابر نوعي از ادبيات - به‌طور كلي - يا ژانر تغييرناپذيري قرار داريم؛ گويي فرد ـ نويسنده ـ وجود ندارد، بلكه گرفتار روابط با ديگران است. او ادامه داد: ممكن است افراد ـ نويسندگان ـ آزاد از ديگران به نظر بيايند، ولي آزادي آن‌ها محدود به روابط آن‌ها است. بنابراين آن‌ها آزاد نيستند و نمي‌توانند آزاد باشند، زيرا جزو همان ارتباط هستند. شايد از همين رو است كه در عرصه ادبيات جنگ ‌هيچ نويسنده شاخصي نداريم؛ نويسنده‌اي نداريم كه جامعه ادبي او را به‌جا آورده باشد. بهارلو هم‌چنين با يادآوري اين‌ نكته كه محور يا جوهر ادبيات جنگ ما خود جنگ است و همه ـ چه نويسنده و چه آدم‌هاي مخلوق او ـ به جنگ به عنوان يك كل واحد و بزرگ اعتقاد دارند، توضيح داد: گويي آن‌ها جز جنگ دنبال چيز ديگري نيستند و نوعي فضيلت و تقدس در آن مي‌جويند. جنگ براي آن‌ها منظره رمانتيكي دارد و اثري از تراژدي و تباهي و بي‌معنايي و زشتي در آن ديده نمي‌شود. در حقيقت، آن‌ها در جنگ ‌بيش از هر چيز حيثيت و شرافت انساني خود را باز مي‌جويند يا محك مي‌زنند. از نظر آن‌ها، پيروزي يك امر معنوي و رواني يا آرماني است؛ نه يك امر مادي. بنابراين، اصولا پرسشي براي آن‌ها وجود ندارد و اگر هم پرسش‌هاي مقدري وجود داشته باشد، همواره پاسخ‌هاي ساده و قاطع و ترديدناپذيري به آن‌ها داده مي‌شود. اين منتقد ادبي تصريح كرد: در ادبيات جنگ ‌ما، مرگ به صورت نوعي آيين نشان داده مي‌شود. جنگ‌جويان با ابزار مختصرشان و خشونت شقاوت‌آميز جبهه حريف ابزار اين آيين يا مراسم هستند و مرگ در آن جنبه تراژيك ندارد، بلكه مرگي است متعلق به انسان مختار و فداكار كه با زهد و پرهيز نيرومند خود هر فاجعه‌اي را با شهامت و آغوش باز مي‌پذيرد و از اين رو جسمي كه در اين ميان فدا مي‌شود چندان اهميتي ندارد، زيرا زنده ماندن به هر قيمتي به صورت وسوسه‌اي توصيف مي‌شود كه برازنده انسان نيست. وي يادآوري كرد: شايد انسان مختار و فداكار با انسان وسوسه‌گر از يك جنس و جنم و در يك تراز نباشند، اما از اين مقدمه نمي‌توان نتيجه گرفت كه تفاوتي ميان انسان مرده و انسان زنده نيست، يا انسان مرده و انسان زنده در يك مرتبه قرار مي‌گيرند و انسان زنده از اين‌كه از جنگ زنده بازگشته است بايد خود را شماتت كند و مقصر بشمارد. شايد مرگ سرنوشت طبيعي انسان باشد، اما كشته شدن سرنوشت طبيعي او نيست. بهارلو با تاكيد بر اين مطلب كه در رمان‌هاي جنگي ما، اغلب جنگ را به صورت يك سلسله رويدادهاي نظامي جدا از هم توصيف مي‌كنند - رويدادهايي كه در آن‌ها آدم‌ها به سوي يكديگر تير مي‌اندازند، مي‌كشند، زخمي مي‌كنند، پيش مي‌روند، عقب مي‌كشند و مانند اين‌ها -، در عين حال تصريح كرد: گويي هيچ يك از اين رويدادها از قاعده و نظمي پيروي نمي‌كنند و با هم چندان ارتباطي ندارند؛ فقط يك رشته حادثه هستند كه سرآغاز و سرانجامي ندارند. ا‌ين‌گونه به نظر مي‌رسد كه پيش كشيدن هر وضع ديگري نظم جهان اين رمان‌ها را به هم مي‌ريزد. وي افزود: شايد توضيح واقعي‌تر اين باشد كه خالقان اين رمان‌ها اعمال انساني را با اوضاع و احوالي كه آن‌ها را مشروط مي‌كنند، مربوط نمي‌دانند و آدم‌ها را تابعي از يك كل واحد و بزرگ نشان مي‌دهند، بي‌ آن‌كه درباره تنوع زندگي آن‌ها، درباره تفاوت‌ها و اختلاف‌ها و برخوردهاي آن‌ها با يكديگر، چيزي به ما بگويند. در واقع، نويسنده و راوي و آدم‌هاي روايت هرگز درصدد شناختن مقدمات و موجبات صحنه يا عقبه جنگ برنمي‌آيند؛ گويي آ‌نها براي كاوش در نتايج اعمال خود براي چون و چرا كردن، ساخته نشده‌اند، بلكه فقط براي اين ساخته شده‌اند كه با فداكاري بجنگند و در همه حال چنان رفتار مي‌كنند كه فقط از يك جوان‌مرد كه همه امور را در پرتو يك هدف كلي داوري مي‌كند، انتظار مي‌رود. او خاطرنشان كرد: در واقع اين‌طور به نظر مي‌آيد كه ادبيات جنگ، نه براي مقاصد ادبي و هنري، بلكه به نفع يك غرض عقيدتي و تبليغي به‌وجود آمده است. تمايل خاصي در اغلب نويسندگان ادبيات جنگ به انتزاعات، به برتر شمردن تفكر از ادبيات و هنر، ديده مي‌شود. با وجود اين‌كه رمان‌هاي جنگي، يا همان آثار موسوم به ادبيات جنگ از حيث كيفيت ارايه موضوع در يك تراز قرار ندارند و گاه برخي تفاوت‌ها را نسبت به يكديگر نشان مي‌دهند. اين نويسنده تصريح كرد: به گمان من آثاري كه زير عنوان ‌خاطرات جنگ از سوي دفتر ادبيات و هنر مقاومت منتشر شده‌اند و اغلب هم نام و نشان صاحبان آن خاطرات به درخواست خودشان محفوظ مانده است، به اغلب رمان‌ها و داستان‌هاي جنگي ترجيح دارند. در تعدادي از اين خاطرات كه من خوانده‌ام كمتر اثري از آن انتزاعات، كه به جنبه‌هاي واقعي و ملموس زندگي مربوط نمي‌شوند و به تعبير ويرجينيا وولف، بيرون از روح فرد واقع مي‌شوند، وجود ندارد؛ يا اگر وجود دارد، به سادگي مي‌توان آن‌ها را ناديده گرفت و به جاي آن تجربه فردي، روابط خاص آدم‌ها با يكديگر، رنگ‌ها‌، ‌بوها،‌ مزه‌ها، صداها و لحظه‌هاي نامتعادل و ديگرگون‌كننده جلوه‌گر است؛ يعني كمابيش همه آن نكات و اموري كه ما الان به واقعيت تعبير مي‌كنيم. وي ادامه داد: من مايلم مجموعه اين خاطرات را به جهت پاره‌اي از ملاحظات و مصلحت‌هايي كه به اقتضاي ضرورت‌هاي نشر در آن‌ها رعايت شده است و به ناگفته‌ها و نانوشته‌ها مربوط مي‌شود و نيز به جهت سادگي و ناپروردگي آن‌ها ‌جزو ادبيات سكوت بدانم؛ ادبيات سكوت به همان معنايي كه والتر بنيامين از آن مراد كرده است. منظور بنيامين از اين اصطلاح اشاره به بازگشت‌گان جنگ جهاني اول است كه غالبا درباره آن‌چه در جبهه‌هاي جنگ ديده بودند، سكوت مي‌كردند. آن‌ها نماينده ادبيات سكوت بودند و در قياس با نويسندگاني كه از جنگ مي‌نوشتند ناگفته‌هاي بسيار شنيدني و شگفت خود را به زبان نمي‌آوردند. در حقيقت، آن‌ها نماد شكاف ميان زبان و واقعيت جنگ بودند. شايد اين اشاره پرهيز و بركنار ماندن بسياري از نويسندگان ما را از پرداختن به جنگ تا حدي توضيح بدهد، چراكه منظور آن نويسندگاني است كه جنگ مانند مسايل بزرگ احتمالي ديگر مايه اشتغال خاطر آن‌ها بوده و هست. بهارلو افزود: در حقيقت اين اشاره به اين معنا است كه معيارها و مقررات خشك و سخت سياسي حاكم بر اوضاع فرهنگي و ادبي ما را به مقدار فراوان بايد در پرهيز يا بركنار ماندن نويسندگان از نوشتن درباره جنگ مربوط و موثر دانست. گيرم اين موضوع واجد همه حقيقت نيست؛ نمي‌توان صرف اشتغال خاطر يا علاقه نويسنده‌اي را به موضوعي با قابليت و توانايي آن نويسنده در خلق اثري متضمن آن موضوع مترادف گرفت. نويسنده مجموعه داستان ” شهرزاد قصه بگو “ يادآوري كرد: داشتن تمايل و آزادي لازم براي زبان باز كردن در ميدان يك موضوع ـ در اين‌جا جنگ ـ يك چيز است و توانايي داشتن و موفق بودن در بيان آن يك چيز ديگر. تجربه‌هاي پراكنده‌ پاره‌اي از نويسندگان نام‌آور ما در نوشتن رمان‌هاي جنگي نشان مي‌دهد كه ما در اين عرصه ادبي به جاي به تعويق انداختن قضاوت به‌نحوي نامعلوم كمابيش بنا را بر نوعي ساده‌انگاري عوامانه گذاشته‌ايم و همچون خيل نويسندگان ادبيات جنگ مقاصد ادبي را به نفع اغراض ديگر از دست گذاشته‌ايم. واقعيت اين است كه نوشتن درباره جنگ الزاما به معناي داوري كردن درباره آن و تاييد و تحسين جبهه ‌خودي‌ها نيست، بلكه مهم اين است كه آيا از عهده طرح و توصيف مسايل معروض روايت خود برمي‌آييم يا نه. وي تصريح كرد: قطعا اگر نوشتن آثاري با مايه جنگ مهم‌تر از نوشتن آثاري با مايه‌هاي ديگر نباشد، به هيچ وجه كم اهميت‌تر هم نيست. شايد هم زمان لازم براي نوشتن رمان‌هاي جنگي بزرگ هنوز فرا نرسيده است؛ رمان‌هايي كه خواننده حس واقعيت را در آن‌ها ببينند و هرگز اين احساس به او دست ندهد كه نويسنده به اقتضاي ملاحظه يا مصلحتي تقلب كرده است. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.