• چهارشنبه / ۳۰ آذر ۱۳۸۴ / ۱۳:۰۱
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 8409-17271

جلسه‌ي نقد و بررسي «شهرزاد قصه بگو!» اثر محمد بهارلو برگزار شد "غربي‌ها «دن كيشوت» را آغازگاه رمان مي‌دانند؛ من «هزار و يك شب» را"

جلسه نقد و بررسي مجموعه داستان «شهرزاد قصه بگو »ي محمد بهارلو عصر ديروز در خانه هنرمندان برگزار شد. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين جلسه با سخنراني محمد قره‌باغي و با حضور محمد بهارلو - نگارنده اين اثر - برگزار شد. قره‌باغي با اشاره به استفاده ايماژها در مجموعه «شهرزاد قصه بگو» گفت: در اين اثر ايماژها به هم ربط پيدا مي‌كنند و به هم رجوع دارند. در اين‌جا اين بحث پيش مي‌آيد كه آيا مي‌توان آن‌ها را از زندگي واقعي و روزمره جدا كرد و بيرون كشيد و آن‌ها را به ياري زبان در متن يك داستان قرار داد؛ قطع نظر از داستان نمي‌توان آدم‌ها را روبروي خود نشاند، اما آن‌چه در داستان اهميت دارد اين است كه يك بخش از داستان با برشي از واقعيت هم‌خواني دارد. وي تصريح كرد: نكته‌اي كه در داستان‌هاي بهارلو و به‌خصوص در «شهرزاد قصه بگو!» ديده مي‌شود، سكوت است. اگر محاسبه‌اي را انجام دهيم كه چقدر داستان‌ها در سكوت طي مي‌شود، مي‌بينيم بخش قابل توجهي در سكوت مي‌گذرد و در پاره‌اي موارد به نظر مي‌آيد روايتي كه راوي روايت مي‌كند، متصل كردن سكوت‌ها به همديگر است و راوي كاري مي‌كند كه سكوت‌ها شنيده شود. اين منتقد ادبي متذكر شد: در داستان‌هاي بهارلو اغلب آدم‌هايي كه ممكن است آدم‌هاي حاشيه‌يي يا «ديگرانم» تصور شوند، حضور دارند كه آن‌ها مي‌توانند صداي خود را داشته باشند، ولي در پاره‌اي موارد مثل داستان «خواب به خواب» صداي نويسنده است كه به نوعي با صداي مرد عليل ادغام مي‌شود و نوعي صداي دروني به‌وجود مي‌آورد كه به زبان راوي بوده كه صداي يكي از ميليون‌ها انساني مي‌شود كه مي‌خواهند آگاهانه زندگي كنند، ولي مي‌خواهند با خاطره‌اي زندگي خود را ادامه دهند. وي با اعتقاد بر اين‌كه بهارلو ايماژهاي خود را از طريق ايماژ زباني تصوير مي‌كند، افزود: اين كار بهارلو مرا به ياد ادوارد مورك مي‌اندازد كه از ايماژهاي تصويري براي بيان حالات خود استفاده مي‌كند. قره‌باغي همچنين اشاره كرد: مساله ديگري كه در زبان و تئوري زبان در اين داستان‌ها ديده مي‌شود در پاره‌اي موارد مثل داستان‌هاي «چاه‌كن‌ها» و «كبوترهاي هوايي» بسياري از اشيا و ايماژ‌ها از حد داستان خارج و وارد زندگي واقعي مي‌شوند كه از يك بينامتني به‌وجود مي‌آيد. اين بينامتنيت مي‌تواند از نظر كساني كه با اين فضاها آشنا هستند، مفهوم باشد. در داستان‌هاي «كبوترهاي هوايي» و «چاه‌كن‌ها» آن‌چه مطرح است مفهوم انتظار است؛ اين دو داستان فضايي را ترسيم مي‌كند كه انسان‌ها ته چاه هستند و اين بينامتنيت كه مي‌گوييم وجود دارد؛ اما اين بينامتنيت از آن‌ها طبيعي است، به اين دليل از يك متن به متن ديگر مي‌رود. بهارلو نيز در ادامه درباره اين اثر توضيح داد: در خلق اين مجموعه به هيچ‌وجه تابع فرمولي خاص نبودم، چرا كه متن ازنظريه‌پردازي تبعيت نمي‌كند؛ مگر در موارد استثنايي . اگر ما در مورد شگرد و متون داستان‌نويسي صحبت مي‌كنيم، منظور اين نيست كه از آن‌ها استفاده شود. تكنيك‌هاي زيادي در داستان‌نويسي وجود دارد كه داستان‌نويس از همه آن‌ها در داستان خود استفاده نمي‌كند. خواننده تيزبين و يا داستان‌نويس خوب بايد متوجه شود كه ظرفيت استفاده از آن شگردها در متن چقدر است. اين داستان‌نويس با يادآوري اين مطلب كه نوشتن اين مجموعه و استفاده از «هزار و يك شب» در اين اثر اداي دين به شهرزاد مادربزرگ قصه‌گوي ماست، گفت: برخلاف غربي‌ها كه تصور مي‌كنند «دن كيشوت» آغازگاه رمان است، من معتقدم كه «هزار و يك شب» آغازگاه رمان است و «دن‌كيشوت» تنها يك پيش‌رمان است. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.