• چهارشنبه / ۳۰ آذر ۱۳۸۴ / ۱۶:۳۴
  • دسته‌بندی: فرهنگ عمومی
  • کد خبر: 8409-17591

سخنراني حسن ميانداري درباره‌ي «اخلاق از ديدگاه نظريه‌ي تكاملي» در دانشگاه علامه طباطبايي برگزار شد

جلسه سخنراني دكتر حسن ميانداري با موضوع «اخلاق از ديدگاه نظريه تكاملي»، از سلسله سخنراني‌هاي گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي، در دانشكده ادبيات و زبان‌هاي خارجي اين دانشگاه برگزار شد. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر حسن ميانداري - استاد دانشگاه تربيت مدرس - در ابتدا به سه نوع تحقيق و مطالعه در زمينه اخلاق اشاره كرد و اظهار داشت: يك نوع مطالعه در تحقيقات علمي است، براي مثال اين‌كه با استفاده از جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، مردم‌شناسي و غيره در زمينه اخلاق تحقيق شود . همچنين از ديدگاه زيست‌شناسي كه در جامعه ما كمتر به آن توجه شده است. دومين نوع تحقيق در رابطه با اخلاق، علم اخلاق است، يعني دنبال خوب و بد افعال هستيم. سومين نوع تحقيق، فلسفه اخلاق است كه درباره اخلاق به‌طور فلسفي به تحقيق مي‌پردازيم. او با بيان اين‌كه در نگاه نظريه تكامل به اخلاق از هر سه نوع اين مطالعات استفاده مي‌شود، به شرح نظريه تكامل و آن‌چه كه بر اساس نظريه تكامل در باره اخلاق مطرح مي‌شود، پرداخت. او درباره نظريه تكامل گفت: نظريه تكامل داراي اجزاي زيادي است كه بسياري از آن‌ها بر اساس كشفيات جديد باطل شده، ولي دو جزو اساسي دارد: يكي اين‌كه تمام جاندارني كه بر روي كره زمين وجود دارند، از يك جاندار واحد (يك تك‌سلولي) پديد آمده‌اند، كه به آن نظريه نياي مشترك گفته مي‌شود. اما دومين جزو به بحث مكانيزم اين تحول مي‌پردازند كه چگونه از يك تك‌سلولي چنين تنوعي به‌وجود آمده است؟ داروين در اين رابطه بر انتخاب طبيعي (Nataral selection) تاكيد داشت. ميانداري در ادامه يادآور شد: يكي از دلايل تاخير در چاپ كتاب داروين، مساله اخلاق بود، يعني براساس تعليمات ديني، خداوند روح خود را بر انسان دميده و انسان را به صورت خود آفريده كه يكي از ويژگي‌هاي آن، اخلاق انسان است. همچنين يكي از تفاوت‌هاي انسان با حيوانات، اخلاق است. وي انتخاب طبيعي را متشكل از سه جزو دانست، يكي اين‌كه جانداران داراي صفات متفاوتي هستند. همچنين اين صفات به ارث مي‌رسد، يعني براي انتخاب طبيعي تنها تفاوت اين صفات كافي نيست، بلكه بايد به نسل‌هاي بعد به ارث برسد. (نظريه داروين در مورد توارث، غلط بود، چرا كه علم ژنتيك در آن زمان به وجود نيامده بود.) همچنين اين صفت بايد براي بقا و توليد مثل به كار آيد، يعني موجودي كه داراي آن صفت است نسبت به موجودات ديگر، احتمال بقا و توليد مثلش بيشتر باشد. او دوباره به مشكل‌ساز بودن اخلاق براي نظريه تكامل اشاره و بيان كرد: اخلاق كاري مي‌كند كه خلاف احتمال بقا و توليد مثل است. وقتي كه فرد كار خوبي انجام مي‌دهد، ظاهرا احتمال بقا و توليد مثل او كاهش مي‌يابد. براي نمونه كسي كه به ديگري پولي قرض مي‌دهد از احتمال بقا و توليد مثل خود مي‌كاهد و ديگري اگر پس ندهد ظاهرا بر احتمال بقا و توليد مثل خود مي‌افزايد. همچنين در مورد جانداراني كه به‌صورت اجتماعي زندگي مي‌كنند، اين مشكل پا برجاست. براي نمونه چرا برخي از مورچه‌ها يا زنبورها عقيم هستند. دراين صورت صفاتي باقي مي‌مانند و افزايش مي‌يابند كه در بقاي جمع موثر باشند؛ نه در بقاي فرد. ميانداري ادامه داد: بر اساس نظريه داروين در انتخاب طبيعي، تك‌تك افراد مورد نظر هستند، اما در تعارضي كه نظريه‌اش با اخلاق پيدا مي‌كند، او به انتخاب گروهي متوسل مي‌شود. اين مدرس فلسفه سپس به كتاب دوم داروين اشاره كرد كه در آن به مساله انسان به‌ويژه اخلاق مي‌پردازد. وي گفت: پس از انتشار نظريات داروين در مورد انسان، از نظريات او به‌خصوص براي غلط نشان دادن نظريات ديني استفاده شد و در نتيجه سبب مسكوت ماندن نظريه داروين شد، ولي با مطرح شدن ژنتيك، در دهه‌هاي 1930 و 1940 نظريه داروين وانتخاب طبيعي دوباره جان مي‌گيرد و در حال حاضر نزد زيست شناسان نظريه معقولي است. اما با مطرح شدن علم ژنتيك نظريه انتخاب گروهي تقريبا زير سوال مي‌رود و با كشفيات جديد زيست‌شناسان قائل مي‌شوند كه احتمال انتخاب گروهي در جانداران بسيار ضعيف است. يكي از تحولات ديگري كه در دهه‌هاي اخير صورت گرفته تركيب نظريه‌هاي زيستي با نظريه‌هاي اقتصادي است. عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس با بيان اين‌كه يكي از مباحث مطرح‌شده در اقتصاد «بازي تئوري» (Game theory) است، اظهار كرد: در اين نظريه اقتصاد را تشبيه به يك بازي مي‌كنند كه در اين بازي انسان‌ها مي‌خواهند برنده شوند. سپس در اين بازي تئوري، انواع بازي‌هاي ممكن را نشان مي‌دهند كه انسان‌هاي عاقل در اين انواع چه عملي انجام مي‌دهند؟ در دهه 60 هميلتون اين بحث را مطرح مي‌كند كه در عين قائل بودن به انتخاب فردي اخلاق را نيز مي‌توان توضيح داد. ميانداري در اين باره گفت: همليتون به انتخاب خويشاوندي (kin selection) قايل مي‌شود. براي نمونه اين‌كه مادري جان خود را براي دو فرزندش فدا كند، ظاهرا خلاف انتخاب فردي به نظر مي‌رسد، درصورتي‌كه هميلتون مي‌گويد بر اساس ژنتيك جديد، نصف ژنتيك مادر در فرزندانش وجود دارد و بدين ترتيب است كه او ژنتيك خود را براساس انتخاب فردي حفظ مي‌كند. اين تبيين زيستي با مشاهدات معلوم ما در زمينه‌ي روابط آدميان كاملا سازگار است، در نتيجه با نظريه انتخاب فردي مي‌توان اخلاق را توضيح داد. وي در اين باره به همكاري انسان‌ها و همچنين همكاري‌اي كه در برخي از حيوانات ديده مي‌شود، اشاره كرد. ميانداري ادامه داد: از نظر اخلاق تنظيمي ظاهرا تا حدودي نظريه تكامل را مي‌توان صحيح دانست، اما در بحث اخلاق فلسفه برخي نظريه اخلاق تكاملي را غلط مي‌شمارند. براي مثال برخي واقعي دانستن اخلاق را صحيح نمي‌دانند، چرا كه انسان وضع مي‌كند كه چه چيزي درست و چه چيزي غلط است؛ در صورتي‌كه اخلاق تكاملي، اخلاق را صرفا براي افزايش صفات كمك‌كننده به بقا و توليد مثل مي‌داند. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.