• دوشنبه / ۲۶ دی ۱۳۸۴ / ۱۳:۰۱
  • دسته‌بندی: رسانه
  • کد خبر: 8410-09574
  • منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران

تعريف معماري از نگاه معماران بزرگ جهان

تعريف معماري از نگاه معماران بزرگ جهان

تعريف معماري از نگاه معماران عنوان نوشته‌اي است كه بلاگر http://memarmgh.blogfa.com/ به ان پرداخته است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) نوشته محسن غريبي آمده است:

ويليام موريس (William Morris)

معماري شامل تمام محيط فيزيکي است که زندگي بشري را احاطه مي‎کند و تا زماني که عضوي از اجتماع متمدن هستيم، نمي‎توانيم از معماري خارج شويم، زيرا معماري عبارت است از مجموعه تغييرات و تبديلات مثبتي که هماهنگ با احتياجات بشر روي سطح زمين ايجاد شده است و تنها صحراهاي دست نخورده از آن مستثني هستند.

جان راسکين (John Ruskin)

. . . تعريف درست معماري بطوريکه آن را از يک مجسمه متمايز کند، عبارت است از هنر طراحي مجسمه براي يک مکان خاص و جانمايي آن در آنجا بر اساس مناسب‎ترين اصول ساختمان.

اتين لويي بوله (Etienne-Louis Boullee)

معماري چيست؟ آيا من آن را همسو با ويتروويوس به عنوان هنر ساختمان تعريف خواهم کرد؟ نه. اين تعريف داراي يک اشکال اساسي است. انسان براي ساختن بايد از تصور خود استفاده کند. نياکان ما کاشانه‎شان را تنها پس از اينکه شکل آن را تصور مي‎کردند، مي‎ساختند. اين فرآورده ذهني و خلاقيت هست که معماري را تشکيل مي‎دهد، اينک ما مي‎توانيم آن را به عنوان هنر توليد هر نوع ساختمان و به حد کمال رساندن آن تعريف کنيم. بدين ترتيب هنر ساختمان تنها يک هنر ثانوي است که به نظر مي‎رسد براي ناميدن بخش علمي معماري مناسب باشد.

آدولف لوس (Adolf Loss)

زماني که ما با يک تپه و توده خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو مي‎شويم که با استفاده از بيل به شکل يک هرم روي هم انباشته شده است، به فکر فرو مي‎رويم و چيزي در درون ما مي‎گويد: اينجا کسي دفن شده است. آن توده خاک معماري است.

لوکوربوزيه (Le Corbusier)

. . . اينکه معماري در لحظه‎اي از خلاقيت بوجود مي‎آيد، يک حقيقت انکارناپذير است، زماني که ذهن درگير چگونگي تضمين استحکام يک ساختمان و نيز تأمين خواسته‎هايي براي آسايش و راحتي است، براي رسيدن به هدفي متعالي‎تر‎ از تأمين نيازهاي صرفاً کارکردي برانگيخته مي‎شود و آماده مي‎گردد تا توانايي‎هاي شاعرانه‎اي را به معرض نمايش گذارد که ما را برمي‎انگيزانند و به ما لذت و سرور مي‎بخشند.

سرنيکولاس پوزنر (Sir Nikolaus Pevsner)

آلونک چتري دوچرخه يک ساختمان است و کليساي لينکلن (Lincoln Cathedral) نمونه‎اي از معماري مي‎باشد. تقريباً هر چيزي که فضا را به ميزان کافي براي انسان محصور مي‎کند تا آدمي به درون آن نقل مکان کند، يک ساختمان است. اصطلاح معماري تنها ساختمان‎هايي را در برمي‎گيرد که با هدف برخورداري از جاذبه زيبايي‎شناسانه طراحي شده‎اند.

لويي کان (Louis Kahn)

. . . معماري وجود خارجي ندارد. تنها اثر معماري است که وجود دارد. معماري در ذهن موجود است. شخصي که يک کار معماري انجام مي‎دهد، در حقيقت آن را به روح معماري عرضه مي‎کند . . . روحي که سبک نمي‎شناسد، تکنيک نمي‎شناسد، متد نمي‎شناسد و تنها منتظر آن است که خود را به معرض نمايش بگذارد. بدين ترتيب معماري تجسم واقعيات غير قابل سنجش مي‎باشد.

. . . تعريف درست معماري بطوريکه آن را از يک مجسمه متمايز کند، عبارت است از هنر طراحي مجسمه براي يک مکان خاص و جانمايي آن در آنجا بر اساس مناسب‎ترين اصول ساختمان.

اتين لويي بوله (Etienne-Louis Boullee)

معماري چيست؟ آيا من آن را همسو با ويتروويوس به عنوان هنر ساختمان تعريف خواهم کرد؟ نه. اين تعريف داراي يک اشکال اساسي است. انسان براي ساختن بايد از تصور خود استفاده کند. نياکان ما کاشانه‎شان را تنها پس از اينکه شکل آن را تصور مي‎کردند، مي‎ساختند. اين فرآورده ذهني و خلاقيت هست که معماري را تشکيل مي‎دهد، اينک ما مي‎توانيم آن را به عنوان هنر توليد هر نوع ساختمان و به حد کمال رساندن آن تعريف کنيم. بدين ترتيب هنر ساختمان تنها يک هنر ثانوي است که به نظر مي‎رسد براي ناميدن بخش علمي معماري مناسب باشد.

آدولف لوس (Adolf Loss)

زماني که ما با يک تپه و توده خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو مي‎شويم که با استفاده از بيل به شکل يک هرم روي هم انباشته شده است، به فکر فرو مي‎رويم و چيزي در درون ما مي‎گويد: اينجا کسي دفن شده است. آن توده خاک معماري است.

لوکوربوزيه (Le Corbusier)

. . . اينکه معماري در لحظه‎اي از خلاقيت بوجود مي‎آيد، يک حقيقت انکارناپذير است، زماني که ذهن درگير چگونگي تضمين استحکام يک ساختمان و نيز تأمين خواسته‎هايي براي آسايش و راحتي است، براي رسيدن به هدفي متعالي‎تر‎ از تأمين نيازهاي صرفاً کارکردي برانگيخته مي‎شود و آماده مي‎گردد تا توانايي‎هاي شاعرانه‎اي را به معرض نمايش گذارد که ما را برمي‎انگيزانند و به ما لذت و سرور مي‎بخشند.

سرنيکولاس پوزنر (Sir Nikolaus Pevsner)

آلونک چتري دوچرخه يک ساختمان است و کليساي لينکلن (Lincoln Cathedral) نمونه‎اي از معماري مي‎باشد. تقريباً هر چيزي که فضا را به ميزان کافي براي انسان محصور مي‎کند تا آدمي به درون آن نقل مکان کند، يک ساختمان است. اصطلاح معماري تنها ساختمان‎هايي را در برمي‎گيرد که با هدف برخورداري از جاذبه زيبايي‎شناسانه طراحي شده‎اند.

لويي کان (Louis Kahn)

. . . معماري وجود خارجي ندارد. تنها اثر معماري است که وجود دارد. معماري در ذهن موجود است. شخصي که يک کار معماري انجام مي‎دهد، در حقيقت آن را به روح معماري عرضه مي‎کند . . . روحي که سبک نمي‎شناسد، تکنيک نمي‎شناسد، متد نمي‎شناسد و تنها منتظر آن است که خود را به معرض نمايش بگذارد. بدين ترتيب معماري تجسم واقعيات غير قابل سنجش مي‎باشد.

انتهاي پيام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.