جشنواره فجر

  • یکشنبه / ۷ اسفند ۱۳۸۴ / ۱۹:۵۹
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 8412-04822

/ گزارش كامل اولين روز همايش "ايران، عدالت و آزادي" / سخنان زيباكلام، سروش، پيمان، رحماني، فكوهي، باوند، ده‌نمكي

/ گزارش كامل اولين روز همايش "ايران، عدالت و آزادي" /
سخنان زيباكلام، سروش، پيمان، رحماني، فكوهي، باوند، ده‌نمكي

اولين روز از همايش سه روزه‌ي "ايران، عدالت و آزادي" با عنوان انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي مديريت و با همكاري دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) برگزار شد و در آن صادق زيباكلام، حبيب‌الله پيمان، تقي رحماني، ناصر فكوهي، هرميداس باوند، مسعود ده‌نمكي سخنراني كردند و پيام دكتر عبدالكريم سروش نيز قرائت شد.

زيباكلام:

گذرگاه اصلي اصولگرايان، عدالت اجتماعي است

اصولگرايان براي اصلاحات بايد ‌180 درجه بچرخند

دكتر «صادق زيباكلام» گفت: بحث عدالت اجتماعي، اميد و آرزوي كساني بود كه به مجلس هفتم و احمدي‌نژاد رأي دادند، آنها مي‌خواستند بحث اقتصادي و معيشتي‌شان قدري بهبود پيدا كند، بحث آزادي مطبوعات و آزادي‌هاي سياسي دغدغه‌ي آنان نبود.

به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، اين استاد دانشگاه در اين همايش، اظهار داشت: اگر در حوزه‌هاي سياسي در آينده چندان بهبود و پيشرفتي حاصل نشود و حتي آزادي سياسي و آزادي مطبوعات كمتر از آنچه امروز است شود قطعا بخش عمده‌اي از كساني كه به آقاي احمدي‌نژاد رأي دادند چندان نگران نخواهند شد، آنها به احمدي‌نژاد رأي داده‌اند.

وي با بيان اين پرسش كه «چشم‌انداز دولت احمدي‌نژاد و به طور كلي اصولگرايان را چگونه مي‌شود پيش‌بيني كرد؟»، گفت: آيا آنان مي‌توانند در اقتصاد و عدالت اجتماعي گام‌هاي اساسي بردارند؟ دو گونه مي‌شود به اين مسأله نگاه كرد يا مي‌توان به تئوري‌هاي توطئه پناه ببريم و از اكنون اصولگرايان را ناموفق بدانيم و بگوييم «امروز ديگر خودشان متوجه شدند كه نمي‌توانند كاري كنند و موضع‌گيري‌هايي كه احمدي‌نژاد مي‌كند مثلا در مورد اسرائيل و هولوكاست فرافكني است و مي‌خواهند حواس مردم را به مسائل خارجي جلب كنند و در نتيجه كسي به فكر مسائل داخلي نباشد»؛ من اين اعتقاد را ندارم.

اين استاد دانشگاه تهران افزود: موضع‌گيري‌هايي كه اصولگرايان ظرف چند ماه گذشته داشتند بر مبناي اعتقاداتشان است و قصدشان اين نيست كه حواس جامعه را به سمت مسائل خارجي جلب كنند. آنها نهايتا چند ماه مي‌خواهند ملت را بر سر مسائل خارجي سرگرم كنند؟ نمي‌شود، نهايتا حوصله‌ي مردم سر مي‌رود.

وي ادامه داد: گذرگاه اصلي اصولگرايان در بحث اقتصاد و به طور دقيق مسأله‌ي عدالت اجتماعي است، بايد ديد چرا علي‌رغم اينكه مسوولان طراز اول نظام از روزي كه انقلاب پيروز شد و از فرداي 22 بهمن 1357 به اين طرف دغدغه‌شان بهبود وضع عدالت اجتماعي بوده است؟ واقعا رهبران و مسئولان كشور ظرف 27 سال گذشته با تمام وجود مي‌خواستند كه فقر و نابرابري و فساد ريشه‌كن شود. كم مبارزه صورت نگرفته و كم آدم‌ها به زندان نيفتاده‌اند اما چرا علي‌رغم اينكه هم اراده و خواست وجود داشته در اين زمينه‌ها تغييرات مورد نظر اتفاق نيفتاده است.

وي با اشاره به وجود فاصله‌ي طبقاتي در جامعه، گفت: آيا فاصله‌ي طبقاتي در اين سال‌ها در ايران زياد شده است؟ مسوولان از اين سووال شانه خالي مي‌كنند، بايد گفت حداقل اين است كه نمي‌شود گفت فاصله‌ي طبقاتي در ايران در اين سال‌هاي گذشته كمتر شده، شكاف طبقاتي و فاصله‌ي درآمدي در ايران بهبودي پيدا نكرده است؛ البته اگر نگوييم بيشتر شده است، علي‌رغم اينكه مسوولان واقعا مي‌خواستند وضع عدالت اجتماعي بهتر شود.

به گزارش ايسنا، دكتر صادق زيباكلام ادامه داد: بايد گفت متأسفانه فساد اقتصادي رشد چشمگيري پيدا كرده، واقعا فساد و رانت‌خواري بسيار زياد شده است.

وي پرسيد: بايد ديد مشكل كجاست؟ آيا ما ايرانيان به‌ذات مشكل داريم؟ چرا در ساير كشورها قوه‌ي قضاييه و به طور كلي رؤساي سه قوه مدام در فكر مبارزه با مفسدين نيستند. واقعا در كشورهاي ديگر مثل ايران مسوولان طراز اول به فكر مبارزه با رانت‌خواري و فساد نيستند. اين دو سئوال اصلي است كه فراروي اصولگرايان قرار گرفته است. اگر اصولگرايان در وراي شعارهايي كه مي‌دهند نيتشان اين باشد كه در راستاي شعارهايشان گام بردارند بايد به اين دو سئوال جواب دهند.

زيباكلام خاطرنشان كرد: سئوال اول را كه معمولا اصلا مطرح نمي‌كنند، در مورد سئوال ديگر هم معمولا به سراغ قواي ديگر مي‌روند و از آنها سئوال مي‌كنند اما بايد گفت اگر آنها بخواهند به سمت تحقق عدالت اجتماعي بروند دير يا زود متوجه مي‌شوند كه با سه معضل اساسي روبرو هستند تا اين سه معضل باشد علي‌رغم نيت خير مسوولان شكاف اجتماعي روز به روز بيشتر خواهد شد.

زيباكلام گفت: عده‌اي معتقدند نفت علت اصلي اين مسأله است ولي من آن را تبرئه مي‌كنم. خيلي از كشورها نفت دارند و با اين معضلات روبرو نيستند. درست است امروز نفت سه چهارم درآمدهاي كشور را تشكيل مي‌دهد ولي همواره اينگونه نبوده است. ما قبلا استفاده‌ي كمتري از نفت مي‌كرديم اما با اين مسائل روبرو بوديم.

زيباكلام وجود يارانه‌هاي گسترده، ضعف نهاد قانون در جامعه‌ي ايران و ساختار دولتي اقتصاد ايران را از معضلات پيش روي اصولگرايان دانست و گفت: چرا عدالت اجتماعي روز به روز در جامعه‌ي ما ضعيف‌تر مي‌شود، سال گذشته (سال 1383) حدود پنج هزار ميليارد تومان دولت بابت يارانه‌ي بنزين پرداخت كه اين مقدار منظم بالا مي‌رود. ما سال گذشته به اندازه‌ي كل بودجه‌ي كشور براي يارانه‌ي بنزين پول پرداخت كرديم. چه اصولگرايان و چه هر گروه ديگري كه مي‌خواهد در جريان عدالت اجتماعي گام بردارد چاره‌اي ندارد جز اينكه اينها را حل كند.

زيباكلام ادامه داد: مشكل بنيادي اصولگرايان اين خواهد بود كه اگر خواسته باشند حتي كوچكترين اصلاحاتي در هر يك از اين مواضع اصلي به عمل آورند متوجه خواهند شد كه دور 180 درجه‌اي بايد در بسياري از شعارها و ژست‌هاي سياسي خود بردارند. من زياد آرزو نمي‌كنم كه جاي اصولگرايان باشم، سياست‌هايي كه امروز بايد به كار بگيرند سياست‌هاي بسيار سفت و سختي خواهد بود اگر نه، بخواهند سنتي كه تا امروز بوده در نظر بگيرند به گمان من در اين سه حوزه گام چنداني برنخواهند داشت.

دكتر سروش:

دانشجويان! حقيقت را بجوييد و حقيقت را بگوييد

عهدشكني با حقيقت عين پيمان‌شكني با عدالت است

متن پيام دكتر عبدالكريم سروش در همايش "ايران، عدالت و آزادي" توسط «حسين دباغ» پسر وي و دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي مديريت دانشگاه تهران قرائت شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين پيام آمده است: اين لطائف كه ز لب لعل تو من گفتم كه گفت / وين تطاول كه ز سر زلف تو من ديدم كه ديد / عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق / گوشه‌گيران را ز آسايش طمع بايد بريد. جان سخن همين است كه حافظ مي‌گويد. بر عدل آسايشي است، اين آسايش نه از جنس كاهلي و مرده‌گي و بي‌انگيزه‌گي است، بل آرامشي است از جنس رسيدن عاشقي به معشوقي، رسيدن رودي به دريايي، رسيدن ستم‌رسيده‌اي به حقي، رسيدن قربت‌كشيده‌اي به آشنايي، رسيدن پناهجويي به پناهي و رسيدن كمالجويي به كمالي. آرامشي داريم در درون و آرامشي داريم در بيرون؛ در فرد و جامعه، تعادلي پويا و ديناميك كه در ميان قوا و غرايض و حاجات و آرمان‌هاي مردمي پديد مي‌آيد، و كشمكش‌هاي ويرانگر و سرماسوز نفس را فرو مي‌نشاند و راه را بر تكامل و آزادگي مي‌گشايد و صدور فضائل را به سهولت ميسر مي‌سازد، عدالت و اعتدال فردي خوانده مي‌شود. پيشينيان اين را انقهار غضبي و شهوي در قبضه‌ي سلطان عقل مي‌شمردند اما عدالت اجتماعي به ساختاري برمي‌گردد كه در آن مصالح فرد و مصالح جمع همسو شده‌اند و رذائل به سختي و درشتي در آن زاده مي‌شود و شرايط اعتدال و كمال فرد در آن فراهم است و نابرابري‌ها موجه‌اند و راه بر كشف حقيقت گشوده است و آزادي‌ها در آن محترمند و حاكمان و سياستگذاران، خادمان و حافظان اين ساختارند و سياست فرزند اين عدالت است و آرامش فرزند آن.

چه در جمع و چه در فرد عدالت نه فضيلتي مستقر بل شرط امكان و تحقق ديگر فضيلت‌هاست. فضايي انفسي يا آفاقي است كه در آن نيكي‌ها به آساني و فراواني و بدي‌ها به دشواري و ندرت متولد مي‌شوند. پيوند عدالت و اخلاق پيوندي علي و ناگسستني است. فرو بستن دست زورگويان و فرو نشاندن آتش خشونت همه براي آن است كه در فضاي پراعوجاج ناشي از خشونت و زورگويي امكان تحقق فضائل و لذا عدالت حاصل نيست. از همه شيرين‌تر اينكه شرايط ساختاري عدالت و شرايط كشف حقيقت بر هم منطبق است و ساختاري كه به كشف حقيقت اجازه و امكان ندهد ساختاري غيرعادلانه هم است. چه در صحنه‌ي كوچك دادگاه و چه در صحنه‌ي بزرگ اجتماع پوشاندن عامدانه‌ي حقيقت يا عجز روش‌شناسانه از كشف حقيقت به بي‌عدالتي آشكار منتهي خواهد شد و چنين است كه دروغ‌گويي و دروغ‌پروري از بهترين نشانه‌هاي بي‌عدالتي‌اند و جامعه‌اي كه دروغ به طور سيستماتيك متولد مي‌شود به حقيقت در خفا مي‌رود، جامعه‌اي بي‌عدالت و بي‌اخلاق است لذا حقيقت‌جويان و دروغ‌ستيزان، عدالتخواهان و عدالت‌سازان نيز هستند اما و هزار اما. آنان كه مي‌خواهند حقيقت مخلوق و محبوب خود را بر ديگر حقيقت‌ها نه به دليل بل به قهر سروري ببخشند دشمن‌ترين دشمنان حقيقت و فضيلت و عدالتند.

در پايان اين پيام آمده است: من به شما دانشجويان حقيقت‌جو تبريك مي‌گويم كه با حقيقت‌طلبي پايه‌هاي عدالت را استوار مي‌كنيد و به شما توصيه مي‌كنم كه عهد خود را با حقيقت نگسليد كه اين عهدشكني با حقيقت عين پيمان‌شكني با عدالت است. حقيقت را بجوييد و حقيقت را بگوييد و با حقيقت‌ستيزان بستيزيد و با نشر حقايق راه را بر تحريف حقيقت ببنديد و دروغگويان و دروغ‌سازان را بزرگترين دشمنان عدالت معرفي كنيد و از لب شيرين حقيقت نكته‌ي دل‌انگيز عدالت را بشنويد. عهد ما با لب شيرين دهانان بست خدا / ما همه بنده و اين قوم خداوندانند. كاميابي شما را در كشف و نشر حقيقت و بسط عدالت از خداوند عادل خواستارم.

حبيب‌الله پيمان:

دين با عدالت مطرح مي‌شود

آزادي مفهوم انضماني عدالت است

«حبيب‌الله پيمان» با تاكيد بر اينكه «دين با عدالت مطرح مي‌شود»، گفت: آزادي مفهوم انضماني عدالت است.

به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، اين فعال سياسي در همايش "ايران، عدالت و آزادي" كه با عنوان انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي مديريت و با همكاري دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) برگزار شده است، با موضوع «تلازم عدالت و آزادي» سخنراني كرد. وي با اشاره به برخي نظريات مطرح در حوزه‌ي عدالت و آزادي گفت: از يك سو ليبرال‌هاي طرفدار نظام سرمايه‌داري تلازمي ميان دموكراسي و آزادي نمي‌دانند و جريان‌هاي راست هم اعتقادي به هم‌پايي ميان اين دو ندارند، مي‌گويند وقتي صحبت از عدالت مي‌شود دولت بايد حضور پيدا كند و در حوزه‌ي اقتصادي با حمايت از محرومان برابري را ايجاد كنند. اما در اين ميان مردم به جاي تلاش به انتظار كمك دولت خواهند نشست و در نتيجه اين دولت‌ها دولت‌هاي اقتدارگرا خواهند شد و باعث از بين رفتن آزادي‌هاي اجتماعي خواهند شد، در نتيجه آنها آزادي در اقتصاد را نتيجه‌ي ازادي‌هاي اجتماعي تعريف مي‌كنند تا آن را به نوعي با بي بند و باري پيوند مي‌زنند و بقيه‌ي تعاريف را كم رنگ مي‌كنند.

وي افزود: عده‌اي مفهوم عدالت را بر اساس برخي واقعيت‌هاي اجتماعي با سلطه و مالكيت دولتي مرادف دانسته‌اند در حالي كه اينگونه نيست. سوسياليسم اعتقادي به مالكيت دولتي ندارد، اصولگرايان مي‌گويند مردم نيازي به آزادي ندارند و اگر كسي بحث آزادي را مطرح مي‌كند تحت تاثير غرب است. نياز انسان‌ها عدالت است، آنها مي‌گويند براي تحقق عدالت زمينه‌اي براي ايجاد آزادي وجود ندارد، اين الزام را مي‌شود در واقعيت رد كرد. همانگونه كه رقابت در بازار آزاد محدود به كساني شده كه قدرت بيشتري دارند، عرصه‌ي سياسي نيز صحنه‌ي رقابت قدرتمندان است، همان افرادي كه در عرصه‌ي اقتصادي قدرت نقش آفريني ندارند در عرصه‌ي سياست هم نمي‌توانند عمل كنند.

پيمان تاكيد كرد: عدالتي كه در مفاهيم ديني به آن اشاره شده بسيار گسترده‌تر از اينهاست. اگر درست تعريف شود خواهيد ديد كه آزادي مفهوم انضماني عدالت است. نيرو‌هاي مسلط عرف سياسي و اجتماعي را تعريف مي‌كنند و اين عرف هميشه در طول تاريخ ثابت نبوده است. متغير بودن آن نشان مي‌دهد زاييده‌ي روابط اجتماعي است.

اين فعال سياسي ادامه داد: عدالتي كه خداوند آن را به عنوان صفت خود تعريف كرده اين است كه انسان‌ها موجوداتي هستند كه در اصل خلق خود برابر و به عنوان انسان ارزشمند هستند؛ هيچ شرطي را در ارزشمندي فردي انسان دخالت نمي‌دهد، حتي مذهب. در اصل انسان چون انسان است كرامت و ارزش دارد. انسان ارزشمند زاده مي‌شود و كرامتش ذاتي است. اين قابليت‌ها و ويژگي‌هاي انساني در عرصه‌ي زيست، حقوقي را برايش مسلم مي‌كند.

پيمان افزود: دين با عدالت مطرح مي‌شود. اگر كسي بر كس ديگر ستم روا ندارد، مفهوم عدالت مطرح نمي‌شود. انديشه‌ي عدالت زاييده‌ي آن نوع روابطي است كه در آن حقوق انساني به طور برابر رعايت نشده است. بايد ديد آنها كه دم از عدالت مي‌زنند از چه نوع عدالتي سخن مي‌گويند؛ آيا معني آن متعادل كردن درآمدهاست؟ گرچه اين شاخص مهمي است؛‌ چرا كه درآمد بيانگر نابرابري افراد است اما مساله به همين سادگي نيست. بحث عدالت دشوارتر و پيچيده‌تر از اين است. آقايان بايد بيايند و نگرش خود و جهان‌بيني خود را كاملا شفاف كنند و اصل عدم تساوي حقوق انساني را اثبات كنند و بعد بگويند عدالت چيست. آيا عدالت فقط توزيع درآمد است؟

اين فعال سياسي ادامه داد: اختيار انسان محدود به مسايل جزئي نيست و شاخص درآمد به تنهايي تعيين‌كننده نيست. بايد ديد فردي كه چه كم و يا زياد دارد آيا مي‌تواند قابليت‌هاي خود را رشد دهد. اگر نان را سر سفره‌ي مردم بگذاريم اما خود آن فرد نتواند كار كند آيا اين معناي عدالت است؟ ما بايد به افراد توانمندي توليد و كار بدهيم. عدالت يعني اين‌كه جامعه تا چه حد توانسته به همه‌ي قابليت‌هاي خود دست يابد. آيا همه‌ي افراد فرصت برابري براي زندگي دارند؟ جامعه‌اي كه افرادش توانمند نشوند نمونه‌ي جامعه‌ي عادلانه نيست. اگر قدرت انتخاب و آزادي را از افراد بگيريد زندگي دشوار مي‌شود. گوهر حيات انسان قدرت انتخاب، آزادي و انديشيدن اوست. اگر اين گوهر را از او بگيريد بزرگ‌ترين ظلم است.

وي ادامه داد:‌ بدون آزادي و دموكراسي نه فقط عدالتي به وجود نيامده بلكه متاسفانه قابليت‌هاي افراد هم از بين مي‌رود. نابرابري‌هاي اقتصادي زاييده‌ي نابرابري سياسي است.

وي با بيان اين‌كه «پس از انقلاب افرادي كه قدرت اقتصادي چنداني نداشتند در پي كسب قدرت سياسي داراي اقتدار اقتصادي هم شدند»، گفت: اگر برخي تمركز قدرت نداشتند و قدرت سياسي توزيع شده بود، آيا امكان داشت تصميماتي در مورد منابع اقتصادي كشور بگيرند كه گاه به ضرر همه است و خارج از نظارت و پشت پرده‌ها و با اقتدار سياسي هر تصميمي بگيرند و از ديد مردم پنهان بماند؟

پيمان گفت: آن‌چه كه به عنوان عدم عدالت از آن نام برده مي‌شود نتيجه‌ي عدم توزيع برابر و دموكراتيك اقتصاد سياسي و نبود نظارت عامه است. نظارت بيروني قانوني است، بدون قانون و نظارت عمومي و شفافيت امكان ندارد جلوي نابرابري‌ها را بگيريد. فقر و فساد و تبعيض از بالا شروع مي‌شود و پايين را آلوده مي‌كند. نظارت و قانون و شفافيت و عقلانيت انتقادي و تعزير بر اساس صلاحيت‌ها بايد وجود داشته باشد. رهنمودهاي ديني هم به شور و مشورت تاكيد كرده‌اند و مي‌گويد امور جمعي را بايد با هم اداره كرد و نمي‌گويد همه را به حسن نيت يك فرد واگذار كنيد.

پيمان با اشاره به افزايش برخي بودجه‌هاي نهادها در بودجه‌بندي اخير دولت گفت: وقتي قدرت توزيع شده نباشد متناسب با تعريف مسوولان، امكانات توزيع مي‌شود. گاهي فاجعه‌اي وقتي كه فراگير شد، آن گاه ممكن است حكام آن بشنوند. جامعه بايد باز و آزاد باشد تا اگر جرياني بيمار است، همگان براي حل آن مشاركت كنند. مسووليت جمعي به مرور همراه با آزادي رشد مي‌كند.

وي با بيان اين‌كه «افرادي كه در خارج از حيطه‌ي مشاركت در امور جامعه گذاشته مي‌شوند به نوعي غربتي هستند»، گفت: افراد غربتي كه به آنها برچسب‌هاي ضدانقلاب، ليبرال، كافر و ... را مي‌زنند از نگاه آنان حق نظارت و تصميم‌گيري ندارند. چه‌قدر از افراد جامعه با اين برچسب‌ها رانده شدند؟ جامعه‌اي كه مطرود داشته باشد چگونه مي‌تواند عدالت را تحقق بخشد؟ به هر دليلي به ديگران نبايد برچسب غيرخودي زد؛ معتقدم اين مغاير با عدالتي است كه در متن دين و قرآن تعريف شده است.

ناصر فكوهي:

مفهوم عدالت در نگاه دين‌شناسي با نگاه مدرنيته متفاوت است

ناصر فكوهي با بيان اين‌كه «مفهوم عدالت ريشه‌ي الهياتي و دين‌شناسي دارد»، گفت: مفهوم عدالت در نگاه دين‌شناسي با نگاه مدرنيته متفاوت است.

به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، وي كه در همايش همايش "ايران، عدالت و آزادي" در دانشكده‌ي مديريت دانشگاه تهران سخنران مي‌گفت، اظهار داشت: در سيستم الهي مفهوم عدالت و خداشناسي و دين‌شناسي مسيحي است و به مفهوم گناه نخستين برمي‌گردد كه مي‌توان آن را تقدير و سرنوشت نيز ناميد. انسان موجودي گناهكار است و به دليل گناه نخستيني كه مرتكب شده محكوم به زندگي زميني شده است. عدالت در ريشه‌ي ديني آن با درد و رنج تعريف مي‌شود. اما مفهومي كه مدرنيته از عدالت مطرح مي‌كند مفهومي است كه از انقلاب صنعتي شكل مي‌گيرد. شعارهاي انقلاب فرانسه محور اساسي مدرنيته است. جامعه‌ي فرانسه قرن 18 جامعه‌اي است كه در آن برابري، برادري و آزادي وجود ندارد. شعارهاي انقلاب فرانسه پروژه‌هاي اومانيستي است كه بايد در فرآيندهاي ملت‌سازي به تحقق برسند. عدالتي كه انقلاب فرانسه مطرح مي‌كند و سعي مي‌كند آن را در گسستي از دين مسيحيت قرار دهد.

اين استاد دانشگاه افزود: شعارهاي انقلاب فرانسه نشان مي‌دهد كه قصد دارند انسان‌محوري را جايگزين خدامحوري كنند. ادعا اين است كه انسان را مي‌شود جايگزين خدا كرد و عدالت انساني را جايگزين عدالت خدايي نمود؛‌ چرا كه از آن نگاه، عدالت خدايي تصوير رنج و درد است كه انسان بايد در زندگي مادي خود بكشد.

وي ادامه داد: سيستم دموكراتيك ادعا مي‌كند ما نمي‌توانيم به برابري مطلق برسيم؛ چرا كه عملا ناممكن است و به صورت بيولوژيك اين برابري وجود خارجي ندارد. مي‌توانيم به برابري نسبي برسيم كه به آن برابري در شانس و برابري در هنگام تولد مي‌گويند. يعني جامعه موقعيت‌هايي را فراهم كند كه شرايط طبيعي زندگي انسان تعديل گردد. تحرك اجتماعي يعني اين‌كه برخلاف آن‌چه كه ممكن است در سيستم‌هاي پيش‌دموكراتيك انسان‌ها وابسته به نقطه‌اي كه به دنيا آمده‌اند نباشند. بحث اساسي كه در ارتباط با عدالت انساني وجود دارد اين است كه عدالت اجتماعي بيش از اين‌كه واقعيت باشد تصور و توهم است؛ تصور و توهمي كه بهاي سنگيني بابت آن پرداخت شده است.

وي افزود: دانشگاه‌هاي اروپايي از ابتدا نهادهاي ديني بودند و به تدريج دولت آن را از دست كليسا خارج كرد. دانشگاه امروز به جايي تبديل شده كه نماينده‌ي علم انساني در برابر علم خدايي باشد.

فكوهي با بيان اين‌كه «آكادمي و دانشگاه در حقيقت شكست خورده است»، افزود: ‌امروز ما در سطح علوم دانشگاهي با موقعيتي روبه‌رو هستيم كه موقعيت متناقضي است. دانشگاه تصور موقعيت اجتماعي مطلوبي را براي افراد به وجود مي‌آورد اما به واقع اين‌طور نيست. دانشگاه ما درهاي باز به طرف بيكاري و شكست است، دانشگاه درهاي باز به طرف عدالت اجتماعي نيست بلكه درهاي باز به طرف احساس هرچه بيشتر محروميت است، احساس اين‌كه ما عمرمان را تلف كرديم.

وي افزود: بحراني كه ما وارد آن شده‌ايم حاصل فرآيندي است كه طي 200 سال شكل گرفته است. واقعيت اين است كه سيستم دانشگاهي نمي‌تواند به ايجاد يك سيستم عدالت اجتماعي تحقق بخشد. سيستم دانشگاهي اگر باقي بماند در سطوح پاييني و دور از شعارهاي ايجاد عدالت اجتماعي فعاليت خواهد كرد. نبايد نسبت به نقش دانشجو و دانشگاه توهم داشت ولي دانشگاه نقش مهمي بر عهده دارد، به عنوان يك ابزار براي دستيابي به عدالت اجتماعي. دانشگاه اگر بتواند ابتدا خود اين سيستم را درك كند مي‌تواند توهم خود را از بين ببرد. آنها ابتدا بايد خود را روشن كنند سپس رسالت روشنگري خويش را پيش ببرند.

تقي رحماني:

مردم مي‌پرسند چه آورده‌ايد نه چقدر زندان كشيده‌ايد

«تقي رحماني» گفت: مهمترين مساله‌ي ما اين است كه 180 سال است پيشرفتي نداريم و دور مي‌زنيم، عدالت در جامعه‌ي ما بنيان عيني ندارد يعني دولتي شكل نگرفته است كه به آن معنا دهد؛ چيزي كه ما كم داريم راهبردي كردن مفاهيم است. بنيان‌ها و تئوري‌هايي وجود دارد كه عدالت و آزادي را به هم مي‌چسباند، ما هزينه‌هاي زيادي براي دستيابي به آنها داده‌ايم و چيز كمي به دست آورده‌ايم.

به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، اين فعال سياسي در همايش "ايران، عدالت و آزادي" با عنوان انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي مديريت و با همكاري دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) برگزار شده است، گفت: در زمان سيدجمال‌الدين اسدآبادي تا امروز روشنفكران ما نسبتي ميان دكترين و نظريه‌ي مدرن به وجود نياورده‌اند كه در جامعه‌ي ما محقق شود. امروز روز پرداختن به اين مساله است، دعواي ما فقط روي اين نيست كه سوسياليسم بهتر است يا ليبراليسم، جامعه‌ي ما بنيان‌ها را ندارد، چه سوسيال دموكرات باشيم و چه ليبرال دمكرات، دولت و ملت مدرن بر اساس راي مردم شكل مي‌گيرند. اگر دولت مدرن نداريد خودبخود نمي‌توانيد از دمكراسي ليبرال و يا سوسيال سخن بگوييد. مهم ارايه‌ي مدلي از دولت مدرن در ساختار اجتماعي مدرن است كه بتواند در جامعه‌ي ما محقق شود؛ ما اين را كم داريم.

وي افزود: در مقطعي از دولت صفوي ما مدلي از عدالت و آزادي داشتيم. در هر پارادايمي در جوامعي آزادي و عدالت توامان بوده است. امروز دولت تركيه از دولت سكولار تونس بهتر حركت مي‌كند چرا كه آنها خود را با جهان هماهنگ كرده‌اند. دولت مدرن بر اساس راي مردم عمل مي‌كند، اگر اين امر محقق شد آن موقع است كه شما مي‌توانيد از اجراي بهتر عدالت سخن بگوييد. وقتي دولت و ملت مدرن را نداريد چگونه مي‌توانيد از عدالت يا ليبراليسم حرف بزنيد؟

وي كه با عنوان «بنياد‌ها و الزامات تحقق عدالت و آزادي» سخنراني مي‌كرد، افزود: بزرگترين مشكل روشنفكري ما اين است كه فكر مي‌كند تجدد به دموكراسي و پيشرفت منتهي مي‌شود، شما مي‌توانيد مدام با پوپر، هابز، شريعتي و بازرگان بيانديشيد ولي جامعه‌ي خوبي نداشته باشيد. در اين جامعه تنها يك اقليتي خوب مي‌انديشند اما بايد گفت هيچ كشوري در جهان با مدرنيته پيشرفت نكرده است مگر با توسعه.

رحماني افزود:‌ شريعتي خوب فهميد كه صرفا نمي‌توان با تنوير افكار پيشرفت كرد. مي‌شود خوب فكر كرد اما جامعه‌اي آزاد نداشت. بعد از انقلاب روشنفكران زبانشان از زبان مردم دور شد، انچه كه در غرب مي‌گذرد عينيت جامعه‌ي غرب است اما ما امروز خيلي انتزاعي بحث مي‌كنيم. در غرب هم همه فيلسوف و متفكر نيستند بلكه همه در احزاب و اصناف سازماندهي شده‌اند. اين مشكل ما مشكلي اساسي است، بايد به آن انديشيد. مي‌توان مدرنيته را تا بي نهايت در اين جامعه ادامه داد اما آزادي محقق نشود. ما نمي‌توانيم مثل غرب عمل كنيم،‌ آنجا يك دولت و ملت مدرن شكل گرفته است.

اين فعال سياسي ادامه داد: امروز چه مذهبي و چه غير مذهبي بايد باور كنند كه بايد به راي مردم اكتفا كرد. وقتي از جامعه‌ي غربي مثال مي‌زنيم نمي‌خواهيم غربي شويم، اين تفاوت را بايد درك كرد.

رحماني با تاكيد بر اينكه «روشنفكران غربي جامعه‌شان را خوب درك كرده بودند و پارادايم خاص خود را فهميده بودند»، گفت:‌ به اين دليل است كه تلاش مي‌كنند اما در لحظه ي فينال كم مي‌آورند. ما جامعه‌اي مي‌خواهيم كه اقلي از آزادي، پيشرفت و عدالت در آن باشد، دولت مطيع اكثريت راي مردم باشد، آنها كه پذيرفته‌اند بايد در اين راه تلاش كنند، آنچه كه در غرب وجود دارد را بايد شناخت، بعد از آن فاصله گرفت و به خود انديشيد.

رحماني با بيان اينكه «قاعده‌ي قدرت، فتح است و قاعده‌ي ظلم هم ايستادن در مقابل آن»،‌ گفت: آزادي و عدالت در جامعه‌ي ما دو چيز كم دارد،‌ بنيان و ساختارهاي مناسب آن در جامعه و نوع نگاه و ديد روشنفكران به آن. اينجا شعار آزادي و عدالت مثل سخنراني مي‌شود و مقابل هم قرار مي‌گيرند. در غرب اگر از اسب بيفتي،‌ از اصل نمي‌افتي، اينجا اگر گروهي را از دولت انداختند از زندگي هم مي‌اندازند. در عرصه‌ي سياست منازعه‌ي خونين، سخت و هزينه‌بردار مي‌شود. سياست را پرهزينه كردن كار قدرتمندان است. سياست مشيت كردن امور انسان‌ها است، آن كه سياست را پرهزينه مي‌كند انديشيدن را پرهزينه كرده است. اگر انديشيده مي‌شد، ترافيك و تورم نبود. اگر انديشيده مي‌شد، اين همه دانشجو بي توجه به بازار كار به دانشگاه نمي‌آمد.

رحماني گفت: در غرب بين نظريه و راهبرد روشنفكري با جامعه نسبتي وجود دارد. نظارت پذيري در دولت با قوت انجام مي‌شود، آنها روش زندگي كردن را در اين جهان جا انداخته‌اند.

وي گفت: متاسفانه در ايران، ناسيونال دموكراسي مصدق، مغلوب ناسيونال خود كامه‌ي رضا خان شد ولي باد روشنفكري جهاني، عدالت سوسياليستي را آورد و عدالت در جامعه‌ي روشنفكري ديني، برابري و مساوات شد. چگونه مي‌شود در جامعه‌اي كه هنوز حتي روستا‌هاي آن اينقدر با هم تفاوت دارند شعار برابري داد؟

رحماني با بيان اينكه «مردم به دنبال كسب دستاورد هستند»، گفت: مردم مي‌پرسند چه آورده‌ايد؟ نمي‌خواهند برايشان بگوييد كه چقدر زندان كشيده‌ايد. مردم نمي‌تواند بپذيرد در دوره‌ي اصلاحات بگويند اصلاح طلب باش اما اختلاس هم بكن.

وي گفت: ما مشكل نبود مدل مطلوب و عيني داريم، مردم بدون حزب و صنف راي مي‌دهند اما رايشان قوي نيست، ما مدل تحققي كم داريم.

اصلاحات مانيفست نداشت، انقلاب و نهضت ملي هم نداشتند و به نتيجه‌اي نرسيدند، بايد توجه كرد در مساله‌ي روشنفكري آنچه كه از غرب مي‌آيد براي غرب است، براي ما تنها الهام دارد نه يك دستورالعمل. در آنجا ساختارها هم با جريان روشنفكري و با هم همراهي كرده‌اند و با هم هماهنگ از آب درآمده‌اند. ترجمه انديشي، خوب نيست ولي تجربه كردن آنها بايد با مسايل جامعه هماهنگ شود. عده‌اي از افراد سنت را دور زده‌اند گويي انگار نه انگار كه مردم ما مذهبي هستند. اگر شما زيباترين ايده‌ها را مطرح كنيد تا وقتي كه حزب و صنف و نهاد مدني نداشته باشيد نيم قضيه مشكل دارد. بهترين دولت‌هاي اروپايي هم دوست ندارند نظارت شوند، وقتي فضا باز شود روشنفكران ما چه مدلي براي تحقق دمكراسي،‌ عدالت و آزادي را تدارك ديده‌اند. احزاب بايد با اصناف ارتباط داشته باشند، احزاب نمي‌توانند مستقيما با مردم در ارتباط باشند. در ايران، جامعه‌ي مدني يتيم است، چون نهاد‌هاي مدني عليل هستند. روشنفكر وظيفه‌اش تحقق دمكراسي نيست، اين وظيفه‌ي حزب است. وقتي ساختار اجتماعي مطلوب نيست دولت هم مطلوب عمل نمي‌كند، وظيفه‌ي روشنفكر اين نيست كه وارد دولت شود. سرنوشت مصدق و خاتمي را ديديم، وظيفه‌ي آنها اين است كه نهاد‌هاي مدني را محقق كنند.

وي افزود: ما در جامعه ي خود مشكل نظريه نداريم، مشكل نظريه‌ي مهندسي شده داريم، دولت بايد نظارت پذير باشد، اين شرط اول ورود به دنياي جديد است؛ با هر ايدئولوِژي و با هر مرامي. نمي‌توان آنچه را كه در كتاب‌ها مي‌خوانيد يك شبه اجرا كنيم، ما با غرب فرق داريم، اين فرق را بايد درك كرد. هر كه بدون اينكه جامعه‌ي مدني قوي وجود داشته باشد وارد حكومت شود سرنوشت خوبي ندارد.

هرميداس باوند:

منشور سازمان ملل آزادي را در جهت تحقق عدالت امري اوليه مي‌داند

دكتر «هرميداس باوند» با اشاره به برخي مواد منشور حقوقي سازمان ملل متحد گفت: در منشور ملل متحد معناي واقعي عدالت از طريق آزادي، حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي محقق مي‌شود كه بايد در تحقق آن گام‌هاي رساتري برداشته شود.

به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، اين استاد دانشگاه در همايش "ايران، عدالت و آزادي" در دانشكده‌ي مديريت دانشگاه تهران اظهار داشت: هيچ مرجعي براي نظارت بر تصميمات شوراي امنيت سازمان ملل وجود ندارد و اين ايرادي است كه بسياري به شوراي امنيت مي‌گيرند. بسياري از از تصميات شوراي امنيت صرفا بر اساس مقتضيات سياسي روز است. شوراي امنيت حاضر نشد از آغاز تجاوز آمريكا به عراق او را به عنوان آغاز كننده‌ي تجاوز معرفي كند و تنها از عنوان بروز منازعه ياد كرد. بسياري مي‌گويند تصميمات شوراي امنيت بايد بر اساس عدالت باشد و گروه ديگر معتقدند عدالت نبايد در منشور ملل متحد مطرح شود.

وي با اشاره به حقوق اقليت‌ها، حقوق قوميت‌ها و معناي عدالت در منشور ملل متحد، گفت: سازمان ملل با تاكيد بر اين موارد در جهت دستيابي به عدالت تلاش مي‌كند و آزادي را در جهت تحقق عدالت امري اوليه مي‌داند.

وي افزود: در بسياري از جوامع، باورها، سنن و آداب، اختلافات ميان زن و مرد را بسيار جدي تلقي مي‌كند و در بعضي جوامع نيز نوعي برابري نسبي وجود دارد. در جامعه‌ي ما مباني فرهنگي گستره‌ي وسيعي دارد، در گذشته‌ي تاريخي ايران و فرهنگ ما اختلاف فاحشي ميان زن و مرد وجود نداشته است.

باوند با تاكيد بر حضور زنان در بسياري از عرصه‌هاي سياسي اجتماعي در طول تاريخ ايران، گفت: برخورد ما در مورد مساله‌ي برابري حقوق زن و مرد بر اساس تعهدات بين‌المللي ماست. ما اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر را پذيرفته‌ايم، نهادهاي قضايي ما هم مكلف به در نظر گرفتن آنها هستند. امروز آزادي عقيده و باور‌ها از اصولي است كه بسياري از جوامع آن را پذيرفته‌اند و هم در قوانين داخلي و تعهدات بين‌المللي ملزم به رعايت آنها هستند.

وي ادامه داد: رفع تبيعض نژادي يكي از اصول عمده‌ي آزادي‌هاي اساسي است، ما نيز در گذشته‌ي تاريخي خود با آن مشكلي نداشتيم. منشور ملل متحد در جهت آزادي بيان و عقيده، آزادي فعاليت، انتخاب محل سكونت، تشكيل خانواده، مسايلي كه در برخي جوامع ممنوع مي‌شوند،‌ممنوعيت شكنجه، آزادي و امنيت مسافرت قوانين دارد كه تامين كننده‌ي فضايي براي عدالت در ميان انسان‌هاست وقتي اين آزادي‌ها و رفع ممنوعيت‌ها فراهم شد مي‌توان گفت براي تحقق عدالت زمينه‌اي در جامعه ايجاد شده است. امروز دبير كل سازمان ملل متحد در تجديد نظر در منشور ملل متحد تاكيد مي‌كند كه در جوامع امروز بشري عدالت واقعي در تحقق تنگاتنگ سه اصل آزادي، حقوق بشر و توسعه است، اين سه اصل منفك از يكديگر نيستند، بقاي يكي منوط به توجه به دو اصل ديگر است.

باوند با بيان اينكه «منشور سازمان ملل متحد، سازمان را از دخالت در امور داخلي كشور‌ها منع مي‌كند»، گفت: سازمان ملل صلاحيت حمايتي خود را براي مبارزه عليه كساني كه مرتكب جنايت عليه بشريت مي‌شوند احراز كرده است و براي تشكيل دادگاه‌هاي موقتي براي محاكمه‌ي كساني كه متهم به جناياتي مثل كشتار جمعي شدند صلاحيت دارند.

مسعود ده‌نمكي:

نگرانم گفتمان عدالت هم با حرافي لوث شود

«مسعود ده‌نمكي» گفت: من نگران هستم كه همان‌طور كه گفتمان توسعه با حرافي لوث شد گفتمان آزادي هم با حرافي لوث شد گفتمان عدالت هم با حرافي لوث شود.

به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، وي در همايش "ايران، عدالت و آزادي" با عنوان انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي مديريت و با همكاري دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) برگزار شده است، با موضوع «نسبت عدالت و هنر» گفت: آيا هنر و هنرمندان نسبت به مقوله‌ي عدالت رسالتي دارند يا نه؟ يا فقط به عنوان آرمان نبايد هيچ وقت حركتي از خودشان داشته باشند و آمادگي پرداخت هزينه نداشته باشند. ما بايد ابتدا تعبير خود را از عدالت مشخص كنيم. نمي‌توانيم با التقاط يك سري مفاهيمي كه اشتراك لفظي با ايدئولوژي‌هاي مختلف دارد را به خورد جامعه بدهيم و وقتي در پارادوكس قرار گرفتيم تقصيرها را گردن مجريان بيندازيم. ما چون در موضع اجرا قرار نگرفته‌ايم آرمان‌گرا نيستيم، تا در قدرت نيستيم آرمان‌گرا نيستيم ولي وقتي در موضع عمل و اجرا قرار گرفتيم واقع‌گرا مي‌شويم.

ده‌نمكي ادامه داد: مهم‌ترين مساله اين‌جاست كه مردم همواره بايد از بيرون مراقب آرمان‌گراياني باشند كه توسط ما به قدرت مي‌رسند يا از طريق راي، پشتيباني و حمايت ما اسمش را هرچه مي‌خواهند بگذارند.

وي با بيان اين‌كه «نقد مردم نسبت به دولت شكل مهم‌تر امر به معروف است كه همواره مورد غفلت واقع شده است»، گفت: اين مطلوب است كه مورد غفلت واقع شود؛ چون دامن خودتان را هم مي‌گيرد، اگر شما هم مديران جامعه شويد آن وقت درد آنها را مي‌فهميد. براي من وحشت‌آور بود كه از حوزه‌ي علم از محيط خاكريز و جنگ و جبهه‌ها وارد حوزه‌ي زندگي امروزي شوم. واقعا وحشت‌آور بود كه فكر مي‌كردم من قرار است زندگي كنم، ما قرار است بمانيم. وقتي بيشتر فكر مي‌كردم در انديشه‌هاي حضرت امام(ره) و قطعنامه‌ي امام(ره) - را كه بيشتر از صد بار گوش داده بودم - مي‌ديدم بعد از اين جنگي كه براي ما به صورت مدينه‌ي فاضله در محيط جامعه و زندگي‌مان درآمده بود عدالتي در آن نهادينه كرده بوديم، عدالتي كه مديريت آن بر اساس ارزش‌هايي خاص بود. يعني اگر كسي سابقه‌ي جبهه و عملياتش بيشتر بود مسوول‌تر بود، مدينه‌ي فاضله‌اي كه هيچ وقت نتوانستيم به عقبه منتقل يا تاليفش كنيم. ما از اين‌كه مي‌ديديم فرمانده لشگرمان كولر گازي‌هاي همه‌ي ماشين‌ها را باز مي‌كند و مي‌گويد هر موقع همه‌ي رزمندگان اين امكان را داشتند عيب ندارد من هم داشته باشم، مي‌بينم كه اگر اين آدم فردا وزير و رييس‌جمهور شود مثل همان دوره عمل خواهد كرد. اميدمان اين بود كه روزي كه از جنگ برگشتيم همين آدم‌ها در مناصب قدرت قرار گيرند و به دنبال مطالبه‌ي اين آرمان‌ها رفتيم. ما فكر مي‌كرديم چاپ عكس همت و باكري بد نيست، هيچ دولتي تا حالا نشده از اينها بدش بيايد، البته در مقطعي گفت اينها را پاك كنيد تا مردم خوشحال شوند، مثلا مي‌گفتند از اتوبان‌ها پاك كنيد چرا كه باعث تصادف مي‌شود. فارغ از اين‌كه عكس‌هاي سوني و سامسونگ مي‌كوبند و باعث تصادف نمي‌شود! نظر كارشناسي بود و قرار بود ما به سمت عقلانيت برويم. ولي از يك مقطعي به بعد گفتند كه نه، اينها يك نسلي بودند كه قرباني شدند كه بعد هم تعريفي از آنها نشد و فراموش شدند. عوامانه حرف مي‌زنم، مي‌دانم وصله‌اي ناچسب در ميان اين جمع دانشگاهي است، ولي مي‌خواهم بگويم كه مي‌شود آرمان را به منصه‌ي ظهور و عمل رساند.

ده‌نمكي گفت: به خواست خدا اين قرن، قرن غلبه‌ي مستضعفين بر مستكبرين است و امروز مي‌توان طليعه‌هاي اين پيروزي را در اقصي‌نقاط جهان ديد. حضرت علي (ع) مي‌فرمايند وظيفه‌ي حكومت سه چيز است؛ عمران بلاد، حفظ ثغور، اصلاح نفوس كه عده‌اي هستند كه معتقدند آن‌قدر بايد كار و انقلاب فرهنگي كرد و مردم را اصلاح كرد. اما حضرت علي (ع) مي‌فرمايند اين سه ضلع يك مثلث است. احزاب و جريانات سياسي ما كه هركدام به قدرت رسيده‌اند يك ضلع آن را گرفته‌اند كه آخر كارشان به عدم اقبال عمومي، شكست و ياس و نااميدي كشيده است و بعد تقصير را گردن ديگران انداخته‌اند، هيچ وقت نشده كه خودشان را نقد كنند. فردي مثلا با ولايت مطلقه‌اي كه اميرالمومنين منادي‌اش است درگير است و اين‌كه مي‌گويند مردم قيم نمي‌خواهند طرح‌هاي روشنفكرانه‌اي بود كه فقط براي گول زدن جمعيت عوام بوده است. مگر خودشان كه در موضع قدرت قرار گرفته‌اند هميشه قيم‌مآبانه عمل نكرده‌اند؟ هنر متعهد، هنري است كه بيانگر جنگ فقر و غنا و دفاع از حق باشد. براي طرح مفهوم عدالت در اين بستر نه آمادگي ذهني‌اش وجود دارد، نه آمادگي اعتقادي. همه‌ي احزاب كشور مي‌توانند حول مفهوم عدالت جمع شوند، هم بسيج دانشجويي، جامعه‌ي اسلامي دانشجويان، انجمن‌هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت؛ آنها مي‌توانند حول مفهوم عدالت به اجماع برسند.

در اين همايش، تعدادي از اعضاي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه‌هاي ديگر دانشگاه‌هاي تهران و نيز «محمد هاشمي» و «علي نيكونسبتي»، اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) حضور داشتند.

به گزارش خبرنگار ايسنا، در حالي اين برنامه با عنوان انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي مديريت مجوز برگزاري گرفته است كه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران از چند ماه پيش اين واحد خود را منحل اعلام كرده و در پي برگزاري انتخابات مجدد در آن دانشكده است.

انتهاي پيام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha