رييس سابق مركز بررسيهاي استراتژيك رياست جمهوري مذاكرات ايران و آمريكا را در شرايط كنوني كشور مشكلگشا و در راستاي منافع ملي كشور ندانست و گفت كه اين مذاكرات اگر انجام شود،بيشتر در جهت رفع دغدغههاي آمريكا در عراق و منطقه است.
دكتر محمدرضا تاجيك در گفتوگو با خبرنگار سياسي - خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اشاره به مذاكرات احتمالي ايران و آمريكا بر سر عراق با توجه به وضعيت و روند فعلي بررسي پرونده هستهيي ابراز عقيده كرد كه اصل مذاكره را در جهت منافع و مصالح ايران ارزيابي ميكند.
اين استاد دانشگاه در عين حال تاكيد كرد:« اما اين بيان و اين منطق بدان معنا نيست كه مذاكره در شكل و سطحي كه مطرح است را تاييد ميكنم. معتقدم اين مذاكره به چهار اعتبار يا از چهار زاويه قابل چالش و مناقشه است: زمان، مكان، موضوع و طرف مذاكره يا سطح مذاكره.»
وي معتقد است، چنانچه اين مذاكره به نتايج مثبتي نرسد، راه را براي تكرار، تعميق و گسترش چنين فعاليتهايي در آينده مسدود و يا حداقل بسيار دشوار و ناهموار خواهد كرد.
رييس سابق مركز بررسيهاي استراتژيك رياستجمهوري،ادامه داد:« در شرايط كنوني تنها مذاكره مستقيمي راهگشا خواهد بود كه البته اولا، ميان مقامات عاليرتبه دو كشور ثانيا، بر سر موضوعات اساسي و بنيادين دو طرف ثالثا، در مكاني با شان و منزلت حقوقي و سياسي جدي (نظير ژنو يا سازمان ملل) و رابعا، در زماني مناسبتر (كه نشانگر دست و پا گم كردگي ما نباشد) انجام پذيرد.»
وي درعين حال تاكيد كرد كه مذاكره مستقيم نيز تنها زماني نتيجه خواهد داد كه ما شان و منزلت و اقتدار خود را پاس بداريم.
تاجيك با توجه به نزديك شدن به پايان مهلت 30 روزه شوراي امنيت و فضاي رواني و احساسي حاكم بر اين شرايط گفت:« در اين شرايط به نظر نميرسد كه اين مذاكرات به ايران چندان قدرت مانور دهد، به بيان ديگر ايران براي وخيمتر نشدن اوضاع پرونده هستهيي خود ميبايست با لبي خندان و با گرايشي مهرورزانه در اين مذاكره شركت نمايد و چندان دست از پاي خطا نكند.»
اين استاد دانشگاه اظهار داشت:« نبايد آغاز و طليعه اين مذاكره را از سطحي كه رييس جمهور آمريكا در سالنها و راهروهاي سازمان ملل به دنبال فرصتي براي دست دادن و صحبت كردن با رييس جمهور ما ميگشت، به سطحي كه ما به دنبال يك سفير آمريكايي در يك كشور تحت اشغال و كنترل آمريكا بدويم، تقليل داد.»
دكتر تاجيك در ادامه گفتوگوبا خبرنگار ايسنا با نگاهي به سابقه مباحث مربوط به ارتباط با آمريكا اظهارداشت:« گفتمان مسلط ايران بعد از انقلاب در عرصه روابط با آمريكا، عمدتا برساختهاي از تمايلات و گرايشهاي ايدئولوژيك است و در بستر اين گفتمان، آمريكا به مثابه يك "دگر راديكال هويت ساز يا هويت سوز" تصوير شده است. سپس درهمين فضا، بر قامت اين "دگر راديكال" جامهاي از جنس اسطوره پوشانديم و باورمان شد كه اين اسطوره امكان و استعداد آن را دارد كه ساير جوامع را از تاريخ خود منع كند و به "ايما" بدل نمايد؛ ايده و ارزش خود را برجهانيان تحميل نمايد؛ و با تاثيرگذاري بر نگاه ديگر ملتها كنترل خود را بر جهان تثبيت نمايد.»
تاجيك گفت:« اندك اندك، در فضاي هنجاري اين گفتمان، اسطوره آمريكا به يك تابو با چهرهاي پليد و زشت تبديل شد و مردمان و نخبگان به دوري گزيدن از آن فرا خوانده شدند. فاصله از اين تابو، به ارزش تبديل شد و آدميان بر اساس دوري و نزديكيشان به آن مورد قضاوت قرار گرفتند. ديواري به بلنداي ديوار بياعتمادي مطلق ميان اين "دگر" و "خود" كشيده شد و اين فاصله غير قابل عبور اعلام گرديد.»
اين استاد دانشگاه افزود:« آنگاه، اين تصوير با حكايتها؛ نظمها و نثرها؛ ترانهها و سرودها و ... مزين شد و در زيرينترين لايههاي احساسي، رواني، ذهني و اعتقادي جامعه نشت و رسوب كرد. زان پس، ديگر كسي را توان بيلكنت سخن گفتن درباره آن - حتي در فضاي خود - نماند و هر گفتار و نوشتاري در اين زمينه "زير سايه پاك كن" قرار گرفت.»
رييس سابق مركز بررسيهاي استراتژيك رياستجمهوري اظهار داشت:« از سوي ديگر، اقتضاي طبيعت گفتمان مسلط آمريكا نيز باعث شد تصادمها و تقاطعهاي متعدد بستري مساعد براي بروز و ظهور بحران در روابط دو كشور فراهم نمايد كه به طور فزايندهاي در حال تشديد و تعميق است.»
انتهاي پيام



نظرات