مشاور امنيت ملي رييسجمهور اسبق آمريكا: حمله به ايران يك حماقت سياسي است آمريكا بايد وارد مذاكرهي چند جانبه و دوجانبه با ايران شود
مشاور امنيت ملي رييسجمهور اسبق آمريكا گفت كه اعلان ايران مبني بر غنيسازي اورانيوم درخواست فوري حملهي هوايي آمريكا را توسط كساني كه پيش از اين جنگ عراق را درخواست كردند، در پي داشته است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) زبگينف برژينسكي، مشاور امنيت ملي، جيمي كارتر، رييسجمهور اسبق آمريكا در مقالهاي در اينترنشنال هرالدتريبون نوشت: چهار دليل قانع كننده عليه حملهي هوايي پيشگيرانه به تجهيزات هستهيي ايران وجود دارد. در حالت فقدان تهديد قريبالوقوع از سوي ايران با توجه به اينكه ايران سالها از داشتن زرادخانهي هستهيي دور است حمله به ايران اقدامي يك جانبه خواهد بود. اگر اين اقدام بدون اعلام رسمي كنگره اتخاذ شود، غيرقانوني خواهد بود و صلاحيت رييسجمهور آمريكا را زير سوال ميبرد.
همچنين اگر چنين حركتي بدون اعمال تحريم شوراي امنيت سازمان ملل توسط آمريكا به تنهايي و يا همراه با اسراييل، صورت بگيرد با برچست مجرم و ياغي بينالمللي روبرو ميشود.
وي در بيان دليل دوم گفت: واكنش احتمالي ايران به طور قابل توجهي دشواريهاي آمريكا در عراق و افغانستان را وخيمتر ميكند، احتمالا به خشونتهاي جديدي توسط حزبالله در لبنان تسريع ميبخشد و در هر صورت باعث ميشود آمريكا به مدت يك دهه يا بيشتر در خشونت منطقهيي گير بيفتد.
ايران كشوري داراي 7 ميليون جمعيت است و كشمكش با آن باعث ميشود زيانهاي ناشي از عراق كم اهميت به نظر برسد.
برژينسكي در تشريح دليل ديگرش افزود: قيمتهاي نفت به سرعت بالا خواهد رفت؛ به ويژه اگر ايرانيها توليد نفت را متوقف كنند. در اين صورت اقتصاد جهان به طور گستردهيي تحت تاثير قرار خواهد گرفت و آمريكا به اين دليل سرزنش ميشود. بايد به خاطر داشت كه در حال حاضر نيز تا حدي به دليل ترس از درگيري مربوط به ايران قيمت نفت به بالاتر از بشكهاي هفت دلار رسيده است.
وي دليل آخر را اين دانست كه آمريكا احتمالا بيشتر هدف تروريسم قرار ميگيرد، با توجه به اين كه بسياري از جهانيان حمايت آمريكا از اسراييل را علت اصلي افزايش تروريسم ميدانند. در اين صورت آمريكا بيشتر منزوي شده و بنابراين بيشتر در معرض خطر قرار ميگيرد؛ در حالي كه چشمانداز سازش منطقهيي نهايي ميان اسراييل و همسايههايش بيش از هر زماني بعيد ميشود.
در ادامهي اين گزارش ميخوانيم، اين موضوعات نشان ميدهد كه حمله به ايران يك حماقت سياسي خواهد بود كه ناآرامي فراواني را در امور جهان به وجود ميآورد، آمريكا را هدف خصومت هاي گسترده ميكند و پاياني زود هنگام بر دورهي برتري آمريكا خواهد گذاشت.
اين گزارش افزود: در حالي كه آمريكا به طور روشني در جهان برتري دارد، اما نه قدرت و نه تمايل داخلي را براي پيشبرد و حفظ خواستههايش در برابر مقاومت هزينه بر و طولاني دارد؛ مسلما اين درسي است كه از تجارب عراق و ويتنام به دست آمده است.
برژيسنكي در ادامه مقالهاش مينويسد: اصرار سخنگوي رسمي (دولت آمريكا) مبني بر اينكه گزينهي نظامي بر روي ميز قرار دارد نوعي مذاكره را كه ميتواند چنين گزينهيي را حذف كند، خنثي ميكند. چنين تهديدي مليگرايي ايراني را با بنيادگرايان متحد ميكند؛ همچنين ترديدهاي بين المللي را مبني بر اينكه حتي آمريكا عمدا درحال تشويق ناسازگاري بيشتر در ايران است، تقويت ميكند.
در ادامه مطلب برژينسكي ميخوانيم، چگونه ميشود موضع مبتني بر مذاكرهي آمريكا را توجيه كرد؟ آمريكا از مشاركت در مذاكرات موجود با ايران امتناع كرده و بر معامله با ايران صرفا از طريق نمايندگان پافشاري ميكند كه در تضاد تندي با مذاكرات همزمانش با كرهي شمالي قرار دارد كه آمريكا در آن فعالانه درگير است. در عين حال آمريكا سرمايههايي را براي ايجاد ناآرامي در ايران اختصاص داده و آن گونه كه گزارش شده گروههايي از نيروهاي ويژه را براي شوراندن اقليتهاي قومي غيرايراني به اين كشور فرستاده است.
اين گزارش ميافزايد: در دولت جورج بوش، رييسجمهور آمريكا افرادي وجود دارند كه خواهان راهحلي مبتني بر مذاكره نيستند؛ آنها توسط آنهايي كه بر طبل گزينهي نظامي ميكوبند و تهديد ايرانيها را با تبليغات تمام صفحهيي پر رنگ ميكنند، بيشتر تشويق ميشوند.
مشاور امنيت ملي سابق آمريكا ادامه داد: اكنون زمان آن فرا رسيده كه دولت آمريكا هشيار شود و به صورت استراتژيك با چشماندازي تاريخي و با توجه به منافع اولويتدار ملياش بينديشد. بازدارندگي در رابطهي ميان آمريكا با شوروي و چين و رابطهي هند و پاكستان جواب داده است.
اين مفهوم كه ايران روزي بمب را در اختيار تروريستها قرار ميدهد اين واقعيت را ناديده ميگيرد كه انجام چنين حركتي معادل با خودكشي ايران است؛ زيرا در اين صورت نخستين مظنون تهران خواهد بود و پنهان كردن سرچشمهي آن دشوار خواهد بود.
در ادامهي اين گزارش ميخوانيم از آنچه گفته شده چند نتيجه مربوط به سياست آمريكا استخراج ميشود: آمريكا بايد يك مشاركتكنندهي مستقيم در مذاكرات باشد؛ به سه كشور مذاكره كنندهي اروپايي و همچنين چين و روسيه بپيوندد و در اين مذاكرات مستقيم مدل گفتگوهاي چند جانبهي هم زمان با كرهي شمالي را پيگيري كند مانند مورد كرهي شمالي، آمريكا بايد همچنين به طور همزمان درگير گفت و گوهاي مستقيم با ايران مربوط به موضوعات مالي و امنيتي مداوم دو جانبه شود.
اين گزارش افزود: آنچه در بالا آمد ممكن است در نقطهاي در آينده به ويژه پس از به نتيجه رسيدن توافق صلح ميان فلسطين و اسراييل كه از حمايت كشورهاي عربي منطقه برخوردار است به توافقي منطقهيي بر سر خاورميانه عاري از تسليحات هستهيي منجر شود؛ اگرچه در اين برههي زمان زود خواهد بود كه موضوعات بغرنج فرايند مذاكره با ايران را تزريق كنيم.
در پايان مقالهي برژيسنكي ميخوانيم: بايد اهداف استراتژيك آمريكا با مذاكرات واقعي و نه با ژست گرفتن دنبال شود تا مليگرايي ايراني را از بنيادگرايان جدا كند. برخورد با ايران با احترام با توجه به چشمانداز تاريخي به توسعه اهداف آمريكا كمك ميكند.
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.



نظرات