محمدعلي آقاميرزايي از جمله روزنامهنگاراني است كه از حوزه ادبيات و شعر وارد عرصه مطبوعات شده است.از سال 81 تاكنون در روزنامه جوان مسول صفحات بسيج و دفاع مقدس است و ويژهنامه سرو را به صورت مستمر به چاپ ميرساند.
كتاب «شهيدمومني»اين نويسنده به تازگي پشت شيشه كتافروشيها جاي گرفته و كتابهاي«به همين سادگي» و سفرنامه عراق او نيز به زودي به چاپ خواهند رسيد.با اين روزنامهنگار و نويسنده دفاعمقدس گفتوگويي در مورد عملكرد و وضعيت مطبوعات دفاعمقدس انجام دادهايم كه ميخوانيد:
ايسنا: وضعيت كميت و كيفيت نشريات و صفخات دفاع مقدس روزنامهها را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
به نظر من،هم از نظر كيفيت و هم از نظر كميت در اين عرصه دچار بحرانهاي جدي هستيم و اگر متوليان امر چارهاي جدي نينديشند، آيندهي خوبي براي صفحات دفاع مقدس نميبينم، از بحث كيفيت كه بگذريم حتي در مبحث كميت هم دچار چالشهاي جدي هستيم. فقط چند روزنامه هفتهاي نيم صفحه يا اندكي بيشتر و كمتر در صفحات مياني خود به مقوله دفاع مقدس ميپردازند و روزنامهنگاران بسياري كه در اين زمينه استخوان خورد كرده و وقت بازدهي سودمند آنان بود، به دلايل مختلف از جمله مسايل اقتصادي يا اعتقادي از كار مطبوعاتي دفاع مقدس كناره گرفتهاند.
نگاه سليقهاي برخي مديران مسوول يا متوليان فرهنگ دفاع مقدس و عدم به كارگيري مشاوران كارآمد از ديگر معضلات اين عرصه است كه سبب ميشود هر كه در اين راه قدم برميدارد دچار مشكلات بسيار شود. ابتدا ما بايد تكليف خودمان را با اين صفحات روشن كنيم. آيا فقط ميخواهيم براي خالي نبودن عريضه و از باب اينكه ما هم به اين موضوع عنايت داريم اين مطالب را به چاپ ميرسانيم يا قصد داريم فرهنگ غني دفاع مقدس را به مخاطبان عرضه كنيم؟
روشن شدن اين موضوع و توجه به نظرات و نوآوري خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس بسياري از مشكلات را از ميان خواهد برداشت. نكته پر اهميت ديگر اين است كه خبرنگار دفاع مقدس با اين جمله مواجه ميشود كه شما هم بايد مثل بسيجيها براي خدا كار كنيد و اجر معنوي ببريد. اين كاملا درست، ولي كسي كه از آب و نان ديگر سرويسها ميگذرد و در اين وادي فعاليت ميكند درست مثل همان بسيجيهاست و نبايد انتظار داشت بدون هيچ امكاناتي در اين عرصه قلم بزند. شايد ما اين اعقتاد را داشته باشيم ولي جواب مخارج كمرشكن زندگي امثال ما را چه كسي خواهد داد؟ اين دليل اصلي جدا شدن نيروهاي مفيد و فعال از اين عرصه است.
از لحاظ كيفيت نيز وضع چندان بهتري وجود ندارد. همان زمان و همان روش در سالها 60 و 70 تكرارميشود كه امروزه ديگر كارآيي خود را از دست داده و در اين زمينه نيز بايد چارهانديشي اساسي شود. البته مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس برنامههايي براي بهبود كيفيت مطالب نتشر شده دارد ولي متاسفانه عدم حمايت مادي و معنوي كار را برايمان در شوراي مركزي بسيار مشكل كرده است.
نشريات تخصصي دفاع مقدس در گذشته و حال با چه چالشها و مشكلاتي مواجه بوده وهستند و چه راهكارهايي براي رفع اين مشكل پيشنهاد ميكنيد؟
بعد از پايان جنگ تحميلي، عدهاي به سهو يا عمد بر آن شدند تا به بهانه اين كه مردم خسته شدهاند و نياز به آرامش دارند، فرهنگ غني دفاع مقدس را كه مطبوعات يكي از زير شاخههاي آن است را به فراموشي بسپارند، بنابراين با كمترين حمايت اين كار عظيم را به خود روزنامهها و نشريات و فعالان آن سپردند كه عمدتا اين دوستان هم دو گرايش عمده يافتند يا چنان از جنگ نوشتند كه فقط بوي باروت و خون از آنها به مشام ميرسيد و يا چنان بر شيريني آن افزودند كه دل مخاطب را زد. دفاع مقدس مقولهي باارزشي است كه شيريني خاص خود را دارد و حتي اگر ذرهاي بخواهيم اين شيريني را بيشتر كنيم، قافيه را باختهايم.
نكتهي ديگر را هم بايد تذكر دهم؛ مطبوعات در زمان جنگ و صلح دو كاركرد كاملا مجزا دارند. در زمان جنگ مطبوعات و تمام رسانهها بايد به شكلي منتشر ميشدند تا جوانها تهييج شوند و با كوبيدن بر طبل حماسه جبههها را پر نگاه دارند در اين دوره خصوصيت شعاري برخي مطالب بسيار طبيعي بود و حتي لازمه كار در آن دوره. ولي در زمان صلح و روزنامهنگاري بايد كاملا از شعار دادن دوري كند و بر حقايق مسلم تاكيد كند. روزنامه نگاران در اين دوره با گفتن از حقايق و تلخيهاي جنگ هم ميتوانند مخاطب را آگاه كنند و هم مواد خامي براي هنرمندان تهيه كنند.
امروز جوانان و نوجوانان ما از آن حماسه بزرگ چقدر اطلاع دارند؟. در حالي كه برخي كشورها هنوز پس از جنگهاي جهاني اول و دوم به شكلهاي مختلف از حماسههاي آن دوران براي مردمانشان ميگويد و محققين هر روز به ابعاد تازهتري از آن جنگها دست مييابند.
معتقدم بايد متوليان و مديراني فرهنگي اين عرصه به جوانان مستعد و به ويژه با تجربههاي اين عرصه ميدان دهند و واقعا از تمام امكانات بهره ببرند تا فرهنگي غني دفاع مقدس كه اتفاقا با امنيت ملي ما گره خورده و ميتواند بسياري از مشكلات امروز جامعه را حل كند را در جامعه گسترش دهند و نهادينه كنند.
جايگاه نشريات تخصصي دفاع مقدس در بين نشريات را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
معتقدم نشريات تخصصي دفاع مقدس از جايگاه بسياري نازلي برخوردارند. شما چند نشريهي تخصصي دفاع مقدس را ميتوانيد نام ببريد؟ مطمئنا به تعداد انگشتان يك دست هم نميرسد، با اوضاعي كه گفتم خود شما چه فكر ميكنيد؟ برخي از نشريات تخصصي كه اتفاقا خوب هم كار ميكردند به دليل مشكلات مالي تعطيل شدهاند و مابقي هم وضع بهتري ندارند.
دلايل رويكرد غيردرخور به نشر نشريات دفاع مقدس را در چه ميدانيد؟
همانطوريكه در سوالتان نيز اشاره كرديد بنده هم دليل اصلي را رويكرد غيردر خور با فرهنگ انسانساز و بيمانند دفاع مقدس ميدانم. كساني كه در اين زمينه شانه بالا مياندازند و ميگويند وقت اين حرفها گذشته و جوانان به چيزهاي ديگري نياز دارند اگر كمي فكر كنند در مييابند كه اگر فرهنگ دفاع مقدس به پشت جبهه منتقل ميشد امروز ما بسياري از مشكلات موجود را نداشتيم. براي مثال فرهنگ ديگرخواهي و ايثار، يعين اگر امروز هركسي ديگري را بر خود مقدم بشمارد آيا بسياري از مشكلات حل نخواهد شد؟ يا شايستهسالاري در جنگ را در نظر بگيريد، در جبهه هيچ كس به واسطهي نسبت به فلان مقام به جايي نميرسيد، هر كس شايستگي داشت، رشد ميكرد و به بالاترين حدي كه ميتوانست ميرسيد، مثلا نگاه كنيد فرماندهان جنگ چگونه از دل اين حماسه بيرون آمدند؟ و شدند باكري ها، همتها، خرازيها و .... حسن باقري خبرنگار بوده، به جبهه رفت و به واسطهي خلاقيت و شايستگي ذاتي به بالاترين حد رسيد، نگاه كنيد اين تنها دو نمونه بود. حالا اگر ديگر مسايل موجود در اين فرهنگ به پشت جبهه منتقل ميشد خودمان قضاوت كنيد آيا اكنون ما با مشكل حادي روبرو بوديم؟
ميزان حمايت سازمانهاي مربوطه را در اين زمينه به چه صورت ميبينيد و آيا اصلا اين حمايتها ار الزامي ميدانيد؟
حمايت از مطبوعات دفاع مقدس بيشتر در جهت مطرح كردن سازمانهاي مربوطه و بسيار ناكافي است و اصلا در جاي مناسب انجام نميگيرد. اجازه بدهيد در اين مورد سكوت كنم تا خداي ناكرده كسي را زير سوال نبرم وجدان بهترين قاضي است تا خود را به محكمه آن بزند.
پس از گذشت 18 سال از پايان جنگ تحميلي چه نوع مطالبي را از نظر محتوايي براي نشريات دفاع مقدس الزامي ميدانيد؟
هنوز كه هنوز است بسياري از مسايل دفاع مقدس پنهان مانده است و بايد فعالان اين عرصه با جذابيت دادن به اين موارد و عرضه آن به مخاطبان شكاف موجود را پر كنند. البته باز در اين ميان انتقاد به نهادهاي متولي پيش ميآيد. براي مثال پس از فروپاشي رژيم بعث عراق، بايد اكيپهاي بسياري از خبرنگاران دفاع مقدس به عراق ميرفتند. نيمه پنهان جنگ ما در آن جا موجود است، يا بهتر بگوييم، موجود بود. براي مثال ما براي رفتن به عراق با مشكلات بسياري روبرو شديم ولي به هر شكل رفتيم و با دستي نسبتا پر بازگشتيم. شايد برايتان جالب باشد كه من از مرخصي و هزينهي شخصي استفاده كردم و اين كه بعد از بازگشت تهديد به اخراج از روزنامه شدم.
خبرنگار جنگ تا خود را به كانون خطر بيفكند تا كارش را به نحو احسن انجام دهد در حالي كه در تمام جهان آنقدر خبرنگار جنگي ميكنند تا او را به وسوسه حق ماموريت و حقوق ديگر راهي مناطق جنگي شود.
براي آشنا كردن نسل جديد با ايثارگريهاي دوران دفاع مقدس به كارگيري چه نوع رويكرد فرهنگي را مناسب ميدانيد و آيا اين رويكردها در حال حاضر وجود دارند؟ اگر خير دلايل آن را در چه ميدانيد؟
به نظر من نسل جديد تشنهي دانستن است و هرجا كه ما خوب كار كردهايم جواب درست را از سوي مخاطبان دريافت كردهايم. امروزه لازم است تا علاوه بر مطبوعات همهي رسانههاي مكتوب و صوتي و تصويري وارد ميدان شوند و نگذارند تا غبار فراموشي بر حماسههاي بيمانند دوران بنشيند و اين تنها در صورتي ممكن است كه مسولان واقعا و از سر صدق و راستي پا پيش بگذارند و معضلات پيش روي خبرنگاران و روزنامهنگاران دفاع مقدس را حل كنند تا آنها با يك انرژي جديد از پتانسيلهاي موجود با زبان و فرم جديد بهره گيرند تا هم شاهد ريزش فعالان دفاع مقدس از اين عرصه نباشيم و هم از مخاطبگريزي امروز كه دامان صفحات دفاع مقدس را گرفته، جلوگيري كنيم. در هر حال حرف و سخن فراوان است ولي اگر كار را به كاردان بسپارند نتيجه آن را خواهيد ديد.
انتهاي پيام



نظرات