جشنواره فجر

  • چهارشنبه / ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ / ۱۲:۵۹
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 8802-01100
  • منبع : مطبوعات

سيدمحمد خاتمي: ـ موسوي يك روشنفكر ديندار است ـ رقابت من با ديگر كانديداهاي اصلاح طلب مطلوب نبود ـ تعدد، در رايي که به ما مي‌دادند تفرق و آشفتگي ايجاد مي‌كرد

سيدمحمد خاتمي:
ـ موسوي يك روشنفكر ديندار است
ـ رقابت من با ديگر كانديداهاي اصلاح طلب مطلوب نبود
ـ تعدد، در رايي که به ما مي‌دادند تفرق و آشفتگي ايجاد مي‌كرد
رييس بنياد باران گفت: آرزويم براي روز 22 خرداد پيروزي مردم و برگزار شدن يک انتخابات سالم و رقابتي است؛ چون مي‌دانم در چنين شرايطي، نتيجه انتخابات چيست، همان نتيجه‌اي که در اثر انتخاباتي سالم و آزاد و با حضور اکثريت مردم حاصل مي‌شود، آرزويم است. به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي طي گفت‌وگويي درباره فعاليت جوانان حامي خود در انتخابات اظهار كرد: تشکر مي‌کنم از دوستان عزيزي که خيلي هم دوست‌شان دارم و واقعا هم مخلصانه و البته خردمندانه در اين مدت بدون هيچ‌گونه چشم‌داشتي به صحنه آمدند، براي احساس مسووليتي که در برابر انقلاب‌شان، کشورشان و مردم مي‌کردند و در واقع مشوق من شدند براي آمدن در صحنه چون احساس مي‌کردند که به هر حال ممکن است اين آمدن هم ما را به موفقيت نزديک‌تر بکند و هم‌آنچه که به مصلحت کشور و مردم هست را تامين کند. من افتخار مي‌کنم که مورد توجه اين بخش از جامعه، يعني جوانان فهيم داراي احساس مسووليت بودم. و نيز تشکر مي‌کنم از عنايت گسترده‌اي که در سطح کشور، از بخش‌هاي مختلف جامعه و توده‌هاي مردم گرفته تا نخبگان و بخش‌هاي ديني، فرهنگي، اجتماعي به من داشتند. وي در پاسخ به سوالي درباره دليل تنصرافش از كانديداتوري خاطرنشان كرد: شور و اشتياقي که در آغاز ديديم به گونه‌اي بود که من واقعا احساس مي‌کردم اگر تداوم پيدا بکند جرياني نظير آن‌چه در دوم خرداد شاهدش بوديم، اتفاق مي‌افتد. من مي‌خواهم به جاي اين‌که بگويم اين شور و اشتياق متوجه فرد بوده است، بگويم يک منشاءهايي دارد که اگر دقت بکنيم هنوز هم باقي هستند و ما اگر کمي به جامعه آگاهي بدهيم و منشا آن اشتياق را از جنبه عاطفي جامعه به جنبه خودآگاهش بياوريم، بدون حضور من هم مي‌توانيم اين شور و اشتياق را ببينيم و موجي را شاهد باشيم که واقعا منشاء يک تغيير قابل توجه در جامعه باشد. وي ادامه داد: معتقدم اين شور و اشتياق به صورت طبيعي چند منشا دارد. اولا مردم ما آگاه هستند و به سادگي مقايسه مي‌کنند بين آن‌چه که در دوران گذشته و سال‌هاي روي کار بودن دولت اصلاحات رخ داد و آن‌چه امروز رخ مي‌دهد، و خيلي ساده مي‌توانند به يک جمع‌بندي برسند و اشتياق پيدا کنند به اين‌که آن وضعيت تکرار شود. البته نظر من اين نيست که در دوره اصلاحات هم همه کارهايي که شد درست بود يا ما توانستيم همه نيازهاي جامعه را برآورده کنيم؛ نقص‌ها و کمبودهايي هم داشتيم که بخشي از آن شايد به اين برمي‌گشت که برنامه‌هاي‌مان کامل نبود و بخش قابل توجهي از آن هم به خاطر موانعي بود که در برابر اصلاحات ايجاد کردند. اما مردم احساس مي‌کردند که اولا يک نوع صداقت وجود دارد و به مردم راست گفته مي‌شود. دوم اين‌که واقعا احساس مي‌کردند که به حقوق و آزادي‌هاي مردم، امنيت کشور، ارزش‌ها و استفاده بهينه از منابع براي بهبود وضع زندگي مردم توجه مي‌شود و واقعاً دولت باور دارد که مردم صاحب حق‌اند و بايد از منابع به نحو بهينه استفاده شود و حيثيت و اعتبار کشور و ملت بالا بيايد. حالا بخشي از آن را ما نتوانستيم انجام بدهيم و به همه اهداف نرسيديم، بخشي را هم چنانچه گفتم با ايجاد موانع دست‌نيافتني کردند. اما به هر حال مردم به صداقت و راستي دولت باور داشتند و کمتر عوام‌فريبي مي‌ديدند. رييس‌جمهور سابق كشورمان افزود: منشا سومش خود انتخابات بود. اصلا خود انتخابات شورانگيز است براي کشوري که قرن‌ها تحت سلطه استبداد و در دو سه سده اخير استبداد وابسته به استعمار بوده است و مي‌خواسته‌است که بر سرنوشت خودش حاکميت پيدا بکند و در دوران مشروطيت و به خصوص در دوران انقلاب اسلامي تلاش هم کرده و دستاورد مهمش اين بوده که مردم اين احساس را پيدا کرده‌اند که حق حاکميت بر سرنوشت‌شان به رسميت شناخته شده است. انتخابات هم مظهر اين حق حاکميت مردم بر سرنوشت است، هم راهکار منطقي و مدرن اعمال اين حق حاکميت بر سرنوشت و لذا خود انتخابات مي‌تواند شورانگيز باشد. اگر ما نگاه بکنيم به اين منشاءهاي شور و بياييم جامعه را روشن بکنيم که اگر به فردي که دل بسته‌اند به خاطر اين امور بوده است و امروز بدون آن فرد هم اين امور قابل تحقق هست، من فکر مي‌کنم ما باز شاهد شور و اشتياق در جامعه خواهيم بود. وي با اشاره به اين‌كه " امروز سي سال بعد از انقلاب اسلامي نيز مي‌بينيم که باز انتخابات هست و الان هم دارد برگزار مي‌شود" ابراز عقيده كرد: منتها من معتقدم که طي چند سال اخير برخي رويه‌ها و شيوه‌هايي اعمال شده است که خلاف روح قانون اساسي و احيانا نص قانون اساسي است و قدرت انتخاب مردم را محدود مي‌کند و سليقه‌هايي اعمال مي‌شود که به جاي اين‌که براي راي آزاد و پرشور مردم زمينه‌سازي بکند، در واقع پيش از تصميم‌گيري مردم، براي مردم تصميم‌گيري مي‌کند. و اين خلاف جنبه دموکراتيک انقلاب ما و قانون اساسي ما است. من نمي‌خواهم بگويم سوءنيت هست، ولي اين مسائل به وجود آمده است. وي تاكيد كرد: اتفاقا حالا که انتخابات هست از مهمترين رسالت‌هاي اصلاح‌طلبي يافتن راهکارهايي است براي توقف اين رويه‌هايي که ايجاد شده و بازگشت به همان اصول انقلاب تا واقعا مردم تعيين‌کننده باشند و انتخابات به معني واقعي کلمه انجام بشود. اين از رسالت‌هاي اصلاحات است که بدون برخورد و ايجاد هيجان، راهکارهايي براي حل اين مشکلات پيدا کند. به هر حال انتخابات هست و ما در معرض اين انتخابات قرار داريم. معتقدم که اگر مردم به اين دلايل و شايد دلايل ديگري عنايت ويژه‌اي به من داشتند، بدون من هم اگر آگاهي پيدا بکنند و به صحنه بيايند زمينه براي پيگيري اين مطالبات فراهم است. براي اين کار ابتدا بايد ببينيم که زيان‌هاي حضور هم‌زمان تعدادي از نيروهاي ارزنده‌اي که به هر حال در عرصه بودند چه هست، تا بعد سود اين‌که اگر به صورت ديگري بود چه مي‌شد را بررسي کنيم. رييس‌جمهور سابق كشورمان درباره اين‌كه چرا رقابت با ديگر نامزدهاي اصلاح‌طلب را مطلوب ندانست، با اشاره به مهندس موسوي گفت: آقاي مهندس موسوي از نيروهاي ارزنده و سرمايه‌هاي انقلاب ماست. معتقدم ايشان هم علاقه‌مند است آن خواست‌هايي که ما داريم در جامعه تحقق پيدا بکند و هم توان و اراده‌اش را دارد. البته اين هيچ از مقام و ارزش جناب آقاي کروبي کم نمي‌کند. الان چون به هر حال من گفته بودم «يا من يا جناب آقاي موسوي» و بالاخره با قطعي شدن آمدن آقاي موسوي بنده انصراف دادم، بيشتر بحث را روي آقاي مهندس موسوي مي‌برم. معتقدم که اولا اگر ما واقعا دقت بکنيم جناب آقاي مهندس موسوي اين شايستگي را دارند. ايشان سرمايه‌اي هستند و ما هميشه خواستار بوديم که آقاي مهندس موسوي به صحنه بيايند و حالا آمده‌اند. وي افزود: مواضع آقاي مهندس موسوي هم که اعلام شده است و دارد مي‌شود و الحمدلله روز به روز هم روشن‌تر مي‌شود، و شما مي‌بينيد که بسياري از مسائلي که مورد توجه ماست، مورد توجه جناب آقاي مهندس موسوي هم هست. خوب آقاي مهندس موسوي هست، و من هم گفته بودم «يا من يا ايشان». من معتقد بودم که اگر ما مي‌خواستيم اين وضع را تدوام بدهيم يعني حضور همزمان باشد، اولا معنايي که در جامعه داشت يک نوع رقابت بود بين من و آقاي موسوي و جناب آقاي کروبي. ديگران هم دامن مي‌زدند به اين که اين‌ها بي‌خود مي‌گويند که به يک سلسله اصول و اخلاق و ارزش‌ها معتقدند، مي‌خواهند قدرت پيدا کنند و الان مي‌بينيم که به جان هم افتاده‌اند. در مبارزات انتخاباتي هم در واقع وقتي آدم مي‌خواهد خودش را در جامعه اثبات بکند معناي ضمني‌اش اين است که به هر حال به من راي بدهيد و به ديگري راي ندهيد و يک نوع رقابت در آن تلقي مي‌شود. من فکر مي‌کردم که با تلقي‌اي که جامعه از ما دارد، اين رقابت، رقابت مطلوبي نبود. وي درباره اين‌كه آيا بهتر نبود هر دو مي‌ماندند و در نهايت يکي به نفع ديگري کنار مي‌رفت، نيز اظهار كرد: چقدر ما به اين مساله اطمينان داشتيم؟ چقدر مي‌توان مطمئن بود که در نهايت يکي به نفع ديگري کنار مي‌رفت؟ اگر عملا در انتخابات با تعدد مواجه مي‌شديم، در رايي که به ما مي‌دادند تفرق و آشفتگي ايجاد مي‌شد. بر فرض هم که در نهايت يک نفر به نفع ديگري انصراف مي‌داد، من فکر مي‌کنم ما نمي‌توانستيم به مردم بگوييم که به عرصه بياييد ولي معلوم نيست که در نهايت به چه کسي بايد راي بدهيد! اين يک نوع دلسردي در جامعه ايجاد مي‌کرد.خاتمي با بيان اين‌كه " ممکن بود که اين تلقي ايجاد بشود که با افکار مردم بازي شده است" افزود: من فکر مي‌کنم که با توجه به وضعيت آقاي موسوي و صداقتش، دلايلي که ايشان براي حضور داشت براي من قانع‌کننده بود. الان مجال نيست که در اين زمينه بحث کنيم و به بعضي ذهنيت‌هايي که متأسفانه در جامعه ايجاد شده و ديگران هم به آن دامن مي‌زنند و ذهنيت‌هاي غلطي است بپردازيم. اگر هم بحثي هست بايد بگذاريم براي بعد از انتخابات. به هر حال دلايل آقاي موسوي براي آمدن قانع‌کننده بود. حضور ايشان هم براي من مغتنم بود. و هيچ‌گونه تعارضي واقعا در اين زمينه وجود نداشت. من در مجموع احساس کردم که اگر بيايم و دعوت‌کننده جامعه به شرکت در انتخابات باشم و معيارها را بگوييم، با توجه به بودن اين عزيزان، مي‌توانيم جامعه را به سويي ببريم که نتيجه مثبتي داشته باشد. وي در بيان پيشنهادي براي افزايش احتمال پيروزي اصلاح‌طلبان به ستاد موسوي اظهار كرد: در اين زمينه بحث شده و پيشنهاداتي ارائه شده است و ان‌شاءلله نتايجش را خواهيد ديد. معتقدم که ستادهاي جناب آقاي موسوي هست و بايد کارش را انجام بدهد، ولي چه اشکالي دارد ستادهاي مردمي و ستادهاي ديگري که مي‌خواهند براي آقاي موسوي کار کنند و داراي امکانات و ظرفيت‌هايي هم هستند، به صورت مستقل کارشان را انجام دهند. البته در سطح بالا بايد يک نوع هماهنگي وجود داشته باشد که تعارض و تزاحمي بين اين ستادها و فعاليت‌هاي مستقل ايجاد نشود. دوستان دارند تلاش مي‌کنند که ان‌شاءلله در اين زمينه از همه ظرفيت‌ها استفاده بهينه شود. وي درباره مهمترين نقاط قوت، امتيازات و‌ محسنات موسوي با توجه به شناختي كه از او دارد، خاطرنشان كرد: اول اين‌که آقاي مهندس موسوي از چهره‌هاي فعال روشنفکري قبل از انقلاب و از روشنفکران پايبند به دين و آيين بودند. يعني بنده اگر بخواهم جناب آقاي مهندس موسوي را در اين مقولاتي که هست بگنجانم، بايد بگويم ايشان روشنفکري است که واقعاً ديندار هم هست. با توجه به اين‌که امروز مساله «روشنفکري ديني» مطرح است، مي‌توان گفت که مهندس موسوي يک روشنفکر ديني است؛ فردي که زمان خودش را درک کرده است، معيارهاي روشنفکري را داراست و در عين حال به مباني و اصول و معيارهاي اصلي دين هم پايبند است. البته روشفکري ديني هنوز نياز به تعريف دارد، يعني از زمان مشروطيت به اين طرف اين مساله مطرح بوده است و اتفاقا معتقدم اين جريان با اين‌که مشکلاتي در تعريف خودش و تدوين آرا و نظراتش داشته، نقش موثري در جامعه ما داشته است. به هر حال آقاي مهندس موسوي را يک روشنفکر ديني مي‌دانم. رييس موسسه بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها افزود: دوم، اخلاقي بودن آقاي مهندس موسوي از امتيازات بارز ايشان هست. سوم، دلسوزي ايشان براي همه مردم ايران است. شايد اين سوءتفاهم پيش بيايد که ايشان صرفا به بخش‌هاي محروم‌تر جامعه توجه دارند و بخش‌هاي برخوردارتر را مردم نمي‌دانند. نه، وقتي من مي‌گويم آقاي موسوي به مردم باور دارد و براي آن‌ها دل مي‌سوزاند، منظورم اين است که ايشان به همه بخش‌هاي جامعه عنايت دارند. البته به هر حال با توجه به ذهنيت‌هايي که دارند، معتقدند بيشتر بايد به محرومان جامعه توجه کرد، که حق هم هست. گرچه اين‌جا يک نکته ظريفي هست که من در هفته گذشته در جمع اعضاي ستادمان گفتم که نبايد طرفداري از مستضعفين به معني طرفداري از استضعاف گرفته شود، بلکه طرفداري از مستضعفين بايد به معني مبارزه با استضعاف باشد. يعني ما بايد به توليد، سرمايه، ثروت، فعاليت‌هاي اجتماعي و اصلاح دامن بزنيم تا جامعه غني بشود و اين غنا را به نحوي توزيع کنيم که در جامعه محروم نباشد که خوشبختانه در مواضعي که اخيرا جناب آقاي مهندس موسوي در مسائل اقتصادي داشتند، تا حدودي اين مسائل روشن شد.چهارم، باور ايشان به حرمت و کرامت انسان و حقوق مردم که باز خوشبختانه در مواضعي که در اين زمينه داشتند مطرح شده است. وي در تحليل خود از اين جمله موسوي که «اصلاح‌طلبي هستم که مدام به اصول رجوع مي‌کنم» نيز گفت: من هم واقعا جناب آقاي مهندس موسوي را يک اصلاح‌طلب متديني مي‌دانم که به اصول هم معتقد است. منتها بعضي‌ها مي‌خواهند اين اصول‌گرايي را مصادره به مطلوب بکنند، چون در جامعه ما به غلط يا درست، يک تقسيم‌بندي‌اي شده است که يک جناح اصول‌گرا و يک جناح اصلاح‌طلب است و وقتي يک کسي مي‌گويد من اصول را قبول دارم، برخي او را به يک جناح خاص منتسب مي‌کنند. اصولگرايي که مهندس موسوي از آن سخن گفته است به معناي توجه به ارزش‌هاي اخلاقي و ديني و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي است و به يک جناح سياسي اشاره ندارد و در اصلاحاتي که من از آن سخن مي‌گويم نيز اصول جايگاه ويژه‌اي دارد. بنده به صراحت مي‌گويم که هم آقاي موسوي اصلاح‌طلب است و هم بنده اصول را قبول دارم. البته اصول‌گرايي من غير از فوندامنتاليزم است. ما بايد فوندامنتاليزم را معناي دقيقي بکنيم که در مسيحيت مطرح شد و واقعا فوندامنتاليزم مشکلي براي بشريت، انديشه بشر و فکر است. اين غير از اصول‌گرايي‌اي است. وي با بيان اين عقيده كه " متاسفانه اصول‌گرايي‌اي که در جامعه ما هست در خارج به فوندامنتاليزم ترجمه مي‌شود و اين مشکلاتي براي ما ايجاد مي‌کند" ادامه داد: به هر حال اصول داشتن، پايبند به اصول بودن، و در عين حال به خرد احترام گذاشتن و انعطاف‌پذير بودن و اين‌که آدم تعصب بيجا نداشته باشد، اين‌ها همه نيکو است. بنده بارها گفته‌ام كه ديندارم و به دين جامعه احترام مي‌گذارم. منتها معتقدم که اين دين در عرصه حيات اجتماعي با حقوق شهروندي، آزادي مردم و انديشه آزاد سازگار است. اين نکته در قانون اساسي ما هم آمده است. من به حاکميت انسان بر سرنوشت خود کاملا معتقد هستم. به عدالت به معني وسيع کلمه هم معتقدم، نه فقط عدالت در عرصه اقتصادي، آن هم فقط به صورت توزيع صدقه‌اي امکانات در جامعه. به گزارش ايسنا به نقل از خاتمي تاكيد كرد: به عدالت اقتصادي‌اي اعتقاد دارم که انسان‌ها بتوانند از امکانات جامعه استفاده کنند و امکانات مادي زمينه‌اي براي برخورداري‌شان باشد. اما عدالت را وسيع‌تر از اين مي‌بينم، و از جمله به حق حاکميت انسان بر سرنوشت خودش، آزادي انديشه و آزادي بيان اعتقاد دارم. انسان حق دارد آزادانه بينديشد، و حق دارد ابراز نظر کند. عدالت اين است که اين زمينه را فراهم کنيم. اين‌ها اصولي است که هست و معتقدم جناب آقاي مهندس موسوي هم اين اصول را قبول دارند، در عين حالي که در مقام عمل معتقدم که حالا نمي‌خواهم بگويم صد در صد، ولي خيلي به آن اصلاحاتي که ما مي‌گوييم نزديک هستند. وي با يادآوري سال‌هايي كه در کابينه موسوي عضويت داشته‌ و زماني كه موسوي در دوران رياست جمهوري از مشاوران ارشدش بود، درباره مهمترين ويژگي‌هاي شخصي او را اين‌گونه توصيف كرد: پرکاري، نجابت، دلسوزي براي مردم و البته دلسوزي براي انقلاب، تواضع در جمع و احترام گذاشتن به خرد جمعي. ما هيچ وقت آقاي مهندس موسوي را نديديم که خواسته باشد سليقه و خواست خودش را تحميل کند. نظراتي داشتند، از آن‌ها دفاع مي‌کردند و اگر هم واقعا در مقابل، جمع اين مساله را مي‌پذيرفت قاطعانه عمل مي‌کردند، و اگر هم نمي‌پذيرفت ايشان اصل مباحثه و بحث بودند و هيچ تعصبي روي مطالب خودشان نداشتند که به هر قيمتي اعمال بکنند. در مقام تصميم‌گيري ايشان واقعا يک دموکرات واقعي بود و نه مستبد تحميل‌کننده نظرات. وي درباره اين‌كه چگونه مي‌توان كساني را كه مي‌خواستند به خاتمي راي دهند را براي راي دادن به نامزد ديگري قانع کرد؟ گفت: ببينيد اگر ما مشخص بکنيم که چرا مردم مي‌خواستند راي بدهند و هدف ما در اين مرحله چيست، من فکر مي‌کنم خيلي از مسائل روشن بشود. فکر مي‌کنم دو امر مهم در اين مقطع تاريخي وجود دارد، يکي اين‌که بايد دولتي روي کار بيايد که واقعا به حقوق مردم معتقد باشد، به حرمت مردم احترام بگذارد، به زندگي مردم توجه داشته باشد و قدرت استفاده بهينه را از امکانات داخلي و بين‌المللي براي ارتقا حيثيت ايران، وضع زندگي مردم و تقويت زيربناها داشته باشد. رييس‌جمهور سابق كشورمان در ادامه ابراز عقيده كرد: مساله دوم که به نحوي به همان بخش اول مربوط مي‌شود اين است که وضعيت موجود مطلوب نيست و متناسب با شان ملت ايران نيست و بايد به سمت شرايط مطلوب بهبود يابد. اين به هيچ وجه به معني تعرض به شخصيت يا انگيزه عزيزاني که الان در عرصه خدمت هستند، نيست. آن‌ها تلاش مي‌کنند، انگيزه خير هم دارند، اما به هر حال ما معتقديم سياست‌ها و روش‌هايي که اعمال شده به نفع کشور و ملت و انقلاب نيست. تهديدها و مشکلات زياد است و وضع اقتصادي، وضع خوبي نيست. حتي معتقدم ارزش‌ها که براي ما خيلي ارزشمند است، به نفع مقاصد خيلي تنگ و کوچک مصادره مي‌شود. اين‌ها بايد تغيير پيدا بکند و تغيير مثبتي که مي‌گوييم اتفاقا بازگشت به اصول و منافع ملي است. وي خاطرنشان كرد: اگر اين دو امر در نظر باشد حالا بايد ببينيم که با آمدن بنده اين تحقق پيدا مي‌کرد و حتما موکول به اين بود که شخص من بيايم، يا ممکن است بنده هم نباشم ولي اين دو امر مهم تحقق پيدا کند؟ بنده با آن تعبيرهايي که کردم منظورم اين بود که جناب آقاي مهندس موسوي مي‌تواند اين دو امر مهم را محقق کنند، اگر ما ايده‌آلي فکر نکنيم. البته اين به هيچ وجه به معني نقص شخصيت جناب آقاي کروبي نيست. ما صحبت‌مان اين است که به هر حال در اين انتخابات بايد پيروز بشويم. معتقدم که اگر ما اين‌که «چرا» به فلاني راي مي‌دهيم را مشخص کنيم، ممکن است که به همان دلايل به فرد ديگري هم راي بدهيم و به اين نتيجه برسيم خواستي که خيال مي‌کرديم با آمدن خاتمي تحقق پيدا مي‌کند الان هم با راي به فرد ديگري قابل تحقق است. وي تاكيد كرد: آن‌چه که امروز براي من مهم است اين است که هرکس که در انتخابات شرکت مي‌کند بايد به پيروزي بيانديشد. اين‌جا تواضع و ازخودگذشتگي و اين‌ها معنا ندارد. يا کسي نبايد به صحنه بيايد كه معتقد است حرف‌ها و ديدگاه‌هايي دارد يا ديدگاه‌هاي موجود و حرف‌هاي فعلي را نمي‌پسندد و مي‌آيد که با پيروزيش اين ديدگاه‌هاي خود را پياده کند و وضعيت نامطلوب فعلي را تغيير دهد؛ بنابراين همه ما بايد به پيروزي بيانديشيم. خاتمي اعتقاد به وضعيت نابرابر براي تبليغات و انتقاد از عملكرد دستگاه‌هايي كه بايد بي‌طرفانه عمل کنند و هم‌چنين انتقاد از تخريب‌ها گفت: پيروزي در اين عرصه خيلي آسان به دست نمي‌آيد. شايد اگر من مي‌آمدم به خاطر عنايت و لطفي که مردم به من داشتند يا چون وضعيت روشن‌تر بود، اين پيروزي آسان‌تر بود. ولي اتفاقا چون اين پيروزي الان دشوارتر است، به دست آوردنش هم اهميت بيشتري دارد و شيرين‌تر خواهد بود. وي خطاب به حاميانش و آن‌ها که مي‌خواستند به او راي دهند، به خصوص جوانان و پويشگران حامي نامزديش و مهمترين و موثرترين اقدامي که اين حاميان براي پيروزي اصلاح‌طلبان در انتخابات مي‌توانند انجام دهند، گفت: تنها يک راه براي موفقيت وجود دارد. هم به کساني که به شخص من علاقه داشتند و هم به آن‌ها که به خاطر کشور و انقلاب‌شان به من علاقه داشتند، عرض مي‌کنم که تنها حضور همه‌جانبه مردم است که مي‌تواند پيروزي ما را تضمين کند. اگر همه کساني که حق راي دادن دارند، حالا همه که نمي‌شود، درصد بالايي از آن‌ها در عرصه بيايند، هيچ ترفندي نمي‌تواند اکثريت قاطع مردم را لکه‌دار کند. امکانات موجود و رسمي دولت که در اختيار ما نيست و اگر هم بود از بيت‌المال نمي‌خواستيم استفاده کنيم؛ امکانات تبليغاتي رسمي کشور هم در اختيار ما نيست و حتي مشکل داريم براي اين‌که صداي‌مان را به مردم برسانيم. در عين حال بايد بکوشيم که هر طور شده اين صدا را به مردم برسانيم و مردم را تشويق کنيم و به صحنه بياوريم. وي بار ديگر تاكيد كرد: تنها يک راه براي پيروزي وجود دارد و آن حضور حداکثري مردم در صحنه است. من اينجا تشکر مي‌کنم از همه جريان‌هاي مختلفي که با همه وجود در اين صحنه نابرابر به عرصه آمدند و به خصوص «پويش» (موج سوم)، ستاد 88 و ياري، بدون هيچ توقعي و با همه وجود در عرصه آمدند؛ چراکه احساس مسووليت مي‌کردند. واقعا سپاسگزارم و افتخار مي‌کنم که مورد توجه اين‌ها بودم. اين بخش جامعه که جوان است و طبعا احساسات قوي‌تري دارد بسيار خردمندانه عمل مي‌کند و مي‌بينيم که بعد از اين‌که من انصراف دادم، با اين‌که گلايه داشتند و هنوز هم شايد گلايه داشته باشند، با کمال خردمندي و محاسبه اعلام موضع و جهت خودشان را در انتخابات مشخص كردند، زيرا يک اصل و هدفي فراتر از اشخاص در نظر آن‌ها بود. رييس‌جمهور سابق كشورمان گفت: راه مهم موفقيت ما که معتقدم موفقيت انقلاب و موفقيت ملت و کشور هم هست، حضور گسترده کمي و کيفي مردم در عرصه است. تنها اين حضور گسترده است که مي‌تواند، وضع نابرابر را خنثي کند و نتايجي که مورد توجه همه ما هست و به خاطر آن متوجه يک فرد شديم را به ارمغان بياورد؛ بنابراين بايد مردم بيايند و ان‌شاءالله اين پيروزي را تضمين کنند. بنابراين خوب است که به مهمترين عواملي که مي‌توانند موثر باشند در پرشورتر شدن انتخابات، جهت دادن به انتخابات و تشويق مردم براي حضور و آگاه کردن مردم توجه شود. وي يادآور شد: در طول سال گذشته يک جرياناتي رخ داد که براي من هم افتخارآميز بود و هم بسيار دلگرم‌کننده نسبت به آينده، و آن فعاليت وسيع، بي‌چشمداشت و متفکرانه نسل جوان انديشمند و دلسوز ما بود، به خصوص جريان «موج سوم». اين‌ها هيچ توقعي از هيچ کس نداشتند، احساس کرده بودند که بايد در کشور يک تحولاتي ايجاد بشود، دلبسته انقلاب‌شان بودند، دلبسته به مردم بودند، و معتقد هم بودند که خردمندانه‌تر مي‌شود اين مملکت را اداره کرد، به صحنه آمدند و يک سلسله فعاليت‌هايي از جمله طرح‌هاي «پويش‌ياري» را به راه انداختند. پويش‌ياري‌ها کارهايي است که خود مردم و پويشگران بايد در عرصه انتخابات بکنند و کمکي است که «پويش» و «موج سوم» مي‌تواند به مردم براي انجام آن‌ کارها بکند و بسط انتخابات، بالا بردن آگاهي‌ها و فراهم کردن زمينه‌هاي حضور مردم از جمله اهداف آن است و اين «پويش‌ياري»ها و فعاليت‌ها مسائل ابتکاري و ارزشمندي بود و هست. همچنان که دوستان ما در ياري و ستادهاي 88 حضور داشتند و همه اين‌ها ارجمند است. وي افزود: معتقدم که اولا مردم بايد واقعا به عرصه بيايند، دوم اين‌که اعتماد کنند به اين «موج» فرزندان مخلص و خوب‌شان که هم ابتکار دارند، هم احساسات دارند، هم احساس مسووليت دارند، هم خردمندي دارند و به نام «موج سوم» به عرصه آمده‌اند و مردم هم ياري کنند که طرح‌هاي «پويش‌ياري» در جامعه ما کارآمدتر و گسترده‌تر اجرا شود. به جوانان عزيز و همه عزيزاني که به من محبت داشتند هم عرض مي‌کنم که ما در موقعيت خطيري قرار داريم، بايد همه به صحنه بياييم و خداي نکرده کاري نکنيم که فردا حسرت سنگيني داشته باشيم. کوتاهي امروز ما موجب حسرت سنگين فرداي ما خواهد شد و امروز در اختيار ماست که ما اين کار را انجام بدهيم. اميدوارم که هم دوستان عزيز ما در موج سوم، ستادهاي 88 و ياري و ستادهايي که قبل از انصراف من شکل گرفته بود، فعاليت جدي خودشان را انجام بدهند. خاتمي تاكيد كرد: پيام من به هر کسي که صداي من به او مي‌رسد و به هر صورت علاقه‌اي به من دارد اين است که خواهش مي‌کنم با همه وجود در اين انتخابات سرنوشت‌ساز و تعيين‌کننده حضور به هم برسانيد که هرچه حضور پرشورتر باشد، نتيجه مطلوب‌تر خواهد بود. وي درباره مطالب منتشر شده از سوي رسانه‌هاي مخالف كانديداتوري خاتمي و موسوي گفت: احتمالاً اگر ما مساله را که کاملا مورد توافق من و آقاي موسوي بود و هيچ ناسازگاري‌اي در اين زمينه نبود، بهتر مديريت مي‌کرديم شايد آمدن ايشان و انصراف من تبعات کمتري داشت. ولي واقع مساله اين است که آن‌چه که احيانا در ذهن‌ها ايجاد شده است و از طرف مخالفان دامن زده مي‌شود، به هيچ وجه واقعيت ندارد. هيچ عاملي از بيرون نه روي آقاي مهندس موسوي، نه روي من، در اين تصميمي که گرفته شد دخالتي نداشت. هر کس هم اين حرف را بزند بيخود مي‌گويد و واقعا مي‌گويم هيچ عامل بيروني وجود نداشته است. هر دوي ما صاحب نظر بوديم، دل‌مان براي مملکت مي‌سوخت و با هم تبادل نظر هم داشتيم و عرض هم کردم که واقعا دغدغه‌هاي آقاي مهندس موسوي براي من قابل فهم و قانع‌کننده بود و ايشان هم به من احترام مي‌گذاشت. در نهايت هم وقتي جناب آقاي موسوي تصميم گرفت که به طور قطعي بيايد، بنده بر مبناي همان دلايلي که داشتم و همان حرف‌هايي که با ايشان زده بودم، بدون هيچ تاثيرپذيري از منبع و منشائي، تصميم گرفتم که انصراف بدهم و آقاي مهندس موسوي در عرصه بمانند؛ جناب آقاي کروبي هم هستند و اميدواريم که انتخابات پرشوري بشود. بنابراين شايد بخشي از اين شائبه‌ها به خاطر بد مديريت کردن يا خوب مديريت نکردن موضوع بود که مي‌توانست بهتر از اين باشد، بخشي از آن هم توسط کساني که نه آقاي مهندس موسوي، نه بنده و واقعا نه کل جريان اصلاح‌طلبي و خردگرايي را مي‌پذيرند دارد دامن زده مي‌شود. يک جنگ تبليغاتي است و مردم ما هوشيارند و تحت تاثير اين جنگ قرار نمي‌گيرند. وي بار ديگر خاطرنشان كرد: آقاي مهندس موسوي از سرمايه‌هاي انقلاب است. ما بايد حضور اين سرمايه را غنيمت بشماريم. آقاي موسوي توانايي‌هاي خودش را نشان داده است. او کسي است که مملکت را با نفت هفت دلاري و دلار هفت توماني به خوبي اداره کرد، آن هم در حالي که جنگ داشتيم. من به عنوان وزير ايشان مي‌دانم که ايشان همواره دغدغه حقوق شهروندي، حقوق مردم و حرمت آن‌ها را هم داشتند و از آن دفاع مي‌کردند. آقاي مهندس موسوي يک شخصيت ارزنده‌اي است. مردم بايد با همه وجود- اين بايد بايد دستوري نيست، بايد خواهشي است- در عرصه حضور داشته باشند. اين حضور اکثريت مردم است که ان‌شاءلله نتيجه را به نفع کشور و انقلاب و مردم رقم خواهد زد. من در عين حالي که نگراني‌هايي در عرصه انتخابات دارم، نمي‌خواهم خوش‌بيني خودم را از دست بدهم چون به همت مردم، شعور مردم و حضور مردم ايمان دارم. اميدوارم که اين همت و شعور کارساز بشود و سبب حضور گسترده‌اي گردد و ان‌شاءالله نتيجه‌اي که مطلوب جامعه هست حاصل شود. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha