• سه‌شنبه / ۲۸ مهر ۱۳۸۸ / ۱۰:۰۷
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 8807-00358.122010

ابراهيم خدايار منتشر مي‌كند: خدمت‌ها و خيانت‌هاي عبدالرئوف فطرت‌ بخارايي به زبان فارسي

ابراهيم خدايار منتشر مي‌كند:
خدمت‌ها و خيانت‌هاي عبدالرئوف فطرت‌ بخارايي به زبان فارسي
آثار فارسي عبدالرئوف فطرت بخارايي و جفاهايي كه بر زبان فارسي در منطقه‌ي ماوراء‌النهر كرده، موضوع‌ تحقيق انتقادي ابراهيم خدايار در معرفي ادبيات فارسي هم‌زمان با انقلاب مشروطه در منطقه‌ي بخاراست. به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عبدالرئوف فطرت بخارايي از نويسندگاني است كه دو كتاب «بيانات سياح هندي» و «مناظره» را كه شكل‌ و شمايلي روايي دارد، در سال‌هاي پيش‌ از انقلاب مشروطه به زبان فارسي در منطقه‌ي ماوراء‌النهر منتشر كرده است. خدايار كه سال‌هاست در حوز‌ه‌ي ادبيات فارسي در منطقه‌ي ماوراءالنهر مي‌نويسد، در شگفت است از رفتار عبدالرئوف فطرت بخارايي كه چرا بايد چنين باشد و مي‌گويد: اين نويسنده دو كتاب «بيانات سياح هندي» و «مناظره» را براي نخستين‌بار در ادبيات فارسي ايران در قالب رمان تدوين مي‌كند و بنيان‌گذار رمان فارسي در منطقه‌ي ماوراءالنهر است؛ اما بعد‌ها حكايت گاو نه من شيري مي‌شود كه مي‌زند به زير آن‌چه در همه‌ي آن‌سال‌ها در خدمت به زبان فارسي اندوخته است. اين پژوهشگر مي‌افزايد: بگذاريد نخست در اهميت اين دو رمان تأليفي بگويم. همان‌ اندازه كه آثار ابراهيم طالبوف و زين‌العابدين مراغه‌اي در شكل‌گيري رمان فارسي در ايران نقش دارد، عبدالرئوف فطرت بخارايي در منطقه‌ي ماوراءالنهر نقش دارد؛ اما زمان مي‌گذرد و عبدالرئوف هم گرفتار دگرديسي مي‌شود كه مخاطب را به تحير وامي‌دارد. خدايار در روايت ماجراي خيانت عبدالرئوف فطرت بخارايي مي‌گويد كه ماجرا از مهاجرت اين نويسنده‌ي پارسي به تركيه در سال‌هاي 1910 تا 1914 آغاز مي‌شود. پنج‌، شش سالي از وقوع انقلاب مشروطه در ايران گذشته است. فطرت بخارايي به تركيه رفته و تحت تأثير پان‌تركيست‌ها، پان‌تركي تمام عيار مي‌شود. زمان مي‌گذرد؛ كمونيست نبود، كمونيست هم مي‌شود و با دين بر سر عناد و خصم مي‌افتد؛ گويي براي اين‌كه عقبه‌ي فرهنگي را كه در بخارا پشت‌ سر دارد، از خاطر‌ ببرد، همه‌ي آثارش را از آن به بعد، به زبان ازبكي مي‌نويسد. شايد تا اين‌جاي كار بر او ايرادي نباشد؛ نويسند‌ه‌اي است كه ديگر دوست ندارد به فارسي بنويسد؛ ننويسد؛ اما ماجرا به همين‌جا ختم نمي‌شود. در سال 1914 به بخارا بازمي‌گردد. سه سالي نمي‌گذرد، انقلاب اكتبر روسيه درمي‌گيرد و از پي ‌آن، انقلاب 1920 بخارا رقم مي‌خورد. عبدالرئوف فطرت بخارايي بر مسند وزارت فرهنگ آن‌جا تكيه مي‌زند و زبان فارسي را كه زبان رسمي‌ عمارت بخارا بوده است، به ازبكي برمي‌گرداند تا زبان فارسي از پي‌ اين تصميم و اتفاق‌هاي ديگري كه عليه‌ فرهنگ ايراني رقم مي‌خورد، رفته رفته در حاشيه ‌قرار گيرد و تصميمي ديگر كه به فطرت‌ بخارايي بي‌ربط نيست، جايگزيني رسم‌الخط لاتين به جاي فارسي است كه به پيشنهاد وي‌ صورت مي‌گيرد و ضربه‌اي ديگر را بر اين پيكر وارد مي‌آورد. خدايار مي‌گويد: شگفتي‌ام از اين است كه چطور آن‌كه بنيانگذار ادبيات فارسي و خادم زبان فارسي در بخارا بود، اين‌گونه با زباني كه سالياني در آن زيسته است، رفتار مي‌كند و اين‌چنين بلايي را بر سر زبان فارسي مي‌آورد؟ عجيب‌تر آن‌كه از پي اين اتفاق زماني مي‌گذرد و او بار ديگر بر سر مهر با زبان فارسي مي‌افتد؛ اما اين‌بار نه در مقامي مسؤول و تصميم‌ساز كه در مقام نويسنده‌اي مي‌آيد و بنيانگذار ادبيات نمايشي بخارا به زبان فارسي تاجيكي مي‌شود. از پي اين سخنان است كه خدايار اهميت مطالعه‌ي اين نويسنده‌ي خادم و خائن به زبان فارسي را از پي اين سال‌ها توصيه مي‌كند و مي‌گويد: سال‌هاي سال‌ پس از آن‌كه فطرت بخارايي به همراه جمعي ديگر از روشنفكران كمونيست به فرمان استالين به اتهام خيانت به وطن كشته مي‌شوند، مطالعه‌ي آثار آن‌ها ممنوع بوده است تا اين كه هم‌زمان با آمدن گورباچف، زمان آن مي‌رسد تا محققان به بررسي و تحقيق در آثار اين نويسنده‌ي پرماجرا بپردازند و از همين‌روست كه دامنه‌ي تحقيق درباره‌ي وي، به ايران هم كه روزي غالب آن سرزمين‌ها بخشي از ايران فرهنگي بزرگ بود، كشيده مي‌شود. به قول اين استاد دانشگاه، شگفت‌تر آن‌كه پس از مرگ فطرت‌ بخارايي و آمدن خروچف و باز شدن نسبي فضا، بسياري به صرافت مي‌افتند كه اعدام فطرت‌ بخارايي و ديگران اشتباه بود؛ مثل تصميمي كه او براي زبان فارسي در منطقه‌ي ماوراء‌النهر گرفت؛ اما ديگر نه ندامت و بازگشت فطرت بخارايي و نه اعتراف زمام‌داران پس از استالين به اشتباه، از اندوهي كه بر اين منطقه‌ي فارسي‌زبان مي‌رفت، نكاست. غير از ابراهيم خدايار و چند مقاله‌ي تأليفي‌اش در اين حوزه، اثري ديگر از شكوري بخارايي به زبان فارسي هست كه مقاله‌اي گزارشي از فطرت‌ بخارايي به دست مي‌دهد. مسعود ‌مير‌شاهي آن را ويراستاري كرده و توسط نشر توس منتشر شده است. در اين اثر از شكوري‌ بخارايي، مقاله‌ي مربوط به فطرت‌ بخارايي نامي ‌دارد كه گويي سير كنده شدن اين نويسنده از زبان و فرهنگ ايراني را روشن مي‌كند؛ «از معارف‌پروري تا چنگيزپرستي». ابراهيم خدايار «بيانات سياح هندي» و «مناظره» را ويراستاري كرده و همراه چند عنوان مقاله‌اي كه در معرفي و نقد اين رمان‌هاي نخستين زبان فارسي در منطقه‌ي ماوراءالنهر، منتشر كرده است، بنا دارد آن‌ها را در كتابي به چاپ برساند. «بيانات سياح هندي» يك سياحت‌نامه‌ي تخيلي است كه در قالبي روايي اتفاق مي‌افتد؛ مثل ‌آن‌چه كه زين‌العابدين مراغه‌اي رقم مي‌زند. «مناظره» هم قصه‌اي است درگرفته بين تيپي سنتي و تيپي روشنفكر كه در خلال اين مناظره، مخاطب با شرايط فرهنگي - اجتماعي آن‌ سال‌هاي بخارا آشنا مي‌شود. انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.