رييسجمهور گفت: طرح تحول اقتصادي دميدن روح تحول و تحرك در اقتصاد ايران است.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) دكتر محمود احمدينژاد با تشريح و تبيين طرح تحول اقتصادي در گفتگو با متخصصان اقتصادي و اجتماعي، طرح تحول اقتصادي را از احكام برنامههاي سوم و چهارم كشور دانست و تاكيد كرد: اجراي طرح تحول نيازمند وفاق ملي است. همچنين قانون روان با انعطاف بالا لازمه اجراي طرح تحول اقتصادي است.
وي تصويب كليات طرح تحول اقتصادي ازسوي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را گامي رو به جلو و قابل تقدير دانست و خاطرنشان كرد: اقتصاد بايد از سوي مردم و با راهنمايي و نظارت دولت مديريت شود. طرح تحول نوعي اصلاح ساختار و مقدمه اصلاحات بزرگ ساختاري است.
وي با بيان اينكه "عدالت، بهينهسازي تخصيص منابع، جلوگيري از اسراف و اصلاح ساختارها اهداف اصلي طرح تحول اقتصادي است" ادامه داد: با واقعي شدن قيمتها توجيه سرمايهگذاري ايجاد ميشود.
رييسجمهور همچنين با بيان اينكه " ارزيابي ايران از مذاكرات ژنو مثبت است" اظهار كرد: ذهنيت مشترك براي مشاركت و تفاهم، احترام به حقوق ملتها و حركت بر اساس عدالت براي رفع مسايل جهان شكل گرفته است. محور گفتوگوها در ادامه مذاكرات، بسته پيشنهادي ايران است. كساني كه بخواهند مشكل ايجاد كنند موفق نخواهند شد و در صورت موفقيت نيز خودشان ضرر ميكنند.
وي يادآور شد: پيشنهاد ايران براي خريد سوخت اقدامي سازنده براي تفاهم و نوعي آزمايش است. هفته آينده كارشناسان ايران براي خريد اورانيوم راكتور تهران به منظور استفاده در امور دارويي مذاكره ميكنند.
وي با اشاره به اينكه " برنامهريزي متكي بر فرهنگ و منابع بومي در طرح تحول اقتصادي دنبال ميشود" خاطرنشان كرد: طرح تحول اقتصادي تقويت كننده برنامهريزي ايراني و اسلامي است.
احمدينژاد با بيان اينكه " امروز بسياري از امور اقتصاد در جايگاه واقعي خود قرار ندارد" ادامه داد: طرح تحول اقتصادي عاملي براي جلوگيري ازاسراف آشكار در جامعه است. ترويج كسب رزق و روزي حلال در برنامه پنجم پيشرفت و عدالت ديده شده است. طرح تحول اقتصادي حتما بخشي از رفتارهاي اقتصادي را اصلاح ميكند. طرح تحولات اقتصادي بر پايه و با محتواي ديني و در حقيقت اقدام اجتماعي ديني با قالب اقتصادي است. اجراي عدالت رفتارها را اصلاح ميكند.
وي افزود: دولت براي جلوگيري از اسراف در سطح ملي حركت ميكند. دولت در اصلاح ساختارهاي اقتصادي جدي است. دولت بايد از منافع عمومي دفاع كند كه به معناي دخالت و تصديگري اقتصاد نيست بلكه به معني هدايت و نظارت است. افراد همه بايد تلاش و رقابت كنند كه باعث ساختن و پيشرفت ميشود.
وي با بيان اينكه " طرح تحول اقتصادي دولت داراي 7 سرفصل است" ادامه داد: ديوانسالاري و سازمان اداري دائم به دنبال توسعه سازمان و اقتدار خود است كه بايد كاهش يابد. ايران نميتواند بدون ارتباط با ديگر كشورها و حضور فعال در تعاملات جهاني پيشرفت كند. نقش فعال در تنظيم معادلات جهاني و نهادينه كردن مواضع ملت ايران ضروري است. ديپلماسي عمومي و برقراري ارتباط با ملتها بهترين شيوه ديپلماسي است.
رييسجمهور صحبتهاي امسال اوباما را آثار مواضع ملت ايران و يك موفقيت داانست و خاطرنشان كرد: حضور ايران در مجمع عمومي سازمان ملل متحد بسيار مثبت و موثر است.
وي با اشاره به اينكه " بخشي از يارانهها نقدي و بخشي به صورت خدمات تامين اجتماعي ارايه ميشود" خاطرنشان كرد: ارايه نقدي يارانهها به منظور مشاركت دادن مردم در مديريت است. ناممكن بودن ادامه روند موجود و اراده و توانمندي و خودباوري دولت براي اجرا از عوامل اصلي اجراي طرح تحول اقتصادي است.
وي خبر داد: بستههاي دولت براي ديگر بخشهاي طرح تحول اقتصادي آماده است و بلافاصله به مجلس شوراي اسلامي ارايه ميشود.
احمدينژاد با تاكيد بر اينكه " رييسجمهور منتخب متعلق به همه است" ادامه داد: انتخابات فرصت رشد، نقد و بررسي، تجميع ارادهها و بروز سلايق گوناگون است. همه آحاد ملت ايران عزيز هستند. همه كساني كه در انتخابات مشاركت كردند براي تعالي و پيشرفت ايران گام برداشتهاند. دولت خود را خادم همه ملت ايران ميداند. اميدواريم خداوند عشق به ملت ايران و خدمت به مردم را در دولت لبريز كند. دولت بيشترين تحمل را در برابر مخالفت دارد. دست همه كساني كه در انتخابات شركت كردند ميبوسم.
وي همچنين تاكيد كرد: تقويت مردم شناسي در دانشگاههاي ايران ضروري است.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) متن كامل گفتوگوي دكتر محمود احمدينژاد رييسجمهور با دكتر پژويان اقتصاددان و عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي و دكتر جمشيديها جامعهشناس و رييس دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران به اين شرح است:
پژويان: به نظر من اصطلاح جراحي بزرگ براي هدفمند کردن يارانهها نام کوچکي است و بهتر است اصطلاح زندگي مجدد به اقتصاد ايران بر روي اين طرح گذاشته شود. آقاي رييسجمهور، شما و تيم طراح لايحه هدفمند کردن يارانهها چگونه توانستيد از روش اقتصاديتان در دور نخست رياست جمهوري تغيير جهت دهيد؟ و ديگر اينکه آيا به لايحه هدفمند کردن يارانهها پايبند خواهيد بود؟
رييسجمهور: بسمالله الرحمن الرحيم. اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه والنصر واجعلنا من خير اعوانه و انصاره والمستشهدين بين يديه.
تعبيري که شما به کار برديد تعبير قشنگتري است چون جراحي بزرگ ممکن است اين نگراني را به وجود آورد که باعث درد و خونريزي در اقتصاد خواهيم بود در حالي که اصطلاح زندگي مجدد، بالندگي را براي اقتصاد به همراه خواهد داشت. همه بايد همراهي کنند تا يک طرح اقتصادي بزرگ موفق شود. من تناقضي در مواضع اقتصادي دولتهاي نهم و دهم نميبينم بر اساس برنامه توسعه سود تسهيلات مبادلهاي بايد به زير 10 درصد ميرسيد و دولت اين موضوع را دنبال ميکرد و اين يک دستور قانوني است.
اجراي اين طرح از ابتدا در برنامههاي دولت بود و خود اين طرح نيز جزو احکام قانون هم هست. بعضيها اصرار داشتند در سال اول اجراي آن شروع شود و بعضي هم به حق نگراني داشتند و ميگفتند هنوز جزئيات کار و آثار تغييرات تند در يارانهها را در اختيار نداريم و لازم است مطالعه شود.
شايد از همان دو، سه ماه نخست دولت نهم کليد اين کار زده شد و شوراي راهبردي، هدفمند کردن يارانهها را جزو دستورهاي خود قرار داد. کميتههاي زيرمجموعه تشکيل و مطالعه کامل انجام شد و در اين مسير تجربيات کشورها و بخشهاي اقتصادي خودمان و نيز 50 سال تغييرات اقتصادي در کشورمان مورد مطالعه قرار گرفت و در نهايت تصوير نسبتاً روشني از هدفمند کردن يارانهها و آثار آن به دست آمد.
سپس اين موضوع به لايحه تبديل شد. البته طبق برنامه چهارم توسعه نيازي به تبديل شدن به لايحه نبود اما بعضي دوستان مايل بودند لايحه داده شود و چون نياز به وفاق مشترک براي اين امر مهم بود دولت استقبال کرد. البته اين حرف کاملاً درست است که نفس کليات نميتواند تصوير روشني از آينده بدهد هرچند همين هم گامي به جلوست و بايد از نمايندگان تشکر کرد. جزئيات بسيار مهم است و بايد قانون روان با انعطاف بالا داشته باشيم.
دولت در اجراي لايحه هدفمند کردن يارانهها محکم و مصمم است، اگر قانون هدفمند کردن يارانهها از انعطاف پاييني برخوردار باشد ممکن است مشکلاتي در اقتصاد به وجود آيد. اقتصاد را بايد مردم اداره کنند و دولت بايد بر اقتصاد نظارت عمومي داشته باشد و مسير را نشان دهد. البته در شرايط بحران اقتصاد جهاني ممکن است دولت به طور مقطعي دخالت کند.
جمشيديها: اگر فردا لايحه هدفمند کردن يارانهها تصويب و به مردم يک امکان اقتصادي داده شود اما زيرساختها قديمي باشد آيا تغييري رخ خواهد داد؟
رييسجمهور: اصلاح ساختارها يکي از اهداف مهم لايحه هدفمند کردن يارانههاست. عدالت، بهينه سازي، تخصيص منابع، جلوگيري از اسراف و اصلاح ساختارها را چهار هدف عمده هدفمند کردن يارانهها است. اکنون منابع به طور عمومي توزيع ميشود اما آيا همه مردم يکسان از آن بهرهمند ميشوند؟ اکنون دهک دهم سي برابر دهک اول از اين منابع بهرهمند ميشود که اين بيعدالتي است و موجب برخي ناهنجاريها ميشود. تخصيص منابع نيز اکنون درست نيست چون ارزشها واقعي نيست و سبد مصرف مناسبي نيز وجود ندارد. اگر يارانهها را اصلاح کنيم به تخصيص بهينه منابع کمک کرده ايم. ما چند برابر کشورهاي مشابه مصرف ميکنيم که اين مساله نيز با هدفمند کردن يارانهها اصلاح ميشود. توزيع عمومي رايانهها موجب تورم ميشود و مديريتها را از حالت تعادل خارج ميکند و اجازه نميدهد مديريت کارآمد شکل بگيرد.
جمشيديها: آيا هدفمند کردن يارانهها تنها راه است و آيا نميتوانستيم سيستمها را اصلاح کنيم؟
پژويان: شما زماني بهينهسازي در مصرف را انجام ميدهيد که علامتي ببينيد و دولت بايد اين علامت را بدهد. هدف مصرف و توليد بايد اصلاح قيمتها باشد.
جمشيديها: شما يک متغير را در مصرف در نظر گرفتهايد، در صورتي که متغيرهاي زيادي وجود دارد که يکي از آنها فرهنگ است. رسانهها و به طور مشخص رسانه جمعي ما زندگي مصرفي را تبليغ و تصويري از زندگي اشرافي را ارائه ميکنند و در اين حالت تغيير قيمت به تنهايي مؤثر نيست و رسانه بايد آموزش بدهد.
رييسجمهور: در شوراي راهبردي، کميته اجتماعي و فرهنگي مسووليت بررسي تبعات اجراي هدفمند کردن يارانهها را بر عهده دارد. متولي فرهنگ فقط صدا و سيما نيست؛ اما نقش آن مهم است، البته اين حرف نيز درست است که نميتوان دو رويکرد متناقض را همزمان در کشور جلو برد. وقتي قيمتها واقعي شود، توجيه سرمايهگذاري پيدا ميشود. در بخش نان اکنون حدود 8 درصد بعد از توليد هدررفت وجود دارد اما همزمان از منابعي که به عنوان يارانه ميدهيم نيز بيش از 30 درصد هدر ميرود چون روابط ناصحيح شکل ميگيرد. ما محاسبه کرديم که اگر از اين 30 درصد بخشي به نانوايي برگردد آنگاه ميتواند تجهيزات خود را تعويض کند و کيفيت نان را بالا ببرد. الآن برخي نانواييها حتي نميتوانند هزينه کارگر خود را پرداخت کنند. در بعضي از بخشهاي تهران آرد يارانهاي حذف شد که افزايش تقاضا براي ساخت نانوايي و سرمايهگذاري را در پي داشت. در ظاهر قيمت نان بالا رفت اما کيفيت نان بهتر و فروش نيز بيشتر شد.
خبرنگار: دور بعدي مذاکرات ايران با کشورهاي پنج به علاوه يک را در موضوع هستهيي چگونه ارزيابي ميکنيد؟
رييسجمهور: اين مذاکرات حول بسته پيشنهادي ايران خواهد بود و در اينباره تفاهم شده است. نشست اخير ژنو مثبت بود. البته افراد آزادند مواضع خود را بگويند و مسوولان مختلف در کشورهاي فرانسه، انگليس و امريکا نيز ديدگاههاي گوناگوني دارند اما ملت ايران منتظر ديگران نميماند و به زندگي خود ميرسد. به نظر ميرسد در مذاکرات ژنو ذهنيت مشترکي پيدا شد مبني بر اينکه اگر بناست در جهان کار مثبتي انجام شود نيازمند مشارکت، تفاهم و حرکت از موضع عدالت است. ملت ايران روي حقوق و مواضع خود ايستاده است و از حقوق خود استفاده ميکند. فضاي نشست ژنو مثبت بود و اگر عدالت را روي ميز مذاکره بگذاريم اتفاقات بهتري هم خواهد افتاد. تفاهم شد محور گفتوگوها حول بسته پيشنهادي ايران باشد و اگر بحثهاي ديگري مطرح شود بايد همه يکسان شوند؛ چراکه گفتوگو در شرايط نابرابر معنا ندارد. فکر نميکنم در مذاکرات آينده مشکلي پيش آيد اما اگر کساني بخواهند مشکلي پيش آورند موفق نميشوند و اگر موفق شوند خودشان ضرر ميکنند.
درباره بحث تحويل اورانيوم غني شده براي رآکتور تهران، اين موضوع در واقع ابتکار عمل ايران بود تا به تفاهم کمک کند و راهي بود که جمهوري اسلامي ايران براي طرفهاي گفتوگو باز کرد تا زمينه همکاري سازنده شکل بگيرد که اگر اين همکاري شکل بگيرد روي نقاط اختلاف نيز اثر سازنده ميگذارد و در واقع يک آزمايش است.
اغلب کشورهايي که حضور داشتند نيز اعلام آمادگي کردند و دوشنبه آينده، نوزدهم اکتبر کارشناسان ما با آنها گفتوگو و در خصوص شرايط خريد اورانيوم به اصطلاح 20 درصد غني شده براي رآکتور تهران که مصارف دارويي دارد بحث ميکنند.
جمشيديها: آيا طرحي که شما داريد با تئوري شما در خصوص توسعه بومي ارتباط دارد؟
رييسجمهور: همه مسائل با هم ارتباط دارد اما لزوماً نميتوان در تصميم گيريها همه چيز را به هم ارتباط داد. گاهي ميتوان حل يک مشکل را به چند مساله کلي ارجاع داد که قابل اندازه گيري روشن نيست اما مديريت جهان نميتواند اين کار را انجام دهد و بايد به سراغ عواملي برود که قابل اندازه گيري باشد و بتواند براي آنها برنامهريزي کند. ما فکر ميکنيم برنامهريزي براي تعالي بومي و متکي بر مباني بومي ميتواند با اين طرح ارتباط داشته باشد و اين طرح ميتواند مْقَوم آن باشد.
فرهنگ بومي ما مبتني بر مصرف بهينه بوده است، 40 سال قبل پدر و مادرهاي ما در مسائل اقتصادي بسيار حساب شده و دقيق عمل ميکردند و اينگونه نبوده است که انسانهاي عقب افتاده باشند و نتوانند فرزندان برازندهاي تحويل جامعه دهند. البته سرعت پيشرفت و ابعاد پيشرفت با حالا قابل مقايسه نيست. ما در فرهنگ خود تعاون،همکاري، زندگي جمعي و مساعدت و کمک به پايين دستها، مبارزه با فقر و مبارزه با بيعدالتي داريم. اينها عناصري است که بايد در متن برنامهريزي بومي ـ اسلامي ـ ايراني ما ديده شود و کدام کار از اين موضوع به عدالت نزديکتر است؟ اين موضوع مقوم برنامهريزي اسلامي و ايراني ماست.
ايرانيها در طول تاريخ کساني بودند که از علم و دانش و مديريت به خوبي در زندگي خود استفاده ميکردند از جمله در شهرسازي، معماري، اقتصاد، زيرساختها و تأسيسات زيربنايي؛ اما بخش مهمي از اين را از دست دادهايم. هماکنون ما اين موضوع را به بهرهوري و کارآمدي تعبير ميکنيم و زماني که علت از دست دادن اين ويژگي ارزشمند را بررسي ميکنيم يکي از علل اصلي آن وضع اقتصادي است که تنبل بار آورده و حساسيتها را جابجا کرده و مسيرها منحرف شده است و بسياري از چيزها در جاي واقعي خود نيستند. من ديده ام که در کلاس همکار محترمي زندگي خود را مقايسه کرده است با ديگراني که دارند از اين وضعيت آشفته توزيع عمومي يارانهها استفاده بيشتري ميکنند و از نظر اقتصادي در مرتبه بالاتري قرار گرفتهاند. اگر ما پايه و پيچ اصلي را تنظيم کنيم خيلي از اينها در جاي اصلي خود قرار خواهدگرفت.
جمشيديها: شما به لحاظ نظري اصطلاحات ديني را زياد به کار ميبريد ولي در اين طرح فقط بر اصطلاحات و مفاهيم اقتصادي تکيه داريد، چرا؟
رييسجمهور: اين در حالي است که مردم ما هميشه بر گزارههاي ديني تکيه دارند اما شما در اين طرح يک متغير اقتصادي براي تغيير رفتار شهروندان و قشرهاي مختلف در اين نظر گرفته ايد. اين مساله به لحاظ نظري براي شما که بسيار به فرهنگ ديني علاقه داريد تناقض است. اگر بخواهيد همه معيارها و ارزشهاي فرهنگي را به اين طرح وصل کنيد حرف شما درست است، اما ما که چنين کاري نکرده ايم.
ما نگفته ايم که اين طرح جلو تخلفات و سوءاستفادهها را ميگيرد، ما چنين حرفي نزده ايم. گفتيم جلو اسراف را ميگيرد و البته نه همه اسراف را، اسراف را صفر نميکند، اسراف آشکاري در حال وقوع است که اين طرح جلو آن را ميگيرد، ممکن است بعضاً کسي هم باشد که در زندگي اش اسراف کند. آن مطلبي که شما گفتيد يعني ترويج کسب روزي حلال که يک فرهنگ است در لايحه برنامه پنجم توسعه هم آمده و در اين برنامه، اتفاقاً به اين مساله توجه شده است. ممکن است بهترين مقررات اقتصادي هم که اجرا شود، سوء استفاده داشته باشيم و اين نيست که اگر مقررات و سازوکارهاي اقتصادي را بهينه يا منطقي کرديم لزوماً جلو همه سوء استفادهها را گرفته باشيم. اهداف طرح اين چهار مساله را دنبال ميکند اما بالاخره جلو بخش مهمي از اسراف و بي عدالتيها در توزيع يارانهها را ميگيرد.
اينگونه نيست که با اين طرح، بيعدالتي در کل اقتصاد ما تمام شود بلکه بايد براي اين کار سياستهاي مالياتي ما عوض و گمرک، بانک و نظام صدور مجوزها درست و دادن فرصتها عادلانه شود و سرمايهگذاريها نيز هدايت گردد و علاوه بر اين بايد دهها کار ديگر نيز صورت پذيرد. اين طرح حتماً رفتار اقتصادي را عوض ميکند نه اينکه سوءاستفادهها را درست کند، اين کار نيازمند بستهاي فرهنگي در کنار اين طرح است.
اين طرح بخشي از رفتارها را اصلاح ميکند، شما نميتوانيد تأثير مقررات اقتصادي را بر رفتار اقتصادي مردم ناديده بگيريد. مگر ميشود اين را ناديده گرفت، حتماً اثر ميگذارد، مردم انتخاب ميکنند. وقتي جواني ميبيند که دو فرصت در برابر خود دارد، در يک فرصت تلاش، انديشه و ابتکار عمل لازم نيست، ريسک ندارد و درآمد بالايي دارد و در کنار آن فرصت ديگري است که بايد ريسک کند، فکر کند و سختيها را متحمل شود، ابتکار عمل داشته باشد و با رقابتي بسيار سنگين روبهروست؛ کدام را انتخاب ميکند؟
پژويان: انتظار من از اين لايحه اين است که بتواند قرص نان خيلي بزرگتري را به صورت عادلانهتر در جامعه توزيع کند. ابزار چنين کاري افزايش کارايي و توليد ناخالص ملي و توزيع بهتر و عادلانه آن از طريق سياستهاي اقتصادي است. سوال اين است که ارزشهاي ديني چه نقشي دارند و ما چه رفتاري خواهيم داشت؟
رييسجمهور: دولت بر اساس دستورات ديني اقدام به اجراي اين طرح خواهد کرد. سوال اين است روزانه شصت ميليون ليتر بنزين در کشور توزيع ميشود، به نظر شما چند درصد جامعه از آن استفاده ميکنند و با چه نسبتي؟ بر اساس مطالعه ميداني صورت گرفته نزديک به هفتاد درصد انرژي را که با يارانه سنگين توزيع ميشود، سي درصد جامعه استفاده ميکنند و هفتاد درصد جامعه از سي درصد اين يارانه بهرهمند ميشوند. اين روش، غلط و ناعادلانه است آيا شما روش ديگري پيشنهاد ميکنيد؟
جمشيديها: رفتاري که شما و دکتر پژويان در اجراي اين طرح بيان ميکنيد، رفتاري مکانيکي است.
رييسجمهور: روزانه يک ميليون 650 هزار بشکه نفت و معادل 4 ميليون 200 هزار بشکه گاز با يارانه در کشور توزيع ميشود و هفتاد درصد اين يارانه را 30 درصد جامعه استفاده ميکنند، آيا اين عادلانه است؟
جمشيديها: اين روش غيرعادلانه است اما به نظر من تنها راه، راه اقتصادي نيست.
رييسجمهور: اين روندي که وجود دارد و دولت انجام ميدهد،غيرعادلانه است. ما ( فعلا) کاري به بررسي تبعات اجراي اين طرح نداريم اما اجراي عدالت رفتارها را اصلاح ميکند. آيا اجراي اين طرح آثار منفي در جامعه دارد؟ اين اجراي عدالت است که وظيفه ماست و اين نکته مهمي است. البته ممکن است اگر من در موضع ايشان باشم در ذهنم کارهاي ديگري بشود کرد.
لااقل در دو منظر با هم مشترک هستيم، با اجراي اين طرح دو اتفاق ميافتد که اولين مورد اين است که توزيع عادلانه ميشود، توزيعي که الان ناعادلانه است. الان اين بيعدالتي در توزيع منابع يارانه در مقياس وسيع وجود دارد و اين بي عدالتي، رفتار و اخلاق جامعه را خراب ميکند، که اگر خراب نميکرد خدا اينقدر با بيعدالتي برخورد نميکرد و اگر عدالت، رفتارها را اصلاح نميکرد، اينقدر مورد تاکيد نبود و تاثيري در زندگي انسانها نداشت، پس معلوم است که تاثير دارد.
دولت کار ديني ميکند و ميگويد که عدالت بايد اجرا شود. دومين اتفاق در پي اجراي طرح هدفمند کردن يارانهها را جلوگيري از اسراف در سطح ملي و نه در سطح موضعي است. بالاخره اگر بهترين شرايط ديني را در کشور فراهم کنيم، عدهاي هستند که تخلف و اسراف ميکنند، اما با اين طرح، قطعا جلوي اين اسراف کلان گرفته نميشود و اين دو مطلب، مباحث ديني و اخلاقي است.
دولت ميخواهد کار ديني کند و نه اقتصادي، البته ظاهر و قالب اين طرح اقتصادي است اما محتوايش، کار ديني است. اگر دريافت ماليات عادلانه شود، ابزار اقتصادي است يا اجراي عدالت؟ هر نوع عمل اجتماعي دولت، قالبي دارد که بخش مهم آن قالب اقتصادي است و در اين ميان آيا ميتوان گفت چرا کار اقتصادي ميکند و ما انتظار کار اجتماعي داريم؟ اگر در مناطق محروم خانه ميسازيم، اشتغال ايجاد ميکنيم، وام ارزان ميدهيم و توسعه سرمايهگذاري ميکنيم، اين عمل اقتصادي است يا اجتماعي؟ قطعا اين عملي اجتماعي و ديني با قالبي اقتصادي است. در آن منطقهاي که محروم است و هيچ فرصت اقتصادي در اختيار مردم قرار نگرفته است، چه ميخواهيم به آنها بدهيم و از چه ارزش انساني ميخواهيم در آنجا صحبت کنيم؟ آنها ارزشهاي اقتصادي دارند، اما فرصت در اختيارشان نيست و با اين کارها فرصتي اقتصادي در آن منطقه در اختيارشان ميگذاريم. عمل دولت يک کار برپايه عدالت و برمبناي اجتماعي، اما در قالب اقتصادي است.
پژويان: جناب آقاي احمدينژاد، نگراني من از اين طرح، انتقاد برخي به آن نيست؛ چراکه به عنوان يک متخصص در مسايل اقتصادي ميتوانم به تمامي اين انتقادها جواب دهم. نگراني من اين است که چه اطميناني داريم که دولت و رييس آن در ميانه راه، زير فشارهايي که شايد مقابل اين طرح ايجاد شود بتواند با عزمي راسخ در اجراي آن بکوشد و ناگهان براي رفع اين فشارها، دستورالعملهاي جديدي صادر نکند.
رييسجمهور: در اصلاح ساختارهاي اقتصادي بسيار جدي هستيم و در اين راه لايحهاي جداگانه به مجلس شوراي اسلامي فرستاده ايم تا طرح تحول اقتصادي و هدفمند کردن يارانهها به يک قانون دائمي تبديل شود، اگر نظر شما مکانيزم بازار به طور مطلق و بدون نظارت دولت است اين نظر را قبول ندارم؛ چراکه تجربهها، شکست اين نظرها را نشان داده است.
دولت بايد از منافع عمومي دفاع کند و اين دفاع به معناي تصديگري اقتصادي و دخالت نيست. منظور از دفاع دولت از منافع عمومي، نظارت است اما متأسفانه قوانين ما در اينباره جامع و مانع نيست و راه در رو هم وجود دارد. آدمهاي کشور ما هم همه در يک قالب نيستند، تخلفهايي در اينباره وجود دارد و راه ورود بسياري از اين تخلفها در مواردي خود قانون است و قانون فرصت را براي متخلف به وجود ميآورد. اگر دولت در اين باره بي تفاوت باشد و بر اين تخلفها نظارت جدي نکند کشور دچار بحران خواهد شد.
با ابزاري که در اختيار داريم از عموم مردم در برابر افرادي خاص دفاع خواهيم کرد و اصل را هم بر اين گذاشتيم که فضايي اقتصادي، رقابتي، پرتلاش و بدون سوء استفاده در کشور ايجاد کنيم. ما مخالفيم که سال به سال در باره اين طرح در بودجه تصميم گيري شود و براي همين يک صندوق ملي با هيأت امناي مشخص تشکيل خواهيم داد که کار خود را به صورت دائمي براي اجرايي کردن اين طرح آغاز کند. طرح تحول اقتصادي 7 سرفصل دارد.
پژويان: نگران آن هستم که اين ساختار دولت ، دخالت در اقتصاد باشد و دولت قوه انحصاري خود را در اقتصاد حفظ کند.
رييسجمهور: من هم اين نگراني را دارم و بايد هم هميشه نگران باشيم اين موضوع خاص کشوري مانند ما و کشورهاي مشابه است که دچار اين نوع ديوانسالاري هستند. نظام ديواني به دنبال توسعه اختيارات و اقتدار سازماني خودش است و ما بايد اين نگراني را داشته باشيم و به همين دليل استادان، صاحبنظران، قانونگذاران و بنده بايد مراقبت کنيم.
اقتصادي که 50 تا 60 سال دولتي بوده و وجه غالب آن دخالت دولت در همه امور بوده است يک دفعه، عوض نميشود. به عنوان مثال وقتي قيمت ميوه خيار بالا و پايين ميشود توقع از دولت است و به قول دکتر پژويان ميکروفون صداوسيما هم به سراغ مسوولان ميرود در حاليکه شايد علت اصلي آن خشکسالي يا کاشت کمتر بوده است. ما بايد با شيب مناسب پيش برويم تا باري که روي دوش دولت است به دوش مردم منتقل شود.
خبرنگار: شما 5 بار در نشستهاي سالانه مجمع عمومي سازمان ملل شرکت و مواضع و ديدگاههاي جمهوري اسلامي ايران و حتي بحث مديريت جهاني را مطرح کردهايد، برخي موافق اين رويه هستند و برخي ميگويند اين حضور نه تنها دستاوردي نداشته حتي هزينه بر هم بوده است و هر بار تعدادي، نشست مجمع عمومي را ترک کردهاند؟
رييسجمهور: آيا ما ميتوانيم عرصههاي جهاني را خالي کنيم يا اصلاً ميشود بدون ارتباط با ديگران زندگي کنيم آيا کشور ميتواند بدون ارتباط خود را بالا بکشد؟ نميشود؛ به خصوص ايراني که حرف براي گفتن دارد و ما که شيوه زندگي بهتر را ارائه ميکنيم. اگر وارد ارتباطات جهاني نشويم ديگران در امور ما دخالت ميکنند و چه طور بگوييم که کار ندارند؟!
کف اين دخالت آن است که قوانين، زندگي، فرهنگ، اقتصاد و سياست را آنها مينويسند و مدلها را آنها طراحي ميکنند و ما بايد اجرا کنيم.
حداقل ماموريت ما در تنظيم معادلات جهاني اين است که فعال باشيم. حداکثر آن هم اين است که ديدگاههاي ما بر مناسبات جهاني حاکم باشد.
هم اکنون بهترين شيوه ديپلماسي در جهان ديپلماسي عمومي است و کسي ميتواند ديپلماسي را جلو ببرد که افکار عمومي جهان را با خود داشته باشد و کدام تريبون بهتر از تربيون سازمان ملل است. اين تريبون جهاني است و در آنجا با 7 ميليارد مردم جهان صحبت ميکنيد نه آنکه با تعدادي که آنجا نشستهاند و اينکه 4 تا 5 نفر بيرون ميروند مهم نيست و به طور معمول هم تعدادي ميروند و ميآيند. مهم آن است که از تريبون رسمي جهاني حرفي را ميزنيد و دنيا ميشنود و به عنوان سند در مجمع عمومي سازمان ملل ثبت ميشود.
خبرنگار: بحث بر سر آن است که ميگويند قدرتهاي بزرگ و تأثيرگذار جهان مجمع عمومي را ترک ميکنند.
رييسجمهور: مهم نيست، من 4 سال حرفهاي آنان را شنيدم حرف بوش و اوباما را گوش دادم با اينکه ميتوانستم در محل اقامتم بشنوم يا متنش را بخوانم اما با حضورم خواستم حس آنان را ببينم تا منظور آنها را به دقت بفهمم. مي خواستم بگويم مشکلي در شنيدن حرف آنان ندارم.
حرفهاي امسال اوباما را ببينيد بخشي از آن به دليل آثار مواضع ملت ايران است که ما بلافاصله اعلام کرديم شما به اشتباهات قبلي خود اعتراف کرديد.30 سال حرف ملت ايران اين بود که رفتار دولتهاي آمريکا طي اين مدت غلط بوده است و اوباما در همان تريبون مجمع ان را اعلام کرد که موفقيتي براي ملت ايران است.
از طرف ديگر رسانههاي جهان را مطالعه کنيد، ميبينيد که بعد از حضور نمايندگان ايران در مجمع عمومي سازمان ملل 80 درصد اخبار منتشره مربوط به مواضع ملت ايران بود و صاحبنظران گفتند که حرفي ديگر باقي نمانده است و الان هم اين تحليلها ادامه دارد.
مواضع ما روشن است که از طرفي ناظر بر نابساماني اوضاع دنيا و از طرفي نشان دادن راهي روشن است که با فطرت انسانها ارتباط دارد. اثبات اين موضوع که حضور ملت ايران بسيار تأثيرگذار است، سخت نيست و حتي اگر اين مقدار تأثير را هم نداشت ما موظف به حضور در مجامع جهاني هستيم تا حرف بزنيم و مواضع خود را اعلام بکنيم.
بايد بگويم از ديد ما همه علوم لازم است، هم جامعه شناسي، هم اقتصاد و هم روان شناسي؛ همه با هم ميخواهند انسان را بالا بکشند. اقتصاددان و جامعه شناس ميخواهند انسان و جامعه را بالا بياورند. مهم اين است که فکرها را نزديک کنيم و کشور را بالا ببريم.
جمشيديها: قرار است يارانهها به طور نقدي به مردم داده شود، خيليها ميپرسند اين پول نقدي که به دست مردم ميدهيد خانوادهها نيازهاي متفاوتي دارند و ممکن است به جاي اينکه پول را بجا مصرف کنند آن را صرف هزينههاي ديگري کنند. آيا بهتر نبود که اين پول در بهداشت صرف ميشد يا آن را صرف انواع بيمههاي اجتماعي ميکرديد؟
رييسجمهور: حرف شما درست است؛ در لايحهاي که تقديم مجلس شده هر دوي آنها پيشبيني شده که بخشي از آن به صورت نقدي و بخشي هم به صورت نظام تامين اجتماعي است. در لايحه هم پيشبيني شده است که به مرور از نقدي به طور کامل به سمت تامين اجتماعي منتقل شود.
اما چرا هم به صورت نقدي است هم به صورت تامين اجتماعي؟ نقدي با اين هدف است که مردم را در مديريت منابع مشارکت بدهد. اين کار مهمي است که خود مردم تصميم بگيرند و مديريت کنند.
روزهاي اول ممکن است اين اتفاق که شما گفتيد بيفتد گرچه ما حتماً بايد يک پيوست فرهنگي و راهنمايي کننده مردم هم داشته باشيم وگرنه ممکن است به بخش هايي از بازار فشار بيايد يا صرف نيازهايي بشود که فکر ميکرد خيلي مهم است بعد ببيند آنقدر هم مهم نيست.
اوايل ممکن است قطعاً از اين اتفاقات بيفتد اما به مرور وقتي به جلو برويم مردم ياد ميگيرند که منابعشان را چگونه مصرف کنند. افرادي در دهک اول با متوسط ماهيانه صد هزار تومان زندگيشان را اداره ميکنند و کساني هم هستند که با ماهيانه سي ميليون تومان اداره ميکنند که هر دو دارند مديريت منابع ميکنند. بايد مردم را در اصلاح مشارکت بدهيم.
پس بخشي از آن نقدي و بخشي هم نظام تامين اجتماعي است اما شيب به سمت انتقال به نظام تامين اجتماعي است.
جمشيديها: نمايندگان موافق طرح هدفمند کردن يارانهها در مجلس شوراي اسلامي ميگفتند اين طرح در ماده 46 برنامههاي سوم و چهارم توسعه آمده است، چرا اين طرح آن موقع اجرا نشد و شما با چه انگيزهاي اجراي آن را پذيرفتهايد و اين ريسک و سختي را ميپذيريد؟
رييسجمهور: اول بايد ببينيم آيا اين طرح ضرورت است يا نه، اين طرح در برنامههاي سوم و چهارم توسعه، قانون نظام جامع تامين اجتماعي، قانون حمل و نقل به ويژه در قانون برنامه و همچنين چند قانون ديگر آمده است.
همه صاحبنظران از جمله صاحبنظران اجتماعي گفتند که اجراي اين طرح لازم است و دولتهاي مختلف نيز گفتند که اين کار را ميخواهيم انجام دهيم.
دليل اولي که وارد اين کار شديم ناممکن بودن روند فعلي بود زيرا تا چهار سال ديگر نميشد بودجه را بست و به بنبست ميرسيديم.
و اما دليل دوم، دولت فعلي اين اراده و توانمندي را در خود احساس ميکند که ميتواند انجام دهد، دولتهاي قبل ميخواستند انجام دهند اما احساس توانمندي نميکردند يا شايد فکر ميکردند نميتوانند تبعات اجراي آن را مديريت کنند. اين دولت احساس قوي و خودباوري دارد و بيش از 20 هزار نفر ساعت براي اين طرح کار کارشناسي انجام داده است. براي اين طرح، اعلام عمومي کردهايم و در مکاتبه با صاحبنظران از آنان خواستهايم که نظر خود را درباره اين طرح بدهند.
خود من هزار ساعت وقت گذاشتم که اين امر در دولتهاي قبل سابقه نداشته است که يک رييس دولت براي اجراي يک طرح آن قدر وقت بگذارد، گوش کند، حرف بزند و سوال و جواب کند.
اجراي طرح يک ضرورت است و دولت هم توانايي اجراي آن را دارد، مانند قضيه انرژي هستهيي که همه دوست داشتند هستهيي بشويم و اين دولت با اتکا به قدرت ملي هستهيي شد زيرا هستهيي شدن نماد پيشرفت و عزت کشور است.
انتهاي پيام



نظرات